سیدیحیی یثربی فلسفه را یک آگاهی فراگیر و بنیادی از حقایق جهان دانست و گفت: مسلما چنین آگاهیای در شکل دادن به فرهنگ تأثیر بسزایی دارد.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی عنوان کرد: فلسفه به معنای افسانه و اسطوره نیست؛ بلکه عینیترین و جدیترین آگاهی انسان نسبت به جهان پیرامون خود است. علاوه بر این، ویژگی خاص فلسفه، نگرش فراگیر آن به موضوعات مختلف است که آن را از علوم دیگر متمایز میکند. فلسفه به تمام حوزهها نگاه دارد، نه یک حوزهی خاص؛ بنابراین فلسفه یک دانش به معنای واقعی است. اگر چیزی با نام فلسفه مطرح شد و در کمک به فهم جهان اثری نداشت، اصلا فلسفه نیست؛ امری فلسفهنماست.
یثربی افزود: دو مکتب اشعری و تصوف در قرنهای 6 و 7 هجری قمری بر جهان اسلام تأثیر مهمی داشتند؛ اما هنوز در فرهنگ ما اثرات این دو مکتب مشاهده میشود، مثل هوایی که جامعه آن را تنفس میکند. این یکی از آسیبهای فرهنگی ماست؛ زیرا کارآیی فرهنگی ما را در سطح جهان ضعیف کرده است. فلسفه میتواند در ساختن فرهنگ جامعه تأثیر داشته باشد. شاهد مثال، این که بعد از دوران روشناندیشی (قرن 17 میلادی به بعد)، با عوض شدن فلسفه در دنیای غرب، شرایط و فرهنگ جامعه نیز تغییر یافت. افرادی مانند فرانسیس بیکن مردم را به سوی دنیای جدیدی سوق دادند.
این پژوهشگر با تأکید بر این که دنیا با تغییر کردن فلسفه، چهرهی تازهای به خود میگیرد، خاطرنشان کرد: فلسفه مؤثرترین امر در زندگی مادی و معنوی بشر است. برای مثال به کتابهای «تاریخ تمدن» و «تاریخ علم» مراجعه کنید. اگر تمدنی به وجود آمده یا پیشرفت کرده، یک فیلسوف، پرچمدار آن حرکت بوده است. اگر دانشی ایجاد شده، پیشرو آن یک فیلسوف است. حرکتهای فلسفی نیازمند گذشت زماناند. از زمانی که ایدهی بیکن مطرح شد و او ادعا کرد دنیای جدیدی ایجاد میکند، 300 سال میگذرد و ما امروز در دنیایی زندگی میکنیم که از زمین تا آسمان با دنیای دوره بیکن تفاوت دارد و از بیماریهای مسری و ظلم و استبداد آن دوره خبری نیست.
این استاد دانشگاه با اشاره به این که بسیاری از آشفتگیهای جامعه به این دلیلاند که فلسفهی کارآمد نداریم، عنوان کرد: فلسفهی ما امروز توان جهتدهی به آموزش، پژوهش، سیاست و دیگر شئونات جامعه را ندارد؛ در نتیجه، فرهنگ جامعه آشفته است. این آشفتگی در رشتههای علوم انسانی هم به چشم میآید. ما برای مناسبتهای ملی ـ مذهبی مثل عید غدیرخم و ایام محرم هیچ حرف تازهای برای گفتن نداریم. من متأثر شدم وقتی دیدم از عید غدیرخم پارسال تا امسال این همه مراکز تحقیقاتی و رسانههای دنیای شیعه هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و هیچ تحقیقی در زمینهی «ولایت» انجام ندادند. برنامهها در حد شعرخوانیاند و های و هوی بیجا. در ایام محرم نیز با همین مشکل مواجهیم؛ زیرا رسانهها تابع افکار عمومیاند و به خاطر نبود زیربنای فکری ـ فلسفی قوی نمیتوانند به افکار عمومی خطدهی کنند.
یثربی سپس با انتقاد از جایزهی کتاب سال، آن را در راستای نبود یک خط فکری منسجم دانست و تأکید کرد: یکی دیگر از مسائلی که نشان میدهد فلسفه در جامعهی ما ارزش ندارد، همین امر است که نمیدانیم به چه دلیل و به چه کتابی جایزه میدهیم. فقط به مجموع کتابهای منتشر شده در سال نگاهی میاندازیم و گاهی هم با پارتیبازی یکی برنده میشود. ما یک خط فکری مشخص نداریم که بر مبنای آن به آثار جایزه دهیم تا بتوانیم راه را برای رشد جامعه باز کنیم. سال گذشته کتاب برگزیدهی رشتهی فلسفه یک سطر مطلب درخور توجه نداشت، که این رسوایی بزرگی است.
او با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر مهندسی فرهنگی جامعه، تصریح کرد: مهندسی اصلی فرهنگی یک جامعه، فلسفهی آن جامعه است؛ زیرا چارچوبها، خطوط اصلی و فرعی و استخوانبندی جامعه را مشخص میکند و حرکتهای جامعه باید براساس این مهندسی فرهنگی تنظیم شوند؛ زیرا نبود آن باعث آشفتگی است. ما به اندازهی یک کشور پیشرفته، پژوهشگاه و مراکز تحقیقاتی داریم؛ ولی همهی اینها کار موازی انجام میدهند. در کار تحقیقاتی هم تکرار مکررات داریم. اگر تفسیر جدیدی از قرآن مینویسیم، نباید همهاش تکرار مطالب منابع باشد که از قبل توسط دیگران استفاده شده؛ زیرا میشود به بحث آنها ارجاع داد.
یثربی با هشدار این که اگر با این شرایط پیش برویم، 9، 10 سال بلکه 50 سال دیگر هم به مهندسی فرهنگی نمیرسیم، خاطرنشان کرد: نگرش عمیق و نیروی انسانی کارآمد برای به عهده گرفتن کارهای فرهنگی نداریم، یا اگر داریم، مسئولیتی ندارند. اگر کار فرهنگی دست همین مجموعهای باشد که 30 سال است درجا میزنند و اگر صد سال دیگر هم بگذرد، همین وضع را ادامه میدهند، هیچگاه به وضع فرهنگی مطلوبی نمیرسیم. اشکال از کنندگان کار فرهنگی است که نگرش لازم را ندارند. اینها نه میتوانند تعریف درستی از فرهنگ اسلامی ارایه دهند، نه میتوانند راهکار اجرایی برای آن تعریف درست مشخص کنند. کارهای اینها نتیجه ندارند. فقط میتوانند سمینار بگذارند و پول بیتالمال را خرج کنند، که این کارها نتیجهبخش نیستند.
او درباره وضع آموزش فلسفه در دانشگاهها نیز گفت: برخورد با فلسفه در دانشگاهها در واقع برخورد با اسطوره و افسانه است که کارآمد نیست. فلسفه جدی گرفته نمیشود؛ زیرا به صورت قصه مطرح میشود. استادی که دکارت درس میدهد، اصلا در حال و هوای ایجاد شک در ذهن شاگرد نیست؛ فقط شرح موضوع میدهد. دانشجو هم این قصه را در ذهن دارد که دکارت فردی معتقد به شکل دستوری است.
این استاد دانشگاه با انتقاد از نوع نگرش به فلسفهی غرب و فلسفهی اسلامی، تصریح کرد: نقد جدی در عرصهی فلسفه صورت نمیگیرد؛ زیرا به فلسفهی خودمان نگاه مقدس داریم؛ بهگونهای که نمیپذیریم شاید علامه و ملاصدرا اشتباه داشتهاند و باید یک فلسفهی نو پیریزی شود و برعکس آن به فلسفهی غرب نگاه نامقدس داریم که باعث میشود هیچ کار جدی در این دو حوزه انجام ندهیم.
او در ادامه افزود: روش آشفتهی آموزش و پژوهش فلسفه در دانشگاههای ما بسیار غمانگیز است. هیچ استادی را در دانشگاه خودش نمیتوانید پیدا کنید. همه به هر دلیل به دنبال درس دادن هستند. این وضعیت باعث میشود نه در فلسفهی غرب و نه در فلسفهی خودمان بتوانیم اثری درخور ارایه کنیم.
ضعفهای فرهنگی از مشکلات اجرایی ناشی میشوند
در اظهارنظری دیگر، حجتالاسلام عباسعلی اختری رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه اولین نکته قابل توجه از مفهوم مهندسی فرهنگی برداشت ما از این مقوله است، اظهار داشت: مهندسی در معارف ما آمده است، هنگامی که از قضا و قدر صحبت به میان میآید قدر به اندازه و جایگاه گفته میشود که قدر هر چیز طول و جایگاه و هندسه آن به حساب میآید. بنابراین مهندسی فرهنگی مشخص کردن جایگاه فرهنگ و تعامل آن با دیگر دستگاهها است.
وی در ادامه به فرمایشات مقام معظم رهبری در زمینه اهمیت فرهنگ اشاره کرد و افزود: ایشان میفرمایند "فرهنگ مانند فضای تنفسی در جامعه به شمار میرود"، بنابراین باید فرهنگ در همه دستگاهها چون فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، تربیتی، آموزشی، کشاورزی و هنری وجود داشته باشد. از این رو جایگاه آن در همه دستگاههاست و ما باید تمام کارهای خود را براساس فرهنگ پایهگذاری کنیم.
حجتالاسلام عباسعلی اختری تصریح کرد: براساس لایحه اصل 44 قانون اساسی باید پیوست فرهنگی وجود داشته باشد که کمیسیون درباره مسائل فرهنگی وابسته به اصل 44 پیوستی را ارائه کرد که متأسفانه کمیسیون اصلی آن را نپذیرفت و در مجلس هم رأی نیاورد. اما شک نیست که باید پیوست فرهنگی در همه بخشهای جامعه وجود داشته باشد. وی با اشاره به اینکه اینک در جامعه ما فرهنگ بیگانه حاکم است و باید براساس پیوست فرهنگی در آموزش و پرورش، دانشگاهها و دیگر مراکز از آموزههای دینی بهرهمند شد، گفت: بدون توجه به مسائل فرهنگی نمیتوان اقدامات ارزشمند و سازنده داشت. اگر بخواهیم انقلاب را با فرهنگ غرب پیش ببریم، مثل این است که از یک فرد مریض بخواهیم، اعمال یک فرد سالم را انجام دهد، بنابراین نمیتوان با مدیریت غرب به اداره این کشور پرداخت و باید از آموزههای دینی پیامبر اکرم(ص) و قرآن استفاده کرد.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه دانشگاهها برای اهتمام به علم و دانش باید آموزههای دینی را نیز رعایت کنند، چرا که بیبند و باری قاتل علم و دانش است، یادآور شد: مشکل ما قانون نیست، مشکل ما اجرا است. تعداد دبیرانی که به مبانی فرهنگی ما پایبند نیستند کم نداریم، درحالی که میخواهند فعالیتهای دینی انجام دهند یا مسئولانی که به معیارهای ارزشی ما پایبند نیستند، اما میخواهند کشور را اداره کنند.
وی در ادامه حوزههای علمیه و مراکز دانشگاهی فعال در مسائل فلسفه و معارف اسلام را عاملی تأثیرگذار در روند سازنده مهندسی فرهنگی خواند و افزود: اساتید و دبیران باید معیارهایی را در نظر گیرند و آنها را اجرا کنند، زیرا غرب از فرهنگ غرب فراری و دچار وحشت شده است، برخی تازه میخواهند به این فرهنگ گرایش یابند که امروز میدانی جز اسلام وجود ندارد. امروز تنها میداندار مکتب اسلام است که اگر دستورالعملهای آن را به درستی اجرا کنیم، پیشرفت خواهیم کرد و از نظر علمی و اخلاقی در امنیت قرار میگیریم. از این رو چشم تمام مردم دنیا به ایران اسلامی دوخته شده است.