مترجم: محسن خزایی
برای درک مشکلاتی که گریبانگیر اقتصاد آمریکا است نیازی نیست حتماً یکی از فعالان وال استریت باشید. بازار بورس این کشور در روند نزولی گرفتار شده که هر روز در آن شاهد رویارو شدن یکی از بانکهای آمریکایی با بدهیهای هنگفت هستیم. شرکتهای آمریکایی هم به سرعت در حال از دست دادن سود خودند زیرا مصرفکنندگان این کشور آن قدر در طول سالهای اخیر بدهکار شدهاند که دیگر توان خرید کالاهای مصرفی جدید را ندارند. در این اوضاع و احوال دلار هم شکوه خود را از دست داده به طوری که بازارهای منهتن اعتبار خود نزد مصرفکنندگانی از دیگر کشورهای صنعتی مثل آلمان را از دست داده است. باید گفت این وضعیت نشانگر ایجاد حالتی ناخوشایند در اقتصاد آمریکا به نام رکورد است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند رکورد پیش روی اقتصاد آمریکا به وخامت رکورد بزرگ دهه 1930 نیست ولی به هر حال آن قدر ناخوشایند است که بسیاری از آمریکاییها را از زندگی در شرایط ایدهآل خود باز دارد و آنها را با شرایط ناراحتکنندهای روبهرو سازد. رکورد مذکور همچنین منبع بیثباتی اقتصادی عمدهای برای آمریکا و جهان است. این در حالی است که مصرفکنندگان آمریکایی همچنین عادت ناسالم خود در میل به خرید حتی در شرایط بدهکاری را حفظ میکنند. ولی آمریکاییها سرانجام باید رو به صرفهجویی آورند و سراسر دنیا را در جست و جو برای مشتریان کالاهای آمریکایی بگردند. البته باید به یاد داشت که اقتصاد آمریکا سابقه انعطافپذیری غیرمنتظرهای در مواقع سخت دارد.
همچنین بخشهایی از اقتصاد آمریکا در حال گذران اوقات خوشی هستند. بویژه کشاورزان که به ازای تولید اتانول از محصولات خود به منظور تأمین سوخت خودروها میتوانند پول نقد دریافت کنند. ولی به اعتقاد بیشتر صاحبنظران، اقتصاد آمریکا با افقی عمده روبهرو است و تداوم کاهش قیمت مسکن، محدود شدن مصرفگرایی و قطع سرمایهگذاریها، نشانههای این افت عمده است. بانک مرکزی آمریکا اخیراً اعلام کرد، رشد اقتصادی آمریکا در سال 2008، بین 6/1 تا 6/2 درصد خواهد بود. در حالی که نرخ رشد سالانه اقتصاد آمریکا در طول یک ربع قرن اخیر 9/3 درصد بوده است. حتی برخی معتقدند رویداد بدتری در انتظار آمریکا است که طی آن رکورد شدید موجب سقوط بازار سهام، کاهش بیشتر ارزش دلار و بیکار شدن بسیاری از آمریکاییها میشود. این حالت باعث میشود احتمالاً آمریکاییها برای مدت 1 یا 2 سال بدترین دوران زندگی خود را طی کنند و اقتصاد جهان را نیز با کاهش رونق روبهرو سازند زیرا آمریکاییها مجبورند خرید انواع کالاهای تولیدی دیگر کشورها مثل رایانههای ساخت چین و اتومبیلهای اسپرت ساخت ایتالیا را متوقف کنند.
برخی میگویند: امروز همه چیز حاکی از آن است که رکورد اقتصاد آمریکا نیز قابل اجتناب است و باید دانست همیشه وقتی آمریکا دچار مشکل اقتصادی کوچکی میشده، معمولاً اقتصاد جهان با مشکل بزرگتری روبهرو میگردیده است ولی هماکنون آمریکا با مشکل اقتصادی شدیدی روبهرو است که جهان را به نگرانی واداشته است. البته همه اقتصاددانان این قدر بدبین نیستند. بیشتر آنها معتقدند نتیجه روند موجود، افت یا رکوردی متوسط است. این حالت منجر به افزایش نسبی بیکاری و باقی ماندن بازار سهام در حالت کسادی میگردد ولی به احتمال زیاد آن قدر جدی نخواهد بود که به طور مؤثری در اقتصاد کشورهای دیگر موجهایی منفی به وجود آورد.
آمریکاییها سالهاست به خرید کالاهای کشورهای آن سوی دریاها با استفاده از اعتبارات خارجی عادت کردهاند. صادرکنندگان خارجی نیز برای تداوم کسب و کار خود به مصرفکنندگان آمریکایی تکیه نمودهاند. این روند سالها است اساس تجارت جهانی را تشکیل داده به طوری که در سال 2006، واردات کالا به آمریکا از صادرات این کشور 764 میلیارد دلار بیشتر بود. اقتصاددانان این نکته را یادآور میشوند که آمریکا روزی مجبور خواهد بود روی پای خود بایستد و وابستگی به اعتبارات خارجی را پایان دهد. اصول اولیه اقتصاد میگوید عدم توازن سرانجام به توازن میانجامد ولی سناریوی بدتر این است کشورهای خارجی که آمریکا به آنها بدهکار است با مشاهده کاهش ارزش دلار در حرکتی منفعتطلبانه از قبل دلار را با ارزش کمتر از حد واقعی مبادله کنند. این امر موجب بالا رفتن شدید قیمت کالاهای وارداتی به آمریکا، دشوار شدن فروش کالاهای تولید ژاپن، چین و اروپا و ایجاد رکورد جهانی خواهد شد. با این حال سناریویی که از همه محتملتر است سقوط ارزش دلار و ارزانتر شدن کالاهای آمریکایی در خارج است که این امر موجب کمک به جبران کسری موازنه تجاری آمریکا میشود ولی همزمان با کاهش رونق اقتصاد آمریکا، اقتصاد جهان به روند فعلی خود ادامه داده و به شرکتهای آمریکایی اجازه میدهد به نحوی تهاجمی کالاهای خود را صادر کنند.
در سالهای آتی آمریکاییها که در داخل با افت فعالیت اقتصادی روبهرو هستند بیشتر متمایل به پسانداز خواهد شد. این حرکت موجب میشود ژاپن، چین، هند و دیگر غولهای صادرکننده دنیا راههای جدیدی برای فروش کالاهای خود بدون اتکا به مصرفکنندگان مستأصل آمریکایی پیدا کنند. به بیان دیگر راهحل دغدغه اصلی اقتصاد جهانی یعنی عدم توازن بیثبات و هنگفت مبادلات تجاری این است که آسیا به رونق خود ادامه دهد و در همین حال آمریکا نیز خود را بالا بکشد. مشکل کنونی آمریکا به باور بسیاری اقتصاددانان مانند بحران مالی یک دهه قبل آسیا قابل حل است. این بحران موجب کاهش تمایل مصرفکنندگان و شرکتهای بزرگ به سرمایهگذاری شد ولی به برقراری ثبات در اقتصاد آسیا، بانکهای مرکزی این منطقه نرخهای بهره را پائین آورده و اوضاع کم کم به حالت عادی بازگشت. در آمریکا نرخ بهره کم موجب فرصت برای رونق فناوری گردید ولی این قضیه پایان بدی داشت چرا که بسیاری از شرکتها با دهها میلیارد دلار بدهی روبهرو شدند. با این وجود مصرفکنندگان آمریکایی به کار خود ادامه میدهند به طوری که تا میزان 70 درصد حجم اقتصاد آمریکا پول خرج میکنند. مصرفکنندگان آمریکایی با انباشتن کوههایی از کالاهای تولید ژاپن، چین و دیگر نقاط دنیا در منازل خود تریلیونها دلار ارز به آن سوی اقیانوس آرام فرستادهاند. بانکهای مرکزی اقتصادهای بزرگ آسیا نیز دلارهای ذخیرهشده خود را با خرید اوراق بهادار و داراییهای آمریکایی در آمریکا انباشته نمودهاند. با این کار نرخهای بهره در آمریکا پائین بوده دلار هم ارزی قوی مانده است و بدین وسیله مصرفکنندگان آمریکایی توان خرید خود را در طول سالهای اخیر حفظ کردهاند. رونق اقتصاد مبتنی بر صادرات آسیا موجب گرم شدن کسب و کار شرکتهای آمریکایی نیز گردیده است. چرا که در حالی که چنین به ساخت کارخانهها، برجهای اداری و خطوط هوایی جدید میپردازد با ولع بسیار به خرید ماشینآلات راهسازی از کاترپیلار، هواپیما از بوئینگ و کامیون از کامینز میپردازد.
اعتبارات دارای بهره کم یکی دیگر از عوامل مهم ایجاد وضعیت فعلی اقتصاد آمریکا شده است. این امر موجی از رهن پول با دورههای بازگشت آسان را به همراه داشت. با بالا رفتن قیمت مسکن در آمریکا به رهن گذاشتن منازل برای گرفتن وام از بانکها شدت یافت و مالکان را قادر ساخت با ارائه وام از سوی بانکها، افزایش قیمت منازل خود را به پول تبدیل کنند. این امر به حدی رواج یافت که طبق تضمینهای صورت گرفته آمریکاییها بین سالهای 2004 تا 2006 سالانه بیش از 800 میلیارد دلار با به رهن گذاشتن خانههای خود وام گرفتهاند. ولی هماکنون با افت قیمت مسکن و انتقاد شدید از بانکها به خاطر سرانجام به رهن در آوردن خانهها این راه تأمین اعتبارات مالی برای مصرفکنندگان آمریکایی در حال پایان یافتن است. بنابراین مصرفکننده آمریکایی که به طور سنتی موتور محرکه رشد اقتصاد جهانی محسوب میشود ممکن است به آهستگی از میدان بیرون شود.
بسیاری با توجه به تجربه تاریخی توصیه میکنند بانک مرکزی آمریکا و دیگر بانکهای مرکزی دنیا باید با شروعی دوباره نرخهای بهره را کاهش دهند تا آمریکاییها دوباره روانه بازارهای خرید شوند. ولی عامل جدید ذهن افرادی را که ذخایر اختیاری دنیا را در اختیار دارند به خود مشغول ساخته و آن هم ترس بانکهای مرکزی آمریکا و اروپا از تورم بویژه به خاطر افزایش بیسابقه قیمتهای نفت است. این امر موجب میشود این بانکهای مرکزی تمایلی به کاهش بیشتر نرخهای بهره نداشته باشند.
کشورهای خارجی طی سالهای اخیر از فروش کالاهای خود به آمریکا به عنوان وسیلهای برای جبران بدهیهای خود به این کشور راضی بودهاند ولی این وضعیت در حال تغییر است چرا که با تداوم افول قیمت دلار، چین پیامهایی مبنی بر قصد خود برای نگهداری بیشتر ذخایر ارزی خود به صورت یورو ارسال داشته است. کشورهای نفتخیزی مثل کویت و روسیه که با افزایش قیمتهای نفت در دریایی از دلار شناور هستند نیز اخیراً دست به خرید مقدار بیشتری یورو و دیگر ارزهای رایج بینالمللی زدهاند و با این کار موجب وارد آمدن فشار بیشتر به دلار در حال افول آمریکا گردیدهاند. بنابراین آمریکاییها و کشورهایی که رونق اقتصادی آنها به مصرفگرایی آمریکا وابسته است به طور واضح به سوی حاشیه اقتصاد جهانی رانده میشوند و آمریکاییها باید به فکر روزی باشند که پول آسان به دست آمده آنها تمام میشود.