حسین شریعتمداری
پاسخ رهبرمعظم انقلاب به نامه رئیس مجلس شورای اسلامی بلافاصله بعد از انتشار، در داخل و خارج کشور بازتاب گستردهای یافت. رسانهها و محافل بیگانه و برخی از روزنامهها و سایتهای وابسته به یک جریان سیاسی در داخل کشور، به روال همیشگی تلاش کردند از این نمد برای سرهای یخزده خویش کلاهی دست و پا کنند، این طیف مشترک داخلی و خارجی، پاسخ رهبرمعظم انقلاب را که تذکری مشفقانه و قانونگرایانه به دولت بود، نشانه کمرنگشدن حمایت ایشان از دولت نهم قلمداد کرده و در همان حال از بروز اختلافات شدید میان دولت نهم و مجلس هفتم خبر دادند. تفسیر و تحلیل این مجموعه از بیرون و درون تازگی داشت و نه قابل اعتناء، چرا که آنان بعد از رویکرد مردم به اصولگرایان، هر رخدادی را علیه جبهه اصولگرایان مصادره میکنند و به این یا آن سلیقه در میان اصولگرایان نیز کاری ندارند. آنها، حمایت رهبرمعظم انقلاب از دولت را به مفهوم تضعیف مجلس هفتم جلوه میدهند و حمایت ایشان از مجلس را، تضعیف دولت وانمود میکنند، شاید مأمورند و به جای آن که خود را «مسئول» تلقی کنند، «معذور» میدانند.
اما در این میان، یادداشت دیروز همکارانمان در روزنامه ایران غیرمنتظره و تعجبآور بود. این روزنامه که انتظار میرفت به عنوان روزنامه وابسته به دولت اصولگرا، پاسخ رهبرمعظم انقلاب را «فصلالخطاب» تلقی کرده و از متن صریح و قانونی و صد البته، مشفقانه آن استقبال کند، طی یادداشتی با عنوان «حقایقنامه رئیسجمهوری به مجلس» سعی کرد ـ انشاءالله ناخودآگاه ـ که درخواست ریاست محترم جمهوری از مجلس را «قانونی» و پاسخ رهبرمعظم انقلاب به نامه آقای حداد عادل را، حاوی «نکتهای ظریف» و هشدارگونه به رئیس مجلس معرفی کند!
روزنامه ایران مینویسد «در پاسخ رهبر معظم انقلاب به دکتر حداد عادل، نکته ظریفی است که تأمل بر این نکته به خوبی حق مطلب را ادا میکند، مقام معظم رهبری در پاسخ نامه دکتر حداد عادل فرمودند؛ کلیه مصوبات قانونی که فرآیند مذکور در قانون اساسی را طی کرده است برای همه قوای کشور لازمالاجراست.» و نتیجه میگیرد که مصوبه مورد بحث باید به تایید شورای نگهبان میرسید و از آنجا که شورای نگهبان نسبت به این مصوبه سکوت کرده است مینویسد، «سکوت شورای نگهبان در قبال این مصوبه مجلس میبایست مورد توجه و دقت ریاست محترم مجلس قرار گیرد»!
و اما نکتهای که روزنامه ایران روی آن تأکید کرده باید مورد توجه خود آنان قرار میگرفت زیرا برخلاف آنچه روزنامه محترم ایران نوشته، مصوبه مورد بحث به تایید شورای نگهبان رسیده است بنابراین فرایند قانونی را طی کرده بود. چرا که مطابق اصل 94 قانون اساسی و ماده 184 آئیننامه داخلی مجلس شورای اسلامی، بعد از ارجاع یک مصوبه به شورای نگهبان این شورا موظف است ظرف 10 روز نظر خود را درباره آن اعلام کند و «در صورتی که شورای نگهبان ظرف 10 روز مخالفت خود را اعلام نکرد، مصوبات از طرف مجلس جهت امضاء و ابلاغ به ریاست جمهوری ارسال میشود».
بنابراین تعجبآور است که همکاران محترم در روزنامه ایران، نکتهای با این صراحت را نادیده گرفته و به جای استقبال از پاسخ رهبرمعظم انقلاب و «فصلالخطاب» دانستن آن، متاسفانه تصویر وارونهای از آن ارائه دادهاند!
روزنامه ایران در بخش دیگری از یادداشت خود، نامه ریاست محترم جمهوری به مجلس شورای اسلامی را برخاسته از احساس «تکلیف شرعی» ایشان و نشانه «دقت و وسواس رئیسجمهور و اهتمام ایشان برای اجرای هر چه بهتر قوانین در چارچوب قانون اساسی» دانسته است که ضمن تاکید بر وجود این خصوصیات قابل تقدیر در ریاست محترم جمهوری باید گفت در موضوع مورد بحث، برادر عزیز و بزرگوارمان، جناب آقای دکتر احمدینژاد مطابق اصل 58 قانون اساسی ملزم به ابلاغ مصوبه مجلس شورای اسلامی بودهاند و تاکید رهبرمعظم انقلاب بر «لازمالاجرا بودن مصوبات بعد از طی فرآیند قانونی» تذکری مشفقانه به ریاست محترم جمهوری برای رعایت این اصل است از سوی دیگر مطابق اصل 98 قانون اساسی «تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است» بنابراین باید گفت که متاسفانه نامه رئیسجمهور محترم به مجلس، فاقد وجاهت قانونی بوده و به همین علت با هشدار مشفقانه و قانونگرایانه رهبرمعظم انقلاب روبرو شده است که یقین داریم برای رئیسجمهور محترم و اصولگرا فصلالخطاب خواهد بود.
و اما، چرا برخی از دوستان اصرار دارند تذکر رهبرمعظم انقلاب به دولت را ناگوار تلقی کنند! باید هر دو حالت هشدار رهبری و حمایت ایشان برای دولت و مجلس اصولگرا و همه اصولگرایان، موهبت الهی تلقی شود، چرا که در هر دو حالت از رهنمود حکیمانه و دلسوزانه آن بزرگوار برخوردار میشوند و این از برکات الهی برای مردم و مسئولان در جمهوریاسلامی است که «فصلالخطاب» مورد اطمینان و پیامبرگونه دارند و با آویختن به این عروةالوثقی از بیراهه و کجراهه درامانند. آنهایی باید نگران باشند که هنگام روبروشدن با تفاوت نظرها و اختلاف برداشتها، تکیهگاه قابلاعتمادی ندارند ـ یا نمیشناسند ـ و به هم میآویزند و بر فاصلهها میافزایند.