پیش از هر چیز باید به این نکته مهم اشاره کنم که اشغالگران قدس به دو دلیل روند حملات خود به نوار غزه را تشدید بخشیدهاند:
1- رژیم صهیونیستی با این اقدام قصد دارد تا به پرونده نوار غزه خاتمه بخشد تا اینکه تمام توجهش را منحصر به جبهه شمالی کند که در حال حاضر جوی از تنش بر آن حاکم است و هر کدام از طرفها نگران برنامههای طرف مقابل است.
جبهه شمالی برای رژیم صهیونیستی بسیار خطرناک است و موجودیت این رژیم را تهدید میکند و از این رو، اشغالگران قدس باید تمام فکر و توان خود را به کار گیرند تا موفق به رفع این خطر شوند.
به اعتقاد دولت جعلی عبری، نوار غزه تا حد زیادی باعث مشغولیتش شده و نگرانی فراوانی را نیز برای ساکنان مناطق اشغالی به دنبال داشته است و اگر نیروهای امنیتیاش موفق به مهار گروههای مقاومت در نوار غزه شوند، احتمالا میتواند تمام توجهش را معطوف جبهه شمال کند.
2- کنترل حماس بر نوار غزه منجر به قطع کمکهای غذایی سیاسی شد که در قالب پروژه سازش اعطا میشد، پروژهای که رژیم صهیونیستی امید داشت تا پس از اجرای آن، به اهدافش در عادیسازی روابط با جهان عرب دست یابد.
آمریکاییها و صهیونیستها توجه خاصی به این نکته دارند که نوار غزه به دست ریاست تشکیلات خودگردان بیفتد تا آنکه فرآیند سازش بدون هیچ مانعی ادامه یابد و به خاطر اختلاف فرهنگهای سیاسی حاکم بر نوار غزه و کرانه باختری این فرآیند به خطر نیفتد. پایان دادن به پرونده نوار غزه برای رژیم صهیونیستی از حساسیت بسیار زیادی برخوردار بوده و هست و این رژیم از تشدید اقدامات نظامی و افزایش حجم مصائب و مشکلات مردم فلسطین برای نابودی دولت غزه استفاده میکند.
به اعتقاد رژیم عبری، اگر قدرت نظامی فایدهبخش نباشد، افزایش حجم مصائب ساکنان نوار غزه از طریق به راه انداختن کشتارهای جمعی، بستن گذرگاهها و جلوگیری از بازگشت حجاج به نوار غزه باعث میشود تا اهالی غزه خود علیه دولتشان شورش کنند؛ برنامههای اشغالگران قدس برای نابودی دولت هنیه تاکنون به نتیجهای نرسیده و از این رو، دست به آخرین اقدام زدند و روند سوخترسانی به نوار غزه را متوقف کردند و برق این منطقه را قطع نمودند.
دلایل محاصره
مطمئنا اقدام اخیر صهیونیستها در قطع برق نوار غزه نیز به خاطر دلایل ذیل به هیچ نتیجهای نخواهد رسید:
الف- به اعتقاد بنده، حماس درسهای خوبی از گذشته گرفته و مطمئنا انبارهایی با ظرفیت بالا ترتیب داده و آنها را با نیازهای ضروری پر کرده است. حجم این انبارها به حدی است که به این جنبش اجازه میدهد که تا زمان به دست آوردن برگههای فشار لازم علیه رژیم صهیونیستی به روند مقاومت و ایستادگی خود ادامه دهد.
ب- امید بستن به شورش و کودتای مردم غزه علیه حماس، یک خیال باطل است. اگر عامل فشار بر حماس یک گروه داخلی بود، این امکان وجود داشت که برخی افراد دست به شورش بزنند و دولت غزه را متلاشی سازند ولی فشاری که امروز بر حماس میآید، از سوی یک دشمن ددمنش خارجی است که نتیجه این امر میتواند عامل وحدت فلسطینیان باشد نه تفرقه آنان.
«اسرائیل» پیش از این نیز سیاست تعدی به جان شهروندان را به منظور تحقق اهداف سیاسی در لبنان و فلسطین به کار گرفت؛ ولی این امر هیچ نتیجهای به دنبال نداشت.
پ- اقدامهایی که رژیم صهیونیستی امروز بدان دست میزند، در واقع نقض ارزشهای اخلاقی جهانی است که در محافل بینالمللی نیز قابل توجیه نیست.
شاید برخیها در سطح محافل جهانی گروههای فلسطینی و حملات موشکی آنها را مسئول قطع سوخت و برق میدانند ولی هیچ کسی نمیتواند گرسنه نگاه داشتن مردم و جلوگیری از خروج افراد از کشور جهت درمان را توجیه کند.
امروز چهرههای سیاسی مختلف، سازمانهای حامی حقوق بشر، سازمان ملل متحد و صلیب سرخ فریاد مخالفت با تداوم روند محاصره سر میدهند، ضمن آنکه رسانهها نیز نقش بارزی را در محکوم کردن اخلاق سیاسی رژیم صهیونیستی ایفا میکنند.
اعراب در تنگنا
درست است که اشغالگران قدس اهمیت خاصی به مسئله اخلاق نمیدهند ولی جریان حوادث آن قدر شدید است که صهیونیستها تاب ایستادگی در برابر آن را ندارند.
آیا رژیم صهیونیستی میتواند در برابر تصویر کودکانی که در بیمارستانهای نوار غزه به سر میبرند، تصویر زنانی که به خاطر کودکان مریضشان میگریند و سالمندانی که به خاطر بیماری زمینگیر شدهاند و نیاز به درمان فوری دارند و همچنین فلسطینیانی که از سرما میمیرند، خود را بیاهمیت نشان دهند؟
ت- نوعیت سیاستهای رژیم صهیونیستی باعث میشود تا کشورهای عربی همپیمانش در تنگنا قرار گیرند. در حال حاضر، فریاد اعتراض ملتها و رسانهها بلند شده که خواستار اتخاذ اقدامات لازم از سوی جهان عرب برای مقابله با روند محاصره هستند. حاکمان عرب در حال حاضر خود را در مقابل شکستن سد محاصره اقتصادی که نه تنها در برابر حماس بلکه در برابر یک میلیون و نیم فلسطینی ساخته شده است، مسئول میبینند.
محاصرهای که رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه آغاز کرده، دیگر متوجه حماس نیست تا از سوی نظامهای عربی مورد قبول واقع شود؛ بلکه این بار بحث بر سر محاصره کودکان و زنان فلسطینی است.
از سوی دیگر، «اسرائیل» و نظامهای عربی که در اندیشه حفظ موجودیت خود هستند، نمیتوانند به سادگی از کنار تظاهراتی که امروز در شهرهای عربی علیه تداوم روند محاصره برگزار میشود، بگذرند.
ث- چشم امید بستن به نابودی حماس، خیالی باطل و خام است. حماس هرگز تسلیم نخواهد شد و پرچم سفید را به رژیم صهیونیستی نشان نخواهد داد.
چیزی که امروز برای همه روشن شده، آن است که اقدامات دولت عبری باعث تثبیت موقعیت حماس در میان مردم فلسطین میشود، مردمی که معتقدند اگر پایبندی حماس به مسئله فلسطین نبود، اشغالگران هرگز دست به چنین اقدامات وحشیانهای نمیزدند.
حماس در حال حاضر در راس گروههایی است که مورد حمایت جنبشهای اسلامی و عربی هستند. حماس به خوبی میداند که از دست دادن حمایت جنبشهای اسلامی و عربی تاثیری بس منفی بر موجودیتش خواهد داشت همچنانکه بر جنبش اخوانالمسلمین نیز تاثیر منفی خواهد گذارد.
ج- اهالی غزه افرادی پایدار و استوار هستند و بارها طعم تلخ سختیهای زندگی، اقدامات وحشیانه دشمنان و خیانت دوستان را چشیدهاند. بیتردید، فلسطینیان ساکن غزه در برابر مشکلات ایستادگی خواهند کرد. در این دوره شاید شاهد گریه مردم باشیم ولی مطمئنم که غزه باز هم نماد رادمردی باقی خواهد ماند. اولمرت و همراهانش هرگز مرد اداره دولت نیستند. آنها یک بار خود را در باتلاق لبنان گرفتار ساختند و از بدشانسیشان، امروز دوباره خود را گرفتار باتلاق غزه کردهاند و در نهایت مجبور به شکستن سد محاصره خواهند شد. روزهای سختی در انتظار مردم غزه است، ولی این روزهای سخت خیلی زود پایان خواهد یافت.