در روز چهاردهم سپتامبر جاری (2007میلادی) مجلس دومای روسیه، نخستوزیری «ویکتور زوبکوف» را تایید کرد.
مجلس دومای روسیه با 381رأی مثبت در برابر 41 رأی منفی به «ویکتور زوبکوف» - نخستوزیر پیشنهادی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه ـ رأی داد. در این جلسه رأیگیری، 8 نماینده نیز رأی ممتنع دادند.
«زوبکوف» پیش از رأیگیری پارلمان متعهد شد تا سیاستهای پوتین را پیش ببرد و گفت: «احیای مجموعههای صنعتی- دفاعی اولویت ماست».
وی به نمایندگان حاضر در دومای روسیه گفت: «هدف استراتژیک ما کمک به بالا بردن توان صنعت دفاعی کشور است».
وی اظهار داشت: «من معتقدم اولویتهای ما باید اهداف استراتژیک و برنامههای منسجمی باشد که در سخنرانی ملی رئیسجمهور در چند سال گذشته عنوان شده است. من فکر میکنم دولت باید جایی را برای کاهش مالیات بیابد». وی افزود: «نفت، گاز، جنگل، صنعت شیلات و دیگر منابع طبیعی روسیه باید درآمدهای زیادتری داشته باشند».
2روز قبل از این اقدام در حرکتی غیر منتظره، استعفای «میخائیل فرادکوف» - نخستوزیر قبلی روسیه ـ از سوی ولادیمیر پوتین- رئیسجمهوری- پذیرفته شد و بلافاصله «ویکتور زوبکوف» - که طی چند سال اخیر همواره مشاغل مالیاتی یا مبارزه با فساد مالی را بر عهده داشته و آخرین مسئولیت اجراییاش ریاست سازمان فدرال نظارت مالی (آژانس یا سرویس بازرسی جرایم مالی) در روسیه بوده است ـ به عنوان جانشین نخستوزیر مستعفی معرفی شد. ولادیمیر پوتین ـ رئیسجمهور روسیه ـ 2هفته برای معرفی جانشین «فرادکوف» وقت داشت اما در کمتر از نصف روز، پوتین، زوبکوف را به عنوان نخستوزیر جدید به دومای دولتی روسیه معرفی کرد.
مختصری در مورد ویکتورزوبکوف
ویکتور زوبکوف 66ساله که در ناحیه کوهستانی اورالزاده شده، نخستنن بار با پوتین در آستانه فروپاشی اتحاد شوروی سابق و در نخستین سالهای دهه 90 آشنا شد. در آن زمان، آنها هر دو در شهرداری سنپترزبورگ زیر نظر شهردار «آناتولی سابچاک» - که یک لیبرال اصلاحطلب ـ کار میکردند.
سپس وی در سالهای 1992 تا 1993 میلادی که ولادیمیر پوتین شهردار سنپترزبورگ شد، معاونت رئیس کمیته روابط خارجی در شهرداری سنپترزبورگ را بر عهده داشت. پس از آن وارد سرویسهای مالیاتی شد تا جایی که در سال 1989 معاون وزیر دارایی روسیه شد.
پوتین در کا.گ.ب فعال بود اما زوبکوف چنین سابقهای را در پرونده خود ندارد. او در سالهای اخیر و در روسیه، تحت رهبری پوتین موفق شد ریاست سازمان فدرال نظارت مالی روسیه را در دست بگیرد.
او نخستین شغل در خور توجه خود را در سال 1986 به دست آورد؛ یعنی زمانی که کمیته حزب کمونیست شهر پریوزرسک او را به عنوان دبیر اول حزب انتخاب کرد و یک سال بعد معاون رئیس کشاورزی و صنایع غذایی لنینگراد از طرف حزب کمونیست شد.
زوبکوف پدر زن وزیر دفاع فعلی روسیه است و از دوستان قدیمی و مورد اعتماد و امین پوتین محسوب میشود.
برخی اظهارنظرها در روسیه پیرامون این رویداد:
1- «سرگئی مارکوف»ـ استاد علوم سیاسی که با کرملین نیز ارتباط دارد ـ معتقد است: «استعفای فرادکوف و آمدن زوبکوف مرحله جدیدی در طرح انتقال آرام قدرت در روسیه است. ما در سال 2008 رئیسجمهور جدیدی خواهیم داشت اما گروه سیاسی و تیم اجرایی و سیاستها تغییر نخواهد کرد».
2- «کنستانتین کوزاچکوف» ـ رئیس کمیته امور بینالملل دومای روسیه ـ نیز در توضیح استعفای فرادکوف میگوید: «این تغییر احتمالا برای تضمین سهولت انتقال ریاست جمهوری به فرد بعدی صورت گرفته است».
3- در این خصوص، سایت russiaprofile.org این گونه مینویسد: این پرسش مطرح میشود که چرا پوتین برای اطمینان از جریان آرام انتقال قدرت به کنار گذاشتن فرادکوف نیاز داشت، در حالی که پوتین 2تن (سرگئی ایوانف و دمیتری مدودف) از افرادی را که از آنان به عنوان رئیسجمهور احتمالی آینده روسیه یاد میشود، به عنوان معاونان نخستوزیر گمارده بود. آنچه در حال حاضر در مسکو میگذرد، به جریان روی کار آمدن پوتین بسیار شبیه است.
بوریس یلتسین ـ اولین رئیسجمهور روسیه ـ در آگوست 1999 پوتین را به سمت نخستوزیری روسیه گمارد و 5 ماه بعد، با نصب وی به عنوان کفیل ریاست جمهوری از قدرت کناره گرفت.
برخلاف یلتسین- که محبوبیت چندانی نداشت - پوتین در شرایط بسیار بهتری قرار دارد و به مانورهای پیچیده برای انتخاب جانشین خود نیازی ندارد. پوتین با یک اشاره میتواند در سلسله مراتب حزبی در حزب روسیه متحد، در هرم قدرت حزب، جریان حمایت از فرد مورد نظر را به حرکت در آورد.
بسیاری در مسکو و در خارج از روسیه فکر میکردند نخستوزیر جدید کسی جز سرگئی ایوانف نخواهد بود. اما ایوانف نامزدی زوبکوف را مورد تایید قرار میدهد و میگوید: «به عنوان یک نامزد نخستوزیری میتوانم بگویم که زوبکوف مردی است که بدون سر و صدا و گرد و خاک کارش را انجام میدهد و این چیزی است که روسیه به آن نیاز دارد». ایوانف در توصیف زوبکوف تاکید میکند که وی به هر هدفی که قبل از او تعیین شده بود، دست یافت.
4- «ویتالی تربیاکف» - سردبیر هفتهنامه Moskovskiye Novostiـ میگوید: «فکر نمیکنم زوبکوف جانشین پوتین شود. من این خطر را قبول میکنم و میگویم که زوبکوف رئیسجمهور آینده روسیه نیست و نامزدهای اصلی ریاست جمهوری هنوز هم ایوانف و مدودف هستند، ضمن اینکه طبق قانون اساسی روسیه، منعی برای نامزدی نخستوزیر برای انتخابات ریاست جمهوری وجود ندارد».
5- در همین حال «سرگئی لاوروف»ـ وزیر امور خارجه روسیه ـ گفت که استعفای نخستوزیر میخاییل فرادکوف از پستش به دلیل خطا یا مورد خاصی نبوده است. وی گفت: «قانون اساسی این امکان را به رئیس دولت میدهد که بخواهد خود را از انجام وظایف منع کند و این دقیقا همان کاری بود که فرادکف انجام داد».
لاوروف افزود: «وی به صراحت اعلام کرد که این اقدام را به دلیل ورود به دوران انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری و اینکه ترجیح میدهد رئیسجمهور از آزادی عمل کامل برخوردار باشد، انجام داده است».
6- در همین حال، پس از معرفی زوبکوف از سوی پوتین، مطبوعات روسیه به اتفاق نوشتند: «تصمیم ناگهانی ولادیمیر پوتین برای تغییر نخستوزیر و قرار دادن رئیس کرملین در موقعیتی بسیار قوی ـ آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ماه مارس ـ رقبای وی را در موقعیتی بسیار سخت قرار داد».
در این راستا، روزنامه «کومسومولت» ـ چاپ مسکو ـ نوشت: «فقط پوتین میداند. او درست به شیوه همیشگیاش رفتار کرد و بهطور غیرمنتظره یک خرگوش را از کلاه جادوگریاش بیرون کشید. انتخاب زوبکوف بدون ترمیم دولت یک اقدام عجیب و جدی بود».
چند روزنامه روسی نیز در مقالههای خود تاکید داشتند که انتظار تغییرات سیاسی چندانی نمیرود اما به یقین ژرمانگرف ـ وزیر اقتصاد و بازرگانی ـ با مشکلات جدیای روبهرو خواهد شد.
روزنامه دولتی «پوسیسکایا» نوشت: «رئیسجمهور تمام افکار تحلیلگران مبنی بر اینکه چه کسی بعد از فرادکوف نخستوزیر خواهد شد را از بین برد. پوتین همچنان تفکرات در خصوص جانشیناش را با دوگانگی روبهرو کرده است. به این ترتیب او همچنان کنترل اوضاع سیاسی را در دست دارد».
روزنامه «گازتا» نیز نوشت: «رئیسجمهور نخستوزیر را تغییر داد اما یک رقیب برای خودش نساخت».
«ایزوستیا» نوشت: «زوبکوف فقط تا زمانی که لازم باشد نخستوزیر خواهد بود؛ تا زمانی که سیاستهای کنونی حفظ شود. اگر ایوانف نخستوزیر میشد، پوتین مجبور بود زودتر از موعد پستش را ترک کند. اکنون دیگر هیچ جانشینی وجود ندارد».
«نووستی» نیز نوشت: «منابع ما دریافتهاند که بازارها آماده تغییر در دولت بودند».
7- در همین راستا «آریل کوهن» ـ یکی از محققان سیاسی روسیه ـ پس از اعلام خبر انتخاب زوبکوف میگوید: «پوتین هیچ برنامهای برای عزلتنشینی از عالم سیاست و گمشدن در غبار فراموشی ندارد. او وقتی خبرنگاران درباره احتمال بازگشت پوتین به عرصه سیاست پرسیدند، آن را انکار نکرد و گفت به سربلندی روسیه میاندیشد و افزود که پس از 2008 از عرصه سیاست کنار نمیرود و اگرچه حضور او کمرنگ نخواهد بود اما تلاش میکند اثر لازم را داشته باشد».
اما چرا پوتین باید در چنین مقطعی فردی که تاکنون کمتر نامش شنیده میشد را برای سمت نخستوزیری انتخاب کند؟
ناظران سیاسی معتقدند که چند تئوری میتوان برای انتخاب زوبکوف ارائه کرد که تعدادی از آنها به این قرار است:
1-تئوری اول آن است که نخستوزیر جدید انتخاب شد تا برای خطری که در پس دیوارهای بلند کرملین به وجود آمده بود، عاملی مسکن باشد. در واقع پوتین او را انتخاب کرد تا جای خودش را در ریاست جمهوری برای دورهای که از سال 2012 شروع خواهد شد، حفظ کند به ویژه که زوبکوف از هماکنون اعلام داشته احتمال شرکت او در انتخابات بهار آینده بسیار زیاد است و دیگران همعقیده دارند این بهترین کار برای حفظ پوتین بود؛ زیرا به این ترتیب رئیسجمهور کنونی میتواند در پسپرده و آنگونه که خود میخواهد جریانات سیاسی روسیه را به دست رئیسجمهور بعدی ـ که میتواند زوبکوف باشد ـ هدایت کند و جای خود را نیز برای 2012 محفوظ دارد.
ارتقای زوبکوف 66ساله، حکایت از طرحهایی دارد که نشان میدهد وی احتمالا به عنوان یک مسئول وفادار ـ که میتواند کرسی ریاست جمهوری را حفظ کند و سپس به منظور بازگشت پوتین از آن کناره بگیرد ـ انتخاب شده است.
زوبکوف در پاسخ به این سؤال که آیا وی رئیسجمهور خواهد شد، گفت: «اگر من چیزی در این موقعیت به دست آورم آن را رد نمیکنم».
2- برخی دیگر نیز معتقدند زمان بازگشت پوتین حتی میتواند زودتر از 2012 نیز روی دهد و آن زمانی است که بنا به دلیلی ـ که در زمان خود موجه خواهدبود ـ انتخابات ریاست جمهوری زودتر از موعد برگزار شود.
3- اما تئوری دیگری هم وجود دارد و برخی میگویند پوتین باید به خاطر این انتخاب و سپردن کرملین به یک فرد ناشناخته، بسیار هوشیار و محتاط باشد. پوتین خود نیز خارج از عالم سیاستمداران برجسته بود اما بوریس یلتسین او را به عنوان نخستوزیر خود انتخاب کرد و به این ترتیب اندکی بعد مأمور سابق کا.گ.ب بر مسند ریاست جمهوری نشست و دیگر قدرت را از دست نداد. اما با وجود این، حتی همین دسته هم این انتخاب را دلیلی برای ریاست جمهوری بعدی پوتین میدانند.
4- در روسیه گمان عموم بر آن است که پوتین با جابهجا کردن این چهرهها در واقع در پی آراستن صحنه سیاسی به صورتی است که رئیسجمهور آینده روسیه فردی مطابق میل و سلیقه وی باشد. البته این باور عمومی باور درستی است. پوتین میخواهد رئیسجمهور آینده ـ که در انتخابات ماه مارس آینده (اسفند جاری) برگزیده میشود ـ فرد مورد اعتماد وی بوده و شکل و سیاق فعلی نظام سیاسی را حفظ کند.
از سویی جابهجا شدن نخستوزیران پوتین تا حدودی یادآور کیش قدرت تزارهاست. او میخواهد با این رویه بگوید «ما هر آن کس را که مورد رضای ما باشد برمیکشیم، هر آن کس را که بخواهیم کنار میزنیم و رعایای ما هم راهی ندارند جز آنکه از کارهای ما تعریف و تمجید کنند».
هر بار که این رویه یعنی صدور فرامین پوتینی و اطاعت عامه رعایا تکرار میشود، مرام ارباب و رعیتی در عرصه سیاسی روسیه بیشتر ریشه میدواند.
5- در روسیه برگزاری انتخابات پارلمانی برای ماه دسامبر (آذرماه) و انتخابات ریاست جمهوری برای ماه مارس 2008 (اسفندماه جاری) تعیین شده است. پوتین عزم خود را جزم کرده که در این دو مورد کوتاه نیاید و سلطه بلامنازع خود بر قدرت را تا هر کجا و هر زمان که بتواند حفظ کند. حال با گماردن زوبکوف ـ مرد 66 سالهای که از محارم حلقه پوتین است ـ به نخستوزیری، خیالی از بابت دردسرهای احتمالی در دولت نداشته و میتواند به دنبال پیدا کردن و انتخاب فرد مورد نظرش برای به دست گرفتن زمام ریاست جمهوری باشد.
پوتین با اعمال این تمهیدات، زبانههای جنگ قدرت بین 2 معاون نخستوزیر ـ به علاوه سرگئی ایوانف وزیر دفاع پیشین و دیمیتری مدودف مدیر شرکت گازپروم ـ را شعلهورتر کرده و از طرفی از قدرت گرفتن انحصاری هر کدام از آنان نیز جلوگیری به عمل آورد. چنانچه هر کدام از مدعیان یاد شده متصدی سمت نخستوزیری میشدند- آنگونه که پوتین توانست بر جای یلتسین بنشیند ـ ساکنان کرملین هم به سوی آن شخصیت کشیده شده و از راه و رسم پوتین کناره میگرفتند.
6- پوتین گفت وی در نظر دارد بر عرصه سیاسی کشور پس از کنارهگیری نفوذ داشته باشد و تلاش برای کسب کرسی ریاست جمهوری در آینده را رد نکرد.
بدین ترتیب بیش از هر کسی احتمال نخستوزیری سرگئی ایوانف ـ همشهری، دوست نزدیک و همکار قدیمی ولادیمیر پوتین در کا.گ.ب ـ مطرح شد که در حال حاضر معاون نخستوزیر است.
در حالی که اغلب تحلیلگران متفقالقول بودند که ولادیمیر پوتین، سرگئی ایوانف را برای نخستوزیری بر میگزیند تا راه او را برای جانشینی خود در مسند ریاست جمهوری باز کند، اکنون با انتخاب ویکتور زوبکوف به نخستوزیری روسیه، نظرهای متفاوتی میان تحلیلگران در مورد نقش زوبکوف مطرح است.
اما عدهای دیگر با توجه به اینکه خود پوتین نیز در زمانی که به نخستوزیری رسید، چهرهای گمنام بود، بعید نمیدانند که ویکتور زوبکوف، انتخاب او برای ریاست جمهوری نیز باشد.
نتیجهگیری
1- اعلام خبر انتخاب ویکتور زوبکوف به عنوان نخستوزیر روسیه، اغلب سیاستمداران روسیه را شگفتزده کرد زیرا در گمانهزنیها هیچکس نام زوبکوف به گوشاش نرسیده بود. انتخاب زوبکوف از آن جهت مهم است که این انتخاب در آستانه تغییر در ریاست جمهوری روسیه روی میدهد. بهار آینده ولادیمیر پوتین پس از 2دوره فعالیت در هیأت ریاست جمهوری روسیه باید جای خود را به نفر بعد بسپارد و مترصد بنشیند تا آنگونه که خود اظهار داشته برای انتخابات 2012 ریاست جمهوری روسیه آماده شود.
2- این تحولات در شرایطی صورت میگیرد که براساس نظرسنجیهای اخیر، مردم روسیه به خطمشی در پیش گرفته شده از سوی ولادیمیر پوتین ـ رئیسجمهوری این کشور ـ اعتماد دارند.
در این نظرسنجی بیشتر افراد خواستار تقویت گرایشهایی شدهاند که در سیاست داخلی و خارجی در زمان پوتین آغاز شده است. 51 درصد معتقدند که تقویت خودکفایی کشور در آینده برای روسیه بسیار ضروری است. 56 درصد خواستار تقویت نقش دولت در اقتصاد شدهاند و 49درصد نیز خواهان حمایت از مردم در برابر سیل مهاجرت خارجیان هستند.
3- نظرسنجیها حاکی از این است؛ در صورتی که سرگئی ایوانف در انتخابات سال آینده نامزد ریاست جمهوری روسیه شود، بیش از رقبایش احتمال برنده شدن دارد.
60درصد کسانی که در نظرسنجی بی.بی.سی شرکت کردند نیز از نخستوزیری سرگئی ایوانف حمایت کردند.
4- عدهای معتقدند که زوبکوف تنها نقشی جنبی خواهد داشت و در نهایت پوتین برای رئیسجمهور شدن سرگئی ایوانف یا فرد دیگری از حلقه نزدیکانش نظیر مدودف خواهد کوشید.
5- در ساختار سیاسی روسی، نخستوزیر صرفا یک مجری بوده و عهدهدار پیگیری امور اقتصادی کشور است.
طی حدود 15سال اخیر در روسیه، زوبکوف، نهمین نخستوزیر در این کشور است و در واقع تغییر نخستوزیر ـ که وظیفه اصلیاش سکانداری امور اقتصادی کشور بوده و به جهت ساختار وخیم اقتصادی این کشور باید به لحاظ اجرایی پاسخگوی انتظارات مردم باشد ـ امری عادی و مرسوم محسوب میشود و افکار عمومی مردم روسیه نیز با این روند آشنا هستند.
6- در حال حاضر «طیف سن پترزبورگیها» عهدهدار هدایت امور سیاسی در کرملین بوده و پشت پردهنشینان اصلی در کرملین نیز از میان همین طیف هستند. طبیعی است به واسطه منافع ایجاد شده، آنها هیچگاه رضایت نخواهند داد که قدرت در این کشور پس از رفتن پوتین از کرملین ـ ولو برای هر مدتی ـ از دست آنها خارج شود.