سعید کوشافر
برگ دیگری بر شکست سیاستهای بوش علیه ایران رقم خورد و پس از گزارش 16 نهاد اطلاعاتی این کشور مبنی بر دروغپردازیهای سران کاخ سفید، این بار یک نهاد اقتصادی مدعی شد، تحریمهای اقتصادی ایران که پایه اصلی سیاستهای انتقامجویانه واشنگتن علیه تهران را تشکیل میداد نیز به نتیجه نرسیده است.
براساس گزارش سازمان حسابرسی آمریکا که یکی از معتبرترین نهادهای اقتصادی این کشور است، علاوه بر اینکه تحریم بانکی ایران با شکست مواجه شده، این کشور طی 4 سال اخیر بیش از 20 میلیارد دلار قرارداد انرژی امضا کرده است.
استوارت لوی، یک مقام ارشد در سازمان خزانهداری آمریکا مدعی شده بود تحریمهای آمریکا علیه ایران باعث انزوای اقتصادی این کشور شده است.
به گفته وی از سال 1997 تاکنون معاملاتی به ارزش 5 میلیارد دلار با ایران صورت نگرفته است، این در حالی است که در گزارش سازمان حسابرسی آمریکا (GAO) اعلام شده که از سال 1987 تا سال 2006 میزان صادرات ایران از 8 میلیارد و 500 میلیون دلار به 70 میلیارد دلار رسیده در حالی که میزان واردات در این مدت از 7 میلیارد دلار به 46 میلیارد دلار افزایش یافته است.
براساس این گزارش، گره خوردن روابط تجاری ایران با جهان و نقش تعیین کننده ایران در نفت جهان، کار آمریکا را برای انزوای اقتصادی ایران مشکل کرده است.
غرب تحت فشار
عصر روز پنجشنبه زمانی که مدیران شرکت شل برای گذراندن تعطیلات آخر هفته آماده میشدند، جلسه هیأت مدیره به پایان رسید و سخنگوی شرکت اعلام کرد تا یک سال آینده در خصوص انعقاد قرارداد توسعه میدان گازی پارس با ایران تضمینی نخواهد گرفت.
او که در مقابل پرسشهای خبرنگاران در خصوص سودآوری این پروژه و تأثیر آن بر سودآوری شرکت قرار گرفته بود در توجیه این تصمیم عنوان کرد که مدیران شرکت منتظر خواهند ماند تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شود تا سیاستهای رئیسجمهور جدید را رصد کنند.
او فشار سیاستمداران در شرایط فعلی را دلیل اصلی به تعویق افتادن عقد این قرارداد عنوان کرد.
پیش از این شرکت که قراردادی چند میلیارد دلاری را تحت فشارهای واشنگتن و لابی صهیونیستی از دست داد، رسپون، شریک فعالیتهایش در پروژههای پارس جنوبی و توتال نیز دچار وضعیت مشابهی شده بودند.
روی کار آمدن سارکوزی در فرانسه و عکسالعمل تندروانه وی در دنبالهروی از بوش و اتخاذ مواضع شبیه آمریکا در مقابل ایران، باعث شد تا مدیران توتال نیز تحت فشار قرار گیرند و اگرچه در ظاهر عنوان کردند که سودآوری خود را تحت این شرایط معامله نخواهند کرد، اما اندکاندک از عقد قراردادهای جدید و فعالیت در پروژههای دیگر پا پس کشیدند.
در همین زمان، و شاید اندکی پس از صدور قطعنامههای شورای امنیت که تحت القائات دشمن درجه یک ایران صادر شده بود، ژاپنیها هم که قصد داشتند سهم عمدهای از میدان نفتی عظیم آزادگان را در اختیار بگیرند، آنقدر معطل کردند تا شرکتهای داخلی وارد کارزار شده و سهم آنها در حد 10 درصد باقی بماند.
تحریم اقتصادی
اگرچه در قطعنامههای شورای امنیت هیچ اشارهای به قراردادهای نفتی ایران نشده بود، اما از سالها قبل آمریکا تهدید کرده بود که شرکتهایی که بیش از 40 میلیون دلار در ایران سرمایهگذاری کنند را تنبیه خواهد کرد.
این قانون فرامرزی که در کنگره آمریکا به تصویب رسیده بود، تا قبل از صدور قطعنامه و مطرح شدن پرونده هستهای ایران در شورای امنیت از سوی شرکتهای غربی زیاد جدی گرفته نمیشد، اما پس از صدور قطعنامه، شکل جدیتری به خود گرفت و شرکتهای بزرگی که منافع بیشتری در ایالات متحده داشتند رفته رفته پای خود را از میادین نفتی ایران کنار کشیدند. بلر که مطیع بیچون و چرای بوش بود جای خود را به سارکوزی داد تا این روند برای شرکتهای فرانسوی که سرمایهگذاریهای زیادی کرده بودند یا برنامههای زیادی برای منابع غنی ایران داشتند تحت تأثیر، قرار بگیرد و به تبع آنها، شرکای آنها هم که هلندی یا اسپانیایی بودند از منافع خود در یکی از بزرگترین کشورهای دارنده ذخایر نفت و گاز محروم شوند.
اما ایران نیز در مقابل این تأخیرها و تعللها بیتفاوت نماند و برای شرکت شل که یک پروژه 4 تا 5 میلیارد دلاری را در پارس جنوبی پیش رو داشت ضربالاجل تعیین کرد.
مدیر عامل شرکت نفت و گاز پارس تا ژوئن 2008 (دهم تیرماه 87) به شل فرصت داد تا قرارداد توسعه میدانهای 13 و 14 پارس جنوبی را منعقد کند و در مقابل درخواست یک ساله مدیران این شرکت با صراحت عنوان کرد که این مهلت به هیچ وجه تمدید نخواهد شد.
اگر چه بازی شرکتهای غربی مدتی باعث کندی اجرای برخی پروژههای گازی و نفتی شد اما اظهارات توأم با جدیت طرف ایرانی، نشان داد راههای دیگری هم برای تسریع در اجرای این طرحهای سودآور وجود دارد.
ترکیه وارد شد
اولین حرکت ایران در زمینه دور زدن سیاستهای خصمانه بانکیها، استفاده از نقطه ضعف طرفهای اروپایی بود، مسأله گاز که ایران دومین دارنده منابع آن و اروپا نیازمندترین قاره به آن میباشد، از جمله این نقاط ضعف است.
ترکیه در حالی که میتوانست با استفاده از ترانزیت گاز ایران نقش عمدهای در تأمین گاز اروپا دارا باشد با اجرای برخی طرحهای آمریکایی و گذر خط لوله گاز ترکمنستان از بستر دریای خزر در عمل کنار گذاشته میشد، اما ترکیه طرحی ارایه داد که به واسطه آن هم گاز ایران و هم گاز ترکمنستان از طریق این کشور به اروپا انتقال یابد. براساس این خط لوله گاز که به نوباکو شهرت یافت ایران گاز ترکمنستان را تا مرز ترکیه ترانزیت میکرد و گاز ایران نیز از طریق این کشور راهی اروپا میگردید. علاوه بر آن ترکیه این امکان را مییافت تا در طرح توسعه فازهای 22، 23 و 24 پارس جنوبی مشارکت کردهاند و از این طریق گاز مورد نیاز کشورش را تأمین کرده و سودآوری خوبی نصیب شرکت نفت و گاز ترکیه کند.
اگرچه طرح این خط لوله با استقبال بسیار زیاد اروپاییهایی مواجه شد که از انحصار گاز روسیه رها میشدند، اما با ناخشنودی آمریکا به عنوان بزرگترین مخالف تمام طرحهای توسعهای ایران مواجه شد، این بار سران ترکیه جواب در خور توجهی به آمریکا دادند و گفتند که حاضر نیستند منافع کشورشان را با قوانین فرامرزی دیگر کشورها بسنجند. این تفاهمنامه در آن شرایط که شرکتهای اروپایی احساس میکردند تمام درها به روی ایران بسته شده، تأثیر قابل توجهی در سیاستهای توسعهای ایران داشت به ویژه که طرف مقابل هم تحت فشارهای آمریکا سرخم نکرد و به همکاری با ایران تأکید کرد.
چین و مالزی و قراردادهای میلیاردی
شاید همین حرکت ترکیه باعث شد رقیب آمریکا در تجارت خارجی، یعنی چین هم حاضر به چشمپوشی از منافع سرشار نفت و گاز ایران نشود. چین، اقتصادی با رشد بالای 10 درصد دارد که نیاز این کشور را به نفت دو چندان میکند و برخلاف آمریکا که خود دارنده مخازن نفتی بسیاری است، از موهبت محروم میباشد بنابراین برای تداوم رشد و توسعه نیاز به نفت مطمئن دارند. هم اکنون این کشور بخش عمدهای از نفت مورد نیاز خود را از ایران میخرد و طی سالهای اخیر نیز شرکتهای نفتی این کشور تلاش کردهاند تا در پروژههای بزرگ ایران مشارکت کنند که از آن جمله میتوان به پروژههای پتروشیمی اشاره کرد. اما مهمترین قراردادی که طی سالیان اخیر میان ایران و چین در زمینه نفت و گاز به امضا رسید قرارداد 2 میلیارد دلاری توسعه میدان نفتی یادآوران با شرکت ساینویک بود. پس از این رویکرد چینیها، شرکتهای بزرگ اروپایی که سهم خود را رفته رفته در بازار ایران از دست رفته میدیدند دست به تحرکاتی در کشورهایشان زدند.
از آن سو ایران نیز منتظر نماند تا نتیجه این افکار به عمل تبدیل شود و به طرف کسانی رفت که در عمل جدیتر هستند. قرارداد 16 میلیارد دلاری ایران و مالزی نتیجه این تغییر جهت به سمت شرق بود که وزیر نفت ایران پیشتر وعده آنرا داده بود.
نوذری، وزیر نفتی که به تازگی سکان هدایت این وزارتخانه استراتژیک را به دست گرفته بود در همان زمان ابراز داشت که تحریم کشورهای بداخلاق تأثیری در روند سرمایهگذاری در ایران نداشته و نخواهد داشت.
وی همچنین بر رویکرد وزارت نفت به سوی شرکتهای آسیایی به دلیل حضور موفق آنها و اشتیاق به سرمایهگذاری در ایران و وجود بازار وسیع مصرف انرژی در آسیا، تأکید کرد.
براساس قرارداد منعقد شده میان شرکت پارس و SKS مالزی، مسئولیت توسعه میدان گازی گلشن و فردوس به آنها واگذار شد. از مجموع ارزش 16 میلیارد دلاری قرارداد گلشن و فردوس، 6 میلیارد دلار به توسعه بخش بالا دستی و 10 میلیارد دلار به بخش پایین دستی و تولید گاز طبیعی مایع (LNG) اختصاص خواهد یافت.
در همین زمان و اندکی پس از انعقاد این قرارداد، یک خبرگزاری معتبر اروپایی گزارش داد که شرکت ملی و نفت گاز هند و شرکت هندوجاس گروپ این کشور قصد دارند بیش از 10 میلیارد دلار در پروژههای نفت و گاز ایران سرمایهگذاری کنند.
هند نیز مانند چین نیاز به نفت برای پاسخگویی به رشد اقتصادی بالای 10 درصدی خود دارد و شرکتهای این کشور نیز بارها تمایل خود را برای سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز ایران ابراز کردهاند و شاید بتوان خط لوله صلح را مهمترین پروژهای دانست که در حال حاضر بین دو کشور در جریان است، اما به نظر میرسد هندیها هم بزودی وارد قراردادهای میلیاردی با ایران شوند.
غربیهای پشیمان
ایتالیاییها اولین غربیهایی بودند که احساس کردند تعلل و پیروی از سیاستهای آمریکا و همپیمانانش سودی برای آنها ندارد و ایران راه خود را برای توسعه میادین نفتی و گازی یافته است، بنابراین هر چه حضور خود را کمرنگتر کنند، بیشتر با زنده خواهند شد. ایتالیاییها که در صنایع فولاد ایران روزگار خوبی داشتهاند، با حضور در قراردادهای نفتی و گازی در پی تکرار آن حوادث خوش بودند، این در حالی بود که شرکت «آنی» ایتالیا که پیش از این نیز در جنوب ایران فعالیتهای بزرگی را در دست داشت هم از میزان فعالیتش در این زمینه نکاسته بود و مدیر این شرکت اعلام کرده بود تحت هر فشاری به تعهداتش در ایران پایبند است.
مدیران «ادیسون» که اولین قرارداد خود را با 100 میلیون دلار برای اکتشاف و توسعه بلوک «دیر» امضا نمودند، ابراز امیدواری کردند که بتوانند قراردادهای بزرگتری هم با ایران منعقد کنند.
این در حالی بود که خبر ظرفیت 50 میلیارد دلاری سرمایهگذاری مشترک ایران با کشورهای عربی و تشکیل بازار یکپارچه انرژی بین ایران و 5 کشور آسیایی نیز شوک جدیدی را به شرکتهای غربی وارد کرد تا بدانند که تأثیرپذیری از بازیهای سیاسی تا چه اندازه به ضرر آنها تمام شده است. شرکتهای غربی که طی ماههای گذشته پیشنهادهای خود را به گونهای تنظیم میکردند که خیلی منافع ایران را تأمین نمیکرد با بررسی شرایط جدید به صف متقاضیان اجرای پروژهها در ایران میپیوندند و رفتهرفته لحن قراردادها تغییر میکند. به ویژه پس از افشای گزارش 16 دستگاه اطلاعاتی آمریکا، این شرکتها دریافتند که چگونه اسیر دروغپردازیهای سیاسی سران واشنگتن شده و میلیاردها دلار سرمایهگذاری را به حماقت سران کاخ سفید فروختهاند.
تحلیلهای غربی و تحریمهای بینتیجه
قراردادهای نفتی بزرگ ایران باعث شد تا رسانههای غربی نیز به اشتباه خود در پیروی از سیاستهای گذشته اعتراف کنند. فایننشال تایمز در گزارشی تحلیلی پس از امضای قرارداد 16 میلیارد دلاری ایران و مالزی در بخش نفت و گاز مینویسد: ایران نشان داد در تلاش است تا جریان تبادلات نفت و گاز را از سمت کشورهای غربی تغییر دهد. این نشریه به نکته جالب دیگری هم اشاره میکند و مینویسد: امضای این قرارداد نشانگر بینتیجه ماندن فشارهای آمریکا به شرکتهای خارجی برای سرمایهگذاری نکردن در ایران است.
آسوشیتدپرس نیز ضمن مخابره خبر مشابهی تصریح میکند که ساینویک چینی و SKS مالزی حتی با تهدیدهای آمریکا نیز حاضر به فسخ قراردادشان با ایران نشدند.
رویترز نیز عقد قراردادهای چند میلیارد دلاری را نشانه بیتوجهی کشورهای شرقی به تحریمهای آمریکا میداند، خبرگزاری فرانسه نیز پیام حسرت برای شرکتهای نفتی این کشور مخابره میکند و ضمن اقرار به شکست وجهه آمریکا در فشار به ایران، تصریح میکند: در حالی که توتال فرانسه قراردادهای چندین میلیاردی خود با ایران را در مراحل پایانی به تأخیر انداخته است که ایران بارها نشان داده منتظر هیچ شرکت خارجی نخواهد ماند.
یک روزنامه انگلیسی نیز در تحلیلی مینویسد: امضای قراردادهای میلیاردی ایران، این سیگنال را برای کشورهای غربی فرستاد که در صورت دنبالهروی آنها از تحریمهای آمریکا، ممکن است فرصت قراردادهای موفق و سودآور بالقوه با یکی از بزرگترین صادرکنندگان انرژی جهان را از دست بدهند.
روزنامه ژاپن تایمز نیز با اشاره به گزارشی 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا، شرکتهای ژاپنی را به دلیل عقبنشینی آنها از توسعه میدان آزادگان سرزنش کرد.
شرایط حاضر
اکنون آنچه به نظر میرسد این است که ایران راه خود را یافته و میداند که کشورهای در حال توسعه آسیایی میتوانند جایگزین شرکتهای غربی باشند که تحت تأثیر تحریمهای آمریکا قرار دارند.
اکنون اگر چه سران کاخ سفید دانستهاند که این تحریمها ایران را در انزوا و بنبست قرار نمیدهد، اما چون دست شرکتهای آمریکایی را از منابع نفت ایران کوتاه میبینند به تحریمها ادامه میدهند تا سایر شرکتهای غربی نیز نتوانند به این منابع دسترسی داشته باشند.
به طور قطع طی ماههای آینده شاهد عقد قراردادهای بزرگ و چند میلیارد دلاری در زمینه نفت و گاز با شرکتهایی خواهیم بود که غربیها و آمریکاییها را با شگفتی مواجه خواهد کرد. امروز همه جهان میدانند که نمیتوان بر یکی از بزرگترین کشورهای دارنده انرژی جهان چشم بست و مطیع تحریمهای کور سیاستی بود که به هیچ منطقی پایبند نیست.