تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۴  ، 
کد خبر : ۴۴۰۹۸

نهضت حسینی نهضت اصلاحات


سید حسین معصومی مسئول روابط عمومی حزب اعتماد ملی

فلسفه ارسال رسل و رسالت انبیاء، هدایت بشر به سوی سعادت بوده است؛ به نحوی که آن چنان زندگی سعادتمندی برای خویش در این دنیا فراهم نمایند که نتیجه و ثمره آن رسیدن به رستگاری و حیات جاویدان و رضایت پروردگار باشد.

پیامبر اعظم(ص) برای تکمیل این مسیر نورانی برگزیده شده و رسالتش تزکیه است و آموزش کتاب که راه سعادت نبوی و اخروی از جانب پروردگار به تمامی در آن آورده شد، بوده است. این راه اگر چه به پیامبری نبی‌اکرم(ص) ختم شد لکن خاتمیت دین به معنای خاتمیت هدایت و راهبری بشر نبود و رسالت هدایت بشر را ائمه هدی سلام‌الله علیهم اجمعین به عهده گرفتند.

پس از پیامبر(ص) به خصوص در پایان خلافت امیرالمومنین علی(ع) معاویه ادعای خلافت نمود و در شرایطی که نفاق و حیله او و سستی تعدادی از یاران امام حسن(ع) جو غبارآلودی در حوزه اسلام ایجاد نمود تا حقایق از چشم عده‌ای پوشیده بماند و عده‌ای دیگر نیز به ضرب شمشیر و زرق و برق سکه‌های بیت‌المال و حیله‌های متشرعانه سلوس سفتان از از خدا بی‌خبر، چشم بر حقیقت بربستند و دوران امامت امام حسن مجتبی(ع) و ده سال امامت امام حسین(ع) را به خلافت مکر و حیله معاویه تن دادند.

آنگاه که معاویه عمر ننگینش به پایان رسید و با آسودگی از بیعت گرفته شده برای فرزندش امور مسلمین را به یزید داد، دوران سکوت ظاهری امام به پایان رسیده بود، زیرا اسلام را وارونه کرده بودند و معاویه برخلاف بعیت با امام حسن(ع) یزید را بعد از خود خلیفه خواند.

اینجاست که امام حسین(ع) برای اصلاح امت قیام می‌کند و اولین اقدام حضرتش با رد بیعت با یزید و با این گفتار آغاز می‌شود: «شگفتا و چگونه در شگفت نباشم که سرزمین اسلام در قبضه کسانی است که یا خائن و ستمکارند و باجگیر و نابکار یا حکمران بی‌رحم و بی‌انصاف...»(1)

امام حسین(ع) در مسیر کربلا به اصحابش در مورد بنی‌امیه می‌فرمایند «اینان طاعت خداوند رحمان را ترک گفتند و زشتی و فساد را ظاهر نمودند و حدود خدا را تعطیل و غنائم فی را که متعلق به همه مسلمین است اختصاص به خود دادند و حرام خدا را حلال شمردند و حلال خدا را حرام شمردند.»(2)

با گذشت زمان، انحراف از دین چنان بود که امکان سکوت نبود زیرا از یک سو انحراف و تحریف در دین به نهایت خود رسیده بود و از سوی دیگر ارزش‌های دینی جای خویش را به تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری داده بود.

امام خمینی(ره) در مورد خطر حکومت بنی‌امیه می‌فرمایند «خطری که اینها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت می‌خواستند و در بیاورند، می‌خواسنتد معنویت را به صورت طاغوت درآورند، به اسم اینکه ما خلیفه رسول‌الله هستیم، اسلام را منقلب کنند به یک رژیم طاغوتی»(3)

قیام امام حسین(ع) حرکتی بود برای اصلاح و نوسازی جامعه، همان رسالتی که همه انبیای الهی برای آن قیام کردند؛ همانگونه که حضرت هود به قوم خویش می‌گوید «جز اصلاح جامعه تا سر حد توانایی قصدی ندارم.»(4)

و حضرت موسی به هارون برادرش می‌گوید «در میان قوم جانشین من باش کارها را اصلاح کن و به راه مفسدان نرو»(5)

و همانگونه که علی(ع) فرمودند: «خدایا تو می‌دانی که هدف من برای این بود که مقررات دین تو را توسعه دهم، جامعه را اصلاح کنم تا مظلومان به آسایش برسند و قوانین الهی که بدون اجرا مانده است، به جریان بیفتد.»(6)

لذا امام حسین(ع) که شاهد بود در جامعه اسلامی با فاصله کمی از زمان رحلت پیامبر(ص) و علی(ع) حقایق دین معکوس گردیده، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده است؛ برای اصلاح امت قیام نمود و تنها اصلاح امور امت جدش را با توضیحی که فرمود عامل این حرکت اعلام کرد و در وصیتنامه خویش فرمود: «من خروج نکردم از برای تفریح و تفرج و نه از برای استکبار و بلندمنشی و نه از برای فسد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری، بلکه خروج من برای اصلاح امت جدم محمد(ص) است. من می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره و سنت جدم و آیین و روش پدرم علی‌بن ابیطالب رفتار کنم»(7)

حضرت در شرایطی که حق غریب افتاده و جامعه اسلامی جولانگاه باطل شده بود و امر به معروف و نهی از منکر تعطیل گشته، وظیفه خویش می‌داند در مقابل نظام باطل قیام کند و می‌فرماید: الا ترون الی الحق لایعمل به والی الباطل لا یتناهی عند، لیرغب المومن فی لقاء ربه محقا امام از اینکه جامعه به اینجا رسیده است که حق غریب و فراموش می‌شود و بر اشاعه باطل نهی نمی‌شود حق می‌داند که مومنین مشتاق مرگ باشند و نهایتا می‌فرمایند: «فانی لا اری الموت الا سعادت و الحیات مع الظالمین الا برما(8)

در شرایطی که ظاهر دین رعایت می‌شود و معنویت دین از بین می‌رود، اشرار و مفسدان که ظاهر را نیز رعایت نمی‌کنند(همچون یزید) خلیفه مومنین می‌شود؛ مرگ را جز سعادت نمی‌داند و زندگی در کنار ظالمین را رنج و عذاب می‌داند.

شرایطی که بنا به فرموده آن حضرت «فان‌ السنه قد امیت و البدعه قداحیت»(9) سنت رسول خدا(ص) به فراموشی سپرده‌اند و بدعت‌ها را زنده کرده‌اند.

اصلاح شرایط موجود جامعه زمان امام(ع) فلسفه قیام آن حضرت است، جامعه‌ای که ظلم و ستم به نام دین بر مردم حاکم شده است، و می‌رود تا جاهلیت قبل از اسلام و تفاخر‌ها، منیت‌ها، تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری جای تعلیم متعالی اسلام را بگیرد آن هم در رنگ و بوی اسلام، امام(ع) در خطبه‌ای دیگر می‌فرمایند: «خدایا تو آگاهی که... ما خواستیم تا نشانه‌های راه دینت را ارائه دهیم، در شهرهای تو اصلاح کنیم، باشد که بندگان مظلوم تو روی آسایش و امنیت ببینند و آسوده خاطر به طاعت تو برخیزند، ما هم می‌خواهیم فرایض اسلام و سنن پیغمبر و احکام تو را اجرا کنیم.»(10)

نهضت عاشورا و قیام امام حسین(ع) قصدی جز اصلاح نداشت؛ اصلاح یعنی زنده کردن ارزش‌های دین و معنویت دین و مبارزه با مظاهر جاهلیت و اشرافگری. امام خمینی(ره) در مورد شرایط زمان خلافت یزید می‌فرماید: «سلطنت بود، شرب خمر بود، قمار بود در مجالسشان خلیفه رسول‌الله و در مجلس شرب خمر!! و در مجلس قمار! و باز خلیفه رسول‌الله نماز هم می‌رود، جماعت می‌خواند. این خطر از برای اسلام خطر بزرگ بود. این خطر را سیدالشهدا رفع کرد»(11)

وجود حکومت جور، حکومتی که خود را برخلاف میل ملت بر آنها تحمیل کرده است؛ بزرگترین نماد منکر و خود عامل دیگر منکرات است. امام حسین(ع) برای مبارزه با این منکر یعنی مبارزه با حکومتی که حلال خدا را حرام کرده و حرام خدا را حلال، قیام نمود، با حکومتی که همچون کسری و قیصر با توده‌های مردم برخورد می‌کردند.

این هدف را مسلم بن‌عقیل در مقابله با ابن‌زیاد چنین بیان می‌کند: «چون شما منکر را رواج دادید و معروف را به خاک سپردید و بی‌رضایت مردم بر آنان امیر شدید و کارهایی را بر آنان تحمیل نمودید که خدا به غیر آن دستور داده بود و مثل کسری و قیصر با آنان رفتار نمودید، ما آمدیم تا آنان را به معروف امر و از منکر نهی کنیم و به کتاب و سنت خدا و رسولش(ص) دعوتشان کنیم و چنان که رسول خدا(ص) فرمودند ما برای انجام این وظیفه شایسته‌ایم.»(12)

لذا امام خمینی(ره) روز عاشورا را روز تولد جدید اسلام می‌داند؛ هر چند اسلام نبوی به رهبری حسین‌بن علی(ع) در ظاهر از اسلام و اموی و اشرافی‌گری شکست خورد، اما در واقع طومار توطئه تغییر محتوای اسلام که بنا به گفته شهید مطهری بنی‌امیه و به خصوص بنی عباس در لباس یک حزب رسمی و با برنامه و هدف آمده‌ بودند که ظاهر اسلام را حفظ و محتوای آن را نابود کنند درهم پیچیده شد و شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش و اسارت خاندانش برای همیشه این توطئه را خنثی و اسلام را زنده کرد. امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است، روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان است.»(13)

و نیز می‌فرمایند: «خطری که معاویه و یزید بر اسلام داشتند، این نبود که غصب خلافت کردند ... خطری که اینها داشتند ... اینها اساس اسلام را وارونه می‌خواستند بکنند.»(14)

امام(ع) در راستای قیام اصلاحی خویش پیام و کلام پیامبر(ص) را برای مردم می‌خواند که «هر مسلمانی با سلطان روزگویی مواجه گردد که حرام خدا را حلال نموده و پیمان الهی را درهم می‌شکند و با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده و در میان بندگان خدا، راه گناه و معصیت و عدوان و دشمنی در پیش می‌گیرد، ولی او در مقابل چنین سلطانی با عمل  یا با گفتار اظهار مخالفت ننماید، برخداوند است که این فرد را به محل همان طغیانگر در آتش جهنم داخل کند.» خلاصه مطالب فوق بر این امر تاکید دارد که در نهضت عاشورا یک نهضت اصلاحی بود، اصلاحی در راستای «نوسازی دین» دینی که بنی‌امیه سعی بر دگرگون کردن آن داشتند و نوسازی جامعه، جامعه‌ای که در مقابل ستم ستمگران مهر سکوت بر لب‌زده و با ظاهر فریبی عوامل حکومت فریب خورده و سر در گریبان خویش کرده بودند و آنچه می‌دیدند را به تقدیر الهی حواله می‌نمودند و نوسازی حکومت، حکومتی که به جای خلیفه مومنین و جانشین رسول‌الله بودن، حکومت ظلم و جور و ستم و حکومت فساد و فحشاء شده بود.

امام(ره) در این باره می‌فرمایند: «آنهایی که خیال می‌کنند که حضرت سیدالشهدا برای حکومت نیامده، خیر، اینها برای حکومت آمدند، برای اینکه حکومت در دست مثل سیدالشهدا باشد، مثل کسانی که شیعه سیدالشهدا هستند، باشد.»(15)

حرکت و قیام امام حسین(ع) الگویی بود برای همه اعصار و قرون و سرمشقی همیشه جاوید برای مسلمانان و همه آزادیخواهان جهان تا در مقابل ظلم و ستم حکومت‌های جور بر توده‌های مردم خاموش نباشند و مصلحان و اندیشمندان جامعه در اصلاح امور جامعه بر رسالت و وظیفه خویش واقف گردند که نمونه بارز و زنده آن حرکت امام خمینی(ره) و سرنگونی حکومت طاغوت بود که هدفی جز اصلاح جامعه نداشت، هدفی که عبارت بود از زنده کردن اسلام راستین، اسلام ناب محمدی و سرنگونی ظالمان و ستمگران و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مقدرات خویش و احیای ارزش‌های دینی یعنی سیره و سنت پیامبر و ائمه هدی(س).

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات