تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۴۴۱۲۱

نقد یک گزارش


سیدصادق خرازی

سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی آمریکا (NIE) گزارش 132 صفحه‌ای دو سالانه خود را منتشر کرد.

9 صفحه این گزارش مربوط به ایران است. آنچه تاکنون بصورت غیرطبقه‌بندی شده از موارد مربوط به ایران انتشار یافته است تنها 3 صفحه است. این گزارش چه می‌گوید؟ چرا این گزارش در شرایط 3 هفته قبل از جلسه شورای امنیت راجع‌به پرونده هسته‌ای ایران، انتشار یافته است؟

ارزیابی و داوری ما نسبت به این گزارش چیست؟ و چگونه می‌بایست با این گزارش برخورد کنیم؟

نهاد NIE مجمع 16 سازمان اطلاعاتی است که در قالب سازمان ملی برآورد اطلاعاتی آمریکا تشکیل شده است و رئیس آن آدمیرال مک کنل توسط رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب می‌شود. ولی طبق اساسنامه، ‌این سازمان موظف است تا گزارشهای خود نسبت به آخرین یافته‌های اطلاعاتی در داخل و خارج از آمریکا را به رئیس‌جمهور و مقامات کنگره و سنا، سیاستگذاران دولت ارایه دهد. این گزارش فقط به آنالیز سرویس اطلاعاتی آمریکا بسنده نمی‌کند بلکه از تمام ظرفیتهای نهادهای نظامی، دانشگاهی و تحقیقاتی و مطالعاتی استفاده می‌کند و گزارش خود را به‌صورت پیش‌نویس اولیه (Draft) در هر رده برای ارزیابی به مقامات ارشد آمریکا ارایه می‌دهد و سپس با درج نظرات و نقد آنها گزارش نهایی را به عناصر مسؤول ارایه می‌دهد.

این گزارش ابعاد حقوقی، سیاسی، اطلاعاتی و تبلیغاتی دارد که با استفاده از متدلوژی احتیاط‌آمیز و استفاده از ادبیات خاص اعتماد کم، متوسط، بالا (high confidence – medium - low) به قضاوت پرداخته است.

در این گزارش به اهداف استراتژیک رهبری ارشد انقلاب اسلامی که از زمان رحلت حضرت امام(ره) تاکنون تغییر نکرده، اشاره شده است. مهمترین قضاوت این گزارش به ضرس قاطع این است که ایران در پاییز 2003 برنامه هسته‌ای نظامی خود را متوقف کرده و گفته شده است که منظور NIE از برنامه اتمی ایران شامل هسته‌ای، نظامی، برنامه مخفی و غنی‌سازی اورانیوم و نه برنامه‌‌های رسمی اعلام شده ایران بوده است و علت این امر فشارهای فزاینده بین‌المللی بوده است. همچنین حدس زده شده است که ایران مقادیری مواد شکاف‌پذیر برای استفاده نظامی تا قبل از سال 2003 وارد کرده است ولی این در حدی نبوده است که به دستیابی سلاح هسته‌ای بینجامد.

نکات مثبت

1-‌ کاهش امکان درگیری نظامی آمریکا و ایران.

2-‌ قرار گرفتن طرفداران جنگ در موقعیت ضعیف‌تر.

3-‌ عمیق‌تر شدن اختلاف محافظه‌کاران، نومحافظه‌کاران و دموکراتها بر سر موضوع هسته‌ای ایران.

4-‌ عمیق‌تر شدن اختلاف دیدگاه نامزدان ریاست جمهوری در آمریکا نسبت به برنامه هسته‌ای ایران.

5-‌ توجیه افکار عمومی آمریکا و غرب نسبت به مخالفت با عملکرد سیاستگذاران آمریکا در تهدیدات نظامی خود.

6-‌ بازنگری مراکز تولید فکر و تحلیل در ایالات متحده نسبت به ماجرای هسته‌ای ایران.

7-‌ عمیق‌تر شدن شکاف در سطح جامعه بین‌المللی.

8-‌ کاهش امکان تحریم در قطعنامه آتی شورای امنیت سازمان ملل متحد.

پیامدهای منفی

1-‌ تأکید بر نیت ایران مبنی بر ساخت بمب تا قبل از سال 2003

2-‌ نیت ایران مبنی بر داشتن دانش هسته‌ای نظامی.

3-‌ دانستن محدودیت برای دانش هسته‌ای توسط ایران.

4-‌ تأکید بر الگوی فشار بین‌المللی بر روی ایران و تغییر رفتار ایران.

5-‌ تأکید بر توقف غنی‌سازی و چرخه سوخت.

6-‌ قضاوت بر روی اینکه برنامه‌های ایران تا قبل از 2003 نظامی بوده است.

7-‌ تفاوت ماهوی این گزارش با گزارش آژانس و البرادعی که بصورت رسمی گذشته ایران را روشن اعلام کرده و بر عدم انحراف در برنامه‌های گذشته ایران تأکید ورزیده‌اند در حالی که NIE گزارش البرادعی  و آژانس را نفی کرده است.

8-‌ البرادعی درباره آینده برنامه‌های هسته‌ای مدعی تضمین عینی و تعلیق است و بر همکاری بیشتر با ایران تأکید می‌ورزد در حالی که NIE  مدعی است چون در گذشته نیز برنامه‌های نظامی داشته است آینده را خطرناکتر توصیف کرده است.

9- ‌تاکید بر سه مسأله غنی‌سازی اورانیوم ـ نظامی شدن برنامه هسته‌ای ایران و تأکید بر موشکهای دوربرد.

10-‌ قضاوت بر احتمال وارد کردن مواد شکاف‌پذیر.

11-‌ تأکید بر مهارت فنی ایران در سالهای 2010 - 2013 و 2015 مبنی‌بر داشتن دانش کامل هسته‌ای نظامی.

در تاریخ آمریکا این‌گونه گزارشها لزوماً تلقی به سیاست جدید آمریکا نمی‌شود.

تعارض جدی این گزارش با سیاستهای اعمالی ایالات متحده بگونه‌ای دیده می‌شود. این گزارش اگرچه نکات مثبت و منفی در آن ‌دیده می‌شود ولی مبانی سیاست دول اروپایی و آمریکا را به چالش می‌کشد. به‌ویژه فشار بر بوش و دیک چنی در این مرحله زیادتر خواهد شد.

اینک لابی اسرائیل در ایالات متحده در پی تغییر جو و فضای موجود علیه ایران است و می‌توان بر ادعای اولمرت مبنی‌بر اینکه مبنای جامعه اطلاعاتی اسرائیل علیه جامعه اطلاعاتی آمریکاست توجه نمود.

آنچه امروز برای ایران دارای اهمیت می‌باشد این است که با پایداری و مقاومت ملت ایران در کنار همکاری با سازمانهای بین‌المللی توانسته است منطق قدرتمندی از سیاست خود را ارایه دهد و موضع واقعی بر عدم دکترین نظامی در برنامه هسته‌ای خود را به اثبات برساند. در ابتکار عملها، شفاف‌سازیها حتی همکاریهایی در رابطه با پروتکل الحاقی موفقیتهای به دست آورد. هر موفقیتی در سیاست خارجی موفقیت ملت ایران و همه نحله‌های فکری و سیاسی است ولی آنچه مهم است داشتن آگاهی و دانایی دقیق از این گزارش و عدم شتاب‌زدگی در مواضع رسمی است.

اینک داشتن ابتکار عمل و همکاری با آژانس انرژی اتمی مذاکرات بدون قیدوشرط با EU و 5+1 و همکاری با کشورهای منطقه می‌تواند در دسترسی به توافقات پایدار مفید باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات