گزارشهای تکاندهنده مجامع بینالمللی، خبرنگاران و شاهدان عینی حکایت از این واقعیت تلخ دارند که غزه، این روزها به تصویری دردناک برای رسوا کردن صهیونیسم، نژادپرستی و حامیان غربی آن و به ادعانامهای علیه سازشکاران عرب و حامیان دروغین حقوق بشر تبدیل شده است. این واقعه در همین حال، صحنهای برای اثبات عزت و اعتبار و نفوذ مردمی مقاومت اسلامی شناخته میشود که دیگر هیچگونه اعتبار و آبروئی برای دشمنان انسانیت باقی نگذاشته هر چند سازمان کنفرانس اسلامی، علیرغم رسالتی که برای حمایت از آرمان فلسطین بر عهده دارد، بعد از دو هفته کوبیده شدن غزه توسط صهیونیست، بیانیه بیرمقی در این زمینه منتشر کرده است.
با قطع برق و سوخت، این روزها تعداد تلفات بیماران در بیمارستانهای غزه به دهها نفر رسیده است و این بدان معنی است که نبض زندگی دلاوران مقاوم در غزه، به شماره افتاده و دشمن سعی دارد که آنها را به زانو درآورد.
از سوی دیگر جنبش حماس با صدور بیانیهای هشدار داده است که هر لحظه ممکن است با شکستن دیوار حائل، صدها هزار فلسطینی به سوی سرزمینهای اشغالی هجوم ببرند.
این اشاره به روش تهاجمی حماس است که بکمک آن توانست برای چند روز، دیوار حائل میان غزه و مصر در «گذرگاه رفح» را منهدم کند و صدها هزار تن به دورن خاک مصر بروند و به تامین آذوقه، سوخت و مایحتاج اولیه بپردازند.
رژیم قاهره پیشنهاد مذاکره میان فتح و حماس را مطرح ساخته و مورد قبول حماس قرار گرفته ولی جناح خائن فتح به نتایج محاصره نظامی غزه امید بسته و تصور میکند میتواند غزه را به کمک اشغالگران به زانو درآورد. در واقع فتح به فرصتی برای جبران شکست خود میاندیشد ولی حماس برای نجات مردم غزه تلاش میکند و حاضر به اعطای فرصتی به فتح برای بازیابی تسلطش بر غزه نیست.
در همین حال، آمریکا، اسرائیل و محمود عباس امیدوارند افزایش فشار بر مردم غزه، آنها را علیه حماس تحریک نماید و با شورش علیه حماس، غزه دوباره به اشغال اسرائیل و محمود عباس درآید. اگرچه ابعاد همکاری فتح با اشغالگران علنی شده، ولی آنها از افشای خیانتهایشان پروائی ندارند. محمود عباس حتی پیشنهاد کنترل گذرگاههای غزه توسط صهیونیستها و عناصر خائن فتح را مطرح کرده که بطور همزمان توسط اسرائیل و حماس، رد شده است. اینکه حماس با طرح محمود عباس برای بازیابی تسلط «فتح» بر گذرگاه رفح مخالفت کند، طبیعی بنظر میرسد ولی سئوال اینست که چرا صهیونیستها علیرغم تلاش برای احیای حاکمیت محمود عباس بر غزه، با این پیشنهاد مخالفت کردهاند؟ مسئله کاملاً روشن است. حتی اسرائیل هم واقف است که محمود عباس و جناح خائن فتح، فاقد هرگونه پایگاه مردمی هستند و تسلط قراردادی آنها بر گذرگاه رفح، چیزی را تغییر نمیدهد و ممکن است بحران غزه را به معضل جدیدی برای اسرائیل مبدل سازد که حتی با پایان محاصره نظامی هم، اوضاع به زیان اشغالگران به پیش برود.
مسئله اینست که روند بحران غزه، مراتب بیاعتباری و خیانت محمود عباس و جناح خائن فتح را آشکار ساخته است.
در شرایطی که دنیا علیه محاصره نظامی غزه موضع گرفته و خواستار پایان محاصره است، محمود عباس خواستار زندانبانی فلسطینیها در این زندان بزرگ است و میخواهد کلیددار زندان بزرگ غزه باشد! اما اینکه چرا اسرائیل علیرغم فشار تبلیغاتی جهان به محاصره غزه خاتمه نمیدهد؟
مسئله اینست که مقامات اسرائیل از مدتها پیش آگاه بودند که به زودی نتایج گزارش وینوگراد منتشر میشود و به همین دلیل به محاصره غزه پرداختند تا نظرها را به سمتوسوی دیگری منحرف کنند. اولمرت و ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی امیدوارند با افزایش فشار بر غزه و دامنزدن بحران به صهیونیستها بفهمانند که در حال جنگ با فلسطینیها هستند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که اولمرت اکنون در معرض سقوط است و اگر نشان دهد که اوضاع غزه ناآرام است، در پناه آن ممکن است بتواند از سقوط خود جلوگیری کند. این همان شگردی است که بوش کوچک در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به آن متوسل شد. وی با دامنزدن به ناآرامی در عراق، چنین وانمود کرد که اوضاع عراق بحرانی است و به مصلحت نیست که در میانه جنگ با تروریستها، فرمانده جنگ تغییر کند و با همین شگرد تبلیغاتی، موقعیت ضعیف خود را تا حدودی تقویت کرد. اکنون اولمرت و دستیارانش با همین شیوه درصدد تامین اهداف مشابهی هستند. اما هشدار اخیر حماس برای شکستن دیوار حائل و هجوم صدها هزار فلسطینی به درون سرزمینهای اشغالی، اوضاع غزه و اسرائیل را در هالهای از ابهام فرو برده است.
در چنین شرایطی، انفعال مطلق «اتحادیه عرب» و حتی سعی برای تحقق اهداف اسرائیل بسیار شرمآور است. رژیم کمپدیویدی قاهره برای بستن مجدد گذرگاه رفح به صهیونیستها تعهد داده بود که با اجرای تعهداتش به فشار علیه فلسطینیها افزوده است. محمود عباس نیز امیدوار بود که پیشنهاداتش در قاهره پذیرفته شود ولی هرچه بیشتر تلاش کرد، کمتر نتیجه گرفت و دست خالی بازگشت. در واقع نه تنها صهیونیستها بلکه اعراب سازشکار هم کمترین وزن و جایگاهی برای محمود عباس قائل نیستند و معتقدند که او چیزی برای از دست دادن، ندارد. بدینترتیب همه چیز به سرنوشت سیاسی اولمرت و حزب «کادیما» بستگی دارد و هر لحظه ممکن است صهیونیستها با احساس ناکامی و شکست اولمرت، وی را نیز از قدرت سرنگون سازند. حل بحران غزه در مقطع کنونی فقط با سرنگونی اولمرت است که به راهکار منطقی خود نزدیک میشود.
چرا که صهیونیستها از اقداما شوم اولمرت و دستیارانش خسته شدهاند.