احمد مقیمی
دیدار چند روزه جورج بوش، رئیسجمهوری آمریکا از خاورمیانه در ماههای پایانی ریاست جمهوری وی بازتاب گستردهای در محافل سیاسی و رسانهای جهان داشته است. اگرچه دیدار بوش از کشورهای عربی منطقه همچنان ادامه دارد اما برای همگان مسلم شده که این سفر نه تنها هیچ دستاوردی به همراه نخواهد داشت بلکه محاسبات اشتباه دولت آمریکا در قبال خاورمیانه را بیش از پیش آشکار کرده است.
اگرچه بسیاری از ناظران معتقدند سفر خاورمیانهای بوش حرکتی نمادین است که در چارچوب تاثیرگذاری بر مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا انجام شده است اما اظهارات مقامات آمریکایی پیش از سفر بوش تاکیدی بر این واقعیت بود که رهبران کاخ سفید به دنبال دستیابی به اهداف متعددی بودهاند.
پیگیری مذاکرات کنفرانس سازش آناپولیس به منظور برقراری به اصطلاح صلح بین رژیم صهیونیستی و فلسطین، ترغیب رهبران کشورهای عربی به حمایت از روند سازش خاورمیانه، جلب مشارکت کشورهای عربی برای خاتمه دادن ناامنی در عراق، اعمال فشار بر سوریه، حزبالله لبنان و جنبش حماس، تلاش برای قطع روابط سوریه با ایران، ایجاد ائتلاف میان اعراب و رژیم صهیونیستی به منظور رویارویی با ایران و در نهایت مطرح کردن تهدید هستهای ایران برای کشورهای منطقه بهمنظور جلب حمایت اعراب برای استقرار سیستم سپرموشکی در خلیج فارس از جمله مهمترین اهداف جدید خاورمیانهای بوش بوده است.
برای دستیابی به چنین هدفی آمریکاییها با مطرح کردن ادعای مورد تهدید قرار گرفتن رزمناوهای آمریکایی از سوی کشتیهای دریایی ایران در تنگه هرمز درصدد القای واقعی بودن تهدید ایران برای امنیت منطقه برآمدند. پنتاگون در اقدامی ناشیانه با پخش نوار ویدئویی ساختگی، تلاش کرد ادعای تهدید بودن ایران را واقعی جلوه دهد اما انتشار تصاویر واقعی درباره نحوه کنترل کشتیهای آمریکایی توسط ایران در تنگه هرمز نه تنها کذب بودن ادعای دولت آمریکا را ثابت کرد بلکه موجب رسوایی رهبران کاخ سفید شد.
تلاش آمریکا برای مطرح کردن تهدید هستهای ایران برای امنیت منطقه نیز با سفر محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تهران خنثی شد. مذاکرات بوش با مقامات رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین به منظور پیشبرد روند سازش نیز هیچگونه دستاوردی به همراه نداشت.
جالب توجه است که مقامات رژیم صهیونیستی نیز به ناتوانی بوش در حل مسائل خاورمیانه اذعان کرده و وانمود کردند منتظر انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا هستند. اظهارنظرهای مقامات عربی منطقه و همچنین اعتراضات گسترده مردم کشورهای منطقه در مخالفت با سفر بوش به خاورمیانه حاکی است که رایزنیهای چند روز آینده رئیسجمهوری آمریکا با کشورهای عربی نیز هیچ دستاوردی برای کاخ سفید به همراه نخواهد داشت. به همین دلیل کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا به ناچار به بینتیجه بودن دیدار بوش از منطقه اذعان کرد.
بوش در مرحله اول سفرش در دیدار با مقامات صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین تلاش کرد به روند شکستخورده سازش جانی تازه بخشد. این در حالی است که رژیم صهیونیستی نه تنها به هیچیک از تعهداتش عمل نکرد بلکه همزمان با سفر بوش، حملات علیه مردم غزه را تشدید کرد.
در عین حال تظاهرات ملت فلسطین و موضعگیری گروههای فلسطینی بر این واقعیت تاکید دارد که دولت آمریکا صرفا بدنبال نادیده گرفتن حقوق مردم فلسطین است. هدف آمریکا این است که گروههای فلسطینی را خلع سلاح کند اما به این هدف دست نیافت.
هدف دیگر سفر بوش تلاش در انزوا قرار دادن حزبالله لبنان بوده است. دخالتهای آمریکا در لبنان باعث جلوگیری از روی کار آمدن دولت مردمی در این کشور شده است. آمریکا درصدد است از یکسو از قدرت گرفتن بیشتر حزبالله در لبنان جلوگیری کند و از سوی دیگر حزبالله را خلعسلاح کند. به همین دلیل ایران و سوریه را به ارسال سلاح برای حزبالله متهم میکند.
هدف آمریکا برای قطع روابط سوریه با ایران نیز به آن جهت است که از یکسو از گسترش نفوذ ایران در منطقه جلوگیری کند و از سوی دیگر با منزوی کردن سوریه، تحولات منطقه را بهنفع رژیم صهیونیستی رقم زند و سوریه را وادار به مذاکره با اسرائیل کند.
بوش در سفر به کشورهای عربی 3 هدف عمده را دنبال میکند. نخست اینکه از گسترش روابط ایران با کشورهای عربی جلوگیری به عمل آورد. این در حالی است که روابط ایران و کشورهای عربی در سالهای اخیر روبه گسترش بوده است. آمریکا با مطرح کردن تهدید بودن ایران، تلاش میکند موافقت کشورهای عربی را برای استقرار سیستم دفاع موشکی در خلیج فارس جلب کند اما کشورهای عربی به ماهیت سیاسی آمریکایی بردهاند و به خوبی میدانند که ایران برای آنان هیچ تهدیدی محسوب نمیشود.
بوش بر این تصور بود که کشورهای عربی را علیه برنامه هستهای ایران تحریک کند اما کشورهای عربی نه تنها برنامه هستهای ایران را تهدید نمیدانند بلکه زرادخانههای اتمی اسرائیل را تهدید واقعی منطقه میدانند و خود نیز به دنبال استفاده صلحآمیز از تکنولوژی هستهای هستند.
مساله دیگر این است که بوش برای جلوگیری از نفوذ ایران در عراق به کشورهای عربی روی آورده است. به همین دلیل بحث شیعه و سنی را به راه انداخت. هدف بوش این بوده است که با حمایت کشورهای عربی، دولت مردمی شیعه عراق را برکنار کند، ولی به این هدف نیز دست نیافت.
رئیسجمهوری آمریکا درصدد است حمایت کشورهای عربی را برای پیشبرد روند سازش خاورمیانه جلب کند. در این راستا آمریکا تلاش میکند روابط اقتصادی کشورهای عربی با اسرائیل را توسعه دهد و اسرائیل را بر منطقه مسلط کند اما کشورهای عربی معتقدند حمایتهای یکجانبه آمریکا از اسرائیل باعث تشدید بحران خاورمیانه شده است و آمریکا باید حقوق ملت فلسطین را به رسمیت بشناسد.
مجموع عوامل یاد شده اهداف سفر بوش به خاورمیانه را تشکیل میدهند اما مخالفت گسترده مردم منطقه با سفر بوش نشان داد که رئیسجمهوری آمریکا به هیچیک از اهداف خود دست نیافته و دست خالی به واشنگتن باز خواهد گشت. به همین دلیل سیاست یکجانبه دولت آمریکا در قبال خاورمیانه با انتقادهای گسترده مواجه شده است.