«سیاست» در مفهوم صحیح و انسانی آن و نه آنچه در جهان سیاسی معاصر و نظامهای حکومتی غرب به ظهور میرسد و پیش از آن در ادوار تاریخی مصادف با حاکمیت سیاسی بنیامیه و بنیعباس تجلی یافت، از ملزومات بزرگ و اجتنابناپذیر برای اداره امور و مدیریت کارآمد و انتظام و سازماندهی جامعه محسوب میشود.
نگرش اسلام به سیاست، در مقایسه با نگرش نظامهای سیاسی و حکومتی غرب، نه تنها از مشخصه «جامعیت» برخوردار است، که دارای هدف و جهت سالم میباشد و خاستگاه این نگرش والا، ایدئولوژی اسلامی است که برخلاف ایدئولوژیهای سایر مکاتب و مسالک که «گروهی» و «نژادی» میباشند، «انسانی» است و همواره به مصالح همه انسانهای روی زمین میاندیشد و تلاشهای علمی و عملی خود را در مسیر تأمین سعادت و رستگاری بشریت ساماندهی میکند، نه برای گروه و نژاد خاص و با اهداف و مطامع سیاسی و اقتصادی پیوند خورده با حکومتهای سرمایهداری خونآشام و لجام گسیختهای که از گذشته تا امروز به بسط سیطره خود و افزون بر مستعمرات خویش با روش جاهلیتهای کهنه و مدرن تداوم میدهند و آخرین حلقه آن با تهاجم نظامی آمریکا به عراق و غارت منابع ثروت ملی مردم از جمله «نفت» تکمیل گردید!
مشخصه «جامعیت» در «سیاست اسلامی»، ما را به موضوعات متنوع و گوناگون راهنمایی میکند که همه آنها در عین آنکه معنوی میباشند، سیاسی هستند، و در همان حال که از جنبه اعتقادی و اخلاقی و تربیتی، «عبادت» محسوب میشوند، از جنبه سیاسی نیز عبادت خدا به شمار میروند و البته با آثاری بسیار عظیمتر و گستردهتر، زیرا بین آنچه در حیات فردی و در خلوتهای خاص بندگان با پروردگارشان عبادت است، با آنچه که در وسعت و گستردگی جامعه و کشور و در صحنههای اجتماعی و سیاسی عبادت میباشد، تفاوتی فراوان وجود دارد و به همین دلیل آثار و نتایج این دو نوع عبادت قابل مقایسه با یکدیگر نمیباشند.
در نگرش به جامعیت سیاست در اسلام، «عزاداری سیاسی» یکی از ابعاد موضوعی آن به شمار میرود، همچنان که «اخلاق سیاسی»(1) جنبه و جلوهای دیگر از این جامعیت است، و همچنین است «نماز سیاسی»(2) و «حج سیاسی»(3) عزاداری سیاسی را ائمه اطهار(ع) بنیان نهادند و شیعیان را به انجام آن در تمام اعصار و زمانها ترغیب کردند، لکن متاسفانه این موضوع مهم و حیاتی به مرور مغفول و فراموش گردید و علت اصلی آن نگرش ظاهری برخی از افراد و گروهها به «عزاداری» و غفلت از شناخت فلسفه اصلی آن و بسنده کردن به سطح و بازماندن از عمق است. در کنار این غفلت رنجزا، تحرکات مرموز و پنهان حکومتهای بنیامیه و بنیعباس و پس از آن حکومتهای ضدشیعۀ تداوم یافته در بستر زمان از دیروز تا امروز، عامل مهم دیگری در مغفول ماندن عزاداری سیاسی میباشد، زیرا این حکومتها، عزاداری سیاسی را به نفع خود نمیدیدند و ارکان حاکمیت ظالمانه خویش را در اثر تحقق آن متزلزل مییافتند و به همین دلیل کوشیدند تا آن را از درون تهی سازند و از آثار سیاسی آن جلوگیری کنند و به این کار توفیق حاصل نمودند.
یکی از هنرهای بزرگ امام خمینی این بود که «عزاداری سیاسی» را که در طول قرنها توسط نظامهای حکومتی باطل از جمله نظام ستمشاهی با دسیسهها و ترفندهای گوناگون تحریف و دگرگون گشته بود، زنده و احیاء نمود.
حضرت امام خمینی عزاداری سیاسی را دیگربار به ادبیات سیاسی شیعه بازگرداند و بیداری و تحرکی آفرید که نقش بزرگی در پیشبرد نهضت شکوهمند اسلامی ایفا نمود و موجب گشت آثار این نوع عزاداری ـ که در واقع همین یک نوع عزاداری مورد قبول و پذیرش اسلام میباشد و با انگیزه اصلی ائمه اطهار(ع) از بنیان نهادن آن انطباق دارد ـ در صحنهها و عرصههای فعالیتهای سیاسی وارد شود و بهطور ملموس به مشاهده درآید و راههای هر نوع توجیه و حمایتهای بیپایه و اساس درباره عزاداریهای سطحی و آمیخته با تحریف و خرافه را مسدود سازد.
برای بررسی مفهوم عزاداری سیاسی در اندیشه امام خمینی باید ابتدا به این حقیقت توجه نمائیم که «تشیع» مکتبی است که «مبارزه سیاسی» در متن آن نهفته و با تار و پود آن امتزاج یافته است و همین حقیقت، خاستگاه اصلی «عزاداری سیاسی» به شمار میرود. به دیگر سخن، تشیع مکتبی است انقلابی که سکون را برنمیتابد و در همه اعصار مقابله و مبارزه با ظلم و جور و حکومتهای خودکامه و ضدالهی را از اهداف محوری خود قرار میدهد و طبیعی است که در مسیر تحقق همهجانبه این هدف مقدس، عزاداری و سوگواری برای حضرت امام حسین(ع) باید با هدفمندی سیاسی و برای حمایت از حق و مبارزه با باطل و یاریرسانی به جبهه حسینیان و سرکوب جبهه یزیدیان در همه اعصار و زمانها محقق گردد.
امام خمینی در اینباره اینگونه تصریح دارد:
- یکی از خصلتهای ذاتی تشیع، از آغاز تاکنون، مقاومت و قیام در برابر دیکتاتوری و ظلم است، که در تمامی تاریخ شیعه به چشم میخورد، هر چند که اوج این مبارزات در بعضی از مقطعهای زمانی بوده است(4)
- شهادت امیرالمومنین علیهالسلام و نیز حسین علیهالسلام و حبس و شکنجه و تبعید و مسمومیتهای ائمه علیهمالسلام، همه در جهت مبارزات سیاسی شیعیان علیه ستمگریها بوده است.(5)
در نگاه حضرت امام خمینی ائمه اطهار(ع) برای زنده ماندن نهضت مقدس کربلا و اهداف و آرمانها و ارزشهای راهگشا و تحرکزای آن، عزاداری سیاسی را بنیان گذاشتند تا به این وسیله عواطف و احساسات مردم با بینش و شناخت ناشی از فلسفههای اصلی این انقلاب عظیم و سترگ پیوند یابد و در مسیر تحقق مبارزات سیاسی اسلام در همه اعصار و زمانها با حکومتهای ظلمگستر و معاند با دین به جوشش و خروش درآید.
حضرت امام خمینی درباره فلسفه و انگیزه عزاداری و گریه بر مظلومیت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و اینکه ائمه دین(ع) به منظور حفظ اقتدار و عظمت اسلام و مسلمانان در برابر دشمنان دین، بزرگداشت حرکت مقدس کربلا و تداوم حضور در صحنههای فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را ضروری میدانستند و به همین دلیل عزاداری سیاسی را در تحقق این هدف وضع نمودند، اینگونه آگاهیبخشی مینماید:
«شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا. نه سیدالشهدا احتیاج به این گریه دارد و نه این گریه خودش فیالنفسه یک کاری از آن میآید، لکن این مجلسها مردم را همچو مجتمع میکنند و یک وجهه میدهند، سی میلیون، سیوپنج میلیون جمعیت در ماه محرم و خصوصاً دهه عاشورا یک وجهه، طرف یک راه میروند. اینها را در این ماه محرم، خطبا و علما در سرتاسر کشور میتواند بسیج کند برای یک مساله. این جنبه سیاسی این مجالس بالاتر از همه جنبههای دیگری است که هست.
بیخود بعضی از ائمه ما نمیفرمایند که برای من در منابر، روضه بخوانند، بیخود نمیگویند ائمه ما به اینکه هر کس که بگرید، بگریاند، یا صورت گریه، گریه کردن به خودش بگیرد، اجرش فلان و فلان است. مساله، مساله گریه نیست، مساله، مساله تباکی نیست، مساله، مساله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند، میخواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راههای مختلف، این را یکپارچه کنند تا آسیبپذیر نباشند. مسائل اسلام، مسائل سیاسی است و سیاستش غلبه دارد بر چیزهای دیگرش. اجتماعاتی که اسلام بعضیاش را فرض کرده است، واجب کرده است، و بعضیاش را بهطور استحباب و مبالغه در استحبابش کرده است، اینها یک مسائل سیاسی است.»(6)
با تأمل در این رهنمودها، به نکات و پیامهایی دست مییابیم که عبارتند از:
1- ائمه ما و بهویژه حضرت امام حسین(ع) به هیچوجه نیازی به گریه و عزاداری ما ندارند و این عمل بسیار ارزشمند همچون تمام اعمال و رفتار و قوانینی که از جانب دین مبین حق نازل و وضع گردیده است، همه بهنفع انسان و برای سعادت و رستگاری اوست. با همین نگرش ژرف و اساسی و در سطحی کلان، همه عبادات از جمله نماز و روزه و حج و جهاد، تمام مراقبتهای اخلاقی، و همه روشهای بالنده و راهگشای تربیتی، و هر حکم و قانون و ارزش از احکام و قوانین و ارزشهای اسلامی، به سود و نفع انسان در مسیر تحقق رشد و کمال و سلامت و پیشرفتهای او در تمام شئون مادی و معنوی و دنیایی و اخروی تبیین و توجیه میگردد و بهطور طبیعی ترک این عبادات و اعمال نیز ضرری متوجه خدا و پیامبر و ائمه نمیکند و این انسان است که به خسران و زیان گرفتار میآید.
2- همه سطحاندیشیها و نگرشهای قشری و ظاهری نسبت به عزاداری برای امام حسین(ع) با یافتن فلسفه اصلی این مراسم و بینیازی ائمه اطهار(ع) از مراثی و مدایح، فرو میریزد و همگان به تفکر و تعمق برای کسب شناخت و بینشهای لازم و ضروری درباره علت وضع سوگواری و گریستن برای امام حسین(ع) و سایر امامان معصوم(ع) دعوت و ترغیب میگردند.
3- اصل «عزاداری برای عزاداری» یا «گریه برای گریه.» از بنیان و اساس فاقد اعتبار میباشد، زیرا هیچ اثر و ثمری بر این نوع عزاداریها و گریهها مترتب نخواهد بود. آنچه در نگاه شرع مقدس اسلام و ائمه دین(ع) معتبر و ارزشمند است، عزاداری برای بسیج اجتماعی و سیاسی به منظور تداوم راه امام حسین(ع) در همه اعصار و زمانها و مقابله و مبارزه با ظلم و جور و فساد و تباهی و نظامهای معاند و ملحد و مخالف با اسلام و سیره و روش ائمه دین(ع) میباشد.
4- با توجه به فلسفه اصلی عزاداری و گریستن برای حضرت امام حسین(ع)، تمام تحریفها و خرافات و موهوماتی که در طول تاریخ و در اثر فعالیتهای مرموز عوامل حکومتهای بنیامیه و بنیعباس در امت اسلامی رخنه کرده است و اهل جهل و جمود و جریانهای اعتقادی و فکری «عوامفریب» در نشر و ترویج گسترده آن نقش فعال داشتهاند، رنگ میبازد و خورشید حقیقت از محاق ابرهای تشکیک و تردید و خرافه و جمود آزاد و رها میگردد.
در این نگرش واقعی و حقیقی به عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) و با نمایان شدن فلسفه این عمل ارزشمند و تحولزا، تصور اینکه «کشته شدن حضرت اباعبدالله(ع) برای اینکه کفاره گناهان امت باشد و ضرورت گریه و عزاداری برای او بهخاطر این فداکاری»(7) و نیز اینکه گریه برای امام حسین(ع) به منظور تسلیخاطر حضرت فاطمه زهرا» (8) است، باطل و مطرود و محکوم میباشد و تحریف آشکار در نهضت حسینی و عزاداری برای این پیشوای الهی به شمار میرود.
5- خطبا و علما ـ که مسئولیت سنگین تبلیغ و ترویج تعالیم و دستورالعملهای رهاییبخش و زندگیساز اسلام را به عهده دارند ـ باید برای تبیین و تشریح اهداف نهضت امام حسین(ع) و ارزشهای والای نهفته در آن، و نیز به منظور زنده ماندن یاد و راه حسین با تداوم مراثی و عزاداریها، هرگز از بیان فلسفه گریه بر مصائب و ستمهای که بر حضرت اباعبدالله(ع) و فرزندان و یارانش رفت غفلت نورزند و ضمن آنکه باید با انواع تحریفها و خرافههای راه یافته در مدایح و مراثی و عزاداریها مبارزه مستقیم و شجاعانه کنند، اهداف اجتماعی و سیاسی سوگواری برای امام حسین(ع) را برای مردم تشریح نمایند تا این سنت بزرگ همچنان که ائمه اطهار(ع) خواستهاند، همواره متحرک و آگاهیبخش باقی بماند و فریادی بلند و رسا علیه نظامهای کفر و شرک و نفاق حاکم بر جهان باشد و «حسینیان» در همه اعصار و زمانها را در نیل به اهداف الهی از جمله زمینهسازیهای مساعد برای گسترش امواج «اسلامگرایی» در جهان یاری برساند و در تقابل و تعارض با حیلهها و ترفندها و موانعی که «یزیدیان» بر سر راه ترویج دین مبین حق ایجاد میکنند و هر روز از چهارگوشه دنیا جوامع اسلامی را در معرض تهاجم فرهنگی و سیاسی و نظامی قرار میدهند، تهییج و تشجیع و مهیا و مقارم سازد.
این است «راه حسین» و فلسفه اصلی «عزاداری برای امام حسین(ع) و «عزت و اقتدار» ناشی از آثار و ثمرات ارزشمند آن نهتنها برای «تشیع»، که برای «جهان اسلام» و همه شیفتگان و دوستداران اهلبیت(ع).