وزیرستان به کانون تحرک افراطگرایان تبدیل شده است. به راستی این افراطگرایان کیستند و چه تعریفی میتوان از آنها ارائه داد؟ وجوه اختلاف و اشتراک این افراطیون با اعضای القاعده و طالبان چیست؟ مسئله مهمتر نسبت این گروههای افراطی با ایالات متحده آمریکاست. کاخ سفید در ابتدای سال 2001 میلادی با حمله به افغانستان و اشغال این کشور موجب پراکندگی طالبان و القاعده در شبهقاره هند و خاورمیانه شد و در مرحله بعد با سران ارشد این گروه ارتباطی مستقیم برقرار کرد. از اینرو استفاده ابزاری آمریکا از القاعده پس از وقوع حادثه مجازی و خود ساخته 11 سپتامبر 2001 نیز ادامه داشته است. مطابق اسناد فاش شده، در سال 2005 میلادی نیروهای نظامی آمریکا در حال شناسایی مخفیگاه اسامه بنلادن بودهاند و در آستانه دستگیری وی قرار داشتهاند، اما دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت ایالات متحده مانع از این مسئله شده است بر همگان مسجل است که بنلادن، ایمن الظواهری و دیگر سران القاعده تحت حمایت مستقیم واشنگتن و لندن به حیات شوم خود ادامه میدهند. اما در اینجا نکتهای وجود دارد که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. رشد القاعده عاری از حمایتهای آمریکا در کنار القاعده وابسته به آمریکا موجب وحشت و نارضایتی نومحافظهکاران آمریکا شده است. این نگرانی خود را به عناوین مختلفی نشان داده است. خصوصا اینکه طالبان در حال تصرف مناطق عمدهای از افغانستان است و اشغالگران ناتو در مهار آن عاجز و ناتوان ماندهاند. به راستی آمریکا چگونه میتواند کلافی که خود آن را به وجود آورده است باز کند؟ نقاط اشتراک طالبان، القاعده و شورشیان مناطق قبایلی پاکستان به مراتب بیشتر از نقاط افتراق آنهاست.
یک روزنامه آمریکایی اخیرا سندی محرمانه از پروندههای ارتش آمریکا را فاش کرد که براساس آن آمریکا به بهانه مبارزه با القاعده با رهبران قبایل شورشی در پاکستان همکاری گستردهای را انجام میدهد.
براساس آنچه روزنامه نیویورک تایمز ادعا نموده است، آمریکا به عنوان بخشی از اقدامات خود برای افزایش امنیت پاکستان در مناطق مرزی با گروههای شورشی برای مقابله با القاعده و طالبان روابطی دارد. براساس گفتههای مقامهای پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا)، این همکاری تنها در زمینه مالی نبوده و آمریکا به قبایل پاکستانی آموزش نظامی نیز میدهد. اگر این مسئله صحت داشته باشد؛ آنگاه با نوعی دوگانگی در سیاستهای آمریکا در پاکستان روبرو میشویم، زیرا آمریکا در پاکستان حضور نظامی ندارد، اما با فاش شدن این مدرک مشخص میشود که برخی از نظامیان آمریکا برای آموزش قبایل پاکستانی در این کشور حضور دارند.
این سند محرمانه در حالی منتشر میشود که براساس گفتههای مقامهای آمریکایی، مناطق قبیلهنشین پاکستان تبدیل به مکانی امن برای القاعده و طالبان شده و القاعده در این مناطق نیروهای خود را برای انجام عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف سازماندهی میکند و از سوی دیگر این قبایل پاکستانی با طالبان و القاعده نیز همکاری میکنند؛ با این وجود کمک مالی و نظامی آمریکا به قبایل پاکستانی چه معنایی میتواند داشته باشد؟
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به روند تنشهای موجود میان قبایل پاکستانی با دولت مشرف توجه کنیم، زیرا نیروهای امنیتی پاکستان همواره با این قبایل درگیر بوده و فعالیتهای نظامی قبایل پاکستانی به عنوان یکی از چالشهای موجود در امنیت پاکستان به شمار میرود.
در خصوص گزارش روزنامه نیویورک تایمز لازم است دو نکته مهم را متذکر شویم:
1ـ با توجه رابطه مستقیمی که میان طالبان، القاعده و گروههای شورشی مناطق قبایلی پاکستان وجود دارد ارائه کمکهای مالی آمریکا به گروههای قبایلی در جهت سرکوب طالبان منتفی است. همانگونه که اشاره شد نمیتوان میان گروههای افرای شبهقاره هند مرزبندی مشخصی ترسیم نمود. این روند پس از فروپاشی طالبان شدت گرفته است. اما در یک صورت احتمال کمک آمریکا به مناطق قبایلی قابل تصور است، اینکه طالبان و القاعده نیز به طور همزمان از این کمکها بهرهمند شوند. احتمال این مسئله با توجه به نگاه ابزرای آمریکا نسبت به القاعده و همراهای القاعده و آمریکا در خاک عراق بسیار زیاد است. آنچه آمریکا درصدد مهار آن است القاعده عاری از حمایتهای واشنگتن است. از این رو حاضر است نیروهای وابسته به خود در جبهه القاعده، طالبان و مناطق قبایلی پاکستان را علیه افراطگرایان مستقل از آمریکا تقویت نماید.
2ـ میان فعالیت طالبان در افغانستان و تحرکات شورشیان مناطق قبایلی پاکستان ارتباط کاملی وجود دارد. بر این اساس هر اندازه فعالیت طالبان در افغانستان بیشتر شود، تحرکات مناطق قبایلی نیز افزایش مییابد. شورای موسوم به "سنلس" (senilis) که فعالیت آن در افغانستان به علت تلاش برای قانونی کردن کشت خشخاش ممنوع شد، در آخرین گزارش خود ادعا کرده است که نیروهای گروه طالبان در بیشتر از نیمی از افغانستان حضور دارند.
طالبان در حال حاضر در 54 درصد خاک افغانستان فعالیت دارد که برای مقابله با آنها باید نیروهای خارجی دو برابر شده و به 80 هزار نفر سرباز آماده جنگ برسد. البته وزارت دفاع افغانستان این گزارش را تکذیب و اعلام کرد، نتیجه اعلام شده در این گزارش مبنی بر اینکه طالبان شهر کابل را به کنترل خود در خواهند آورد به هیچوجه قابل اطمینان نیست. گروه شورشی طالبان با هدف سرنگونی دولت افغانستان و اخراج سربازان خارجی در حال مبارزه با نیروهای دولتی افغان و سربازان خارجی است. حکومت پنج ساله طالبان در اواخر سال 2001 میلادی با هجوم نیروهای خارجی به افغانستان سقوط کرد.
دفتر شورای سنلس در پاریس قرار دارد و خواهان قانونی شدن کشت خشخاش در افغانستان است که به همین علت فعالیت این دفتر در این کشور ممنوع اعلام شده است. در هر صورت گزارش این شورا نشان میدهد که طالبان هر لحظه بر وسعت و دامنه تحرکات خود در افغانستان میافزاید. شورشیان مناطق قبایلی پاکستان نیز طی ماههای اخیر بر تحرکات خود بر ضددولت پرویز مشرف افزودهاند. البته دولت پاکستان نیز نسبت به این تحرکات به شدت واکنش نشان داده است. سخنگوی دولت ایالت سرحد پاکستان اخیر اعلام نموده است که نیروهای ارتش مقر اصلی مولانا "فضلالله" رهبر معنوی طالبان محلی در ناحیه حساس و راهبردی "ناجیاتاپ" در منطقه "سوات" را تصرف کردهاند.
ارتش پاکستان اخیرا بار دیگر کنترل ناحیه ناجیاتاپ در منطقه سوات و یکی از مقرهای اصلی مولانا فضلالله را بازپس گرفته و موفق شده است ایستگاه رادیویی این گروه را نیز تعطیل کند.
ارتش پاکستان اعلام کرده است که با ا یجاد موانع در جادهها و راههای مهم از انتقال مواد غذایی، سلاح و تجهیزات به مناطقی که هنوز تحت کنترل طالبان محلی است، جلوگیری میکند. منطقه کوهستانی (میان کوه) سوات به مرکزیت شهر "مالاکند" در ایالت سرحد که از جهت آب و هوا، نسبت به سایر شهرهای این ایالت، از جذابیتهای بیشتری بویژه در زمینه گردشگری برخوردار است هماکنون مرکز استقرار طالبان محلی شده که به دستور مولانا فضلالله رهبر معنوی خود علیه نیروهای دولتی میجنگند. مولانا فضلالله از شخصیتهای متنفذ منطقه و از طرفداران طالبان، با تاسیس یک مدرسه دینی به نام در سوات به ترویج اصول مذهبی طالبان میپردازد. در نهایت اینکه چالش میان نیروهای دولتی پاکستان و شورشیان مناطق قبایلی همچنان ادامه دارد. در این میان ایالات متحده آمریکا نیز تنها به بسط دامنه قدرت خود میاندیشد. جرج واکر بوش پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 سعی در بازتعریف رابطه القاعده و واشنگتن نموده است. در این میان دولت اسلامآباد در بین مناسبات پشتپرده طالبان و واشنگتن سردرگم مانده است.