دکتر احمد توکلی
گزارش آژانس انرژی هستهای روز پنجشنبه گذشته منتشر شد. در مجموع، انتشار این گزارش به سود مواضع دولت جمهوری اسلامی ایران است و موضع حقطلبانه ملت ایران را تقویت میکند. خداوند را به این نعمت سپاس میگزاریم. از این گزارش نکات قابل توجهی مستفاد میشود:
1. اولین نکته سیر تاریخی پیدایش فناوری بومی هستهای است که نکات مهم آن به این قرار است:
کار از حدود 20 سال پیش، 5 مارس 1987 برابر با 15 اسفند 1366، به دستور آقای مهندس میرحسین موسوی نخستوزیر وقت آغاز شد.
1993، همزمان با دوره دوم دولت آقای هاشمی رفسنجانی، مرحله سخت تهیه تجهیزات فنی از بازار سیاه شروع شد.
1998، اوایل دوره آقای خاتمی ، تحقیق و توسعه علمی در دانشگاه امیرکبیر آغاز شد.
اواخر دهه 1990، اولین سانتریفیوژ P1 آزمایش شد (اواخر دوره هاشمی و اوایل دوره خاتمی).
اواخر دوره آقای هاشمیرفسنجانی درباره ساخت سایت نطنز تصمیم گرفته شد.
در سال 2002، اوایل دوره دوم دولت آقای خاتمی، ساخت سانتریفیوژ P2 به دست یک شرکت خصوصی ایرانی شکل گرفت. در ساخت سانتریفیوژ P1 و P2، بنابراین گزارش، واحدهای مختلف صنایع دفاع ملی نقش مهمی ایفا میکنند.
گرچه در گزارش نیامده است، ولی آقای خاتمی در روزهای آخر خدمتش، دستور از سرگیری فعالیت UCF اصفهان را صادر میکند و بدینترتیب توقف قبلی منتفی و فعالیت تجدید میشود.
از زمان مسئولیت آقای احمدینژاد، کار فنی با سرعت ادامه مییابد و موانع یکی پس از دیگری کنار زده میشود. گزارش آژانس حاکی از آن است که تنها از 1/3/2007 تا 5/11/2007، یعنی از اسفند 1385 تا 15 آبان 86، مقدار 78 تن اورانیوم (به شکل هگزافلوراید اورانیوم) تولید شده و کل انباره ما از این ماده را به 266 تن رسانده است.
این واقعیت نیز در گزارش نیامده است که در سالهای اخیر، مجلس هفتم کاملا در جهت تقویت حرکت حقطلبانه ملت فعال بود.
این حقایق به ما پیام میدهد که باید از تمام دولتها و مجلس هفتم به دلیل کاشت یا داشت یا حفاظت و برداشت از این درخت خوش ثمر علمی و فنی سپاسگزار بود. این سیر تاریخی نشان میدهد که رفت و آمد دولتها در اصل تلاش و علاقه آنان در دستیابی به حق ملت تأثیری ندارد و همه، به ویژه دولت نهم، تحت هدایت رهبری بصیر، مدیر و صبورمان در این مسیر گام برداشتهاند.
2. نکته دوم آن است که سیاست شفافسازی و اعتمادسازی جمهوری اسلامی ایران با حفظ غیرتمندی به ثمر رسید. البرادعی در بند 39 گزارش خویش صراحتا میگوید: «آژانس توانسته است انحراف نداشتن مواد هستهای اعلام شده را در ایران تأیید کند.» در سراسر گزارش مفصل، به کرات آمده است که اطلاعات به دست آمده از منابع گوناگون، دعاوی مقامات ایران را تأیید میکند. برای بررسی موارد باقیمانده هم برنامهریزی توافق شده وجود دارد. گزارش به ندرت به موارد مبهم اشاره میکند. گزارش تصریح میکند که از مارس تا نوامبر 2007 (طی 8 ماه اخیر) تنها 7 نوبت بازرسی اعلام نشده انجام داده است. دقت و موشکافی و برخورداری آژانس از اطلاعات طرفهای ثالث، در گزارش به روشنی آشکار است و آژانس با وجود چنین سازوکار موشکافانهای به تأیید دعاوی ایران میپردازد. برای این توفیق باید از دولت آقای احمدینژاد، به ویژه آقای لاریجانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و گروه وی، سپاسگزار بود.
3ـ این گزارش سرجمع یک پیروزی بود برای ایران در ابعاد فنی و حقوقی، ولی از اهمیت بعد سیاسی موضوع هستهای نمیکاهد. تلاش غرب به رهبری آمریکا همواره این بوده که به موضوع ابعاد سیاسی ببخشد و برعکس سعی جمهوری اسلامی ایران بر فنی و حقوقی نگهداشتن موضوع بوده است. ما در عرصه تلاش خویش به اثبات کامل حقانیت بسیار نزدیک شدهایم. غرب نیز در عمل به هدف خویش رسیده و با بردن پرونده به شورای امنیت و صدور 2 قطعنامه محدودکننده، برای صدور قطعنامه سوم آماده میشود. این که کار غرب ظالمانه است سخن حقی است، ولی نباید انتظار داشت که تنها تأکید ما بر مختومه بودن پرونده و حق دانستن موضعمان، واقعا موضوع را به نفع ما ختم کند، چرا که مبارزه ظلم و عدل و حق و باطل تنها با تدبیر و تلاش اهل حق به سود جبهه حق تمام خواهد شد. ابعاد سیاسی پرونده، یک واقعیت است که همین گزارش، با وجود مثبت بودن، زمینه آن را تقویت میکند، آنجا که در بند 41 خویش آورده است: «اگرچه آژانس غیر از آنچه در برنامه کار به آن پرداخته شد هیچ اطلاعات ملموسی درباره فعالیتها و مواد هستهای جاری اعلام نشده احتمالی در ایران ندارد. اما آژانس در موضعی نیست که درباره نبود فعالیتها و مواد هستهای اعلام نشده در ایران تضمینی معتبر بدهد مگر آن که پروتکلالحاقی به طور کامل اجرا شود.»
4ـ توصیه اول بنده به جناب آقای دکتر احمدینژاد، رئیسجمهوری محترم این است که این واقعیت را با تمام ابعادش لحاظ کند و پیچیدهترین تدابیر را برای کاهش هزینههای استیفای حق مسلم ملت به کار گیرد. با پیشرفتهای علمی و فنی موجود و گزارش مورد بحث، الان ما در یک قله هستیم و باید با جدیت در مصاف سیاسی، از این موقعیت برای جلوگیری از صدور قطعنامه سوم حداکثر بهره را بگیریم.
5ـ توصیه دوم بنده به بزرگان و گروههای سیاسی منتقد یا مخالف دولت است که از دلخوریها چشم بپوشند و در این موضوع و برهه حساس به کمک دولت بشتابند و اگر به تدابیرشان اعتنای کافی نمیشود، عرض حال به رهبری را بر فشار علنی به دولت در انظار دشمن ترجیح دهند. این یک واقعیت است که اولا از این حقطلبی نمیشود دست برداشت و ثانیا این حقطلبی هزینه دارد اما اگر استقامت ملت به دلیل اختلاف یا سوءتدبیر سیاستمداران پرهزینه شود، خداوند و ملت نجیب، هر دو طرف تنازع بر سر این موضوع سرنوشتساز را ملامت خواهند کرد.
«فلاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم؛ با یکدیگر کشمکش نکنید که سست خواهید شد و هیبت و قدرتتان از بین خواهد رفت.» قرآن کریم