دکتر محمدعلی مهتدی
هر چه فکر میکنم میبینم که تصور «حزبالله» بدون «حاج عماد» بسیار مشکل است. از اولین روزهای پیدایش حزبالله در لبنان، «حاج عماد» بود. حاج عماد، خود ستون فقرات بود. حاج عماد به تنهایی حزبالله بود. در سختترین شرایط نظامی و امنیتی چشم و گوش همه مسئولان و کادرها متوجه نبوغ و تاکتیکهای مبتکرانه حاج عماد میشد. لذا، بعد از این همه سال، شهادت حاج عماد، آن هم به این سادگی، حادثه کوچکی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. مرحله حاج عماد مرحلهای بود و مرحله بعد از حاج عماد مرحله دیگری است.
شک نیست که همکاران حاج عماد و صدها بل هزاران کادر مؤمنی که در مکتب حاج عماد تربیت شدهاند نخواهند گذاشت کارها زمین بماند و فقدان حاج عماد خللی در مسیر مقاومت پدید آورد.
سنت الهی نیز چنین است که قرآن کریم میفرماید: «ماننسخ من آیه أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها» (بقره 106) «هر آیتی را منسوخ کنیم یا به فراموشی بسپریم؛ آیتی بهتر یا همانند آن میآوریم.»
اما آنچه مسلم است، حزبالله در لبنان و مقاومت اسلامی، بعد از حاج عماد وارد مرحله جدیدی میشود، مرحلهای که ویژگیهای خود را دارد، مرحلهای که قواعد بازی در آن تغییر کرده است. مرحلهای که معادلات منطقه را درهم میریزد و سرنوشت منطقه را رقم میزند.
ویژگیهای این مرحله را میتوان در سخنرانی بسیار مهم سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزبالله لبنان، در مراسم تشییع پیکر حاج عماد، یافت:
1- جنگ تابستان 2006 علیه حزبالله در لبنان یک جنگ منطقهای با ابعاد بینالمللی بود، و پیروزی حزبالله نیز تأثیر ژرفی در کل منطقه گذاشت.
از آن به بعد کوشیدند پای حزبالله را به بحثها و جدالهای داخلی لبنان بکشانند و مقاومت اسلامی را به یک میلیشا تبدیل کنند، تا چنین وانمود شود که حزبالله با چند حزب لبنانی دیگر بر سر چند کرسی در شورای وزیران دعوا دارد. در حالی که بحران سیاسی در لبنان نیز خود یک بحران صرفاً داخلی نبود، بلکه ادامه جنگ سی و سه روزه، به شکل سیاسی و با همان هدف یعنی خلع سلاح حزبالله و برداشتن چتر مشروعیت از روی سر مقاومت اسلامی بود. اما اینک، با ترور و شهادت شخصیتی به وزن حاج عماد مغنیه، آن هم در خارج از مرزهای لبنان، بار دیگر موقعیت منطقهای و حتی بینالمللی حزبالله را نمایان کرد. همچنان که در سخنان سیدحسن شنیدیم، طرف مقابل حزبالله، دیگر «کوتولههایی» از نوع سمیر جعجع و ولید جنبلاط نیستند. اینک حزبالله، مستقیماً و به شکلی آشکار و بدون هیچ تعارف یا پیرایهای با اسرائیل و آمریکا و ازلام و اذناب آنان در منطقه و در سطح جهانی روبروست. سیدحسن نیز در سخنرانی خود حاضر نشد با «کوتولهها» دهان به دهان بگذارد و به یاوهها و دشنامهای جعجع و جنبلاط پاسخ دهد. در این مرحله و در این مبارزه، دیگر جعجع و جنبلاط، به حساب نمیآیند و دیده نمیشوند.
2- در این مرحله، دیگر موضوع خلع سلاح حزبالله و بحثهای طولانی و خستهکننده و استناد به مواد قانونی برای اثبات مشروعیت یا عدم مشروعیت این سلاح مطرح نیست و اگر هم کسی مطرح کند، جوابی از حزبالله نمیشنود، چرا که این بار قرار است خون حاج عماد، اسرائیل را از این منطقه که قلب جهان اسلام است، جارو کند. دیگر بحث کشتزارهای شبعا و چند اسیر در بند در اسرائیل مطرح نیست. اینک بودن یا نبودن خود اسرائیل مطرح است.
3- اینک، و در این مرحله، حزبالله، دیگر یک تشکیلات مقاومت در لبنان نیست. همه جنبشهای مقاومت در سراسر منطقه، همه شخصیتهای مقاوم و آزاده از اطراف و اکناف جهان اسلام با حزبالله ابراز همبستگی کردهاند. سیل تلگرامها و پیامهای همبستگی از سراسر جهان به سوی لبنان سرازیر است. اینک در همه شهرها، روستاها و اردوگاههای فلسطینی، در همه جا، در لبنان و در فلسطین، در غزه، در اردن، در سوریه، به مناسبت شهادت عماد مغنیه، مجالس تبریک و تسلیت برپا شده است، چرا که عماد مغنیه مقاومت را برای فلسطین آغاز کرد و پیوسته به آرمان فلسطین وفادار ماند. همانقدر که در روستاهای جنوب لبنان، مردم در غم از دست دادن عماد مغنیه اندوهگین و خشمگین هستند، مردم فلسطین و همه مقاومان مؤمن و آزاده در همه جا دستخوش اندوه و خشم هستند. به گفته دکتر رمضان عبدالله، دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، «عماد مغنیه از همه فلسطینیها فلسطینیتر بود.»
اینکه میدان هماوردی به پهنای جهان است. آن طور که ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه میگوید، دمشق تحقیقات گستردهای را برای شناختن عاملان این جنایت بزرگ به انجام رسانده و به نتایج مهمی دست یافته است که در روزهای آینده این نتایج را اعلام خواهد کرد و کوس رسوایی بسیاری از کسانی که روزی ادعای انقلابیگری داشتند نواخته خواهد شد و آن بدبختیهایی که به خاطر مشتی دلار به این خیانت بزرگ راضی شدند معرفی خواهند شد و کیفر خواهند دید.
اینک محافل صهیونیستی در سراسر جهان در رعب و وحشت فرو رفتهاند و در انتظار پاسخ حزبالله که همه معتقدند پاسخی سهمگین خواهد بود، آرامش خود را از دست دادهاند. بعد از این پاسخ، احتمالاً رژیم صهیونیستی بناچار دست به جنایت تازه و بزرگتری خواهد زد که خود پاسخ سهمگین دیگری از سوی مقاومت را در پی خواهد داشت. آنگاه میتوان تصور کرد که منطقه در چه شرایطی قرار خواهد گرفت و به سوی چه سرنوشتی پیش خواهد رفت.