تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۶:۵۰  ، 
کد خبر : ۴۴۲۰۶

بوتو پاکستان و گذار ناگزیر به دموکراسی


نادر مازوجی

«دموکراسی ترور شد» عنوان تیتری بود که بیشتر رسانه‌های جهانی در واکنش به ترور و مرگ بی‌نظیر بوتو نخست‌وزیر پیشین پاکستان به شکلی برجسته منتشر کرده بودند. اگر اندکی به عقب بازگردیم متوجه این نکته خواهیم شد که ترور بوتو در شرایطی رخ داد که پاکستان دوران گذار ناگزیر به دموکراسی را طی می‌کرد. از چند ماه قبل به ویژه از زمان برگزاری انتخابات ریاست‌ جمهوری ششم اکتبر 2007، دیگر کمتر خبری از جنس فعالیت‌های شریعت‌خواهان تندرو شنیده می‌شد که آخرین بار با تجمع در مسجد سرخ در اسلام‌آباد و حمله به افراد، مغازه‌ها و ساختمان‌های دولتی، همه توان و نفوذ خود را به آزمون گذاشتند. از سوی دیگر ناکامی پرویز مشرف رییس‌جمهوری پاکستان در مبارزه با تروریسم و برچیدن پایگاه‌های القاعده و طالبان و همچنین دخالت نظامیان در امور غیر نظامی، میزان پذیرش اقدامات نظامیان در داخل پاکستان را به پایین‌ترین سطح در تاریخ 60 ساله پاکستان رسانده است.

اعتراض‌های مخالفان به منصب نظامی مشرف در کنار ریاست جمهوری‌اش را نیز باید به این موضوع اضافه کرد. در این کشمکش، ارتش که دولت را در دست داشت ناگزیر شد برای جلوگیری از تخریب بیشتر وجهه داخلی و خارجی خود چاره‌ای بیندیشد و به همین دلیل چاره را در تغییر چهره دولت نظامی دید.

افزایش عدم مقبولیت مشرف در داخل و تردیدهای خارجی درباره کارایی او در مبارزه جدی با تروریسم در خاک پاکستان، زمینه را برای بازی سیاستمداران غیر نظامی اما شناخته شده احزاب هموارتر کرد. مقامات آمریکایی نیز که از زمان حملات 11 سپتامبر میلیون‌ها دلار به پاکستان برای مبارزه با تروریسم کمک کرده‌اند، خطاب به مشرف تاکید کرده بودند که برای مبارزه با تروریسم، دولت مردمی که رهبران احزاب در آن حضور داشته باشند بهتر عمل می‌کند.

به همین دلیل بود که مشرف نتوانست توصیه‌های واشنگتن درباره ضرورت باز کردن فضای سیاسی و تقسیم قدرت با احزابی چون حزب مردم به رهبری بوتو را نادیده بگیرد. پس از این تحولات بازی دموکراسی رفته رفته گرم شد و مخالفان با تکیه بر قانون اساسی پاکستان تاکید داشتند که یک نظامی در حال خدمت نمی‌تواند همزمان سمت ریاست جمهوری را نیز عهده‌دار باشد.

در نهایت مشرف که با کودتای نظامی در سال 1999 قدرت را به دست گرفته بود مجبور شد یونیفورم نظامی را از تن درآورده و تنها به عنوان رییس‌جمهور فعالیت‌های سیاسی‌اش را ادامه دهد. ترک سمت فرماندهی ارتش از جمله شرط‌های بوتو برای تقسیم قدرت با مشرف بود. بوتو بدون تردید یکی از مهم‌ترین بازیگران صحنه سیاست پاکستان بود. او در طول هشت سالی که در تبعید خود خواسته در دوبی و انگلیس به سر می‌برد چندین بار به صورت محرمانه با مشرف بر سر تقسیم قدرت مذاکره کرد. قرار بود در صورت انتخاب مشرف به ریاست جمهوری، بوتو از سوی او به عنوان نخست‌وزیر به پارلمان معرفی شود. بوتو لیست بلندبالایی از خواسته‌ها را روی میز گذاشته بود که از آن جمله رفع موانع قانونی برای نخست‌وزیر شدن او برای سومین بار و نیز سلب اختیار از رییس‌جمهور برای انحلال پارلمان بود.

بازگشت مرگبار

بوتو که پس از متهم شدن به فساد مالی و برکناری از سمت نخست‌وزیری و در پی کودتای پرویز مشرف در سال 1999 به تبعیدی خود خوانده در لندن و دوبی رفته بود 18 اکتبر 2007 پس از 8 سال به پاکستان بازگشت. بوتو پیش از عزیمت در فرودگاه دوبی به خبرنگاران گفته بود بازگشت به پاکستان چیزی است که او و دوستداران دموکراسی و حقوق بشر منتظر آن بوده‌اند. بوتو تاکید کرده بود که بازگشت وی به پاکستان یک نقطه عطف است و بازگشت از دیکتاتوری به دموکراسی و از خشونت به صلح است. این در حالی بود که مقام‌های پاکستانی خواهان تاخیر در بازگشت بوتو به این کشور شده و گفته بودند باید وی منتظر رای دادگاه عالی در خصوص مشروعیت عفو او و تایید اعتبار پیروزی مشرف در انتخابات ریاست جمهوری از سوی دادگاه عالی پاکستان باشد. اما بوتو با تاخیر در بازگشت مخالفت کرد.

بوتو سرانجام در 18 اکتبر در حالی که ده‌ها هزار تن از هوادارانش به سوی کراچی حرکت کرده بودند تا از او استقبال کنند به پاکستان بازگشت اما او ترجیح داده بود به‌جای اسلام‌آباد پایتخت، در کراچی فرود بیاید. بازگشت بوتو پس از هشت سال، بدون حادثه نبود و تنها ساعاتی پس از ورود وی به کراچی به کاروان حامل او حمله تروریستی شد. اگرچه بوتو از آن جان سالم به در برد اما این حمله بیش از 130 کشته بر جای گذاشت. این در حالی بود که بوتو قبل از بازگشت، در فرودگاه دوبی به خبرنگاران گفته بود: «تهدیدهای زیادی برای ترساندن من و هوادارانم به کار گرفته شده اما مسلمانان می‌دانند اگر زنی را مورد حمله قرار دهند به جهنم خواهند رفت.» بازگشت بوتو قرار بود موقعیت مشرف را به عنوان متحد آمریکا تقویت کند. برای همین بود که واشنگتن و لندن از این حرکت حمایت کردند. بر اساس آن طرح قرار بود مشرف به عنوان رییس‌جمهور انجام وظیفه کند و بوتو نیز به عنوان نخست‌وزیر باعث ثبات و بهبود وجهه حکومت شود.

اما بازگشت او این موضوع را اثبات کرد که وضعیت پاکستان تا چه اندازه بی‌ثبات است. همان زمان شایعاتی مطرح شد مبنی بر این که این حمله تروریستی کار القاعده بود زیرا بوتو پیش از آن اظهاراتی در حمایت از اقدام علیه اسامه بن‌لادن رهبر القاعده مطرح کرده بود. بوتو امیدوار بود با بازگشت به پاکستان بتواند این کشور را به مسیر دموکراتیک بازگرداند اما ترور نافرجام (دفعه اول) و آن هم به محض ورود به کشور حاکی از آن بود که به وی اجازه فعالیت‌های دموکراسی‌خواهانه داده نخواهد شد. پس از این ترور، بوتو در جمع هوادارانش سخنان تندی را علیه مشرف ایراد و او را به ناتوانی در جلوگیری از فعالیت‌های تروریست‌ها متهم کرد.

این اظهارات سبب شد که بوتو در کمتر از 10 روز دوبار تحت بازداشت خانگی قرار گیرد. اگرچه دولت مشرف اعلام کرد هدف از این بازداشت حمایت از بوتو در برابر اقدامات تروریستی است اما واقعیت این بود که دولت می‌خواست از این طریق از اظهارات ضد مشرف بوتو جلوگیری کند و از تماس بیشتر او با طرفدارانش بکاهد. اما فشار طرفداران به دولت از یک سو و توصیه مقامات کاخ سفید به مشرف از سوی دیگر سبب شد تا بوتو از بازداشت خانگی خارج شود. اما او سرانجام در روز پنج‌شنبه 27 دسامبر در حال بازگشت از یک سخنرانی انتخاباتی در راولپندی و در حالی که در میان انبوه طرفدارانش احاطه شده بود هدف دومین سوء‌قصد از زمان بازگشت از تبعید قرار گرفت.

اما این بار تروریست‌ها دقیقاً به هدف زدند و این رهبر دموکراسی‌خواه را برای همیشه از صحنه سیاسی پاکستان حذف کردند. در خصوص عوامل قتل او، اما و اگرهای زیادی وجود دارد. یک گروه، ترور بوتو را به القاعده و شبکه‌های تندرو نسبت می‌دهند، اما گروه دیگری معتقدند برخی ژنرال‌های بلندپایه ارتش پاکستان در این ترور نقش داشته‌اند. زیرا بوتو چندین بار تهدید کرده بود در صورت رسیدن دوباره به قدرت، ژنرال‌هایی را که پدرش ذوالفقار علی بوتو را اعدام کرده بودند مجازات خواهد کرد. به هر حال تاکنون هیچ گروهی به صراحت مسئولیت این ترور را بر عهده نگرفته است. اما بسیاری از تحلیل‌گران بین‌المللی و کارشناسان پاکستانی معتقدند ترور یک رهبر مردمی همچون بوتو سبب به وجود آمدن پرسش‌های بی‌پاسخ زیادی شده که می‌تواند مسیر پاکستان را به کلی تغییر دهد. این ترور در حالی انجام شد که بحث‌هایی درباره احتمال بخشش افرادی که در گروه‌های تندرو عضویت داشتند شنیده می‌شد. ترور بوتو این پرسش را به وجود آورده که آیا اکنون این افراد عفو می‌شوند؟ آیا نیروهای دولتی پاکستان در ترور بوتو نقش داشته‌اند؟ و آیا نیروهای دولتی با همکاری گروه‌های تندرو این اقدام را انجام داده‌اند.

نگاهی به اقدامات دولت پاکستان در برخورد با چنین حوادثی موجب شکل‌گیری پرسش‌های بی‌پاسخ بیشتری می‌شود. پرسش‌هایی درباره انگیزه‌های دولت و گروه‌های تندرو برای از میان برداشتن بوتو، زیرا یکی از شعارهای بوتو مبارزه جدی با تروریسم و مقابله با تندروهای مذهبی بود. در عین حال ترور بوتو نه تنها اوضاع پاکستان را ناآرام کرده، بلکه بر اوضاع افغانستان نیز تاثیر گذاشته و نبرد نیروهای ناتو و افغان با نیروهای طالبان تحت تاثیر این حادثه قرار می‌گیرد. کارشناسان می‌گویند، پاسخ به هر یک از پرسش‌های یاد شده و پرسش‌های دیگری از این قبیل، سبب به وجود آمدن فضای جدیدی در پاکستان می‌شود که به طور حتم می‌تواند مسیر پاکستان را تغییر دهد.

بی‌نظیر بوتو که بود؟

خانواده بی‌نظیر بوتو مانند خانواده نهرو ـ گاندی در هند، یکی از مشهورترین خاندان سیاسی در جهان به شمار می‌رود. پدرش ذوالفقار علی بوتو در اوایل دهه 1970 نخست‌وزیر پاکستان بود و دولت او یکی از معدود دولت‌های غیرنظامی در پاکستان پس از استقلال این کشور بود. ذوالفقار در پی یک کودتای نظامی در سال 1977 توسط ژنرال ضیاء‌الحق دستگیر و به اتهام قتل زندانی شد و دو سال بعد در 1979 اعدام شد. اما بی‌نظیر در 21 ژوئن 1953 در کراچی در یک خانواده با نفوذ و زمین‌دار متولد شد. مادرش یک ایرانی‌الاصل بود. بی‌نظیر مقاطع ابتدایی و متوسطه را در کراچی و راولپندی گذراند و از سال 1969 تا 1973 وارد دانشگاه هاروارد آمریکا شد. از 1973 تا 1976 در دانشگاه آکسفورد انگلیس در رشته‌های حقوق، فلسفه، سیاست و اقتصاد ادامه تحصیل داد. یکسال پس از از فارغ‌التحصیلی از آکسفورد به پاکستان بازگشت و به حزب مردم پاکستان که پدرش بنیانگذار آن بود پیوست.

در 18 دسامبر 1987 با آصف‌علی زرداری از سرمایه‌داران بزرگ پاکستان و رییس قبیله زرداری ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر به نام «بلاوال» و دو دختر به نام‌های «آصفه» و «بخت‌آور» است.

بوتو از سال 1977 تا 1984 به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مخالفت با دولت نظامی ژنرال ضیاء‌الحق رییس‌جمهور وقت پاکستان در زندان به سر برد. در 1984 ضیاء‌الحق او را به مدت دو سال به انگلیس تبعید کرد که در نهایت در 10 آوریل 1986 به پاکستان بازگشت و مورد استقبال بی‌سابقه مردم لاهور قرار گرفت. وی البته در همان دو سال تبعید، دفتر حزب مردم در لندن را تاسیس و فعالیت‌های سیاسی خود علیه ضیاء‌الحق را آغاز کرد. دو سال بعد از بازگشت از لندن یعنی در 1988 که ضیاء‌الحق بر اثر انفجار هواپیمایش کشته شد به عنوان اولین نخست‌وزیر زن منتخب در یک کشور اسلامی به قدرت رسید.

او در آن زمان 35 سال داشت. دوبار به مقام نخست‌وزیری طی سال‌های 1988 تا 1990 و 1993 تا 1996 رسید، اما هر دو بار به اتهام فساد مالی و سوء مدیریت از این سمت برکنار شد. آصف‌علی زرداری همسر بی‌نظیر هم با اتهاماتی مشابه مواجه بود و به مدت هشت‌ سال در زندان به سر برد که در سال 2004 آزاد شد. تاکنون نیز هیچ یک از این اتهامات علیه بوتو و زرداری در دادگاه ثابت نشد.

بوتو طی سال‌های 1996 تا 1999 که محمدنواز شریف نخست‌وزیری پاکستان را بر عهده داشت به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد تا این که ژنرال پرویز مشرف در یک کودتای نظامی در 1999 نواز شریف را بر کنار و به عربستان سعودی تبعید کرد. پس از آن بوتو نیز به تبعیدی خود خواسته در لندن و دوبی رفت. بوتو در این زمان از یک سو با نواز شریف در تبعید علیه سیاست‌های مشرف فعالیت و همکاری می‌کرد و از سوی دیگر در اواخر دوره ریاست جمهوری مشرف چندین بار با او به صورت پنهانی مذاکره کرد. پس از افشای این مذاکرات از سوی رسانه‌ها، بوتو تصمیم خود را برای بازگشت به پاکستان گرفت و در نهایت در 18 اکتبر 2007 به کشور بازگشت و در 27 دسامبر در اقدامی تروریستی برای همیشه پرونده زندگی‌اش بسته شد. بی‌نظیر آخرین بازمانده خانواده سیاستمدار بوتو بود. مرتضی برادر او که گمان می‌رفت رهبری حزب مردم پاکستان را برعهده گیرد پس از برکناری و اعدام پدرش به افغانستان گریخت. وی از آن جا و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه با تاسیس گروه نظامی ذوالفقار به مبارزه با دولت نظامی پاکستان پرداخت. مرتضی بوتو در تبعید بود که در انتخابات به نمایندگی مجلس ایالتی پاکستان برگزیده شد. او بلافاصله به پاکستان بازگشت اما در سال 1996 در شرایطی مشکوک کشته شد. شهنواز برادر دیگر بی‌نظیر هم فعال سیاسی بود که در سال 1985 در آپارتمانش در جنوب فرانسه کشته شد.

جانشین بی‌نظیر

در وصیت‌نامه بی‌نظیر بوتو آمده است که در صورت عدم حضور او همسرش آصف‌علی زرداری جانشین وی در حزب مردم خواهد بود. اعضای حزب نیز بلافاصله پس از قرائت این وصیت‌نامه موافقت خود را با رهبری زرداری بر حزب مردم اعلام کردند. اما زرداری گفت که مایل است پسرش بلاوال به عنوان رهبر حزب زمام امور حزب مردم را به دست گیرد. با این حساب، بلاوال و پدرش به صورت مشترک به عنوان جانشین بی‌نظیر برای رهبری حزب مردم فعالیت خواهند کرد. بلاوال سه روز پس از قتل مادرش ناگهان خود را وارث نه تنها یکی از شناخته شده‌ترین نام‌ها در سیاست بلکه تاریخی آمیخته با قدرت و خون‌ریزی می‌بیند. او به عنوان ریاست حزبی برگزیده شده که توسط پدربزرگش ذوالفقار علی بوتو تاسیس شد و همواره یکی از اعضای این خانواده ریاست آن را برعهده داشته است. نزدیکان بی‌نظیر می‌گویند او همواره بلاوال را وارث سیاسی خود می‌دانست اما مطمئنا نمی‌خواست پسرش در چنین سن پایینی این وظیفه خطیر را برعهده گیرد.

بلاوال که تنها 19 سال سن دارد هنوز تا پایان تحصیلات خود فاصله زیادی دارد. وی دانشجوی دانشگاه آکسفورد است. گفته می‌شود او تا پایان تحصیلاتش نقش تشریفاتی در حزب مردم خواهد داشت. خود نیز می‌گوید ابتدا تحصیلاتش را به پایان خواهد برد سپس وارد جریان سیاسی می‌شود. بلاوال در مراسم تشییع پیکر مادرش در جمع هواداران حزب مردم گفت: «مادرم همیشه می‌گفت دموکراسی بهترین انتقام است»

بلاوال در سال 1998 و یکماه پیش از آن که مادرش به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شود به دنیا آمد و نام او به معنی «بی‌همتا»‌است. او بیشتر عمر خود را در خارج از پاکستان گذرانده است و با مادرش همواره میان لندن و دوبی در رفت و آمد بوده است. در سال 2004 در مصاحبه‌ای از او پرسیده شد آیا تمایلی به ورود به عرصه سیاسی پاکستان دارد که بلاوال در پاسخ گفت: «نمی‌دانم، من می‌خواهم به مردم پاکستان کمک کنم. در نتیجه وقتی تحصیلاتم تمام شد در این باره تصمیم خواهم گرفت.» به نظر می‌رسد او بسیار زودتر از آنچه انتظار داشت مجبور به تصمیم‌گیری شده است.

نکته جالب آن که پسوند خانوادگی بلاوال به جای زرداری، بوتو است زیرا پدرش در پی مرگ بی‌نظیر در جمع خبرنگاران اعلام کرد بلاوال از این به بعد با نام خانوادگی مادرش بوتو شناخته خواهد شد. ناظران سیاسی معتقدند روش جدیدی که برای رهبری حزب مردم پاکستان در نظر گرفته شده به منزله این است که حزب مردم پاکستان برای دومین بار پایه‌گذاری می‌شود و به نوعی چهره جدیدی را به این حزب بخشیده است. اما این پرسش مطرح است که آصف‌علی زرداری قادر خواهد بود پا جای‌ پای همسرش بی‌نظیر بگذارد و به مقابله با چالش سختی که حزب مردم با آن روبه‌روست بپردازد؟

ناظران می‌گویند تردیدی نیست که زرداری برای موفق شدن باید روش‌هایی را که بوتو در پیش گرفته بود دنبال کند. در پاکستان نیز بسیاری بر این عقیده‌اند که زرداری در گذشته نشان داده فردی زیرک است و مسایل را به سرعت فرا می‌گیرد و به همین دلیل هواداران حزب مردم پاکستان خیلی سریع این مساله را پذیرفتند که ریاست حزب به زرداری واگذار شود. این نکته را هم نباید نادیده گرفت که زرداری اگر چه سمت‌های سیاسی رسمی نداشته اما در دوران نخست‌وزیری بوتو در دهه 1990 مشاور غیررسمی او بود و به همین دلیل از تجربه سیاسی قابل توجهی برخوردار است. تحلیلگران می‌گویند تصمیم زرداری برای برگزار شدن سریع انتخابات پاکستان به این علت بوده که امید دولت مشرف را برای لغو انتخابات نقش برآب کند. به عقیده این تحلیلگران، حزب مردم پاکستان از بخت بالایی برای پیروزی در انتخابات برخوردار است زیرا در پی مرگ بوتو این احتمال وجود دارد که مردم پاکستان به نوعی به نشانه همدردی با حادثه ترور بوتو، به حزب مردم رای‌ دهند و موجب افزایش حمایت مردمی از این حزب شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات