سیدمحمدسعید مدنی
این روزها رژیم جنایتکار اسرائیل در غزه «حمام خون» به راه انداخته است. صهیونیستها همه راهها و گذرگاههای غزه را مسدود کرده و مانع از رسیدن ابتداییترین نیازهای انسانی مثل سوخت و غذا و دارو به مردم این منطقه شده و در عوض از هوا و زمین بر سر مردم بیدفاع و بیگناه غزه گلوله و موشک فرود میآورند.
مجامع جهانی نیز یا طبق معمول سکوت کرده و یا حداکثر کسانی مثل دبیر کل سازمان ملل نسبت به عواقب فاجعهآمیز بحران در غزه هشدار میدهند! و یا مثل آقای والدنر، کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا در این باره اظهار نگرانی میکنند و با زبان نصیحت و اندرز امیدوارند رژیمی که بنیانش بر ستم و تجاوز و وحشیگری استوار است دست از این کشتار بیرحمانه و نسلکشی آشکار و برنامهریزی شده بردارد!
در این گیرودار تکلیف مجامع و سازمانهای مثلا اسلامی و دولتهای به اصطلاح مسلمان نیز به روال گذشته، معلوم است. در حالی که مردم مسلمان غزه در محاصره کامل نیروهای صهیونیستی قرار دارند و وحشیانهترین حملات را بدون برخورداری از حداقل امکانات تحمل میکنند، از سازمانی مثل سازمان کنفرانس اسلامی که اصولاً یکی از اهداف اصلی تشکیل آن، دفاع از مردم فلسطین و تلاش برای احیاء حقوق پایمال شده آنان است، هیچ واکنش کارسازی سر نمیزند و حتی صدایی به اعتراض شنیده نمیشود.
برخی دولتهای عربی و اسلامی نیز طبق معمول با اشاره اربابان آمریکایی خود، در این معرکه نقش تماشاگر را بازی میکنند، آنان با اینکه بارها از زبان آمریکاییها شنیدهاند که در صورت وقوع یک جنگ عربی ـ اسرائیلی، سردمداران کاخ سفید با همه قوا به حمایت از اسرائیلیها علیه اعراب وارد مبارزه میشوند، در سفر اخیر بوش به منطقه با تقدیم سمبلیک شمشیرهای خود، صریحاً همکاری خود را با رئیسجمهور جنگافروز آمریکا در تجاوز اخیر اسرائیل به غزه اعلام داشتند و این بار نیز نه حمیت اسلامی و نه حتی عصبیت قومی و عربی، آنان را به ایفای نقشی بازدارنده و تأثیرگذار برنیانگیخت و انگار نه انگار غزه و مردمش دارد در آتشی که اسرائیل با تأیید آشکار و علنی جرج بوش برافروخته، میسوزد. بدتر از این وقتی است که خبر میرسد یکی از دولتهای عربی پا را از این فراتر گذاشته و همراه و همسو با مزدوران اسرائیلی به روی بیماران و زنان فلسطینی که تلاش میکردند از گذرگاه رفح عبور کنند، آتش گشودهاند و...
سازمانهای جهانی هم که گهگاه و در مواردی خاص میبینیم و میشنویم با ساز آمریکاییها، به رقص و حرکت در میآیند و از مبارزه با تروریسم طرفداری میکنند و به خاطر پایمال شدن حقوق بشر سینه چاک میدهند و یقه میدرانند، در قبال این جنایت آشکار و بیرحمانه و پایمال شدن حقوق بشر در این منطقه از جهان (غزه)، خود را به کری و کوری زدهاند و گویا از نظر آنان مردم فلسطین و غزه، بشر نیستند و از حقوق بشری نباید برخوردار باشند و گویا آنان اصلا جنایت اسرائیل را نمیبینند و خبر ندارند که جرج بوش رئیسجمهور کودن آمریکا در سفر اخیر خود به اسرائیل طرح حمله به غزه را تأیید کرده و با هدف خوشرقصی برای صهیونیستها و به خیال خودش کسب امتیازاتی برای احیای حیثیت ناداشته و بر باد رفته خود در نزد جهانیان، صراحتاً و در جمع رسانهها اعلام کرده که اسرائیل باید به مناطق فلسطینی حمله کند و مقاومت آنها را از بین ببرد و با لحنی جنونآمیز اضافه کرده که اسرائیل باید کمر فلسطینیها را بشکند و آن را خرد کند! گویا از نظر اینگونه سازمانها، تعریف بشر و حقوق بشر همان است که از زبان قدارهکشان ضد بشر حاکم بر دنیا شنیده میشود و دفاع از حقوق بشر وقتی لازم است که سردمداران نظام سلطه اجازه دهند.
این از سازمانهای مدافع حقوق بشر و طرفدار مبارزه با تروریسم و آن هم از آمریکایی که خود را مدعی طرفداری از دموکراسی و رأی مردم و آزادی انتخابات میداند، اما عملاً حامی همه رژیمهای مستبد و خود فروخته و ضد مردمی است و همواره علیه کشورهایی که دموکراسی واقعی در آنها جاری است، دشمنی میکند. بزرگترین دلیل واقعی بودن دموکراسی کشورهای ذکر شده هم، این است که همانقدر که به مردم خود حق دخالت در سرنوشت خویش و کشورشان را میدهند، اجازه کوچکترین دخالت، نفوذ و دستاندازی به قدرتهای چپاولگری مثل همین آمریکا را نمیدهند. و اسرائیل در حالی این چنین بیمحابا به غزه یورش میآورد و آمریکا و سردمداران آن در شرایطی به این غده متعفن که بوی گند جنایات و فسادش دارد دنیا را خفه میکند، مجوز حمله «خردکننده» میدهد که در فلسطین، دولتی بر سر کار است که «منتخب مردم» است و با «رأی قاطعانه» ملت فلسطین در انتخاباتی دموکراتیک به حاکمیت رسیده است!
این روزها غزه در آتش و خون میسوزد، در این خطه، هولوکاست واقعی برپا شده است، اما صدایی از هیچ کس در نمیآید، مردان و زنان و کودکان و پسران فلسطینی به جرم حمایت از دولت خود و مقاومت در برابر متجاوزان ستمگر و دفاع از سرزمین و جان و مال و ناموس خود، تحت شدیدترین فشارها و محاصرهها قرار دارند و... اما با این همه صدایی که از فلسطین و به ویژه از دل آتش و خون، از غزه به گوش جهانیان میرسد، صدای ناله و عجز و تسلیم نیست، صدای مقاومت است. مقاومتی که راه خود را پیدا کرده است و سخت با آهنگ و شعار «هیهات من الذله» در آمیخته و همراه شده است. میدانیم که این بار اول نیست که اسرائیل این فجایع را میآفریند، و بار اول نیست که مدعیان طرفداری از دموکراسی و حقوق بشر و... در عمل کم میآورند و رفوزه میشوند، و این نخستین بار نیست که دولتهای حاکم بر کشورهای عربی و اسلامی، ماهیت ذلیلانه خود را در برابر زورگویان به نمایش میگذارند و هر بار میلیاردها دلار اسلحه میخرند تا به جای مبارزه، جیب سوداگران مرگ را پر کنند و بیش از گذشته تسلیم خواستههای آمریکا شوند و... با این همه شکی وجود ندارد که این بار هم مثل دفعات قبل این اسرائیل و شرکا و حامیان پنهان و آشکارش هستند که با همه تجهیزات و سلاحهای مدرن و هیبت ظاهری و... در مصاف نابرابر با مردمی دست خالی و فاقد امکانات، اما مقاوم و آگاه و با ایمان راه به جایی نمیبرند و دیر یا زود روسیاه و شکست خورده وادار به عقبنشینی میشوند ـ همچنان که زمان شارون ملعون مجبور شدند ـ و در نزد مردم دنیا مفتضحتر و بیآبروتر.
این روزها دنیا میشنود که چگونه دولت و ارتش رژیم ستمگر صهیونیستی شکست از حزبالله رشید لبنان را به گردن هم میاندازند و جالب است که اولمرت زیر فشارهای ناشی از آن شکست و در آستانه انتشار گزارش کمیته وینوگراد، برای اثبات قدرتمندی خود، جنگ تازهای که نتیجهاش هر چه باشد، بیگمان پیروزی اسرائیل نیست، به راه انداخته است. اسرائیل و آمریکا، مظهر کفر و جاهلیت مدرن هستند. احمقند و از عبرت گرفتن از تاریخ و گذشته عاجزند. آنان نیز چون اخلاف خود فقط و فقط در معامله با دیگران فقط زبان زور و شمشیر را میشناسند، در حالی که خود نیز میدانند که با این سلاح در برابر کسانی که با منطق «شهادت» آشنا هستند و معنی ایمان و توکل را میفهمند راه به جایی نخواهند برد، اما چارهای نیز جز ادامه این راه منتهی به بنبست و شکست ندارند!
شاید بپرسید آنان از کجا میدانند، به این نمونه توجه کنید: وقتی در یکی از سالهای اواخر دهه 60 شمسی، پارلمان اسرائیل، شیمون پرز نخستوزیر وقت رژیم غاصب را مورد خطاب و انتقاد قرار داد که چرا با وجود این بودجه هنگفتی که خرج مقابله با رزمندگان فلسطینی و مقاومت مردم آن سامان میکنید، کاری از پیش نمیبرید، وی پاسخ داد برای اینکه اوج قدرت ما پایان کار آنها نیست! ما با سلاحها و تجهیزات پیشرفته جنگی خود حداکثر میتوانیم آنها را بکشیم، اما آنها کشته شدن را زندگی دوباره و چون مرگ در راه آرمان و ایمان را عین رستگاری میدانند، آرزوی نائل شدن به آن را دارند... و این مصداق عینی همان جمله امام(ره) است که «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد...».
و امروز با گذشت سالها، نه تنها فرهنگ مقاومت و شهادت در میان مردم فلسطین کمرنگ نشده، بلکه آنان با الگوگیری از انقلاب پیروز مردم مسلمان ایران و بازگشت به فرهنگ اصیل اسلام ناب، با درک عمیقتر این قیام، آنها را عملاً به کار میگیرند. به این عبارت که در بیانیه اخیر دولت مردمی و انقلابی حماس آمده است دقت کنید: «مردم غزه با پایداری خود به دشمن ثابت کردند که هرگز در برابر ددمنشیها و دسیسهچینیها تسلیم نمیشوند و صبر پیشه خواهند کرد چرا که میدانند نصر و پیروزی نزدیک است... برق، گاز و آب را قطع کنید، هر چقدر میخواهید فرزندان و مجاهدان ما را بکشید، اما توکل، نیرو و اعتقاد ما به خداوند هر لحظه بیشتر میشود، و خداوند حتماً ما را بر این دشمن سفاک پیروز و سربلند خواهد کرد...»
جهان شاهد اوجگیری فرهنگ ظلمستیز اسلام است، خروش ملتهای مسلمان علیه جنایات اسرائیل را میبیند، بیداری اسلامی در روزگار ما به جریانی مهارناپذیر تبدیل شده است و جنایتکاران و ستمکاران نمیدانند که در تله «خیرالماکرین» گرفتار آمدهاند و ... هر چه بیشتر برای نجات خود دست و پا بزنند و دستشان را به خون بیگناهان آلوده سازند، برایشان سودی نخواهد داشت، اما با دست خود ماهیت واقعی خود را برای جهانیان بیشتر آشکار میکنند، ملتها را از خواب غفلت بیدار میکنند و زمینه را برای پیروزی نهایی حق بر باطل فراهم میآورند.