تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۴۲۰۸

آقای بوش! فضولی موقوف


پروفسور حمید مولانا

جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا در مسافرت اخیر خود به منطقه خاورمیانه مستقیماً مردم ایران را خطاب قرار داده و گفته است که آمریکا دلش به حال ایران می‌سوزد و خواسته است که «رژیم تهران به خواسته‌های مردم پاسخگو باشد.» در علوم سیاسی اینگونه سخن‌پراکنی‌ها را فضولی سیاسی می‌گویند. در زبان دیپلماسی و حقوق بین‌الملل این نوع اظهارات دخالت در امور داخلی یک کشور محسوب می‌شود. بوش ایرانی‌ها را این‌طور نصیحت می‌کند: ‌«شما حق دارید که تحت حمایت دولتی زندگی کنید که خواسته‌های شما را بشنود، به استعداد شما احترام بگذارد و اجازه دهد که برای خانواده خود یک زندگی بهتری بسازید. بدبختانه دولت شما این فرصت‌ها را به شما نداده و صلح و ثبات همسایه‌های شما را تهدید می‌کند.»

این اولین باری نیست که بوش مستقیماً به روش پدرسالاری و با تبلیغات استکباری و امپریالیستی با مردم ایران و مسلمانان دنیا صحبت می‌کند.

او بارها این جملات را در هفت سالی که رئیس‌جمهور آمریکا بوده تکرار کرده است و هر بار جوابی که شنیده این بوده است:‌ آقای بوش فضولی موقوف! دلتان به حال مردم آمریکا بسوزد. 84 درصد مردم آمریکا با سیاست‌های خارجی شما مخالفند؛ 75 درصد از سیاست‌های داخلی شما ناراضی هستند؛ 80 درصد ملت آمریکا به دولت شما اعتماد ندارند؛ 79 درصد خواهان خروج قوای آمریکا از عراق و افغانستان هستند. مطابق همه آمارهای نظرسنجی، پرستیژ و حیثیت و اقدام آمریکا در منطقه خاورمیانه تقریباً به صفر رسیده است؛ صدام و رژیم بعث سقوط کرده، پس 140 هزار قشون شما در عراق چه می‌کنند؛ اشغال عراق به کشته شدن صدها هزار عراقی و هزاران سرباز و افسر آمریکائی منجر شده است؛ با شکنجه و زندانی کردن مردم بی‌گناه شما مقررات و قوانین بین‌المللی و حقوق بشر را نقض کرده‌اید؛ اگر راست می‌گوئید چرا به افکار عمومی خودتان یعنی خواسته‌های مردم آمریکا احترام نمی‌گذارید؟

حقیقت این است که بوش تنها رئیس‌جمهور آمریکا نیست که اینگونه سخنان را به زبان می‌آورد. این نوع سخن‌پراکنی‌ها در طول تاریخ توسعه‌طلبی آمریکا توسط چندین رئیس‌جمهور تکرار شده است ولی از کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها معمولا حذف شده است. شبیه همین جملات شما را جیمز پولک رئیس‌جمهور آمریکا در 1846 میلادی هنگام تسخیر و الحاق ایالات کالیفرنیا، آریزونا، نیومکزیکو و تگزاس از کشور مکزیک به ایالات متحده تکرار کرد. ویلیام‌ مکینلی، تئودور روزولت با تکرار همین جملات و با ادعای حمایت از حقوق بشر و اعطای دموکراسی به مردم کوبا و فیلیپین و جزایر کارائیب و اقیانوس آرام در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم به آن کشورها حمله و این سرزمین‌ها را تسخیر کردند.

جنگ و اشغال ویتنام هم با همین جملات در دوران ریاست جمهوری کندی و جانسون در دهه 1960 میلادی شروع شد و تا زمان ریاست‌ جمهوری نیکسون ادامه داشت.

در دو سال اخیر محبوبیت دکتر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران در بین افکار عمومی اعراب و دنیای اسلام چشمگیر بوده است و اکنون این احترام به ایران و رئیس‌جمهور آن به طبقات نخبگان و هیئت حاکمه کشورهای عربی نیز انتقال یافته است و دقیقاً در اینجاست که مقامات آمریکائی و بویژه کاخ سفید در مقابله با دیپلماسی ایران دچار سرگیجه شده‌اند و اظهارات مداخله‌جویانه بوش و تهدیدات او را باید در این چارچوب مشاهده کرد. محمد فایق رئیس «سازمان عربی حقوق بشر» در قاهره می‌گوید: «با آنچه منطقه خاورمیانه از دولت بوش و آمریکا دیده است، امروز اعتماد به گفته‌های او (بوش) در میان اعراب وجود ندارد... سیاست خارجی آمریکا توازن قدرت را در خاورمیانه به هم زده است... مسافرت بوش ناراحت‌کننده بود و نتیجه‌ای از آن دیده نمی‌شود.»

عنیم‌النجار رئیس «مرکز مطالعات استراتژیک و آینده» دانشگاه کویت عقیده دارد که «کوشش بوش این بود که اعراب به طرف ایران روی نیاورند؛ در وضع فعلی هر گونه اقدامی علیه ایران از طرف واشنگتن، با عدم حمایت اعراب مواجه خواهد شد.»

منابع دولتی و رسانه‌ای آمریکا که در مسافرت اخیر بوش به خاورمیانه همراه او بودند می‌گویند رئیس‌جمهور آمریکا از این سفر دست خالی برگشته است و علی‌رغم تلاش واشنگتن تمایل و تعامل کشورهای عربی خلیج‌فارس در نزدیکی با ایران رو به افزایش است. هدف اصلی بوش از این مسافرت این بود که کشورهای عربی را از قدرت روزافزون جمهوری اسلامی ایران بترساند. در این راستا او هدف دیگری را که اقتصادی و نظامی بود دنبال می‌کرد: فروش 20 میلیارد دلار تسلیحات نظامی از جمله موشک‌های هوشمند به عربستان ‌سعودی و سایر کشورهای سواحل خلیج‌فارس از جمله امارات، قطر، بحرین و کویت بدون اینکه مشخص کند این تسلیحات نظامی برای چه منظوری و برای چه نوع تهدید و در چه شرایطی قابل استفاده خواهد بود.

آمریکا بزرگترین تولید‌ کننده و صادر کننده تسلیحات نظامی در دنیا و به ویژه به کشورهای اسرائیل، مصر و عربستان سعودی است. با افزایش قیمت نفت در بازارهای بین‌المللی و با ازدیاد قرضه دولت آمریکا و هزینه‌های هنگفت جنگ عراق و افغانستان، اقتصاد آمریکا در حال حاضر یک قوس نامطلوبی را طی می‌کند که ممکن است هر آن یک رکود اقتصادی بزرگ در ایالات متحده به وجود آورد. از یک جهت مسافرت بوش به خاورمیانه یک نوع دلالی اقتصادی و مالی بود که از طرف کارشناسان و مدیران شرکت‌های غول‌آسای انرژی و تسلیحات نظامی توصیه و حمایت شده بود. هزینه جنگ و اشغال افغانستان و عراق، روبه افزایش است طبق اظهارات سناتور تدستونس از ایالت آلاسکا و یکی از اعضای کمیته بودجه کنگره آمریکا، هزینه جنگ عراق و افغانستان و «مبارزه علیه تروریسم جهانی» ماهیانه نزدیک به 15 میلیارد دلار است. وضع اقتصادی آمریکا به قدری نگران‌ کننده است که این هفته بوش و رهبران هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه مشغول تهیه لایحه‌ای بودند که با پرداخت چند صد دلار (که رقم اصلی آن هنوز تعیین نشده است) به هر خانواده به عنوان تقلیل اضطراری مالیات از رکود اقتصادی جلوگیری شود. هیچ کس از دو حزب حاضر نیست که انگیزه‌های امپراتوری را که به بحران‌های اقتصادی منجر می‌شود زیر سؤال ببرد ولی رهبران و سران هر حزب برای مدیریت نظام و مقابله با مشکلات و کاهش نارضایتی‌های مردم نسخه مجزائی در دست دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات