در سال 1356 ه.ش، ظرفیت تحمل ملت ایران برای پذیرفتن رژیم شاه به بالاترین حد رسیده بود. بنابراین، جامعه آماده هر نوع تحولی بود. در این زمان که ملت ایران پس از سپری کردن دهههای متعدد، از رژیم شاه خسته شده بودند، آیتالله حاج آقا مصطفی خمینی، فرزند امام خمینی به شهادت رسید. شهادت حاجآقا مصطفی خمینی در آبان 1356، امواج بزرگی در جامعه ایجاد کرد و مردم و گروههای سیاسی و مذهبی ضمن برپا کردن مجالس ترحیم، به تظاهرات و اعتراضاتی دست زدند و نشان دادند که فضای جامعه کاملاً علیه رژیم پهلوی میباشد. این نکته را کارشناسان و سردمداران رژیم شاه نیز به خوبی درک کردند و در صدد مقابله برآمدند.
چون کارشناسان و سردمداران رژیم شاه میدانستند که امام خمینی رهبر اصلی مخالفان رژیم پهلوی است، بنابراین توطئهها و طرحهایی را علیه رهبری نهضت در برنامه خود قرار دادند. جنگ روانی علیه امام خمینی و انتشار مطالب جعلی و توهینآمیز درباره رهبری نهضت، یکی از همین توطئهها بود.
سردمداران رژیم پهلوی گمان میکردند با این توطئه، میتوانند مردم را نسبت به امام خمینی بدبین کنند و به گمان خویش، ملت را از رهبری نهضت جدا نمایند.
طبق این گمان غلط، سردمداران رژیم با دستور مستقیم محمدرضا پهلوی در هفده دی 1356، مقالهای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات به چاپ رساندند که سراسر آن توهین علیه امام خمینی بود.
از عصر روز 17 دی تا روز 19 دی، مردم و حوزههای علمیه در حال دریافت خبر مذکور و اطلاع از محتوای مقاله بود. البته در همین مدت، اعتراضات و تظاهراتی شکل گرفت. ولی سراسری نبود. به عنوان مثال، صبح 18 دی، طلاب و روحانیان حوزه علمیه قم اجتماع بزرگی در اعتراض به توهینهایی که در مقاله اطلاعات درج شده بود، تشکیل دادند و به حالت تظاهرات و راهپیمایی آرام، به سوی منازل مراجع بزرگ قم حرکت کردند و شعارهایی هم در حمایت از امام خمینی سر دادند.
بعضی از مراجع و علمای بزرگ قم از تظاهرات طلاب و روحانیون حمایت کردند و خطاب به تظاهرکنندگان، مطالبی بیان نمودند.
به عنوان مثال، مرحوم آیتالله العظمی گلپایگانی خطاب به تظاهرکنندگان چنین گفت: اینها فقط به آقای خمینی توهین نکردند، اینها به ما نیز توهین کردند و خواستند بگویند ما موافق اینها (رژیم شاه) هستیم. اینکه ما با اینها موافقیم، توهین به ما میباشد. ما در گذشته با اینها (رژیم شاه) مخالف بودهایم و در آینده نیز مخالف خواهیم بود.
روز بعد، یعنی 19 دی، ابعاد اعتراضات گستردهتر شد و بازاریان قم، تمام بازارها را بستند. به دنبال بسته شدن بازار قم، شهر به حالت نیمه تعطیل درآمد. حوزههای علمیه هم که از دیروز به حال تعطیل درآمده بودند. بنابراین، همه چیز برای یک قیام عمومی و گسترده فراهم شد و طلاب، روحانیون و اقشار مختلف مردم در مقابل مدرسه خان و میدان آستانه تجمع نمودند. در همین حال، جمعی از طلاب و روحانیان به سوی منازل مراجع حرکت کردند و اوضاع شهر را دگرگون نمودند.
بعدازظهر روز 19 دی، انبوهی از مردم و طلاب به سوی منزل یکی از بزرگان حوزه (آیتالله نوری) حرکت کردند و در آن جا آیتالله نوری برای راهپیمایان سخنرانی کرد. پس از این سخنرانی، مردم و طلاب به تظاهرات خود ادامه دادند. در همین مرحله بود که انبوهی از مزدوران مسلح رژیم شاه که از تهران به قم رفته بودند، به مردم حمله کردند. مردم نیز شجاعانه در برابر تهاجم مأموران رژیم شاه ایستادگی نمودند. بدینترتیب، جنگ و ستیز گسترده بین مردم و مأمورانی که تا دندان مسلح شده بودند، پدید آمد. البته این جنگ و گریز، ناجوانمردانه و نابرابر بود، زیرا مردم چیزی در دست نداشتند ولی مأموران رژیم شاه کاملاً مسلح بودند.
قیام 19 دی، ناگهان تمام شهرهای ایران را به خود آورد و سبب شد که بعد از آن، قیامهای پیدرپی رخ دهد و سرانجام انقلاب اسلامی به پیروزی برسد، بنابراین، قیام 19 دی طلوعی برای پیروزی انقلاب اسلامی به شمار میآید.