تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۴۴۲۱۵

فرانسه و استعمارگری هسته‌ای


علی تتماج

در دنیای امروز برخورداری از انرژی هسته‌ای از ضرورت‌های حاکم بر جوامع می‌باشد که گرایش به آن هر روز در حال افزایش است. در شرایطی که سوختهای فسیلی نظیر نفت و گاز شرایط نامعلومی را سپری می‌کنند و در دنیای صنعتی امروز تضمینی برای استمرار تولید آنها وجود ندارد از سوی دیگر این گونه سوختها چالشهای بسیاری برای ساکنان کره زمین در زمینه آب و هوا ایجاد کرده است، دست‌یابی به دانش هسته‌ای برای کشورها به یک ضرورت انکارناپذیر مبدل شده است. نکته قابل تامل در عرصه هسته‌ای جهان گرایش غربی‌ها به حضور در ساخت و دست‌یابی کشورها به دانش هسته‌ای می‌باشد. در این راستا کشورهایی نظیر فرانسه، آلمان، انگلیس و روسیه از محورهای مذاکراتی خود با سایر کشورها را بر اصل توافقات هسته‌ای قرار داده‌اند.

در این میان فرانسه که در دوران سارکوزی داعیه حضور دوباره در معادلات جهانی را دارد در عرصه سیاست خارجی عقد قراردادهای هسته‌ای با سایر کشورها را محوری اساسی قرار داده است. در طول 8 ماهی که از ریاست ‌جمهوری سارکوزی می‌گذرد، وی تلاش کرده تا قراردادهای هسته‌ای با چین، هند، کشورهای آفریقایی و خاورمیانه و حتی اروپای شرقی منعقد نماید. هر چند که آنها بر این ادعایند این اقدامات برای کمک به توسعه دانش روز دنیا است اما در حاشیه آن نکاتی چند قابل تامل است که می‌تواند روح استعمار جدید فرانسه و غرب را بر پایه دانش هسته‌ای آشکار سازد.

1ـ فرانسه مانند بسیاری از کشورهای اروپایی در بعد اقتصادی با چالشهای بسیاری مواجه است. وضعیت نامطلوب اقتصاد فرانسه و نیز عدم جایگاه آن در عرصه تجارت جهانی در برابر چین و سایر رقبای اروپایی این کشور را با رشد اقتصادی صرفا دو درصد و کسری تجاری 40 میلیارد یورویی مواجه ساخته است. سران فرانسه اکنون امیدوارند تا با قراردادهای هسته‌ای بتوانند به درآمدی آسان دست یابند. درآمدی که می‌تواند ضمن رونق در صنعت فرانسه به بهبود شرایط اقتصادی آن منجر شود. این سیاست نه تنها از جانب فرانسه بلکه بسیاری از کشورهای اروپایی اجرا می‌شود. غربی‌ها در شرایط کنونی کالایی برای عرضه به جهان ندارد لذا برای کسب درآمد اقتصادی دو اصل ساخت نیروگاه هسته‌ای و فروش سلاح را در دستور کار قرار داده‌اند. این کشورها در تلاشند تا با این ابزار که عموما به کشورهای جهان سوم به ویژه در آفریقا و جهان عرب ارائه می‌شود چالشهای اقتصادی خود را حل نمایند.

نکته مهم آنکه کشورهای غربی از جمله فرانسه در این طرح کشورهای عربی و آفریقایی را به تولید و فروش نفت وادار می‌سازند تا از این طریق هزینه‌های ساخت نیروگاه هسته‌ای و خریدهای تسلیحاتی را تامین نمایند.

2ـ از سیاستهای کلان فرانسه حضور در معادلات جهانی و به نوعی احیای استعمارگری گذشته است. سران پاریس در حالی این سیاست را در پیش گرفته‌اند که از یک سو توانایی رقابت با سایر بازیگران را ندارند و از سوی دیگر ملتها نیز پذیرنده استعمار فرانسه نمی‌باشند و با دیده تردید به آن نمی‌نگرند. سران فرانسه امید دارند تا با راهکار اهدای دانش هسته‌ای به کشورها به نوعی جایگاه خود را تقویت نمایند.

بررسی محورهای سیاستهای هسته‌ای پاریس که با محوریت خاورمیانه و آفریقا می‌باشد این امر را آشکار می‌سازد که آنها در جهتی هدفدار در حرکت می‌باشند که در نهایت به حضور سیاسی و شاید نظامی آنها در این کشورها منجر شود. ارائه طرح ساخت نیروگاه هسته‌ای برای لیبی، الجزایر و چند کشور دیگر آفریقایی در کنار مصر، اردن، امارات، عربستان و قطر در خاورمیانه از این طرح استعماری فرانسوی‌ها حکایت دارد. آنها برآنند تا در حاشیه این اقدامات اولا فروش سلاح به بهانه‌های امنیتی را تضمین نمایند چنانکه در کنار قراردادهای هسته‌ای قراردادهای نظامی نیز منعقد نمایند. ثانیا به دلیل عدم وجود متخصص در کشورهای مذکور دانشمندان خود را در این کشورها حفظ نمایند که در نهایت به ابزاری سیاسی برای اعمال فشار بر این کشورها مبدل می‌شود. غربی‌ها در گذشته با نام مستشار نظامی به سیطره بر کشورها می‌پرداختند و اکنون با نام هسته‌ای به تکرار آن مبادرت می‌ورزند. ثالثا با تکیه بر اهدای دانش هسته‌ای رضایت ملتها را برای همکاری و پذیرش فرانسه جلب می‌کنند در حالی که در کنار آن از نفوذ سایر کشورها جلوگیری و به نوعی به انحصار طلبی می‌پردازند.

3ـ نکته آنکه فرانسه نیز مانند بسیاری از کشورهای اروپایی برای ساخت نسل سوم نیروگاههای هسته‌ای فعالیت می‌کند. این کشورها در حالی به این مهم می‌پردازند که برای توجیه آن نیازمند بهانه‌ای می‌باشند. آنها با ارائه طرح‌های هسته‌ای به سایر کشورها از یک سو به توجیه نسل جدید نیروگاههای هسته‌ای خود می‌پردازند و از سوی دیگر با دادن نسل‌های گذشته نیروگاهها به سایر کشورها سکوت افکار عمومی جهان را در برابر طرح‌هایشان طلب می‌کنند. آنها در نهایت برای جلوگیری از بومی شدن دانش هسته‌ای در کشورها که استیلای آنها را بر علوم هسته‌ای از بین می‌برد پیگیری می‌کنند. نمونه بارز این تحرک را در مخالفت غرب با دست‌یابی ایران به دانش هسته‌ای می‌توان مشاهده کرد چرا که ایران بدون واسطه با تکیه بر دانشمندان خود به این مهم رسیده که مغایر با اهداف غرب است.

در مجموع می‌توان گفت که اکنون سیاست اقتصادی و استعماری فرانسه و بسیاری از کشورهای غربی بر ارائه نیروگاه هسته‌ای (نه دانش هسته‌ای) به کشورها به ویژه در مناطق استراتژیک خاورمیانه و آفریقا استوار شده که در سایه اقدام بشر دوستانه آن، اهداف کلانتری را پیگیری می‌کنند که در نهایت در چارچوب نظارت و اعمال فشار بر این کشورها می‌باشد. در این مسیر فرانسه که بر احیای گذشته خود تلاش می‌کند در صدر قرار گرفته که در قراردادهای خارجی آن به کرات می‌توان مشاهده کرد. این تحرکات نه برای اهدای دانش هسته‌ای بلکه برای تاسیسات هسته‌ای است که درآمد سرشاری برای غرب به همراه دارد لذا کشورها بویژه در خاورمیانه با تکیه بر دانشمندان بومی نظیر گرایش به بهره‌گیری از تجربیات هسته‌ای ایران می‌توانند ضمن تحقق اهداف هسته‌ایشان در برابر این توسعه‌طلبی پنهان غرب قرار گیردند هر چند که غرب با سیاست‌های گسترده برای شکست این مهم فعالیت می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات