گروه سیاسی ـ سیدمهدی محسنی: در حالیکه مقامات ایران و مصر علائم مثبتی برای از سرگیری روابط دو کشور نشان میدهند به نظر میرسد هنوز از پتانسیل اشتراکات بسیار دو ملت استفاده چندانی نمیشود. این در حالی است که ملت مصر علیرغم فراز و نشیبهای دولت مصر در رابطه با کشورمان همواره پشتیبان ملت ایران بودهاند. ضمن اینکه با وجود شعارهای انتخاباتی دولت نهم در خصوص پیگیری آرمانهای انقلاب و رویکردهای حضرت امام در مورد ملتها همچنان وزارت خارجه کشور در فضای غفلت از تودههای مردم و نهضتهای اسلامی بهسر میبرد.
نخستین مقام ایرانی در مصر
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی پس از سفر شش روزه خود به مصر و سودان صبح روز گذشته به تهران بازگشت. حدادعادل نخستین مقام عالیرتبه ایرانی است که بعد از انقلاب به مصر رفته است. پیش از این دکتر مصدق در زمان نخستوزیری خویش به دعوت نحاس پاشا نخستوزیر مصر در آبان 1330 از مصر دیدن کرد و مورد استقبال مقامات دولتی این کشور قرار گرفت.
دگرگونی در روابط
روابط ایران و مصر طی دهههای اخیر چندبار دچار دگرگونی شد. نخستینبار رابطه تهران و قاهره در سال 1339 هـش از سوی جمال عبدالناصر رئیسجمهور مصر قطع شد که دلیل آن به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی از سوی شاه مخلوع ایران بود. پس از کودتای 28 مرداد 1332 هـش رژیم شاه به فکر بازسازی روابطش با رژیم صهیونیستی افتاد. بلافاصله پس از کودتای 28 مرداد برخی عوامل صهیونیستی رهسپار ایران شدند در میان آنان فردی به نام یعقوب نیمرودی بود. وی ظاهراً معاونت آژانس یهود در تهران را تصدی نمود، اما بنابر اظهارات ارتشبند حسین فردوست، این شخص هدایت شبکه موساد را در ایران، عهدهدار بوده در سالهای بعد، نقش کلیدی در تشکیل و سازماندهی ساواک ایفا کرده است. قانون تشکیل سازمان ساواک در اسفندماه 1335 هـش مورد تصویب دو مجلس ملی، سنا و شاه قرار گرفت و سپهبد تیمور بختیار به ریاست آن منصوب گردید و بختیار جهت کسب تجربیات در سازماندهی ساواک رهسپار فلسطین اشغالی شد و با مقامات موساد از جمله ایزک هارل رئیس وقت موساد مذاکره کرد. موساد یکی از کارشناسان زبده خود را به نام یعقوب کاروز که رئیس ایستگاه سازمان موساد در پاریس بود، جهت همکاری با ایران معرفی کرد. کاروز با همکاری نیمروی نقش مؤثری در سازماندهی و راه انداختن تشکیلات سازمان مخوف ساواک داشتند.
گام اول از سوی جمال عبدالناصر
وزارت امور خارجه نخستین نماینده رسمی ایران را در تاریخ 21 آذر 1338 هـش به منظور اداره امور کنسولی مربوط به ایران در سفارت سوئیس به اسرائیل اعزام داشته بود. سفارت سوئیس در اسرائیل مدتها حفاظت منافع ایران در آن کشور را بهعهده داشت و دفتر نمایندگی ایران در آن سفارت، در وزارت امور خارجه ایران با عنوان «برن2» شناخته میشد. سرانجام شاه ایران ضمن مصاحبه مطبوعاتی ماهانه خود در تاریخ دوم مرداد 1339 هـش در کاخ سعدآباد رسمیت شناختن اسرائیل را رسما اعلام کرد. اما اتحادیه عرب در واکنشی تند، اقدام دولت ایران را عملی غیردوستانه تلقی نمود و جمال عبدالناصر رئیسجمهوری مصر در نطق شدیدالحن خود در اسکندریه در تاریخ 4 مرداد 1339 هـش شاه ایران را همکار استعمارگران خواند. به دنبال این موضوع از طرف وزارت امور خارجه مصر دستور اخراج جمشید قریب سفیر کبیر ایران در قاهره صادر گردید. تهران نیز متقابلاً اقدامات مصر را ناشی از یک توطئه دانست و محمود محرم حماد سفیر مصر در تهران را به وزارت امور خارجه فراخواند و به وی اخطار شد که ظرف مدت 24 ساعت خاک ایران را ترک گوید و این آغازی بود بر یک دهه قطع روابط دیپلماتیک ایران و مصر.
قرارداد کمپ دیوید
اما پس از شکست جمال عبدالناصر و اعراب در جنگ شش روزه روی کار آمدن انورسادات در مصر، انگیزه قطع روابط این دو کشور یعنی مخالفت مصر با نزدیکی ایران به اسرائیل دیگر در میان نبود. او که در ابتدا میخواست محبوبیت ناصر را در بین اعراب کسب کند، در سال 1973 به اسراییل اعلام جنگ داد ولی در این جنگ شکست خورد. سادات بعد از جنگ سیاست خود را در قبال اسرائیل تغییر داد و راه شاه ایران را در پی گرفت. او پس از مدت کوتاهی، مصر را از خط مقدم جنگ با اسراییل خارج نمود و با رژیم صهیونیستی قرارداد صلح امضا کرد.
سادات در اولین قدام، با امضای قرارداد کمپ دیوید که به موجب آن موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخت، جهان اسلام را در بهتی عظیم فرو برد.
سادات که از دوستان صمیمی شاه ایران بود، تنها کسی بود که حاضر شد پس از انقلاب اسلامی ایران و فرار او از کشور او را پناه دهد. کاری که حتی آمریکا هم جرات انجامش را نداشت. بعد از مرگ محمدرضا شاه، خیابانی در قاهره به نام "پهلوی" نامگذاری شد. امام خمینی نیز در بیانیه شدیدی نسبت این صلح را محکوم کردند و آن را طرح استعماری دولتهای غرب خواندند. عدمدرک درست دولتمردان وقت (دولت موقت) از این بیانیه، باعث شد تا امام شخصا در تاریخ 11/2/1358 دستور قطع رابطه دیپلماتیک با مصر را به وزیر امور دولت موقت صادر کنند.
و اما اکنون...
اکنون پس از گذشت 28 سال از قطع رابطه دیپلماتیک ایران و مصر، نشانههایی از بهبود روابط این دو کشور بزرگ در جهان اسلام مشاهده میشود. باز کردن مرز رفح به روی محاصرهشدگان فلسطینی از سوی مصر که با درخواست رئیسجمهور کشورمان انجام شد. آنچه در دوره دوم هجوم مردم غزه بهسوی گذرگاه رفح و انفجار دیوار بتونی و دروازه مرزی بین غزه و مصر اتفاق افتاد، نشانههایی از این نیز میتواند باشد. دولت مصر در پاسخ به این اقدام مردم بحرانزده غزه در یک اقدام نمایشی، اجازه ورود آنان را برای تأمین نیازمندیهای خود صادر کرد.
این در حالی است که در تمامی مدتی که روابط سران تهران و قاهره، قبل و بعد از انقلاب، دچار تلاطم بود مردم ایران و مصر اشتراکات بسیاری با یکدیگر داشتهاند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مصر اولین کشوری بود که دانشجویانش در حمایت از ایران تظاهرات کردند. ملت مصر پیش از انقلاب ایران نیز کانون جنبشهای اسلامی و عربی بود و مبارزین ایرانی همچون سیدجمالالدین اسدآبادی و دکتر مصطفی چمران را با آغوش باز پذیرفت. هماکنون نیز به نظر میرسد بیش از پیش باید از این پتانسیلهای مردمی بهره برد. همانگونه که دکتر حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی در بازگشت از سفر به مصر میگوید: «مردم مصر علاقه زیادی به مردم ایران دارند و در دیدار با نخبگان مصری این موضوع قابل درک بود.» این امری است که کنسولگری ایران در مصر عهدهدار آن است. این کنسولگری میتواند با بکارگیری افراد آشنا با فرهنگ و آداب و رسوم مردم مصر نقش مهمی در نزدیکی بیشتر ملت ایران و مصر ایفا کند.