مقدمه:
گروه سیاسی ـ محمدرضا یزدانپناه: مهندس علی اشراقی، نوه امام خمینی(ره) به دلیل عدم احراز صلاحیت، توسط هیاتهای نظارت انتخابات مجلس هشتم از حضور در این انتخابات منع شد. این در حالی است که صلاحیت وی در مرحله اول، توسط هیاتهای اجرایی انتخابات تایید شده بود. با این حال، در نامهای که صبح دیروز از طرف هیات نظارت بر انتخابات تهران به دست اشراقی رسیده، آمده است که هیات نظارت، نتوانسته صلاحیت وی برای شرکت در انتخابات مجلس را احراز کند. علی اشراقی 39 ساله فرزند آیتالله اشراقی داماد حضرت امام از مبارزین نهضت انقلاب اسلامی است. بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی نیز پدرش به جهت اعتماد بیشائبه حضرت امام نمایندگی تامالاختیار ایشان را در بسیاری از امور برعهده داشت.
آیتالله اشراقی از جمله یاران حضرت امام بود که در بحبوبه مشکلات ایجاد شده ناشی از نوپا بودن نظام جدید از هیچ کمکی دریغ نکرد. اجل اما به ایشان مهلت نداده و در آخرین ماموریت خود جهت پایان دادن به مسائل پیش آمده در شهر همدان (جایی که روزگاری دوران تبعیدش را در آنجا گذرانده بود) دچار سکته قلبی شده و پس از انتقال به تهران دار فانی را وداع گفت. هماکنون که در ایام دهه فجر بهسر میبریم همین نسبت سببی کافی بود که از علی اشراقی خاطرات شنیدنی زیادی از دوران انقلاب بهرغم خردسالیاش در آن سالها را داشته باشیم. اما از آنجا که علی اشراقی داوطلب نمایندگی مجلس نیز ردصلاحیت شده است، محور اصلی گفتوگوی ما با او به همین مسئله اختصاص یافت. اشراقی دانشآموخته رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه علموصنعت در مقطع لیسانس و مدیریت صنایع از دانشگاه امیرکبیر در مقطع فوقلیسانس است. او درباره روحانی نشدنش خاطراهای دارد که خواندنی است.
اشراقی میگوید: وقتی نتایج کنکور آمد، من خوشحال نزد حضرت امام رفته و به ایشان گفتم مهندسی راهوساختمان قبول شدهام. دایی احمد هم در اتاق بودند که آقا به من گفتند تو معمم شو! بلافاصله دایی احمد هم گفتند بله! پدر تو باعث شد که من معمم شوم و بنابراین تو هم باید معمم شوی امام هم در ادامه فرمودند بالاخره یکی از پسرهای آقای اشراقی باید معمم شوند و سپس به دایی احمد گفتند برو عمامه را بیاور که بگذارم بر سر علی. من گفتم اما عمامه شما مشکی است و من شیخ هستم دایی احمد که رفت عمامه بیاورد من به التماس از آقا خواستم که چون در کنکور قبول شدهام، بگذارند درس بخوانم که ایشان قبول کردند. البته همان موقع به حضرت امام گفتم که آقامرتضی برادر کوچکترم را معمم میکنیم که هشت سال بعد از فوت امام، برادرم معمم شد. اشراقی میگوید این ماجرا را بعدها برای آقای خامنهای نیز تعریف کردم که ایشان خندیدند و گفتند: پس قول به غیر دادید مصاحبه با علی اشراقی در مورد ردصلاحیتش را که اکنون دیگر آن پسربچه دوازده ساله پشتسر حضرت امام خمینی در تصاویر تلویزیونی نیست، در زیر میخوانیم:
">مقدمه:
گروه سیاسی ـ محمدرضا یزدانپناه: مهندس علی اشراقی، نوه امام خمینی(ره) به دلیل عدم احراز صلاحیت، توسط هیاتهای نظارت انتخابات مجلس هشتم از حضور در این انتخابات منع شد. این در حالی است که صلاحیت وی در مرحله اول، توسط هیاتهای اجرایی انتخابات تایید شده بود. با این حال، در نامهای که صبح دیروز از طرف هیات نظارت بر انتخابات تهران به دست اشراقی رسیده، آمده است که هیات نظارت، نتوانسته صلاحیت وی برای شرکت در انتخابات مجلس را احراز کند. علی اشراقی 39 ساله فرزند آیتالله اشراقی داماد حضرت امام از مبارزین نهضت انقلاب اسلامی است. بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی نیز پدرش به جهت اعتماد بیشائبه حضرت امام نمایندگی تامالاختیار ایشان را در بسیاری از امور برعهده داشت.
آیتالله اشراقی از جمله یاران حضرت امام بود که در بحبوبه مشکلات ایجاد شده ناشی از نوپا بودن نظام جدید از هیچ کمکی دریغ نکرد. اجل اما به ایشان مهلت نداده و در آخرین ماموریت خود جهت پایان دادن به مسائل پیش آمده در شهر همدان (جایی که روزگاری دوران تبعیدش را در آنجا گذرانده بود) دچار سکته قلبی شده و پس از انتقال به تهران دار فانی را وداع گفت. هماکنون که در ایام دهه فجر بهسر میبریم همین نسبت سببی کافی بود که از علی اشراقی خاطرات شنیدنی زیادی از دوران انقلاب بهرغم خردسالیاش در آن سالها را داشته باشیم. اما از آنجا که علی اشراقی داوطلب نمایندگی مجلس نیز ردصلاحیت شده است، محور اصلی گفتوگوی ما با او به همین مسئله اختصاص یافت. اشراقی دانشآموخته رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه علموصنعت در مقطع لیسانس و مدیریت صنایع از دانشگاه امیرکبیر در مقطع فوقلیسانس است. او درباره روحانی نشدنش خاطراهای دارد که خواندنی است.
اشراقی میگوید: وقتی نتایج کنکور آمد، من خوشحال نزد حضرت امام رفته و به ایشان گفتم مهندسی راهوساختمان قبول شدهام. دایی احمد هم در اتاق بودند که آقا به من گفتند تو معمم شو! بلافاصله دایی احمد هم گفتند بله! پدر تو باعث شد که من معمم شوم و بنابراین تو هم باید معمم شوی امام هم در ادامه فرمودند بالاخره یکی از پسرهای آقای اشراقی باید معمم شوند و سپس به دایی احمد گفتند برو عمامه را بیاور که بگذارم بر سر علی. من گفتم اما عمامه شما مشکی است و من شیخ هستم دایی احمد که رفت عمامه بیاورد من به التماس از آقا خواستم که چون در کنکور قبول شدهام، بگذارند درس بخوانم که ایشان قبول کردند. البته همان موقع به حضرت امام گفتم که آقامرتضی برادر کوچکترم را معمم میکنیم که هشت سال بعد از فوت امام، برادرم معمم شد. اشراقی میگوید این ماجرا را بعدها برای آقای خامنهای نیز تعریف کردم که ایشان خندیدند و گفتند: پس قول به غیر دادید مصاحبه با علی اشراقی در مورد ردصلاحیتش را که اکنون دیگر آن پسربچه دوازده ساله پشتسر حضرت امام خمینی در تصاویر تلویزیونی نیست، در زیر میخوانیم:
* آقای اشراقی! مطلع شدیم نام شما هم در میان ردصلاحیتشدگان قرار دارد. آیا در برنامه هیات نظارت به دلایل ردصلاحیت شما هم اشاره شده است؟
** خیر، هیچ مطلبی که به دلایل ردصلاحیتم اشاره کرده باشد، در این نامه وجود ندارد.
* شفاهی چطور؟ آیا بهصورت شفاهی به شما اعلام شده که چرا صلاحیتتان احراز نشده است؟
** حتی تایید صلاحیت من توسط هیاتهای اجرایی هم به بنده ابلاغ نشده بود و تنها توسط نامه اخیر هیات نظارت متوجه شدم که در هیات اجرایی تایید شده بود. اما آنگونه که مطلع شدم، عدم احراز صلاحیتم توسط هیات نظارت با استناد به تحقیقات محلی صورت گرفته است.
* اطلاع دقیقی هم در این خصوص دارید؟
** آنگونه که برخی از همسایگان گفتهاند، در چند روز اخیر برخی از بازرسان هیات نظارت به آنها مراجعه کرده و سوالاتی درباره زندگی شخصی من پرسیدهاند.
* مثلا چه سوالاتی؟
** آنچه برای من هم جای تاسف و تعجب فراوان دارد، مضمون این پرسشها است. سوالاتی از قبیل اینکه آیا من نماز میخوانم؟ روزه میگیریم؟ برای امام حسین غذای نذری میدهم؟ کت و شلوار میپوشم؟ همسرم حجاب اسلامی را رعایت میکند؟ صورتم را اصلاح میکنم؟ سیگار میکشم؟ چه ماشینی سوار میشوم؟ و پرسشهای دیگری مانند اینها... و در ادامه خود بازرسی هیات نظارت میگوید آیا میدانید ایشان نوه امام است که همسایه ما میگوید دقیقا نمیدانستیم، اما اگر شما میدانید ایشان نوه حضرت امام است پس این سوالات چیست که راجعبه ایشان میپرسید.
* با این اوصاف، آیا از ردصلاحیت خود به شورای نگهبان شکایت میکنید یا خیر؟
** من حکم هیات نظارت را سمعا و طاعتا پذیرفتهام. وقتی صلاحیت نوه امام برای شرکت در انتخابات احراز نمیشود باید به کجا شکایت کرد؟ من از سال 70 وارد شهرداری تهران شدم و کار خود را از پایینترین ردههای اجرایی شهرداری آغاز کردم. در زمان آقای کرباسچی دبیر کمیسیون ماده 5 شهرداری شدم و تا زمان آقای قالیباف هم در این سمت باقی ماندم. حتی در دوران شهرداری آقای احمدینژاد هم بهرغم جابهجاییهایی گسترده، در پست خود باقی ماندم زیرا هم سیاسی نیستم و هم بر مبنای گزارشات دستگاه مختلف بازرسی کوچکترین تخلفی در حوزه کاری من گزارش نشده. آشنایی من با آقای احمدینژاد هم از همان موقع آغاز شد.
* خودتان درباره عدم احراز صلاحیتتان چه فکری میکنید؟
** در نامه هیات نظارت ذکر شده که میتوانم دلایل عدم احراز صلاحیتم را بپرسم. اما به فرموده امام راحل مجلس در رأس امور است و حتما دوستان دنبال تعدادی آدم بودند که بتوانند این فرموده امام را اجرایی کنند ولی من جزو این دسته نبودم.
* برای ثبتنام در انتخابات مجلس با شخص خاصی هم مشورت کرده بودید؟
** من با آقای سیدحسن خمینی در این خصوص صحبت کرده بودم و ایشان از این مسئله استقبال کرد. شخصاً پس از بازگشت مقام معظم رهبری از یزد به نزد ایشان رفتم و ایشان را در جریان ثبتنام خود قرار دادم. ایشان همواره به خانواده امام لطف داشتهاند و در جریان جزئیات شرایط و احوالات ما هستند. جالب است بدانید که من اخیرا جلسهای تقریبا یکساعته به دعوت آقای احمدینژاد در دفتر ایشان داشتم. در این جلسه آقای احمدینژاد از من دعوت کرد تا به دولت بروم و گفت که درهای دولت به روی من باز است. اما من به ایشان اطلاع دادم که داوطلب انتخابات مجلس شدم که این مسئله با استقبال آقای احمدینژاد روبرو شد، بهگونهای که به من گفتند تکلیف یکی از 30 رای من روشن شد.
* دلیل خروج شما از شهرداری تهران چه بود؟
** من در عین رفاقت و دوستی با آقای قالیباف از شهرداری بیرون آمدم. این مسئله به هیچعنوان دلیل خاصی نداشت چون من قبل از ایشان با پنج شهردار با گرایشهای مختلف سیاسی از آقای کرباسچی تا آقای احمدینژاد کار کرده بودم و مشکلی برای همکاری با آقای قالیباف هم نداشتم.
* حالا آیا دعوت آقای احمدینژاد را قبول میکنید و به دولت میروید؟
** آقای احمدینژاد یکبار توسط آقای هاشمی وزارت کشور، یکبار توسط آقای انصاری بیت حضرت امام و یکبار هم شخصا از من دعوت کردند که وارد فعالیتهای اجرایی شوم. انشاءالله.
* شما از طرف کدام جریان سیاسی در انتخابات کاندیدا شده بودید؟
** دوستان و اشخاص مختلفی از طیفهای گوناگون فکری و سیاسی به من پیشنهاد دادند تا در انتخابات ثبتنام کنم. اما طبیعی بود که قرابت من با اصلاحطلبان بیشتر است.
* در شرایط کنونی چه فعالیتی انجام میدهید؟
** فعلا که شهردار خانه هستم(با خنده)
* یعنی در هیچ جایی مشغول به کار نیستید؟
** خیر!
* واکنش اعضای بیت امام به ردصلاحیت شما چه بود؟
** این اتفاق برای خیلیها افتاده و به همین علت چندان جای تعجب ندارد. اما آنچه باعث تاسف من شد این است که چرا شرایط باید طوری باشد که صلاحیت نوه امام هم برای شرکت در انتخابات احراز نشود؟ این مسائل قطعا برای نظام مفید نیست. امام گفته بود جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد بنابراین، اگر بخواهیم جمهوری اسلامی پیشرفت کند باید هم وجهه اسلامی آن تقویت شود و هم دموکراسی را گسترش دهیم. انتخاب نهایی باید بر عهده مردم باشد و مردم آزاد باشند تا از بین کاندیداها با سلایق مختلف، آنهایی را که میپسندند انتخاب کنند. تنگنظری و رفتار حذفی در شأن جمهوری اسلامی نیست.
* و پیشبینی شما از مجلس هشتم؟
** من فقط میتوانم دعا کنم.