تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۵  ، 
کد خبر : ۴۴۲۵۳

«مشارکت» پس از 10 سال


امیرعباس نخعی ـ جبهۀ مشارکت در دهمین کنگرۀ خود نیز نشان از حزبی رشد یافته با برنامه و همچنان منتقد داشت.

سالن مسجد امیرالمومنین روز گذشته در حالی مملو از جمعیت و خبرنگاران داخلی و خارجی بود که مشارکت دیگر نه تنها در اوج قدرت اجرایی سیاسی نیست، بلکه عضویت و حتی همکاری با این جبهه می‌تواند تبعاتی را به همراه داشته باشد.

همزمان با شکل‌گیری دوم خرداد 76 و روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی و در عصر طلایی احزاب، جبهۀ مشارکت ایران اسلامی شکل گرفت و فعالیت‌های خود را در عرصۀ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... کشور آغاز کرد. اولین کنفرانس مطبوعاتی این حزب برای شناساندن و معرفی خود به جامعه با حضور مرتضی حاجی، محمدرضا خاتمی و علی شکوری‌راد در جمع اصحاب مطبوعات تشکیل شد. آن روز در جلسۀ کنفرانس، خبرنگاران حاضر ترجیح می‌دادند تا «مرتضی حاجی» بیش از دیگران پاسخگوی سوالات باشد چرا که جامعه، شناخت چندانی روی چهرۀ حاضر دیگر نداشت. اما اینک با گذشت 10 سال از آن زمان محمدرضا خاتمی و علی شکوری‌راد نه تنها چهره‌های شناخته شده در میان اهالی مطبوعات بلکه در جامعه هستند. این شناخت که به واسطۀ حضور پررنگ این حزب در عرصۀ اجرایی کشور حاصل شده بی‌شک فراز و فرودهایی را برای «آن مشارکت» تا «مشارکت امروز» به همراه داشته است.

جبهۀ مشارکت ایران اسلامی همچون بسیاری از احزاب سیاسی دیگر برنامه‌های دراز مدتی را در دستور کار خود داشت که با وجود کسب موفقیت در بسیاری از آن‌ها برخی را بنا به مصلحت‌سنجی‌های سیاسی و با شرایط موجود به دست فراموشی سپرد. جبهۀ مشارکت همچنان که از نامش بر می‌آید در ابتدا هدف‌گیری فعالیت‌های سیاسی خود را بر تشکیل «جبهه‌ای» از احزاب سیاسی بنا نهاد، که به زعم تشکیل‌دهندگان آن همه احزاب می‌توانستند با هر مرام فکری در آن جای بگیرند، اما امروزه این تشکل سیاسی «جبهه» را تنها به عنوان نمادی با خود به یدک می‌کشد و عملا احزاب دیگر یا در آن جای نگرفتند یا بنا به مصالح سیاسی در آن جای داده نشدند.

در کنگره‌های نخستین حزب به راحتی می‌شد چهره‌هایی از احزاب راست (اصول‌گرایان) و چپ (اصلاح‌طلبان) را در نخستین ردیف صندلی‌ها دید؛ اما در دهمین کنگرۀ مشارکت، خبری از اصول‌گرایان نبود علاوه بر این خط‌کشی جدی نیز در میان جبهۀ مشارکت با برخی طیف‌های اصلاح‌طلب همچون نهضت آزادی و ملی مذهبی‌ها وجود دارد. حال این تحولات تحمیلی و براساس اجبارهای نظام جاری بوده یا انتخابی؛ یک نتیجه از آن منتج می‌شود و آن این است که این تشکل خواه ناخواه از «جبهه» بودن فاصله گرفته و خود را به یک حزب سیاسی بیش از پیش نزدیک می‌کند. اما نباید فراموش کرد با وجود شرایط موجود بی‌تردید این حزب سیاسی این روزها به یکی از محورهای حرکت اصلاح‌طلبان بدل شده که عواملی در ایجاد شرایط فوق موثر بوده است.

یکی از مهم‌ترین این عوامل نوع مرزبندی «مشارکت» با حاکمیت و تعریف مرزبندی‌های سیاسی خود با آن است. «مشارکت» اگرچه نسبت به برخی از احزاب مرزبندی دارد اما این مرزبندی را در برخی از مفاهیم اساسی با حاکمیت نیز حفظ کرده است. مشارکت این خط‌کشی را حتی در دوره‌ای که در درون حاکمیت نیز قرار داشت، رعایت کرد که نتیجه نهایی‌اش آن بود که به قول «عباس عبدی» به اخراج از حاکمیت منجر شد. علاوه بر آن اعضای این حزب نسبت به سایر اعضای احزاب اصلاح‌طلب هزینه‌های سنگینی را برای فعالیت‌های سیاسی خود در دوره هشت سالۀ اصلاحات پرداخت کردند.

عامل دیگر در این تاثیرگذاری نسبت هواداران این حزب نسبت به سایر احزاب اصلاح‌طلب است. نفوذ «مشارکت» به عنوان یک حزب فعال (به واسطۀ معیارهایی که در بالا ذکر شد) در جامعه موجب شده تا گرایش مردم نسبت به این حزب بیش از دیگر احزاب اصلاح‌طلب باشد که البته در این میان نقش محبوبیت سیدمحمد خاتمی را نمی‌توان نادیده گرفت. خاتمی اگرچه رسما عضو حزب مشارکت نیست اما به عنوان پدر معنوی این حزب در میان مردم شناخته شده است، آنچنان که کارگزاران با هاشمی‌رفسنجانی. شاید عمده‌ترین تفاوت «مشارکت» و «کارگزاران سازندگی» در این زمینه تفاوت در چگونگی شکل‌گیری آن‌ها باشد. به زعم کارشناسان «کارگزاران سازندگی» به وسیلۀ هاشمی‌رفسنجانی شکل گرفت و بعدها همیشه رابطۀ معنوی خود را با وی حفظ کرد، اما جبهۀ مشارکت توسط سیدمحمد خاتمی شکل نگرفت بلکه صرفا توسط جمعی از هواداران وی تشکیل شد. امروزه اگر تاثیر سیدمحمد خاتمی بر حزب مشارکت به عنوان یک چهرۀ سیاسی معتدل و کارساز در عرصه جهانی و محبوب در داخل تاثیرگذار است اما این گونه نیست که بدون حضور وی مشارکت از فعالیت باز افتد؛ اتفاقی که ممکن است در خصوص پاره‌ای از احزاب وابسته به چهره‌ها رخ دهد. «مشارکت» اینک در دهمین سال تشکیل خود در حالی دهمین کنگرۀ خود را برگزار کرد و برای انتخابات آیندۀ مجلس خیز برداشته است که حتی از داشتن یک روزنامه به عنوان تریبون محروم است و دوران تخریب از فروغ آنچنانی برخوردار نیست.

«مشارکت» تازه توانسته از زیر بار انتقادات هشت سال در دست داشتن قدرت عرصۀ اجرایی کشور خارج شود که بیش‌تر آن را نیز به چگونگی عملکرد رقیب مدیون است تا تلاش خود. حال باید دید که آیا این حزب سیاسی اجازه خواهد یافت تا چهره‌های شاخص خود را برای کسب کرسی‌های سبزرنگ مجلس راهی بهارستان کند و عصر نوینی را آغاز کند یا اصلا اجازۀ ورود به رقابت به آن‌ها داده نخواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات