علی یوسفپور
1- چندی پیش ریاست محترم جمهوری عدهای را مامور تدوین برنامه پیشنهادی توسعه پنجم نمود این برنامه بعد از تدوین توسط دولت میبایستی برای تصویب نهایی در سال 1387 به مجلس تقدیم گردد.
اگرچه در برنامههای اول و دوم به مسائل فرهنگی توجه شده است اما با توجه به توضیحات ذیل شایسته است هم مجلس و هم دولت توجه ویژه و شایستهتری به مسائل فرهنگی کشور بنمایند. در سه دهه اخیر که از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد نظام جمهوری اسلامی اقدامات گستردهای در جهت تحت پوشش قرار دادن کلیه افراد واجد شرایط برای تحصیل در سراسر کشور انجام داده است. مبارزه با بیسوادی به خوبی انجام پذیرفته است، افزایش تعداد دانشجویان و گسترش مراکز آموزش عالی در سراسر کشور درخور توجه میباشد.
بعلاوه تیراژ کتاب و مطبوعات نسبت به گذشته رشد بسیاری داشته است.
2- ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که یک ملت تمدنساز و فرهنگی است. دانشمندان ایران در تمدنسازی دوره اسلامی نقش اول را ایفا نمودهاند میراث ادبی و علمی کشور ما جزو آثار ممتاز در جهان میباشد. شاعران، فلاسفه، فقها و پزشکان و ریاضیدانان ایرانی منشاء خدمات بزرگی به تمدن جهان گردیده است. در عصر حاضر، انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی میباشد رهبر و بنیانگذار انقلاب و نظریهپردازان انقلاب از چهرههای شاخص مذهبی، فقهی و فرهنگی میباشند در شکلگیری هویت ملی و وحدت ملی ما شاخصهای دینی و فرهنگی جایگاه ویژهای دارند قدرت و نفوذ رو به گسترش کشور ما در منطقه و سایر نقاط جهان عمدتا فرهنگی میباشد تا اقتصادی یا نظامی و صنعتی و در شرایط امروز آنچه که باعث مزیت و برتری ما در مقابل دشمنان شده قدرت فرهنگی و نفوذ معنوی اسلام و سابقه تمدنی ملت ایران است.
3- با توجه به مطالب فوق سئوال اینجاست آیا توجه به مسائل فرهنگی درخور جایگاه ملت ما با توجه به سوابق و مسائل جهان امروز میباشد یا خیر. در سالهای اخیر دهها هزار میلیارد تومان دولت در بحث یارانه بنزین، سوخت هواپیما، آرد و نان، مسائل کشاورزی پرداخت کرده است که هنوز هم ادامه دارد.
در مقابل دولت برای بخش فرهنگ به چه میزان و چه درصدی از یارانههای فوق را پرداخت کرده است. آنچه که آشکار و واضح است این است که دولت در بخش کتاب و مطبوعات در طول بیست سال گذشته رقمی حدود بیست میلیون دلار هزینه کرده است و اگر یارانه سایر بخشهای فرهنگی را در نظر بگیریم سر جمع به یک درصد کل یارانهها نمیرسد که آثار این کم توجهی را میتوان در خروجیهای فرهنگی مشاهده کرد. آموزگاران ما از یک رفاه نسبی برخوردار نیستند و معمولا به دنبال شغل دوم میگردند نظام آموزش و پرورش تنها به انتقال دادهها بسنده میکند و نمیتواند دانشآموزانی را تربیت کند که در جامعه کارایی لازم را داشته باشند نوعا فارغالتحصیلان مدارس ما نه جستجوگر هستند نه کارآفرین نه دارای نظم رفتاری و وجدان کاری در صحنه آموزش عالی نیز فارغالتحصیلان ما نمیتوانند بطور گسترده در جامعه موثر باشند اگرچه عدهای از نخبگان در سطوح علمی و مدیریتی موثر هستند که آن هم بیشتر به تواناییهای شخصی آنان برمیگردد تا نظام آموزشی ما. جوانان تحصیل کرده ما چون فاقد یک نظام کارآفرینی هستند عمدتا به دنبال اشتغال در بخش دولتی هستند که با یک حقوق آب باریکه زندگی خود را بگذرانند در بحث کتاب متاسفانه تیراژ کتاب در کشور ما پایین است و تیراژ خوب برای یک کتاب 3 هزار نسخه میباشد.
عادت به کتابخوانی در بین ما ایرانیان ضعیف است. دسترسی به کتاب هم بسیار مشکل است در بعضی مدارس، دانشگاهها محلات شهری و روستایی ما یک کتابخانه وجود ندارد یا اگر دارد مجهز و کامل و جامع نمیباشد در بحث تیراژ مطبوعات نسبت به جمعیت در منطقه خاورمیانه تنها از عراق و افغانستان جلو هستیم و سایر کشورها در این زمینه از ما جلوتر هستند کشور ما که برای روشنفکران منطقه و جهان مرکز نشر افکار انقلابی و تمدنساز میباشد فاقد یک نشریه منطقهای و فرامنطقهای میباشد.
4- برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب فرهنگی که باعث تحولات عمیقی در بخشهای اجتماعی ـ اقتصادی و صنعتی و بینالمللی ما خواهد شد لازم است که در دیدگاه دولت و مجلس نسبت به بخش فرهنگی یک دگرگونی اساسی ایجاد شود و با توجه بیشتر نسبت به بخش فرهنگی بتوانیم روند تمدنسازی خویش را با سرعت بیشتری ادامه دهیم و در چشمانداز بیست ساله قدرت فرهنگی برتر در جهان شویم. پیشنهاد میگردد در بخش آموزش و پرورش به گونهای عمل گردد که با استعدادترین و با هوشترین افراد ما جذب آموزش و پرورش گردند و این مهم زمانی عملی میگردد که حقوق و مزایا و سایر امتیازات در بخش آموزش و پرورش به بالاترین نقطه برسد. دانشآموزان و دانشجویان ما افرادی جستجوگر، پژوهشگر نظمپذیر با وجدان کاری و مبتکر در صحنه عمل تربیت گردند. کالاهای فرهنگی از قبیل کتاب مطبوعات ابزارهای دیگر فرهنگی به فراوانی و با قیمت ارزان و به راحتی در دسترس اقشار مختلف مردم قرار گرد و کتابخانهها در مدارس، دانشگاهها، محلات شهری و روستایی آن چنان گسترش یابد که هیچ ایرانی برای دسترسی به کتاب مورد نیاز خویش با مشکل روبرو نشود.
با استفاده از رسانههای جمعی و نظام آموزشی فرهنگ کتابخوانی در میان نوجوانان و جوانان گسترش یافته و نهادینه گردد. نهایت اینکه جا دارد مجلس و دولت تا 50 درصد یارانهها را صرف بخشهای فرهنگی کشور نمایند.