مازیار آقازاده
چندی است که برخی از احزاب، اشخاص و مطبوعات و رسانههای جناح اصولگرا به بازخوانی پرونده عملکرد مجلس ششم نشستهاند و تقریباً روزی نیست که در مطالب روزنامهها (کیهان و رسالت) سایتها و نطقها و موضعگیریهای آنان حملهای به مجلس ششم صورت نگیرد. قطعاً هر عقل سلیمی میداند که هر مجلسی دارای نقاط قوت و ضعف است که باید به موقع و بجای خود مورد نقد قرار گیرد، اما نکته اینجاست که چرا اقتدارگرایان امروز و در آستانه انتخابات مجلس هشتم به فکر نقد عملکرد مجلس ششم افتادهاند و چه چیزی آنها را واداشته تا بیمحابا به فکر نقد مجلس ششم بیفتند؟ به نظر میرسد این اقدام اقتدارگرایان یک تاکتیک سیاسی و تبلیغاتی از سوی آنان برای فرار از نقد عملکرد مجلس هفتم است. باید اذعان کرد که کارنامه عملکرد مجلس هفتم و دولت نهم آنقدر خالی از فایده و پر از اشتباه است که نمیخواهند افکار عمومی در آستانه انتخابات مجلس هشتم به پرسش از عملکرد مجلس هفتم و اقدامات این مجلس ساکت و مطیع (و به قول برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم در مشت دولت نهم) در راستای شعارهای دهانپرکن اقتصادی و رفاهی داده شده در چهار سال پیش بپردازند.
در حالی که بجاست در آستانه انتخابات مجلس هشتم به نقد عملکرد مجلس هفتم نشست و دلیل اینکه امروز طراحان عملیات روانی و تبلیغاتی جناح اصولگرا با مسکوت گذاردن نقد عملکرد مجلس هفتم به تخریب مجلس ششم پناه بردهاند در این است که در چهار سال فعالیت مجلس هفتم هیچ سنگر قابل دفاعی ندارند که پشت آن موضع بگیرند بنابراین به این فکر افتادهاند که بهتر است برای فرار از پاسخگویی و نقد مجلس هفتم موضوع انحرافی تخریب مجلس ششم را پیش بکشند تا هم به زعم خودشان حرفی برای گفتن داشته باشند...
چرا که به نظر میرسد از باب عملکردشان در مجلس هفتم حرفی برای گفتن و ارئه گزارش به ملت ندارند و هم اینکه با انحراف افکار عمومی توجه آنها را بجای نقد عملکرد مجلس هفتم به مجلس ششم جلب کنند و از سوی دیگر وقت فعالین سیاسی و اصلاحطلب را به جای پرداختن به نقد مجلس هفتم (که بهترین و به موقعترین زمان آن اکنون است) به پاسخگویی در قبال عملکردشان در مجلس ششم صرف کنند و مهمتر از همه با ایجاد انشقاق در جریان اصلاحطلب و با بزرگ کردن اظهارات و مواضع برخی افراد و جریانات اصلاحطلب میان آنها اختلافافکنی کنند. در این راستا ذکر نکاتی چند ضروری به نظر میرسد:
1- احزاب و فعالین سیاسی اصلاحطلب باید توجه داشته باشند که در دام این تاکتیک سیاسی و تبلیغاتی در چارچوب عملیات روانی طراحیشده از جانب رقیب گرفتار نشوند و با تمام توان خویش به جای پاسخ گفتن و موضعگیری در قبال تخریب عملکرد مجلس ششم به نقد اصولی و حسابشده مجلس هفتم همت گمارند چرا که به نظر میرسد رقیب اقتدارگرا با وقوف به عملکرد ضعیف و پر انتقاد خود در مجلس هفتم (که حتی صدای برخی اصولگرایان مستقل را نیز بلند کرده) سعی دارد تا آتش حملات رسانهای خود را به مجلس ششم متمرکز کند. در این زمینه باید برخی از بزرگان جریان اصلاحطلب که در هفتههای اخیر با گشودن پرونده مجلس ششم به تحقق این استراتژی در قالب عملیات روانی اقتدارگرایان کمک کردهاند، بیشتر به هوش باشند.
2- اتفاقاً اگر پرونده مجالس هفتگانه پس از انقلاب در یک نگاه منصفانه و کارشناسی مورد بازخوانی و نقد قرار گیرد مجلس ششم نه تنها نمرهای منفی نمیگیرد بلکه در مقام مقایسه با مجالس قبل و بعد از خود عملکرد بسیار مثبتی داشته است. هیچ مجلسی همانند مجلس ششم در پیگیری حقوق شهروندان، نقد عملکرد دستگاههای حاکمیتی و ارایه طرحهای راهگشای اقتصادی موفق عمل نکرده است و اگر انسداد مصوبات مجلس ششم از سوی شورای نگهبان نبود قطعاً امروز کارنامه با معدل بالاتری کسب میکرد. کسانیکه امروز و گذشته به نقد (و در واقع تخریب) مجلس ششم همت گماردهاند خود بارها اعتراف کردهاند که از شنیدن نطقهای پیش از دستور مجلس ششم لرزه بر اندامشان میافتاده است. این اعتراف خود بهترین گواه برای اثبات عملکرد مثبت مجلسی پرسشگر و فعال در احقاق حقوق شهروندان و پرسشگری از دستگاههای حاکمیتی است.
در واقع فلسفه تشکیل پارلمان نیز نظارت و پرسشگری بر قوه اجراییه در معنای خاص و حاکمیت در معنای عام از سویی و احقاق حقوق ملت از سوی دیگر میباشد و مجلس ششم در این دو حوزه کارنامه موفقی از خود به جای گذاشته است. کسانی که امروز نقد، پرسشگری و طراوت مجلس ششم را مورد نکوهش قرار میدهند و ضعف، سستی و بیعملی مجلس هفتم را با عنوان (مجلسی آرام و غیرمتشنج) میستایند در واقع خواهان آرامشی گورستانی از سویی و فرار از پاسخگویی به ملت و نمایندگان منتخب آنان از سوی دیگر هستند و رد صلاحیتهای گسترده اخیر داوطلبان اصلاحطلب مجلس هشتم نیز در راستای تشکیل چنین مجلس مطلوب و مطیع است که نه از پرسشگری در آن خبری باشد و نه از حقوق شهروندی در آن اسمی. این چنین مباد.