یدالله اسلامی، دبیر کل مجمع نمایندگان ادوار مجلس
این روزها که خبر رد صلاحیتها دهان به دهان میچرخد و دستاندرکاران امور اجرایی به شاهکاری که خلق کردهاند میاندیشند، برخی از روزنامهها و فعالان سیاسی جناح محافظهکار نیز برای مددرسانی به یارانشان در ستاد انتخابات کشور از خود بیتابی نشان میدهند و سعی میکنند رد صلاحیتها را توجیه کنند.
بدیهی است که طرفداران محافظهکاران نیز نمیتوانند به آسانی آنچه را که رخ داده است، بپذیرند. بخشی از واکنشها پاسخی است به این بخش از مردم که با پرسشهای روزافزونی روبهرو شدهاند و این پرسشهاست که برخی واکنشها را در پی داشته و همه را به تکاپو واداشته است. آقای احمدینژاد به جای تاکید بر لزوم اجرای قانون به شماتت ثبتنامکنندگان مینشیند و از یاد میبرد که این ملک از آن همه است و همه حق دارند برای مشارکت در ساختن آن سهمی ایفا کنند و از مواهب آن بهره ببرند. رد صلاحیت حتی یک نفر نیز نباید از سوی دستاندکاران اداره کشور پذیرفته میشد، نه آنکه اعتباری فراتر از قانون به رفتارهای غیرقانونی داده شود و از رفتارهای نادرست کسی پوزش هم نخواهد. آقای بادامچیان رد صلاحیت فلهای را پیامد ثبتنام فلهای میداند و برای این کشف خود ارزش و اعتبار قائل میشود. آقای انبارلویی هم از اعتراض به رد صلاحیتها به مانور رد صلاحیتها تعبیر میکند و اعتراضها را تندروی میداند. آقای رئوفیان هم میگوید هیاتهای اجرایی بدون نگاه خاص سیاسی و جناحی صلاحیتها را مورد بررسی قرار داده و قانون را اجرا کردهاند. رشید جلالی که عضوی از کمیسیون امنیت مجلس هم هست، میگوید ثبتنام عدولکنندگان از خط قرمزهای نظام برای نامزدی انتخابات اشتباه بوده است. اینها چرا باید ثبتنام شوند که رد صلاحیت شوند؟ آقای مرتضی نبوی هم اعتراض به رد صلاحیتها را شارلاتانیسم داخلی پیرامون بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس هشتم خوانده است. گفتوگوی ایشان کامل است و همه چیز را به هم ربط داده و تاکید کرده است که نباید اجازه داد افرادی که دنبال ایجاد تنش و ساختارشکنی هستند وارد ارگانهای رسمی شوند.
نکتههای برگرفته از دیدگاههای عناصر محافظهکار نشاندهنده برنامهریزی و هماهنگی است برای باقی ماندن در قدرت به هر قیمت برخی دیگر نیز فرمایشاتی فرمودهاند که نیازی به بازگویی نیست که مشت نمونه خروار است. شگفت است که رد صلاحیتها قانونی اما ثبت نام کردنها و اعتراض به رد صلاحیتها تندروی تبلیغ میشود. در کشاکش بحثهای سیاسی واژهها نیز رنگ میبازند و تندورها در لباس ناجی خود را نشان میدهند و مشی اصلاحی را تندروی معرفی میکنند. بازی تندروی و کندروی شتاب میگیرد و اینجا نیز نکتهای بیشتر خودنمایی میکند و آن اینکه آنها که در سالهای اخیر به بهانههای گوناگون به پندار خود بر تندرویها میشوریدند از آسیب رد صلاحیتها امانی نیافتند و این درستی سخن مدعیان را بهتر نشان میدهد. بگذریم که این قصه سر دراز دارد و دنباله فراوان و آنها که امروز گرمکننده تنوری شدهاند که آتش رد صلاحیت در آن افروخته شده است، خود نیز از سوزانندگی آن در امان نخواهند ماند که گفتهاند: آسیاب به نوبت.
اینجا پرسشی پیش میآید که معنای انتخابات چیست؟ مگر نه آن است که گزینش از بین دو یا چند نفر را انتخاب نام مینهند. مگر برای امکان گزینش از بین افراد نباید دیدگاههای آنها در معرض قضاوت مردم قرار گیرد. مگر هرکس که برای ورود به مجلس نامزد میشود نباید دارای دیدگاه و طرح و نظر باشد؟ مگر دیدگاههای متفاوت در جامعه وجود ندارد؟ مگر مجلس نباید برآیند نگرش مردم باشد؟ نقد و بررسی و رد دیدگاهها و انتقاد از برنامهها نیز برای آگاهیبخشی لازم است.
خب دوستان محافظهکار همین سخنان خود را به مردم بگویند و از آنها بخواهند به اصلاحطلبان رای ندهند. اگر مردم پذیرفتند و آنها را شایسته نمایندگی خود ندانستند که جای حرفی باقی نمیماند و اگر هم مردم گزینشی جز محافظهکاران داشتند که تسلیم رای و نظر مردم شوند. از نادرستیهای روش کنونی یکی هم این است که برخی خود را جای مردم میگذارند و گمان میکنند به جای آنان باید رای و نظر بدهند نه به نظرات مردم بها میدهند و نه امکان بررسی نظر و دیدگاه مردم را فراهم میسازند. اینک نیز که هنگامه انتخابات مردم است راه را بر گزینش مردم میبندند و نام کار خود را دفاع از مردم میگذارند و این نیز از شگفتیهای تاریخی سرزمین ماست.
اگر از رای آوردن اصلاحطلبان نمیترسند و اگر بر این باورند که مردم از اصلاحطلبان روی گردانیدهاند، چرا میدان را به مردم واگذار نمیکنند تا مردم در انتخاباتی آزاد نشان دهند که محافظهکاران درست میگویند و اگر اصلاحطلبان همه پایگاههای مردمی خود را از دست دادهاند این همه جنجال برای چه و بر سر چیست؟
روندهای نادرست پایداری نخواهند داشت. برخی بدون توجه به آنچه در جامعه میگذرد و نگرشهای مردم، در پی نفع کوتاه مدت خود یا گروه خود هستند و از یاد میبرند که منفعت ملی هم باید جایی در برنامهریزیها و طرحهای آنها داشته باشد. باقی ماندن در قدرت یا به دست آوردن قدرت به قیمت آسیب به باورها و اعتماد مردم دستاورد شیرینی نیست. این فایده زودگذر آسیبهای درازمدت را در پی خواهد داشت. جامعه ایران زنده و پویاست. از برخوردها و رفتارها اثر میپذیرد و به کنشها، واکنش نشان میدهد. واکنشها گاهی به آرامی و کندی صورت خواهد گرفت. برخوردهای حذفی باور مردم را نیز دستخوش دگرگونی میکند. شگفتانگیز آن است که آنها که دست به کار رد صلاحیتها شدهاند برای توجیه خود بهانهتراشی میکنند و گمان میبرند اینگونه طرح مسائل از پذیرش همگانی نیز برخوردار است. اینگونه رفتارها در خود ضد خود را پرورش میدهد و به جامعه درسهایی میدهد که برخلاف نظر و دیدگاههای بانیان اینگونه رفتارهاست.
اینک خطرات و تهدیدها اندک نیست که اینگونه راندنها دلیل تدبیر روشن و درست پنداشته شود. انتخابات آزاد و سالم نیاز واقعی کشور است. مهم نیست مردم بر کدام نگرش مهر تایید میزنند. گزینش مردم هر چه باشد درست است؛ محافظهکاری یا اصلاحطلبی. باید چرخش آزاد نخبگان به رسمیت شناخته شود. باید نگرشهای گوناگون مورد توجه و احترام قرار گیرد. باید دستاندرکاران اداره کشور بیاموزند که برای مردم آمدهاند نه بر مردم. مردم باید بتوانند برگزینند هرکس را که میخواهند و ما باید یاد بگیریم با کار و تلاش و برنامهریزی درست رای و نظر مردم را با خود همراه کنیم. پیروزی با نبودن رقیب، پیروزی نیست. در مسابقه بیرقیب بردن جایی ندارد اگرچه در بوق و کرنا دمیده شود. ویژهخواری در انتخابات آزاد و سالم جایی ندارد. به مدد حذف و رد صلاحیت کرسیها مجلس را از آن خود کردن پیروزی نیست. به جای تحلیلهای بیپایه و متهم کردن این و آن طرح خود برای اداره کشور، برای از میان بردن نارساییها و تنگناها، برای کاستن از بیکاری جوانان، برای از میان بردن فقر گسترده، برای افزایش درآمد سرانه و بهبود وضع زندگی مردم، برای رهاییبخشیدن مردم از گرانیها کمرشکن، برای کاهش آسیبهای اجتماعی، برای غلبه بر بحرانهای گوناگون، برای از میان برداشتن بحران هویت، برای رفاه همگانی و تامین اجتماعی و هزاران نیاز دیگر جامعه برنامههای خود را ارائه کنیم. میدان مبارزه باید به جای انگزدنها به ارائه برنامهها تبدیل شود. گروهها باید برای از میدان بیرون کردن رقیب ویژهخواری را به کناری نهند و از بهرهگیری از نهادهای عمومی پرهیز کنند. طرحها و برنامهها را به رقابت بگذارند تا مردم بتوانند آنچه را که برای شرایط بهتر میخواهند در برنامه گروهها دنبال کنند و بر همین مبنا به گزینش دست بزنند.
دعوای ما هنوز بر سر این است که مردم حق انتخاب دارند یا ندارند و این نشانه آشکاری بر عقبماندگی ماست؛ هرچند انتخابات را آزادترین انتخابات دنیا بخوانیم و نقش مردم در اداره کشور را با بزرگنمایی بازتاب دهیم.