مقدمه:
تاریخ تحولات خاورمیانه در دهههای اخیر نشان میدهد که تأمین امنیت و ثبات، مهمترین اولویت کشورهای این منطقه و قدرتهای فرامنطقهای بوده است. در نیم قرن گذشته ترتیبات امنیتی متعددی در منطقه به اجرا درآمده است که هرکدام به دلیل عدم توجه به برخی از مؤلفههای مهم در خاورمیانه با شکست مواجه شده است. با فروپاشی شوروی، الگوی امنیت خاورمیانه که براساس مؤلفههای دوران جنگ سرد تدوین شده بود نیز از بین رفت و در نتیجه کنشهای این منطقه به شدت افزایش یافت. بر این اساس، علاوه بر تلاش قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برای حل و فصل مشکلات امنیتی و تأمین ثبات، نیاز به طراحی ترتیبات جدید امنیتی مورد تأکید قرار گرفته است. از طرف دیگر، الگوهای امنیتی ایالات متحده آمریکا برای خاورمیانه که بعد از 11 سپتامبر 2001 مدنظر قرار گرفت کمکی به حل مشکلات امنیتی منطقه نکرد. در واقع تا به حال هر الگوی امنیتی که برای تأمین منافع قدرتهای بزرگ طراحی شده و در جهت نادیده گرفتن نقش برخی از قدرتهای منطقهای بوده و در عمل موفقیتی به همراه نداشته است. در این رابطه، طراحی و ایجاد الگوی امنیتی برای منطقه خاورمیانه باید علاوه بر در نظر گرفتن ساختار بومی منطقه شامل همکاریهای چندجانبه و منطقهای میان کشورهای خاورمیانه باشد و به ویژه بر ایفای نقش مؤثر قدرتهای منطقه و تعامل سازنده آنها با یکدیگر در تأمین امنیت تأکید شود. همچنین موفقیت هر طرحی برای امنیتسازی در منطقه خاورمیانه بستگی زیادی به هماهنگی و تعامل بیشتر میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای دارد. از سوی دیگر چگونگی و نقش قدرتهای خاورمیانهای در برقراری ثبات و امنیت نیز باید مدنظر قرار گیرد. در این خصوص، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقهای دارای جایگاه مهمی در ایجاد امنیت در خاورمیانه برخوردار است و میتواند در تعامل سازنده با دیگر کشورهای منطقه نقش محوری در برقراری ثبات و حل بحرانهای دیرینه ایفا کند.
کلید واژهها: ایران، عراق، خاورمیانه، امنیت.
">مقدمه:
تاریخ تحولات خاورمیانه در دهههای اخیر نشان میدهد که تأمین امنیت و ثبات، مهمترین اولویت کشورهای این منطقه و قدرتهای فرامنطقهای بوده است. در نیم قرن گذشته ترتیبات امنیتی متعددی در منطقه به اجرا درآمده است که هرکدام به دلیل عدم توجه به برخی از مؤلفههای مهم در خاورمیانه با شکست مواجه شده است. با فروپاشی شوروی، الگوی امنیت خاورمیانه که براساس مؤلفههای دوران جنگ سرد تدوین شده بود نیز از بین رفت و در نتیجه کنشهای این منطقه به شدت افزایش یافت. بر این اساس، علاوه بر تلاش قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برای حل و فصل مشکلات امنیتی و تأمین ثبات، نیاز به طراحی ترتیبات جدید امنیتی مورد تأکید قرار گرفته است. از طرف دیگر، الگوهای امنیتی ایالات متحده آمریکا برای خاورمیانه که بعد از 11 سپتامبر 2001 مدنظر قرار گرفت کمکی به حل مشکلات امنیتی منطقه نکرد. در واقع تا به حال هر الگوی امنیتی که برای تأمین منافع قدرتهای بزرگ طراحی شده و در جهت نادیده گرفتن نقش برخی از قدرتهای منطقهای بوده و در عمل موفقیتی به همراه نداشته است. در این رابطه، طراحی و ایجاد الگوی امنیتی برای منطقه خاورمیانه باید علاوه بر در نظر گرفتن ساختار بومی منطقه شامل همکاریهای چندجانبه و منطقهای میان کشورهای خاورمیانه باشد و به ویژه بر ایفای نقش مؤثر قدرتهای منطقه و تعامل سازنده آنها با یکدیگر در تأمین امنیت تأکید شود. همچنین موفقیت هر طرحی برای امنیتسازی در منطقه خاورمیانه بستگی زیادی به هماهنگی و تعامل بیشتر میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای دارد. از سوی دیگر چگونگی و نقش قدرتهای خاورمیانهای در برقراری ثبات و امنیت نیز باید مدنظر قرار گیرد. در این خصوص، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقهای دارای جایگاه مهمی در ایجاد امنیت در خاورمیانه برخوردار است و میتواند در تعامل سازنده با دیگر کشورهای منطقه نقش محوری در برقراری ثبات و حل بحرانهای دیرینه ایفا کند.
کلید واژهها: ایران، عراق، خاورمیانه، امنیت.
چالشهای ثبات و امنیت در خاورمیانه
از عوامل مختلفی که سبب اهمیت خاورمیانه میگردد میتوان از منابع منحصر به فرد انرژی و موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک این منطقه نام برد. از سوی دیگر، استمرار مناقشه اعراب و اسرائیل، بحران در عراق و لبنان، رقابتهای تسلیحاتی، اشاعه تسلیحات کشتار جمعی، افزایش شکافهای قومی و مذهبی، افزایش فعالیتهای تروریستی از مهمترین عوامل تهدیدزا در این منطقه مهم محسوب میگردند. علاوه بر انرژی، مسئله امنیت و برتریطلبی اسرائیل در منطقه نیز عامل بسیاری از ناامنیها و بیثباتیها تلقی میشود. در این میان، انرژی مهمترین وجهی است که موجب اهمیت موارد فوق برای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای شده و باعث حمله و اشغال عراق گردیده است.
اگر با نگاهی اجمالی، پیشینه تاریخی و عوامل جغرافیایی و ژئوپلتیکی این کشور را بررسی کنیم، در مییابیم که ریشه تمامی رخدادهای حاضر، در پارهای مسائل ژئوپلتیکی نهفته است که در هر برهه از زمان به گونهای رخ نموده و امروزه نیز موجب حضور وسیع قدرتهای بزرگ دنیا در منطقه خاورمیانه شده است. قرار گرفتن در میان کشورهایی نظیر ایران، عربستانسعودی، کویت، پادشاهی اردن و جمهوری سوریه از یکسو و دسترسی به خلیجفارس از سویی دیگر، به این کشور نقش استراتژیکی عمیقی بخشیده است. موقعیت جغرافیایی این کشور طوری است که جهان عرب را از کشورهای مسلمان غیر عرب جدا میکند و در واقع پل ارتباطی میان این دو گروه محسوب میشود.
بیثباتی و ناامنی گسترده در عراق شاهدی غیر قابل انکار بر ناموفق بودن دخالت قدرتهای بزرگ حتی از طریق نظامی برای تامین امنیت خاورمیانه است. ناامنی روزافزون در این کشور، در واقع، ضرورت همکاری و مشارکت قدرتهای منطقهای برای تثبیت اوضاع در عراق را بیش از هر زمان دیگر ضروری ساخته است. ناامنی موجود در عراق و تداوم بیثباتی در این کشور حاکی از آن است که رویکرد یکجانبهگرایانه آمریکا طی سالهای گذشته جهت تأمین امنیت، امنیتسازی و طرحهای متعدد امنیتی نتیجه موفقیتآمیزی نداشته است. این امر به تدریج نیاز به اتخاذ رویکردی چندجانبه و متعامل با بازیگران تأثیرگذار منطقه را آشکار ساخت.
نشستهای چندجانبه مانند اجلاس شرمالشیخ و مذاکرات مقامات ایران و آْمریکا در بغداد نشاندهنده جدی شدن تهدیدات ناشی از چالشهای امنیتی در عراق از یک سو و آگاهی فزاینده بازیگران منطقهای و فرامنطقهای تأثیرگذار از لزوم حل و فصل تعاملی این چالشها از سوی قدرتهای مؤثر دیگر مانند ایران است. آنچه که در تداوم تلاشهای چندجانبه برای کاهش سطح ناامنی در عراق مؤثر خواهد بود، توجه به پیامدها و تهدیدات بلند مدت منطقهای و بینالمللی ناشی از رشد افراطگرایی، شکافهای قومی و مذهبی و افزایش بیثباتی در عراق میباشد.
در راستای تحقق چشمانداز 20 ساله، ایران میتواند با شرایط قدرت کنونی، خود را به عنوان بازیگری مثبت در عرصه منطقهای و جهانی مطرح سازد و با ایجاد این نوع انگاره در نزد بازیگران منطقهای و فرامنطقهای باعث پذیرش نقش و قدرت منطقهای خود از سوی سایر دولتها شود. تحقق این هدف در گرو کنشگری و ابتکار ایران در تعریف چارچوبهای منطقهای و در فضایی تعاملی و اعتمادآفرین است.
طرح ایران برای ایجاد امنیت در منطقه میتواند واجد عناصر کلیدی برای ایجاد امنیت پایدار، تعاملی و مشارکتی باشد. در این طرح نقش اصلی را بازیگران منطقهای برعهده خواهند گرفت و طبیعی است که قدرتهای فرامنطقهای نیز در تعامل با منطقه، حساسیتها و نگرانیهای خود را تعقیب خواهند کرد که باید در ترتیبات امنیت منطقهای لحاظ گردد. طرح و ترتیبات امنیتی شرایطگذار مستلزم الگویی متداخل و چندسطحی است که باعث حرکت از نقطه کنونی (با وجود قدرتهای فرامنطقهای) به سوی چارچوبی با عناصر منطقهای قویتر است. تحولات کنونی عراق نشان میدهد که هرگونه سیستم یکجانبهگرایی امنیتی آمریکا در عراق و تداوم مداخله آمریکا در مسائل عراق و نیز کشورهای خلیجفارس، آتش جنگ و بحران را در منطقه شعلهورتر خواهد نمود.
امروز شاهد افزایش حجم نارضایتی عمومی از حضور مستقیم نیروهای آمریکایی در کشور عراق هستیم و از سویی ضریب پرخاشگری عمومی به آمریکا به دلیل تحقق نیافتن سیاستهای اعلامی این کشور در زمینههای مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی افزایش یافته است. مزید بر این امر، تشدید آسیبهای روانی مردم عراق به دلیل تداوم بحران اقتصادی، تورم، بیکاری و کاهش ضریب امید به بهبود وضعیت آنها است. امروز به دلیل تداوم خشونت و ناامنی، مکانیسمهای اقتصادی در عراق کارکرد مناسب و مطلوبی ندارد و به دلیل وضعیت بیثبات، بوروکراسی اقتصادی و نهادهای مالی پولی، نوعی آنارشیسم در ساختار اقتصادی عراق به وجود آمده است. تشدید بحران موجب شده است سرمایههای خارجی قابل توجهی وارد این کشور نشود، علاوه بر این بیکاری، تورم و رکود اقتصادی به شکل گستردهای افزایش یافته است. این مساله، اوضاع سیاسی را نیز تحت تاثیر قرار داده که از آن جمله نارضایتی تدریجی نیروها و بازیگران سیاسی داخل عراق به لحاظ فرایند مداخلهگرانه آمریکا در مسائل داخلی این کشور است. به علاوه افزایش حجم انتقاد به آمریکا بر کیفیت و کمیت توزیع قدرت در عراق تاثیر گذارده است.
وضعیت کنونی عراق و تداوم تنشها و ناآرامیها در این کشور باعث شده بحران، سایر مناطق خاورمیانه را نیز تحت تاثیر قرار دهد. به طوری که برخوردها و مواجهات از حالت نرمافزاری به سختافزاری نظامی گرایش دارد و افزایش شبکههای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و ایجاد پایگاههای جدید و آرایش نیروهای خارجی امنیت منطقه را به مخاطره انداخته و موجب شده است ضریب امنیتی منطقه کاهش یابد. بنابراین در دوره حاضر که استراتژی آمریکا در عراق، براساس ترتیبات جدید امنیتی این کشور در عراق تدوین گردیده، باعث شده است نوعی آنارشیسم و هرج و مرجطلبی فزاینده در بافت داخلی عراق به وجود آید. آنچه بر تشدید بحران تاثیر میگذارد، سیاستهای اتحادیه اروپا، روسیه و چین میباشد؛ یعنی بازیگرانی که رقیب آمریکا در هزاره سوم به شمار میآیند. طبعا این کشورها، با لحاظ نمودن حجم بالایی از اقتصاد بینالمللی و نیز سیاست بینالمللی، درصددند از نقش موثرتری در قرن بیستویکم برخوردار شوند و به سوی نظامی چندمرکزیتی یا چندقطبی حرکت کنند. بنابراین آمریکا در جهت هرگونه طرح امنیتی احتمالی خویش باید بر محورهای پیشروی خود در عرصههای داخلی، منطقهای و بینالمللی توجه نماید و این محور را در سیستم امنیتی خاورمیانه لحاظ کند. در این قسمت به اختصار برخی مشکلات آمریکا در سطوح داخلی عراق، منطقهای و بینالمللی را برخواهیم شمرد.