سعید لیلاز
الهام سخنگوی دولت در اظهارات چند روز گذشته خود بیان داشته است که اگر سیاستهای دولت گذشته را دنبال میکردیم، امروز تورم صددرصدی داشتیم. بیتردید یکی از دلایل این اظهارات آن است که الهام از علم اقتصاد چیزی نمیداند و با مفاهیم اقتصاد آشنا نیست. مسائل این بود که عنوان شد نرخ تورم از 16 درصد به 6/13 رسید، در حالی که میدانیم نرخ تورم در پایینترین سطح خود در سال 1385 رسیده بود که این اتفاق در ادامه سیاستهای پولی و مالی دولت خاتمی بود. اما امسال نرخ تورم نسبت به متوسط سال 1384 حداقل 7 درصد افزایش خواهد یافت. متأسفانه در این زمینه آمارهای خلاف واقع فراوان است.
تورم در سالهای 73 و 74 یک واقعیت عینی است، نباید در هر شرایطی انصاف را زیر پا گذاشت. این امر نیز تا حدود زیادی به دلیل اتخاذ سیاستهای غلط بود. در ایران ریشه تورم، کسری بودجه دولت است. دلیل این امر میتواند ناشی از آن باشد که هزینههای دولت بیشتر از درآمدها است. تا پیش از افزایش قیمت جهانی نفت خام، دولتها کسری بودجه خود را از بانک مرکزی استقراض میکردند، اما بعد از افزایش قیمت نفت و ایجاد ذخیره ارزی مازاد ارزی را میفروشند و تبدیل به ریال میکنند. شرایط تحویل گرفتن دولت توسط احمدینژاد با شرایط دوران هاشمی غیر قابل مقایسه است. اقتصاد ایران بعد از جنگ، اقتصادی خراب و بدون سرمایه انباشته بود. این وضع را مقایسه کنید با سال 84 که خزانه پر از پول و زیرساختها در وضعیت متوسط به بالا بود. هاشمیرفسنجانی در فقدان منابع و یا استقراض خارجی سازندگی را شروع کرد. دولت هاشمی کسری بودجه و تورم ناشی از آن را در مسائل عمرانی هزینه میکرد که در حکم مالیات ملی بود، اما احمدینژاد دولتش آن را در هزینههای جاری و برای بزرگ کردن بدنه دولت و احتمالاً خریدن رأی گروههای خاص اجتماعی هزینه میکند، این دو با هم زمین تا آسمان فرق میکنند. دولت احمدینژاد تمام این تورم را که منجر به فقیر شدن میلیونها نفر در ایران شده صرف هزینههای جاری کرده است. روز گذشته مجلس تصویب کرد که 5/3 هزار میلیارد تومان را از محل بودجه عمرانی بردارند و در محل بودجه جاری هزینه کنند. در سال 74 تورم 50 درصد و در سال 75 حدود 35 درصد بوده است که بخش بسیار بزرگی از آن ناشی از سیاستهای اشتباه اقتصادی بوده است. اما هرگونه مقایسه وضعیت فعلی با سالهای نخست دهه 70 یک مغالطه بزرگ است زیرا کشور بعد از جنگ، تمامی زیرساختهای خود را از دست داده بود. در خصوص دلایل سیاسی شدن بحث تورم باید گفت: احمدینژاد از ابتدا به نظر میرسید که علاقه و درک چندان درستی به مباحث اقتصادی نداشت، بنابراین بحث تورم و مسائل کارشناسی اقتصاد را به میان توده مردم کشاند. از سوی دیگر جامعه امروز ما به شدت نسبت به تورم حساس شده است، فرق اساسی امروز با سال 74 این است. توجه کنید که هر یک درصد افزایش نرخ تورم صدها هزار ایرانی را به زیر خط فقر میبرد.
در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تنها دو کاندیدا شعارهای پوپولیستی سر ندادند. سیاسی شدن مساله تورم محصول رفتار سیاسی و سیاستهای اجتماعی احمدینژاد است. خود ایشان گفتمان تورم را به میان توده مردم کشاند و شعارهای تکنرخی شدن و گلستان میکنیم را سر داد و این به میان جامعه آمد و اولین انحراف در همان زمان اتفاق افتاد. وقتی ایشان به قدرت رسید و وارد کار اجرایی شد متوجه شد که آن عصای فرشته حامی سیندرلا در کار نیست. ما در این سالها به برهنهترین شکل ممکن فضا را به سمت غلیظترین انواع ناتورآلیسم سوق دادهایم. این جناح شعارهای اینچنینی اقتصادی داد و عدم توجه به این امر را به عنوان نقطه ضعف دولت خاتمی مطرح کرد و مدام گفت که باید به اقتصاد برسیم. حالا که این گفتمان غالب شده در اداره جامعه ماندهاند.