تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۴:۲۶  ، 
کد خبر : ۴۴۲۹۲

دستان بسته سازمان ملل


نوشته: تالیف دین / ترجمه: پوراندخت مجلسی

در حالی که بان کی مون سال دوم دبیر کلی خود را شروع می‌کند، سازمان ملل متحد، نه موفقیت ملموسی را در سال گذشته داشته و نه راهکار مشخصی برای پرداختن به چالش‌های اقتصادی و سیاسی سال 2008 دارد. تاکنون عملکرد بان کی مون و آنچه به نظر می‌رسد رویکرد آینده او باشد، حتی به استقلال رأی و وفاداری به تساوی حقوق دولت‌ها و ملت‌ها نزدیک هم نبوده است. به نظر خانم فیلیس‌ بینس، چنین خصوصیاتی است که اگر سازمان ملل فرصت و شانس بازسازی اعتبار از هم پاشیده و ظرفیت بالقوه خود را داشته باشد مورد نیاز است. او که مدیر پروژه‌های همکاری جهانی در انستیتوی مطالعات سیاسی در واشنگتن است، می‌گوید وقتی دبیر کل درباره اولویت‌های سازمان ملل صحبت می‌کرد نتوانست طرحی واقعی و برنامه‌ریزی شده برای هدف‌های اساسی ارائه دهد و سخنان او به عنوان پایان سال اول کاری او نمونه‌ای از کار او به ما ارائه می‌دهد:

بان کی مون در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود در سال 2008 به چالش‌های عظیم اشاره کرد و در ضمن او به این امر اشاره داشت که در سال گذشته تنها در دو موضوع، «پیشرفت‌‌های مطمئنی داشته است، یکی درباره مقابله با تغییرات جوی در جهان و دیگری درباره حفظ صلح در دارفور». ولی باید گفت که مأموریت صلح در دارفور حتی پیش از این که موفقیت به دست آورد به دلیل کمبود نیرو و هلیکوپتر، دچار مشکل شده است. بان در توضیحات خود در کنفرانس مطبوعاتی، خود را مجبور می‌دید بپذیرد که تنها 9 هزار سرباز از 26 هزار سرباز مورد نیاز را در اختیار دارد و اذعان کرد: «‌به همین دلیل است که نگران وخیم‌تر شدن شرایط در دارفور هستم» و با این گفته خوش‌بینی زودگذر خود را در مورد صلح در سودان تعدیل کرد. انورال کریم چودری، معاون سابق دبیر کل سازمان ملل و نماینده عالی کشورهای کم‌تر توسعه یافته (LDCS) می‌گوید: برگرداندن اعتبار سازمان ملل به حالت نخست و مؤثر بودن دوباره آن اصلی‌ترین چالشی است که این سازمان با آن روبه‌رو است، به ویژه در این زمان که دبیر کل، دومین سال تصدی خود را آغاز می‌کند.

چودری در مصاحبه‌ای در اواخر دسامبر اظهار داشت: سازمان ملل احترام خود و حمایت وسیعی را که از آن برخوردار بوده از دست داده است. او در این باره چندین نمونه را مطرح کرد، از جمله: تظاهرات و راهپیمایی‌هایی که در اعتراض به سازمان ملل برگزار می‌شود؛ ممانعت از دیدار بالاترین مقام‌های سازمان ملل از دفتر سازمان در محل رویدادهایی که حضور نمایندگان سازمان لازم است؛ اخراج مقامات سازمان به وسیله دولت‌های میزبان مجری برنامه‌های سازمان؛ اجبار صلح‌بانان سازمان ملل به کناره‌گیری،‌ ایراد اتهامات مختلف علیه مأموران سازمان از جمله مزاحمت‌های جنسی و... این فهرست می‌تواند همین طور ادامه یابد. چودری سیاستمداری است که از اواخر دهه 1970 با جامعه جهانی همکاری داشته است می‌گوید: احترام سازمان ملل هرگز تا این حد در سراسر جهان پائین نبوده است. این امر باید در اولویت توجه دبیر کل سازمان و گروه مدیریت ارشد این سازمان قرار گیرد.

انورادها میتال، پایه‌گذار و مدیر سیاسی انستیتوی پژوهشگران اوکلند واقع در سانفرانسیسکو می‌گوید: اگر بگذارند سازمان ملل استقلال خود را حفظ کند و از منابع مالی لازم برخوردار باشد، می‌تواند بدون نظر و بدون تعصب در مسائل و فوریت‌های زمان ما از جمله فقر، کشمکش‌ها، بیماری‌هایی نظیر ایدز و تغییرات جوی، تأثیری واقعی داشته باشد. خانم بینس در این مورد اظهار داشت: متأسفانه سازمان ملل متحد و نمایندگی‌های آن به دلیل این که به وسیله سرمایه طرف‌های غربی کنترل می‌شوند، ناتوان شده است. این مراکز سرمایه‌ای با دادن کمک‌های مالی به این سازمان، آن را به گروگان گرفته‌اند. اولویت برای سازمان ملل و نمایندگی‌های آن در سال 2008 این است که اختیارات قانونی خود را که یاری رساندن به همه کشورهای جهان برای فعالیت‌های صلح‌آمیز و پیشرفت براساس اصول عدالت، شرف و اعتبار انسانی، رفاه و سلامت مردم است، احیا کنند. در ضمن از سازمان ملل انتظار می‌رود مشکلات سیاسی قدیمی و جدید را جدی بگیرد و در سال 2008 برای آنها راه‌حلی بیاید. این مشکلات بین ده‌ها مشکل شامل بحران خاورمیانه، دارفور، میانمار، عراق، لبنان، افغانستان و جمهوری کنگو است.

در کنفرانس مطبوعاتی، بان‌کی‌ مون دبیرکل سازمان قول داد که جهان را به کوششی دوباره در زمینه کاهش فقر برانگیزد - همان‌طور که در باره تغییرات جوی در مجمع عمومی در ماه سپتامبر انجام داد. او گفت که انتظارها از سازمان ملل هر سال بیشتر می‌شود و سالی که در پیش داریم حتی سخت‌تر از سال پیش خواهد بود. سال ما با بحران در کنیا و تجدید خشونت در سریلانکا آغاز شده است. ما باید فرایند شکننده صلح در خاورمیانه را به ثمر برسانیم. باید کار بیشتری برای کمک به مردم عراق انجام دهیم تا از برخوردها خلاصی یابند و زندگی از هم پاشیده خود را دوباره بسازند. ما باید تلاش خود را در افغانستان ادامه دهیم تا دوباره به هرج و مرج و بی‌قانونی گرفتار نشود.

ولی آیا او از عهده همه این قول‌ها و یا دست‌کم بیشتر آنها در سال 2008 بر می‌آید؟ خانم بینس می‌گوید نشانه‌ای امیدوارکننده در این مورد وجود ندارد.

یکی از ملموس‌ترین و مخرب‌ترین تأثیرات سیاست خارجی 7 سال اخیر دولت پرزیدنت بوش، نماش پیروزمندانه یک طرفه نظامی‌گرایی به بهای نادیده گرفتن و یا تضعیف اعتبار سازمان ملل است. این حرکت به روشی ساده‌تر یعنی، تخلف از منشور سازمان ملل و قوانین بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل، که بیشتر هم بدون نتیجه مانده است، انجام پذیرفته است. خانم بینس به IPS گفت که یکی از قربانیان اصلی در این میان عراق بوده که در واقع قربانی به اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» شده است.

پرسش درباره آینده غیر مطمئن این است که آیا آمریکا دست سنگین تسلط خود را از جامعه جهانی برخواهد داشت و به سازمان ملل اجازه خواهد داد ذره‌ای شانس این را داشته باشد که نقش خود را در برقراری منشور خود ایفا کند: بلای جنگ را پایان دهد، از حقوق‌بشر در مورد همه مردم و ملیت‌ها پاسداری کند و برای از بین بردن فقر و نابرابری در جهان تلاش کند. تاکنون امکان انجام این اقدام‌ها فراهم نبوده است، زیرا سلطه آمریکا بر سازمان ملل در آمریکا مورد توافق هر دو حزب (جمهوری‌خواه و دموکرات) است و سرانجام این مادلین آلبرایت وزیر خارجه در کابینه به ظاهر تکثرگرای دولت کلینتون بود که در سال 1995 گفت: «سازمان ملل ابزاری است برای سیاست خارجی آمریکا». به یقین سایر کشورها هم در سال‌های اخیر نقش‌های مخربی در مسیر پیشرفت سرنوشت‌ساز سازمان ملل بازی کرده‌اند. ولی سلطه ایالات متحده به عنوان مانع و بزرگ‌ترین سد برای واقعیت بخشیدن به قدرت بالقوه این سازمان، باقی می‌ماند. تقویت سازمان ملل و قدرت‌یابی آن بخشی از یک راهکار بین‌المللی برای مقابله با جنگ و احقاق حقوق‌بشر و حفظ سیاره‌مان و «تهیه داربستی برای حکومت قانون در جهان» است؛ نشانه‌ای است از بروز تحول مثبت در افق سیاست بین‌المللی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات