کابوس بزرگی که «ایهود اولمرت» نخستوزیر رژیم صهیونیستی و دستیارانش دچار آن شدهاند، روز به روز ابعاد تازهای به خود میگیرد. مسئله یکبار دیگر به جنگ 33 روزه بازمیگردد و بنظر میرسد که بدبختیهای اولمرت و اطرافیانش در این زمینه، تمامی ندارد. اینبار نه تنها ناتوانی، سردرگمی و شکست اولمرت در جنگ 33 روزه مطرح است بلکه صحبت از اینست که ارتش صهیونیستی در جنگ 33 روزه حتی نسبت به ساکنان فلسطین اشغالی و صهیونیستها هم «پنهانکاری» کرده و به فریبکاری متوسل شده است.
«سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزبالله لبنان اخیراً در اظهارات خود پرده از روی رازی برداشته است که صهیونیستها برای بیش از یکسال سعی کردند آنرا پنهان کنند و هیچ سخنی از آن بمیان نیاوردند نصرالله میگوید که جنازه تعدادی از کشتهشدگان جنگ 33 روزه را در اختیار دارد و میخواهد آنان را با اسرای لبنانی در بند رژیم صهیونیستی مبادله کند. مقامات صهیونیستی اگرچه از انتشار این خبر و پیشنهاد حزبالله شوکه شدهاند ولی همچنان ترجیح دادهاند که در برابر این افشاگری ساکت بمانند و چیزی نگویند که حزبالله را و تحریک کند و برای افشاگریهای بیشتر وسوسه نماید.
مطبوعات لبنان ضمن استقبال از هوشمندی و تدبیر حزبالله لبنان و رهبر آن خاطرنشان کردهاند که اسرائیل از صداقت و اعتبار نصرالله میترسد و نگران آنست که وی اطلاعات دیگری را هم در اختیار داشته باشد و به همین دلیل اظهارات او را رد نکرده است.
استناد به صداقت نصرالله منحصر به لبنانیها نیست بلکه حتی در طیف دشمنان حزبالله لبنان هم این صداقت و شجاعت وی مورد اعتراف است. «ران شیفلر» نویسنده شهیر اسرائیلی معتقد است نصرالله با این اظهارات سعی داشت اعصاب اسرائیلیها را در هم بریزد که در این کارش نیز موفق شد. او میگوید: ما مزدوران حزبالله نیستیم ولی فعلاً داریم با ساز آنها میرقصیم. واقعیت اینست که حزبالله لبنان در خلال جنگ 33 روزه نهتنها آرایش جنگی اسرائیل را درهم ریخت و افسانه شکستناپذیری اسرائیل را باطل کرد، بلکه حتی کاخ پوشالی آرزوهای صهیونیستها را نیز ویران کرد و به آنها فهماند که آیندهای ندارند و بنای حاکمیت اسرائیل از تارهای عنکبوت هم لرزانتر است.
«موشه فیگلن» یکی از اعضای حزب افراطی «لیکود» در موضعگیری نسبت به شخصیت سیدحسن نصرالله رهبر حزبالله لبنان و ارزیابی صداقتش میگوید: البته که همینطور است و مردم اسرائیل در جریان جنگ 33 روزه دریافتند که نصرالله از رهبران اسرائیلی راستگوتر است و در عین حال این نکته را نیز فهمیدند که اگر بخواهند به کسی اعتماد کنند، این شخص، نصرالله است نه رهبران اسرائیل! اینها اظهارات لجوجترین و کینهتوزترین دشمنان حزبالله است که با اعترافات خود، صداقت رهبر حزبالله لبنان را به تصویر میکشند. البته «فیگلن» در این مقوله تنها نیست بلکه سایر ناظران اسرائیلی هم در این زمینه با او همعقیده هستند. «موتی کرشنیوم» روزنامهنگار صهیونیست هم در عین اعتراف به تندروی خود تصریح میکند که باید ویژگیهای منحصر بفرد و برجسته نصرالله را بپذیریم. او شخصیتی بسیار عمیق و متوازن دارد، عاقل و منطقی است و به تحولات پیرامونی، قویاً احاطه دارد و مشخصاً راستگو است. البته این اعترافات دشمن، ذرهای از کینه و خشم آنها نسبت به عامل ناکامی و شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه نمیکاهد ولی مسئله اینست که سردمداران اسرائیلی اکنون نزد افکار عمومی اسرائیل به «پنهانکاری» و عوامفریبی متهم شدهاند و در زیر فشار سنگین اعتراضات عمومی، پاسخی برای این پرسش ندارند که چرا وجود چندین کشته در طول جنگ 33 روزه را از ساکنان فلسطین اشغالی پنهان کردهاند و نیروهای ارتش صهیونیستی حتی پیکر آنها را در صحنه بحال خود رها کرده و از صحنه گریختهاند.
خشم و نگرانی اولمرت و دستیارانش از اینست که آنها جنگ 33 روزه را به بهانه تلاش برای نجات 2 نظامی اسرائیلی که اسیر حزبالله شده بودند، آغاز کردند ولی علیرغم تحمل تلفات سنگین، کمترین موفقیتی در نجات این 2 نظامی اسیر بدست نیاوردند. این در حالیست که انگشت اتهام بطور رسمی متوجه اولمرت شده است. گزارش رسمی کمیته تحقیق پارلمان صهیونیستی نیز همانند کمیته تحقیق «وینوگراد» «ایهود اولمرت» را به «بیکفایتی»، «بلاتصمیمی» و اتخاذ تصمیمات نادرست، بیموقع و نامتناسب با شرایط زمانی و مکانی متهم کرده است. بر این اساس، اکنون احزاب رقیب و حتی برخی از همحزبیهای اولمرت، وی را برای استعفا تحت فشار قرار دادهاند تا بلکه با روی کارآمدن دولت جدید، تحولی برای تقویت موقعیت متزلزل کنونی اسرائیل ایجاد شود لکن اولمرت حاضر به کنارهگیری داوطلبانه نیست، مگر آنکه برای استعفا تحت فشار روزافزون قرار گیرد. در چنین شرایطی همکاران اولمرت سعی دارند با رجزخوانی به تقویت روحیه درهم شکسته نظامیان مایوس اسرائیل بپردازند.
«ایهود باراک» وزیر جنگ رژیم صیهونیستی که از نزدیک وضعیت مفلوک ارتش بویژه افسردگی حاکم بر سلسله مراتب فرماندهی ارتش صیهونیستی را به چشم خود میبیند، بیشتر از دیگران برای تقویت روحیه و بازسازی روانی ارتش احساس نگرانی میکند و طی هفتههای اخیر با سخنان خود سعی دارد شکاف بزرگ در پیکره ساختار دفاعی ارتش صیهونیستی ترمیم کند. وی در اظهارات خود بارها ادعا کرده است که اسرائیل در جنگ آینده پیروز خواهد شد. لکن مطبوعات اسرائیل با انتقاد جدی از «باراک» وی را به فریبکاری و عوامفریبی متهم کردهاند. و تصریح میکنند که شانسی برای ارتش اسرائیل در یک جنگ احتمالی وجود ندارد.
روزنامه «معاریو» ضمن انتقاد از باراک تصریح میکند که اسرائیل در جنگ آینده شکست میخورد. «کوبی نیف» در این مقاله با لحن گزندهای که در تاریخ مطبوعات اسرائیل بیسابقه است، وزیر جنگ اسرائیل را با واژههای «کودن» و «تهی مغز»، مخاطب قرار میدهد وی مینویسد: «تو منظورت از این لافزنیها چیست؟ در حالیکه تو حتی قادر نیستی ساکنان «سدیروت» را از موشکهای فلسطینی در امان نگهداری. بعلاوه نمیتوانی یک اسیر نظامی را به خانهاش بازگردانی. ما نمیتوانیم پیروز شویم چون نمیدانیم جنگ آینده چگونه است؟ باید با چه کسانی بجنگیم؟ در چه شرایطی آغاز میشود و چگونه توسعه خواهد یافت؟ در چنین شرایطی حتی ارتش آمریکا هم شانس پیروزی ندارد.» اینها جملات تکاندهندهای هستند که این روزها در مطبوعات صهیونیستی منعکس میشوند.
سئوال جدی اینست که چرا این مطالب در معرض دید افکار عمومی اسرائیل قرار میگیرند؟ آیا اینها نشانههای فروپاشی قدرت در اسرائیل نیست که رسانهها بجای تلاش برای روحیه دادن به ساکنان اسرائیل، «تیر خلاص» را شلیک میکنند؟ در چنین شرایطی افشای وجود اجساد چند نظامی اسرائیل در اختیار حزبالله، به کابوس بزرگ اولمرت و دستیارانش مبدل شده است و آنها را بیدفاعتر از گذشته، در برابر حملات رسانهای و جنگ تبلیغاتی مخالفین قرار میدهد. تصادفی نیست که در طول یکسال اخیر، میزان مهاجرت منفی در اسرائیل افزایش یافته و تعداد فراریان از باصطلاح سرزمین موعود، بسیار بیش از افرادی است که با فریبکاری صهیونیستها به فلسطین اشغالی مهاجرت میکنند. چرا که مهاجرین به سرزمینهای اشغالی با تلخکامی احساس میکنند که به «کیسههای شنی» مبدل شدهاند و رهبران شیاد و تهی مغز اسرائیل در پشتسر آنها سنگر گرفتهاند و با لافزنیهای فریبکارانه، پیروزی در جنگ آینده را مژده میدهند و حال آنکه زمان به زیان اسرائیل به پیش میرود و هیچگونه چشمانداز روشنی برای رژیم اشغالگر قدس به چشم نمیخورد.