امین جلالوند
دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در جمع بیش از 300 نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران واحد کرج به ایراد سخنرانی پرداخت. موضوع این سخنرانی و پرسش و پاسخ که با دعوت انجمن اسلامی دانشگاه برگزار شده بود، مبحث دین، سیاست و دانشگاه بود.
دکتر زیباکلام در ابتدا به تشریح دلایل فعالیتهای سیاسی دانشجویان ایران در دانشگاه پرداخت و گفت: «رسالت سیاسی که از دانشجویان و دانشگاه انتظار میرود، در حقیقت رل ثانویه و کار ویژه اضافی است که بر دانشگاه تحمیل میشود. وظیفه دانشجو فعالیت سیاسی نیست رسالت دانشگاه چیزی جز تحقیق فعالیتهای علمی نمیباشد و اگر میبینیم دانشجویان ما دست به فعالیتهای سیاسی میزنند به علت شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه ایران است. اگر در جامعه ما فعالیت احزاب آزاد بود، دلیلی نداشت دانشگاه این چنین در تب و تابهای سیاسی کشور درگیر شود. در کشورهای توسعه یافته احزاب و تشکلهای سیاسی متعددی وجود دارد که اعمال سیاسی در این کانونها صورت میپذیرد و دیگر نیازی به حضور نهادی ثانویه برای به عهده گرفتن رسالت سیاسی احساس نمیشود. در این کشورها عدم فعالیتهای سیاسی دانشجویان نه تنها به منزله نقص یا کمبود به حساب نمیآید بلکه مسالهای کاملا عادی و طبیعی جلوه میکند. در کشور ما نیز اگر نهادهای سیاسی اجازه فعالیتهای آزادانه داشته باشند، به تدریج نقش سیاسی از دانشگاهها مرتفع خواهد شد.»
وی سپس به روند تاریخ شکلگیری و افت و خیز جنبشهای دانشجویی طی 70 سال گذشته تا به امروز پرداخت و حرکتهای سیاسی دانشجویان را به دو بخش قبل و بعد از انقلاب تقسیم کرد و گفت: «قبل از انقلاب دانشجویان وابسته به گروههای مارکسیستی و گروههای اسلامگرا دو طیف جنبش دانشجویی ایران را شکل میدادند که با وجود تضاد در افکار و ایدئولوژی در بحث مبارزه علیه نظام حاکم کاملا با هم موافق و هم عقیده بودند. این دو طیف جنبش دانشجویی با سرشتی رادیکال مبارزات ضدشاهنشاهی خود را ادامه دادهاند. تا آنجا که در سال 1356» اوج دستگیری دانشجویان سیاسی را شاهد بودیم به طوری که حدود 56 درصد از زندانیان سیاسی آن سال را دانشجویان تشکیل میدادند. وی افزود: بعد از انقلاب دانشجویان با مشی مارکسیستی خرج خود را از انقلاب جدا کردند. آنها ابتدا منتقد و بعد مخالف نظام حاکم شدند. در مقابل دانشجویان مسلمان جذب حکومت شدند؛ به نحوی که در سالهای 58 تا 60 بخش قابل توجهی از نیروهای نظامی را دانشجویان مبارز اسلامی تشکیل میدادند.
در اوایل دهه 70 عدهای از دانشجویان مسلمان، منتقد سیاستهای اقتصادی نظام شدند. اما این انتقادات را به صورت صریح و آشکار ابراز نمیکردند و به نوعی میتوان گفت در این سال جنبش دانشجویی به سیاستهای نظامی انتقاد داشت که خود پدید آورنده آن بود. این تناقض موجب شد که جنبش دانشجویی حالت خنثی و ساکن به خود گیرد.»
عضو هیات علمی دانشگاه تهران مرحله دیگر جنبش دانشجویی پس از انقلاب را حرکتهای سیاسی دانشجویان بعد از دوم خرداد 1376 دانست و اظهار داشت: «در دوم خرداد 76 جنبش دانشجویی دوباره احیا شد و دانشجویان بر آن شدند تا با تمام وجود از خاتمی و اصلاحات دفاع کنند که این فعالیتها بالاخره نتیجه داد و دولت خاتمی روی کار آمد. عدهای از رهبران جنبش دانشجویی به دولت اصلاحات پیوستند و به فعالیت در دولت و مجلس اصلاحطلب پرداختند. اما این مرحله تا 18 تیر سال 78 بیشتر دوام نیاورد و پس از واقعه 18 تیر اختلاف در جنبش دانشجویی آشکار شد. برخی از دانشجویان، منتقد ادامه حمایت از دولت اصلاحات شدند و معتقد بودند حمایت کلی، دفتر تحکیم وحدت از دولت خاتمی اشتباه است.
اما عدهای دیگر همچنان به پشتیبانی خود از فرایند اصلاحات اصرار ورزیدند.»
دکتر صادق زیباکلام در ادامه به وضعیت فعلی جنبش دانشجویی در کشور اشاره کرد و رکود و رخوت سیاسی دانشجویان در زمان فعلی را امری عادی دانست وابراز داشت: «مرحلهای که ما در آن قرار گرفتهایم، مرحله تازهای از جنبش دانشجویی است. مرحله جدید عبارت است از بیمیل بودن نسبت به مسائل سیاسی، که این بیمیلی به سبب سرخورده شدن دانشجویان قابل فهم است. متاسفانه برخی از رهبران اصلاحطلب انتظارات و آرمانهای دانشجویان را بالا برده و آنها را دچار نوعی توهم کردند و وقتی نتوانستند خواستههای دانشجویان را برآورده کنند، دانشجویان سرخورده و ناامید شدند. به تعبیری دیگر سرنوشت اصلاحطلبی در سرخوردگی دانشجویان نقش داشت.»
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران آینده فعالیتهای سیاسی دانشجویان را منوط به شرایط بیرون از دانشگاه خواند و سرنوشت جنبش دانشجویی را فارغ از عملکرد دانشجویان اعلام کرد. وی روند توسعه سیاسی کشور را مهمترین عامل تغییر و تحول فعالیتهای سیاسی در دانشگاه برشمرد و تصریح کرد: «برای اولین بار در ایران، آینده جنبش دانشجویی در داخل دانشگاه رقم نخواهد خورد و در حقیقت این جنبش به یک نقطه عطف رسیده است. به طوری که اگر در بیرون از دانشگاه وضعیت به سمت منقبض شدن فضای سیاسی کشور پیش رود، جنبش دانشجویی دوباره شروع به حرکت میکند و ما به عقب برمیگردیم، اما اگر فضا بازتر شود جنبشهای دانشجویی به سکون میرسد.»
دانشجویی از دکتر زیباکلام پرسید با وجود این که در دولت نهم فضا نسبت به قبل بازتر شده است پس چرا هم اکنون جنبشهای دانشجویی در رکود به سر میبرند؟ زیبا کلام از دید جامعهشناسی این شرایط را موقت خواند و پیشبینی کرد فضای سیاسی دانشگاه دستخوش تغییراتی گردد. دانشجویی دیگر پرسید: به نظر شما آیا گروههایی خارج از دانشگاه وجود دارند که بخواهند با کارشکنی بر رکود جنبشهای دانشجویی دامن بزنند؟ دکتر زیباکلام این مساله را غیرواقع دانست و گفت: «فضای غیرسیاسی دانشگاه را قدرت حاکم به وجود نیاورده است و این چنین برداشتهایی اساسا غلط است. اگر حکومتها میتوانستند از کنشهای سیاسی دانشجویان جلوگیری کنند به طور قطع رژیم شاه در سالهای دور این کار را انجام میداد.»
سوال دیگر در خصوص نقش دانشجویان در تداوم جنبش دانشجویی بود که زیباکلام پاسخ داد: «به نظر من هر کسی که میخواهد ادامه دهنده جنبش دانشجویی باشد، باید تاریخ این جنبش و به تبع آن تاریخ معاصر ایران را بشناسد. همچنین مبارزه سیاسی علاوه بر رهبری به هدف نیز نیاز دارد. نباید دانشجویان برای انجام فعالیتهای سیاسی برای خود خوراک فکری بیمورد ایجاد کنند و حول موضوعات سطحی جمع شوند. نمونه این عمل در فیلم ضدایرانی 300 مشهود بود. سینمای هالیوود تنها برای مصالح اقتصادی خود فیلم ساخت اما این موضوع بهانهای برای نشستهای مختلف دانشجویی شد. در صورتی که این نشستها میتوانست حول مسائل عمیقتری شکل بگیرد، نباید به قول «گرامشی» سرخوردگی موجب شود ما به هر چیزی تمسک بجوییم.»
دکتر صادق زیباکلام در پایان باز هم بر روند جداسازی سیاست از محیط دانشگاه تاکید کرد و گفت: «جامعه ما به سمت بازشدن فضای سیاسی حرکت کرده است. گر چه این گشایش فضا مطابق سرعتی نبوده که ما انتظار داشتیم. اما با این حال هر چه قدر حرکتها و کنشهای سیاسی در جامعه ما بیشتر گردد، فعالیتهای جنبش دانشجویی نیز کمتر میشود و ما شاهد حذف کار ویژه سیاسی از دانشگاهها خواهیم بود و دانشگاههای ما به روندی معمول و طبیعی میرسند...»