کنفرانس آناپولیس در راه است و شمارش معکوس برای برگزاری آن آغاز شده است، بدون آن که اهداف، برنامۀ کاری و حتی شرکتکنندگان در آن مشخص باشند. دیدارها و مذاکرات بینتیجه و بیحاصل طرفین فلسطینی و اسراییلی همچنان در حال برگزاری است و در این میان نه تنها پیشنهادی دال بر حمایت و یا احقاق حقوق فلسطینیان مطرح نشده بلکه خواستههای جدیدی از سوی رهبران صهیونیسم مطرح شده که حق به رسمیت شناختن اسراییل به عنوان کشور یهودی است.
به گزارش روزنامۀ البیان ـ چاپ امارات متحدۀ عربی ـ شمارش معکوس برای برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح خاورمیانه در شهر آناپولیس آمریکا بنا به درخواست جورج بوش، رییسجمهوری این کشور آغاز شده و اسراییل نیز همزمان با نزدیک شدن به زمان برگزاری آن، اهداف طمعکارانهاش را افزایش داده است، بدون آن که حتی یک گام عملی و جدی و در راستای تحقق صلح عادلانه و فراگیر در منطقه اتخاذ کند.
اسراییل سعی دارد کنفرانس بینالمللی صلح را به عرصهای جهت بهرهبرداریهای هر چه بیشتر و چشمپوشیهای بیشتر فلسطین از خواستههایش تبدیل کند و با سیطره بر دیگر اراضی باقی ماندۀ فلسطینی از تشکیل کشور مستقل فلسطین در آینده جلوگیری کند. این در حالی است که افزایش طمع و حرص اسراییل راه موفقیت کنفرانس آناپولیس را به بنبست میکشاند و طرف فلسطینی را در شرایطی قرار میدهد که نمیتواند از حقوق غصب شدهاش چشمپوشی کند و چارهای جز مبارزه با این اهداف طمعکارانه و حمایت از اصول ملیاش ندارد.
اظهارات ایهود الموت نخستوزیر اسراییل و درخواست وی از فلسطینیان مبنی بر به رسمیت شناختن اسراییل به عنوان کشور یهودی تنها به معنای از بین بردن حق بازگشت پنج میلیون آوارۀ فلسطینی به سرزمین غصب شدهشان نیست بلکه به معنای چشمپوشی از حقوق مشروع و تاریخی آنها در مبارزه با رژیم اشغالگر است که با استفاده از ابزارهای قانونی، مسالمتآمیز و نظامی جهت بازگرداندن سرزمین غصب شدهشان صورت گرفته. اولمرت با این درخواستش در واقع به روی تمامی قطعنامههای بینالمللی سرپوش گذاشته است.
این کلام اولمرت از تفکرات اسراییلی نشات گرفته که از زمان اشغال فلسطین تا به امروز مقابل هر صدایی که این رژیم را به دلیل سیطره بر سرزمین اشغال شدۀ فلسطین سرزنش میکند، نادیده میگیرد و بزرگترین فرضیۀ دروغ را در تاریخ مطرح کند که اسراییل اشغالگر صاحب سرزمینهای فلسطینی است.» از سوی دیگر، هدف اصلی اسراییل از این درخواست ادامۀ اهداف جنبش جهانی صهیونیسم است و به رسمیت شناختن اسراییل به عنوان یک کشور یهودی نه تنها فلسطینیها را از حقوق تاریخیشان محروم میکند بلکه سالها مبارزات تاریخی آنها و شهدایی را که برای مسألۀ فلسطین اهدا کردهاند، زیر سوال میبرد و اسراییلیها از این مساله جهت اثبات حقشان در اخراج فلسطینیهای 1948 از سرزمینشان استفاده خواهند کرد، در حالی که مفهوم کشور یهودی در اصل و ریشه مغایر با حقوق بشر و به مثابه به رسمیت شناختن عدم مساوات و نژادپرستی است.
این در حالی است که مذاکرهکنندۀ فلسطینی پیش از رفتن به آناپولیس باید خودش را برای رویارویی با این قبیل تلاشهای اسراییل که با هدف چشمپوشی فلسطینیان از حقوق مشروعشان صورت میگیرد آماده کند و تنها راه برای آمادگی در برابر این اقدامات اسراییل بازگرداندن وحدت ملی به فلسطین است زیرا اختلاف و تنش بین دو برادر از مشکلات با دشمن اشغالگر به مراتب بدتر و دردآورتر است.
فلسطینیان باید بدانند بدون وحدت ملی و هماهنگی در خصوص برنامۀ ملی نه تنها کنفرانس آناپولیس هیچگونه دستاورد مثبتی را برای آنها به ارمغان نمیآورد بلکه به دیگر توطئههایی اضافه میشود که بار دیگر شکست در روند صلح را به دنبال خواهد داشت و مسلما به دوش کشیدن این شکست برای هیچ کس در منطقه امکانپذیر نیست.