دکترشهیدی مؤدب
در ساعات پایانی عصر جمعه گذشته و در منطقه 19 شهر پاریس سه انفجار متوالی به وقوع پیوست که با تلاش 200 نفر آتشنشان صدمات حاصل مهار و لااقل یک ساختمان قدیمی فرو ریخت و اهالی ساکن آن و چند ساختمان اطراف شب سرد پاییزی را در یک مدرسه سپری کردند. گر چه تلفات انسانی این انفجار محدود گزارش شد با این حال در فضای پرتشنج اجتماعی پایتخت فرانسه وقوع چنین حادثهای برای مردمی که درگیر اعتصاب روزانه میباشند ضربه دیگری بر اعصاب و روان تلقی میشود. روز گذشته شش اتحادیه کارگری بزرگ راهآهن سراسری و قطارهای شهری و حومه پاریس اعلام کردند که امروز دوشنبه را برای ششمین روز به اعتصاب ادامه میدهند لیکن روز چهارشنبه پس فردا در مذاکره با مسئولان راهآهن شرکت خواهند نمود. از سوی دیگر دانشجویان فرانسوی اعلام کردهاند که روز 22 نوامبر یک روزکاری را در اعتصاب و تظاهرات سپری میکنند و از دانشآموزان سراسر فرانسه دعوت شده که به آنان به پیوندند تا در مقابل پروژه خودگردانی دانشگاه که از سوی وزیر مربوطه به دانشگاه تحمیل شده است جبهه واحدی را تشکیل دهند.
روز چهارشنبه نیز در فرانسه اعتصاب بزرگ عمومی کارمندان دولت برگزار میشود تا به برنامههای اصلاح قوانین بازنشستگی زودرس و حذف امتیازات گذشته پاسخ منفی داده شود.
دانشجویان به کمبود بودجه در دانشگاه، کاهش اعتبارات تحقیقاتی، تحمیل شهریه به دانشگاههای دولتی و نبود فرصتهای شغلی برای دانشجویان اعتراض دارند. و بالاخره در کنار دانشجویان شمار زیادی از وکلا و قضات فرانسوی به حذف تعدادی از مشاغل قضایی و تعطیل تعدادی از مراکز قضایی اعتراض کرده و خواستار استعفای وزیر دادگستری شدهاند. هنوز معلوم نیست کارمندان شرکتهای هواپیمایی ملی و کشوری نیز در اعتصاب روز چهارشنبه شرکت خواهند نمود که اگر چنین شود روز چهارشنبه عملاً رفت و آمد در فرانسه چه زمینی و چه هوایی تعطیل و میلیونها نفر در بلاتکلیفی به سر خواهند برد.
سرگردانی مسافران در شش روز اعتصاب شبکه راه آهن و اتوبوسرانی در فرانسه و بخصوص پاریس تنها مردم فرانسه را با معطلی و بلاتکلیفی مواجه نکرده بلکه هزاران جهانگرد که برای دیدن جاذبههای توریستی عازم فرانسه شدهاند عملاً در هتلهای محل اقامت خود زمینگیر شدهاند.
در چنین فضای متشنجی روز گذشته شورای عالی سمعی بصری فرانسه نتایج آخرین نظرسنجی خود را در مورد محبوبیت رئیسجمهور و نخستوزیر فرانسه منتشر کرد. بر اساس این نظرسنجی که از میان 959 نمونه آماری به دست آمده آقای رئیسجمهور با 5 درصد افت محبوبیت تنها از 51 درصد اعتماد مردم فرانسه برخوردار است و مردم تنها 41 درصد به نخستوزیر ابراز اعتماد کردهاند. این نمونهگیری آماری در روز شروع اعتصابات صورت گرفته و اگر چنین نظرسنجی در پایان اعتصابات انجام گیرد قطعاً افت بیشتر اعتماد مردم به رئیسجمهور و نخستوزیر را به همراه خواهد داشت.
تا آنجا که به شخصیتهای سیاسی که با آرای مستقیم مردم به مسئولیت میرسند مربوط میشود مردم فرانسه عادت کردهاند که سه ماه شروع کار را به کارگزاران حکومتی فرصت میدهند لیکن بلافاصله به مقابله با برنامههای آنان برمیخیزند. و اگر کسانی که به قدرت میرسند از جناح راست فرانسه باشند که در انتخابات گوی سبقت را از رقبای جناح چپ ربوده باشند میبایست خود را برای قدرتنمایی اتحادیههای کارگری آماده کنند بخصوص اگر برنامههای اصلاحی آنها به حذف یا تقلیل امتیازاتی بیانجامد که قبلاً تصویب و به مردم داده میشده است.
رئیسجمهور فرانسه که در دولت آقای ژاک شیراک پستهای مختلفی داشته، و لااقل در دو پست وزارت دارائی و کشور به حساسیتهای مردم واقف شده است ابتدای ریاست جمهوری خود را با یک رشته برنامههای حذف و تقلیل حقوق مردم آغاز کرده و انگشت روی حساسترین نقطه مردم فرانسه گذاشته است.
آقای سرکوزی که هدایت سکان کشتی اقتصاد فرانسه در اروپای پررقابت را به عهده گرفته، در زمان انتخابات که شعارهای بسیار زیبا و جذابی را برای مردم مطرح میکرد و به خوبی از مشکلات اقتصادی فرانسه آگاه بوده است با این حال تصور نمیکرده است که دومین سه ماه ریاست جمهوری وی با چنین حجم گسترده اعتراضات و اعتصابات همراه باشد. رئیسجمهور یک دنده فرانسه چنین وانمود میکند که مردم فرانسه با اعتصابکنندگان همدردی نمیکنند. به همین علت در چند روز گذشته عملاً خود را از مقابل دوربینهای تلویزیونی کنار نگاه داشته و به انتظار نشسته است که مردم با اعتراضات و تظاهرات در مقابل اعتصابگران به خیابانها بیایند هر چند شب گذشته وزیر کار را به کاخ الیزه دعوت کرد تا از ماوقع بهتر مطلع شود.
آقای سرکوزی که کشورش در رقابت جهانی و اروپایی با مشکلات صادرات مواجه است و از زمان پذیرش پول واحد اروپا سطح زندگی مردمش هر روز با گرانی بیشتری روبرو میشود بدون تردید روزهای دشوارتری را در پیش خواهد داشت.
از مسائل اقتصادی و سیاست داخلی که بگذریم رئیسجمهور فرانسه در سیاست خارجی نیز با معضلات عدیدهای دست به گریبان است. وی که امیدوار بود خانم آنگلا مرکل را در سیاست تمایل به آمریکا و مخالفت با ایران اسلامی در کنار خود داشته باشد آنگونه که فکر میکرد نتوانسته است به هدف برسد و عملاً در این عرصه خطرناک تنها شده است. در سیاست خاورمیانهای با اینکه گفته شده است او از دیگر روسایجمهور بیشتر طرفدار سیاستهای اسرائیل است وزیر خارجهاش روز گذشته اعلام کرده که «سیاست شهرکسازیهای اسرائیل مانع بزرگی در راه حصول صلح در خاورمیانه است.» در اقدام عجولانهای نیز که آقای سرکوزی برای رهایی پنج پرستار بلغاری در لیبی انجام داد عملاً خشم آلمانها را برانگیخت و نشان داد که در صورت لزوم وی علاقمند است که برای کسب محبوبیت داخلی به تنهایی و خارج از دایره همکاری و همآهنگی با دیگر شرکای اروپایی حرکت کند. آخرین ضربهای که جناب سرکوزی در سیاست اروپایی خود دریافت میکند سخنان چند روز پیش وزیر خارجه انگلیس است که اظهار داشته است: «نه تنها اروپا یک ابر کشور نخواهد شد بلکه یک ابر قدرت نیز نخواهد شد و بهتر است اروپا یک مدل نمونه را به جهان ارائه دهد» و ادامه داده است که «اهمیت اروپای سال 2035 از اروپای 1935 نیز کمتر خواهد بود.» آقای وزیر خارجه انگلیس ادامه داده است که «به دارفور نگاه کنید که تمامی اروپا از وضع آن اظهار نگرانی میکند و خواستار اعزام نیروی حافظ صلح است ولی هنوز هیچ کشوری اعلام آمادگی نکرده است که چند هلیکوپتر به آنجا بفرستد.» و بالاخره آخرین اظهارنظر وزیر خارجه انگلیس که «ترکیه باید به اتحادیه اروپا ملحق شود» آب سرد را به ابتکار اتحاد مدیترانهای آقای سرکوزی ریخته است که علاقمند است با الحاق ترکیه به این اتحادیه از ورود آن به اتحادیه اروپا جلوگیری کند. گر چه سنت سیاسی در فرانسه لااقل در دهههای اخیر بگونهایست که از قهرمان شدن شخصیتهای سیاسی ممانعت میکنند و رفتاری که با آقای سرکوزی میشود استثنایی بر این قاعده سیاسی مردم با فرهنگ فرانسه نمیباشد با این حال اگر قرار باشد جناب سرکوزی مرهمی بر ریش اجتماعی سیاسی کشورش بگذارد میبایست در همین ابتدای کار سیاست شش ماهه خود و دولتش را مورد ارزیابی و لااقل سیاست خود با جمهوری اسلامی ایران را مورد تجدیدنظر قرار دهد.