مقدمه:
ماجرا با شکسته شدن قسمتی از دیوار رفه و موج گسترده رفت و آمد فلسطینیهای ساکن غزه به آن سوی مرز آغاز شد. اندکی بعد، با ایجاد شکاف جدیدی در این دیوار توسط بولدوزرهای گروه حماس که عملاً کنترل غزه را از ژوئن گذشته به دست داشته است، اتومبیلها، کامیونها، و گاریها نیز در مسیر دیده شدند. از حدود دو هفته پیش مرز نوار غزه با مصر کانون تحولات جدیدی بوده که بار دیگر نیروهای بازیگر در این منطقه آشوبزده از جهان را برای گرداندن مبادلات قدرت به نفع خود به تقلا واداشته است.
">مقدمه:
ماجرا با شکسته شدن قسمتی از دیوار رفه و موج گسترده رفت و آمد فلسطینیهای ساکن غزه به آن سوی مرز آغاز شد. اندکی بعد، با ایجاد شکاف جدیدی در این دیوار توسط بولدوزرهای گروه حماس که عملاً کنترل غزه را از ژوئن گذشته به دست داشته است، اتومبیلها، کامیونها، و گاریها نیز در مسیر دیده شدند. از حدود دو هفته پیش مرز نوار غزه با مصر کانون تحولات جدیدی بوده که بار دیگر نیروهای بازیگر در این منطقه آشوبزده از جهان را برای گرداندن مبادلات قدرت به نفع خود به تقلا واداشته است.
در روزهای اول به نظر میرسید که مردم غزه توانسته باشند با عریان ساختن نیازها و مطالبات خود نقشی در این میانه بیابند که از کاهش تنشها در این منطقه کاسته شود. اما چیزی نگذشت که اوضاع دوباره به وضعیت اول بازگشت.
فروشندگان مصری نیز برای فروختن کالاهای خود به غزه میآمدند. و البته بودند افراد بسیار دیگری نیز که برای دیدار دوستان و اقوام خود یا حتی صرفا از روی شوق و کنجکاوی این مسیر پر خطر را طی میکردند. طبق برآوردهای سازمان ملل تنها در روزهای اول شکسته شدن دیوار حدود 700 هزار نفر از مرز گذشتند.
همه اینها نه تنها حکایت از برداشته شدن دیواری فیزیکی، بلکه دیواری عمیقتر در روح و روان مردم داشت. اما چیزی نگذشت که کنترل مسیرهای عبور و مرور شدت بیشتری یافت. علاوه بر این که وسایل نقلیه و افرادی که از مرز رد میشدند مورد بازرسی قرار میگرفتند حتی فروشگاهها و رستورانهای برخی شهرهای نزدیک مرز در مصر بسته شد تا ازحرکت فلسطینیها جلوگیری شود.
با وجود آن که مردم غزه شکستن دیوار رفح را در روزهای اول "جشن" گرفتند و با هجوم به فروشگاهها و دیدار از اقوامشان این را عملا نشان دادند، اما همه آنها میدانستند که مسئله چنان نیست که یک شبه حل شود و همچنین آنها به تنهایی قادر به این کار نیستند.
هر چند ابتدا به نظر میرسید که فشارها از روی شانههای مردم غزه پس از هفت ماه محاصره اقتصادی شدید اسرائیل و هفت سال انزوای اقتصادی از آغاز به قدرت رسیدن حماس برداشته شده، اما از همان ابتدا رفتارهای طرفهای درگیر نشان از واقعیتهای دیگر و فشار برای بازگرداندن وضعیت به روال سابق داشت.
مذاکرات
اندکی بعد مذاکرات آغاز شد. محمود عباس طی دیداری با حسنی مبارک رئیسجمهور مصر خواستار لغو کنترل نوار غزه توسط حماس و پایبند شدن آن گروه به معاهدات بینالمللی شد و از هرگونه دیالوگی با حماس پیش از آن خودداری کرد. وی گفت: "حماس باید از کنترل غزه دست بردارد. بعد از آن ما حاضر به هرگونه دیالوگ میشویم." از سوی دیگر حماس تلاش میکند کنترل خود را همچنان بر نوار غزه حفظ کند و مصر را تهدید کرده است که اگر برداشته شدن مرز را به رسمیت نشناسد، میتواند در برابر بسته شدن آن ممانعت ایجاد کند.
به تازگی 15 فلسطینی که به گفته پلیس مصر حامل مواد منفجره و سلاح بودند و قصد عبور از مرز را داشتند دستگیر شدند. مصر برای جلوگیری از چنین حوادثی کنترل شدیدتری را بر مسیر آغاز کرد و بخشهایی از دیوار دوباره بازسازی شد.
عبور و مرور هرگونه وسیله نقلیه دوباره در مرز ممنوع شد، اما هنوز مردم پیاده اجازه رفت و آمد دارند و کامیونهای حامل مواد اولیه ضروری برای زندگی مردمان غزه نیز میتوانند از مرز رد شوند. هنوز در مورد بسته شدن کامل مرز تصمیمی گرفته نشده است.
آگاهان به مسائل سیاسی معتقدند که مشکلات امروز غزه حاصل رفتارهای طراحی شده بلند مدتی است که جراحات و نقصهای آن در کوتاه مدت قابل حل نیست. به نظر مخیمر ابوصد "از سپتامبر 2000 و آغاز انتقاضه دوم، اسرائیل بهرهگیری از نیروی کار فلسطینیها را متوقف کرده است. کسانی که به آن سوی مرز میرفتند سه تا پنج برابر بیش از کارگران داخل غزه عایدی داشتند. این مسئله برای غزه بسیار اهمیت داشت. تأثیر اقتصادی آن عظیم بود. آمارها اکنون نشان میدهد که بیکاری در غزه به 55 درصد رسیده، و 80 درصد مردم زیر خط فرق بانک جهانی هستند." سیر نزولی زندگی در غزه از سال 1948 با جنگ اعراب و یهودیها و ایجاد کشور اسرائیل که فلسطینیها از آن با عنوان "نکبت" یاد میکنند، آغاز شد. در آن زمان جمعیت غزه 80 هزار نفر بود که 200 هزار پناهنده به آن افزوده شد، و اکنون فرزندان آنها هنوز در اردوگاههای سازمان ملل زندگی را میگذرانند. اسرائیل در سال 1967 در جنگی 6 روزه نوار غزه را از حاکمیت مصر خارج و آن را اشغال کرد. سلطه مستقیم اسرائیل بر نوار غزه با پیمان اسلو پایان یافت اما کماکان اسرائیلیها در آنجا حضور داشتند. در سپتامبر 2005 اسرائیل از نوار غزه عقبنشینی کرد اما هنوز راههای عمده دریایی و هوایی غزه را در اختیار داشت. دو سوم برق غزه توسط اسرائیل تأمین میشد.
راههای زمینی نوار غزه که انتقال سوخت، دارو و مواد خام از طریق آن انجام میشد تحت نظارت پلیس اسرائیل و هم چنین دسترسی فلسطینیها به بازارهای کار تحت کنترل اسرائیل بود. به عبارت دیگر، مردم غزه زندانی اسرائیل بودند.
افول اقتصادی در غزه که هرگز ثروتمند نبود، پس از انتخابات 2006 و به قدرت رسیدن حماس در غزه و ساحل غربی شدت گرفت. به دنبال نبردهای جناحی میان حماس و فتح و از هم پاشیدگی گسترده نظم و قانون، سرانجام حماس قدرت را از فتح گرفت. واکنش اسرائیل آن بود که ادعا کرد؛ غزهای که توسط حماس کنترل شود "موجودی متخاصم" است، و از آن پس محاصره غزه را شدت بخشید، که به کمبود شدیدتر مواد اولیه زندگی و فقر عمیقتر منجر شد. حلقه محاصره اسرائیل به دنبال حملات راکتی حماس در اوایل این ماه باز هم تنگتر شد به طوری که همه راهها را بست؛ و تنها مقدار اندکی سوخت و کمکهای بشر دوستانه به دنبال وحشت جهانی از آنچه در غزه میگذشت، وارد میشد. اما باز ضربه عمیقتر و ماندگارتر بر نوار غزه مدتها پیش از حوادث اخیر بر پیکر مردم این منطقه وارد شده بود.
معضلات اجتماعی
یکی از پیامدهای درازمدت محاصره نوار غزه، فروپاشیهای عمیق و پردامنه اجتماعی است که فراتر از خشونتهای سیاسی و طایفهای، پیش از به قدرت رسیدن حماس ایجاد شده بود. با شدت گرفتن فشار اقتصادی اسرائیل، خشونت خانگی، طلاق و آزار کودکان به حدی گسترش یافته است که از جامعهای که خانواده در آن نهادی بنیادین محسوب میشود بعید است. به گفته سمیه حبیب، که در یک مؤسسه مشاور ازدواج کار میکند "یکی از مسائل اصلی این است که زنان نمیفهمند که شوهرانشان چرا بیکارند و پولی در نمیآورند. این یکی از مهمترین دلایل خشونت خانگی و بازگشتن زنها به نزد والدینشان است. ازدواجها با تنشهای شدید همراه است، به خصوص مردانی که پیش از حکومت حماس در نیروهای امنیتی فلسطین کار میکردند و سپس کارشان را از دست دادند تحت فشار هستند." مهاجرتهای گسترده مردم غزه نشان میدهد که امیدی به حل مشکلات آن در درازمدت وجود ندارد. اما در کوتاه مدت نیز اگر برای حل مشکلات مردم غزه چارهای اندیشیده نشود، دردهای عمیق اقتصادی آنها شدیدتر از این نیز خواهد شد. زیرا، با مهاجرت دهها هزار نفر به مناطق جنوبی، تاجران دیگر که هم اکنون در مرز ورشکستگی قرار دارند، شاهد خارج شدن ثروتی هستند که در شرایط عادی، میتوانست در داخل غزه مصرف شود. اکنون که مرزهای مصر گشوده شده است، مردم امید دارند که برخی کسب و کارها دوباره جانی بگیرد. تناقضهای دیگری هم وجود دارد که در پرسشهای بزرگی که در مورد آینده غزه وجود دارد رخ مینماید.
این پرسش که غزه در آینده به چه سو خواهد رفت، مسئله بغرنجی است. احتمال آن که مصر بتواند شغلهایی را که مردم غزه در اسرائیل از دست دادند جبران کند بعید است، حتی اگر رئیسجمهور مصر حسنی مبارک بخواهد این کار را انجام دهد. زیرا در خود مصر دستمزدها نسبت به اسرائیل بسیار کمتر است. هر چند حسنی مبارک ابتدا تحت فشار کشورهای عربی در مقابل ورود فلسطینیهای نوار غزه به کشورش تسلیم شد، از ابتدا هم از رئیسجمهوری که همواره اعضای اخوانالمسلمین را تحت فشار قرار داده بعید بود که توافقهای خود با حماس را ادامه بدهد، و با تهدیدات تازه حماس امید به یافته شدن راه حل بیش از پیش کمرنگ شد.
اسرائیل نیز خود را در مخمصه مشابهی میبیند هر چند برخی کارشناسان سیاسی پیشنهاد کردهاند که فرو ریختن دیوار رفح فرصتی برای اسرائیل فراهم کرده است که مسئولیت غزه را به مصر واگذار کند، اما این نیز اندیشهای خام به نظر میرسد. هر چند در اسرائیل کسانی هستند که بخواهند مسئله غزه به مصر منتقل شود، اما از سوی دیگر حماس، به عنوان بازیگر اصلی غزه، حاضر نمیشود دسترسی آسانتر به جهان خارج را با رها کردن مبارزه خود علیه اسرائیل برای پایان دادن به اشغال فلسطین معاوضه کند. در این میانه، پرسش این است که آیا جشن چند روزه مردم غزه، و دلبستگی آنها به زمان حال و شادی با وجود همه تردیدها و ناکامیها، تأثیری بر گردانندگان سیاست منطقه و جهان خواهد گذاشت؟