احمد کریمی
مرتضی تمدن، نماینده شهرکرد در مجلس شورای اسلامی:
اعتراضات فلهای به خاطر ترس از رأی نیاوردن است
* این روزها شاهد جنجال و هیاهوی مدعیان اصلاحطلبی در خصوص رد صلاحیتها هستیم. این در حالی است که اغلب کسانی که رد صلاحیت شدهاند خودشان میدانستند که با توجه به سابقه شومی که دارند قطعا ردصلاحیت خواهند شد ولی با این حال دست به ثبتنام فلهای زدند و حالا هم که طبق قانون با آنان برخورد شده جنجال به پا کردهاند. ارزیابی شما از این جنجال و هیاهو چیست؟
** استراتژی خدشهدار کردن فضای انتخاباتی کشور به عنوان یک محور از چند ماه قبل ابتدا در فضای رسانهای خارج از کشور مطرح شد. این موضوع با ایجاد تردید در سلامت انتخابات و مطرح کردن بحث حضور ناظران بینالمللی در صحنه انتخابات مجلس ایران و همچنین ایجاد یک سوال بزرگ تحت عنوان اینکه برای انتخابات آینده ایران رقابت بیمعنی است، در فضای رسانههای آنان شکل گرفت.
خطدهی این جریان تخریبی علیه انتخابات ایران به نظر میرسد در گام نخست بیشتر در خارج از چارچوب احزاب و گروههای داخلی باشد که کم کم این فضا توسط بعضی از گروههای داخل کشور هم دامن زده و تکرار شد. اولین حرکت در راستای تحقق این خط تخریب، هجوم به مکانها و مراکز ثبتنام بود که این به عنوان یک شعار در فضای چند ماه قبل از انتخابات مطرح شد. آمار اولیه نشان میدهد که تعداد کسانی که به نام جریانات غیراصولگرای جریان اصلاحطلب به مکانهای ثبتنام مراجعه کردند از تعداد اصولگرایان ثبتنامی بیشتر است. تقریبا 2300 نفر منتسب به جریان اصلاحطلب ثبتنام کردهاند، در حالی که از جریان منتسب به اصولگرایان 1800 نفر ثبتنام کردهاند.
این واقعیت نشانگر این مطلب است که اینها آگاهانه عمل کردهاند، به خصوص برخی از افرادی که از قبل اعلام شده بود که اینها ممکن است در زمان ثبتنام ردصلاحیت شوند تعمداً به مراکز ثبتنام مراجعه کردند. ای کاش روزی در کشور جریانات و گروههای سیاسی در کشور به خصوص جریانات اصلاحطلب راه آشتی با مسئولان برگزاری انتخابات و همنُین نهادهای ناظر بر انتخابات را انتخاب کنند؛ چرا که بالاخره ما همه از یک آب و خاک و یک کشوریم و متعلق به یک ملت هستیم و از اینکه با خطدهی جریانهای خارج از کشور و با طرح بعضی از مسائل و موضوعات غیرواقعی فضای کشور را به دست خودمان مخدوش کنیم و انتخابات را زیر سوال ببریم، چیزی عاید نمیشود.
ما خیلی خوشحالیم که در طی چند وقت گذشته بخشی از جریان اصلاحطلب واقعا به این جمعبندی رسید که باید روشهای تند و پرخاشگرانه را کنار گذاشت. الان روند واقعگرایی در درون جریان اصلاحطلبان خوشبختانه شروع شده و عقلای این جریان و افراد موجه آن مسیر جریان اصلاحطلبی را از نو تعریف میکنند و به طور طبیعی افرادی که افراطی هستند و حتی نسبت به خدشهدار کردن منافع ملی ابایی ندارد، عملا از صحنه جریان اصلاحطلبی کشور حذف میشوند.
به هر حال این ورود با علم به این جریان که ردصلاحیتها صورت میگیرد و بعد نتیجهگیری کردن از آن روند، یعنی حرکتی خلاف قانون را آغاز کنیم و آگاهانه بدانیم که این حرکت خلاف قانون است؛ بعد که برابر قانون رفتار شد آن موقع فریاد عدم دمکراسی و عدم آزادی در کشور سردهیم! این مساله را به این دلیل عرض میکنم که الان بعضی از دوستان در جریان اصلاحطلب هم پذیرفتهاند که افرادی که به هر دلیل نمیتوانستند تایید شوند نباید ثبتنام میکردند و این را در جریان اصلاحطلب به وضوح مشاهده میکنیم. ما باید تابع قانون و نظم و انضباط اجتماعی و همُنین در جهت حفظ منافع ملی حرکت کنیم و شیوههایی بدین شکل حتی در بین مردم هم بعد تبلیغاتی ندارد و به نظر نمیرسد که مردم اعتنایی به بعضی از اعتراضات بدون دلیل کنند.
البته عرض بنده به معنای اشتباه نکردن هیات اجرایی و نظارت نیست. من فکر میکنم بالاخره در بعضی جاها هیاتهای اجرایی ممکن است اشتباهاتی را مرتکب شوند که حتما طبق قانون باید به اعتراضات کسانی که ردصلاحیت شدهاند رسیدگی شود تا اگر حقی از آنها ضایع شده است واقعاً اعاده بشود. خود من در مورد بعضی از ردصلاحیتها حتی نسبت به برخی از افراد در داخل جریان اصلاحطلب احساس میکنم باید مقداری احتیاط کرد و حتی در برخی از موارد تجدیدنظر نمود.
ما عملکرد هیاتهای اجرایی را صددرصد بدون عیب نمیدانیم ولی خوشبختانه ظرفیت قانونی در کشور ما وجود دارد. بلافاصله باید هیاتهای نظارت به این شکایتها رسیدگی کنند تا حتی اگر حقی در هیاتهای نظارت هم ضایع شد باز شورای نگهبان بتواند احقاق حق نماید. ولی تمام اینها را میتوان در فضای کاملا آرام، مسالمتآْمیز و به دور از تنش و غوغاسالاری انجام داد.
به نظر بنده در خصوص بحث تحریم انتخابات انسان عاقل نباید چند بار از یک سوراخ گزیده شود. آنها تز تحریم انتخابات را چندین بار در کشور آزمایش کردهاند و جواب نداده است. واقعیت این است که آنها یا مردم را خوب نمیشناسند یا نسبت به بعضی از مسائل تعمد دارند که حتی اگر پایگاه اجتماعی هم وجود نداشته باشد باز بر آن اصرار بورزند!
* برخی گروهها و افراد مدعی اصلاحطلبی این روزها ژست و زمزمه قهر با انتخابات را مطرح میکنند، نظر شما چیست؟
** واقعیت این است که این چنین ژستهایی جواب نمیدهد.
البته باید به این نکته توجه کنیم که نهادهای نظارتی و نهادهای تأییدصلاحیت باید خیلی دقت کنند که از یک طرف در بدو تایید صلاحیتها و نظارت بر آنها بسیار محتاطانه و موشکافانه و با در نظر گرفتن نص صریح قانون عمل کنند تا خدای ناکرده از آن طرف مجبور نباشند رای و نظری را که دارند دوباره لغو کنند و یا اعتراف به اشتباه کنند یعنی باید سعی کنند که واقعاً مو به مو قانون را به اجرا بگذارند و آن را در مورد افراد پیاده کنند و کاری نکنند که تحت فشار قرار بگیرند و در نتیجه مجبور شوند در آنُه که به درستی انجام دادند تجدیدنظر کنند.
* در اخبار شنیده شده که سران مدعی اصلاحطلبی و جریان قدرت و ثروت که روزگاری ادعای قانونمداری داشتند تلاش میکنند تا از طریق رایزنیها و فشار بر نهادهای نظارتی صلاحیت افراد مورد نظر خودشان را به دست آورند. آیا این شیوه دور زدن قانون نیست؟
** من معتقدم که حرمت امامزاده را متولی نگه میدارد برای اینکه روزی ساحت قانون مخدوش نشود و ساحت قانون مصداق یک شهر و دو نرخ نشود و مردم باور کنند که اگر قانون محکم و متفن اجرا شود دیگر ضرورتی ندارد که ما به دلایلی تحت فشارها و بعضی از لابیها کاری را که به رسم قانون انجام دادیم پایهاش را سست کنیم. این روش یعنی اینکه اگر اشتباهی رخ داده است برطرف کنیم، درست است که این کار عاقلانهای است اما بهتر است که کار به اینجاها نکشد که ما شورای نگهبان را وادار به موضعگیری کنیم یعنی دقت در هیات اجرایی باید به گونهای باشد که این موضوع باعث مجبور شدن شورای نگهبان به این نشود که رای هیات اجرایی را لغو کند و یا مواردی را که آنها تایید کردهاند رد کند.
پس اگر اجرای دقیق و صحیح و اصولی و شفاف قانون در تأییدصلاحیتها در بدو امر رعایت شود به نظرم دیگر آن موقع جای دور زدن نهادهای نظارتی و نهادهای تأیید صلاحیت وجود ندارد. این موضوع که اگر قانون هم اجرا شود طبعا عدهای اصرار خواهند ورزید بر اینکه امری را که مورد نظرشان است تحمیل کنند، وجود دارد ولی مصادیق این چنینی به نظر نمیرسد خیلی گسترده باشد و اگر کاری که صورت گرفته محکم و متقن باشد طبعا نهادهای نظارتی و یا اجرایی پاسخگو خواهند بود و این اتفاق نخواهد افتاد.
* فکر میکنید نهادهای نظارتی شورای نگهبان باید در مقابل این فشارها کوتاه بیایند؟
** آنها باید از کاری که صورت گرفته اگر منطبق بر ضوابط و معیارها و قوانین است، محکم دفاع کنند و تردیدی به خود راه ندهند. البته بعضی از مصادیق ردصلاحیت ممکن است قابل تغییر باشد و به نظرم اینها باید در جایی دیگر مشکلش حل شود؛ مثلا در مواردی که ابهام هست از جمله مصادیق التزام و عدم التزام به اسلام که ممکن است برداشتهایی از آن شود. به نظر میرسد که ما وقت کمی برای اصلاح قانون انتخابات در مجلس گذاشتیم. به ذهنم میرسد که باید این مصادیق را در حقیقت بیابیم تفکیک کنیم و به درستی و شفافیت تفسیر کنیم تا دستگاههای تأیید صلاحیت و نظارتی را دچار مشکل نکنیم. من علت بخشی از گرفتاری هیاتهای اجرایی و شورای نگهبان و هیاتهای نظارت را شفاف نبودن و قابل تفسیر و تعبیر بودن قوانین میدانم؛ چون به آن معنا قوانین انتخاباتی پالایش نشد و با وجودی که مجلس هفتم در مقام اصلاح قانون انتخابات اقداماتی را انجام داد اما واقع امر این است که ممکن است کسی عدم التزام به اسلام داشته باشد ولی به دلیل کلی بودن معیارها نمیتوانیم او را متقاعد کنیم.
به نظر من باید قبل از ماجرای تأیید صلاحیتها و یا قبل از اظهارنظر هیاتهای نظارت و شورای نگهبان، قوانین را شفاف و روشن تفسیر کنیم تا مجریان انتخابات را دچار مشکل نکنیم. فرض کنید صلاحیت فردی رد شده است. این شخص هم برادر شهید است هم خودش رزمنده بوده است و هم سوابق او نشان از این است که مدافع انقلاب بوده است. وقتی کسی ردصلاحیت این فرد را میشنود در نگاه اول وقتی که استناد به آن قوانینی که طبق آن ردصلاحیت شده است، میشود، میبیند که این خیلی قابل قبول نمیتواند باشد. پس پالایش و شفافسازی و رفع ابهام از قوانین انتخاباتی میتواند پایهگذار سلامت انتخابات و اطمینان از عدم اعتماد به برگزاری آن باشد.
* البته درباره این نکتهای که فرمودید، شورای نگهبان اعلام کرده است که ما وضعیت حال و گذشته افراد را بررسی میکنیم.
** این درست است، اما وقتی شورای نگهبان چنین امری را اعلام میکند همین باید در قانون نقش ببندد و نقش داشته باشد. یعنی وقتی میگوییم حال افراد، منظور چیست و ملاکهای آن کدامند؟ به نظر من کتاب قانون انتخابات را باید یک بار دیگر شفافسازی کنیم و از لحاظ قانونی این موضوع را رفع ابهام کنیم که مجریان انتخابات در کشور دچار گرفتاری و مشکلات پیشبینی نشده نشوند.
* الان حدود پنج هزار نفر کاندیدا تایید صلاحیت شدهاند، منتها به رغم این مساله بعضیها به خصوص از جریان افراطی اصلاحطلب ادعا میکنند امکان 1 رقابت انتخاباتی وجود ندارد! آیا با حضور پنج هزار کاندیدا برای انتخاب سیصد کرسی نمایندگی، انتخابات رقابتی نخواهد بود؟
** من عرض میکنم اگر نصف این تعداد هم تایید صلاحیت میشدند باز فضای رقابتی خیلی شدید بود. لااقل در حوزه انتخابیه بنده 34 نفر که ثبتنام کردهاند نزدیک به سی نفر آنها تاییدصلاحیت شدهاند حالا چگونه میشود گفت در شهری که یک کرسی مجلس را به خود اختصاص میدهد و سی رقیب از جریانات و جناحهای مختلف حضور دارند، انتخابات رقابتی نمیتواند باشد. پس این مساله غیرقابل قبول است که بگوییم فضای انتخاباتی برای کشور ایران رقابتی نیست. وقتی پنج هزار کاندیدا برای سیصد کرسی باهم رقابت میکنند، نشانه این است که فضا کاملا رقابتی است.
ما معتقدیم در بعضی از وضعیتهای رقابتی ما افراط و تفریط داریم و مردم از این افراط و تفریط در رقابتها ناراحت هستند و از اینکه فضای جامعه در طول دوران انتخابات علیرغم اینکه باید یک فضای شاداب باشد، به علت شدت تبلیغات حتی موجب آزار و اذیت و سلب آرامش مردم میشود. لذا من فکر نمیکنم که کسی ببیند و قبول کند که ما در ایران فضای رقابتی نداریم.
* فکر میکنید نمایندگان مجلس هشتم باید دارای چه شاخصههایی باشند؟
** بزرگترین شاخصه نمایندگان مجلس هشتم باید حفظ و حراست و وفاداری به منافع ملی باشد یعنی اگر تعصب و دغدغه حفظ منافع ملی را داشته باشند ممکن است از خیلی موضعگیریها و بحثها صرفنظر کنند. این حفظ منافع ملی نیازمند دیانت، هوشمندی و تخصص است و در حقیقت ورود به متن قانونگذاری مقدمهای دارد و آن این است که افراد بتوانند نظریهپردازی کنند و صاحب تحلیل باشند و به فرآیند قانونگذاری و پیایدگیهای کشور داشته باشند. همُنین با دغدغهها و اولویتهای زندگی مردم آشنایی داشته باشند و روشهای رسیدن به آن اهداف را بدانند و نسبت به برنامه چشمانداز را طور کامل توجیه شده باشند. اینها مقدمهای است که اگر دست به دست هم داده شود نمایندهای را خواهد ساخت که در سطح کلان هم در حفظ منافع ملی بسیار حساس خواهد بود و هم در دشمنشناسی و فکر و تدبیر و طراحی طرحهای مناسب برای پیشرفت کشور و پرداخت دقیق به لوایح فردی دقیق خواهد بود.
حمیدرضا فولادگر، نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی:
نظارت استصوابی در همه جای دنیا امری معمول است
* این روزها شاهد جنجال مدعیان اصلاحطلبی در خصوص رد صلاحیتها هستیم و این در حالی است که اغلب افراد رد صلاحیت شده با توجه به سابقه سوئی که در مجلس ششم و غیره داشتند قطعا واقف به این امر بودند که رد صلاحیت خواهند شد ولی در عین حال دست به ثبتنام فلهای زدند و الان هم شروع به جنجال کردهاند. ارزیابی شما از این هیاهوها چیست؟
** در نظامهای دنیا برای ورود به مناصب حکومتی مثل نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری یک شرایطی را قرار میدهند و نهادی هم مسئول تطبیق این شرایط میشود. در کشور ما طبق قانونی که مجلس تصویب کرده است و مراحلی که برای تایید صلاحیتها داریم، نهادهایی اعم از هیاتهای اجرایی و هیاتهای نظارت و شورای نگهبان مسئول این تطبیق و در حقیقت احراز صلاحیت هستند. با این وصف عدهای در دوره قبل خصوصاً در دوره هشتم انتخابات مجلس هفتم دست به ساختارشکنی زدند و با زیر سوال بردن مبانی اساسی نظام، آن مسائل را که شاهدش بودیم ایجاد کردند و بعد به موجب همان رفتارها صلاحیتشان هم رد شد. حال اینکه عدهای از همان جماعت که میدانستند با همان ویژگیها امکان تایید صلاحیتشان نیست، باز ثبتنام کردند، پیداست که بیشتر قصد بهرهبرداری داشتند.
اما ممکن است عدهای دیگر هم به میدان انتخابات آمده باشند که ویژگیهای دیگر را نداشته باشند، این دیگر مربوط به سلیقه افراد نیست و ممکن است از همه جناحها آمده باشند که مثلا یک سری از شرایط را نداشته باشند و یا خدای ناکرده تخلفاتی را مرتکب شده باشند به هر حال این مجاریای است که قانون گذاشته است و تشخیص امر در وهله اول به عهده هیاتهای اجرایی و در وهله دوم هیاتهای نظارت است. اینها هم معصوم نیستند و به هر حال ممکن است اشتباهاتی داشته باشند و قانون هم پیشبینیهایی کرده است که تا دو، سه مرحله بعد بشود تجدیدنظر کرد تا اگر حقی از داوطلبی ضایع شده است ادا شود.
* آیا اینها با جنجال به پا کردن به هدف خود میرسند؟
** قاعدتاً به هدفشان نمیرسند؛ البته اگر واقعاً به قصد احقاق حق حرفی برای گفتن دارند باید از مجاری خودش و به صورت قانونی پیگیری کنند؛ اما اینکه شروع به تبلیغات آنچنانی کنند و بعد رادیوهای بیگانه و مراکز تبلیغاتی دشمن بخواهند مدافع اینها بشوند، این خود جای سوال دارد که چرا یک قشر خاص و بلندگوهای خاصی باید مدافع اینها باشند که نشاندهنده این است که همسویی بین برخی از اینها وجود دارد. البته ما هم دوست داریم که انتخابات رقابتی باشد و پیشبینی هم میکنیم که انتخابات مجلس هشتم یکی از رقابتیترین انتخاباتها باشد، ولی این دلیل نمیشود عدهای که همیشه ساختارشکنانه به مبانی ارزشی نظام حمله میکردند، توقع داشته باشند که در این گرد و خاک و هیاهو باز صلاحیتشان تایید شود مگر آنهایی که در تایید صلاحیتشان کوتاهی و اشتباهی رخ داده باشد.
* بعضی از سران مدعی اصلاحطلبی این روزها سعی دارند با رایزنیهای پنهانی، شورای نگهبان و قانون را دور بزنند. آیا به نظر شما شورای نگهبان باید در مقابل این رایزنیها و فشارها کوتاه بیاید؟
** به هر حال ما در دوره قبل هم این مساله را داشتیم. آنچه که شورای نگهبان باید انجام دهد وظیفه قانونیاش است و آنچه که کاندایداها باید دنبال کنند مسیر قانونی پیشبینی شده است. اما آن چیزی که نهایتا مرجع و فصلالخطاب است اول هیاتهای نظارت استان و بعد هیاتهای نظارت مرکزی و دست آخر هم خود شورای نگهبان است و بالاخره قانون آنان را فصلالخطاب قرار داده است. البته با شناختی که از فقها و حقوقدانان شورای نگهبان دارم آنها به عدل و انصاف عمل خواهند کرد.
* بعضی از مدعیان اصلاحطلبی و قانونمداری حرف از تحریم و قهر با انتخابات میزنند، آیا به نظر شما این ژستها در حضور مردم در صحنه انتخابات تاثیری خواهد داشت؟
** انتخابات دوره قبل نشان داد که تاثیری نخواهد داشت و حتی آن تحصنی که انجام دادند نتیجه معکوس داشت و دو دوره شوراها و یک دوره ریاست جمهوری و یک دوره مجلس، مردم را از اطراف اینها کنار زد و اگر باز بخواهند راه رفته را تجربه کنند.
* فکر میکنید نمایندگان مجلس هشتم باید دارای چه ویژگیها و شاخصههایی باشند؟
** به اعتقاد بنده نمایندگان مجلس هشتم باید اصولگراتر از مجلس هفتم باشند البته نه از حیث گرایش سیاسی و تعداد نمایندگان، بلکه منظور بنده رفتار اصولگرایانهتر، هم در مصوبات قانونی و هم در نظارتهایشان است.
البته مجلس هفتم موفقیتهای خوبی داشت اما امیدوارم مجلس هشتم مجلسی کارآمدتر و متخصصتر و مجربتر باشد و نواقص مجلس هفتم را نداشته باشد.