زیر ذره‌بین

تجاوز تفنگداران و ملوانان انگلیسی به آبهای ساحلی ایران را باید اقدامی در جهت تحمیل اراده بر جمهوری اسلامی یا حذف اراده ملی ایران قلمداد کرد. اما واکنش ایران و سپاه پاسداران نسبت به این اقدام غیرقانونی نیروهای انگلیسی در واقع تحمیل اراده ملی ایران بر دشمن بود. در واقع ایران نه تنها توانست اهداف انگلیس را در تجاوز عمدی به خاک ایران خنثی کند، بلکه حتی توانایی خود را برای تغییر بازی به سود خود نشان داد. این اقدام در واقع ترجمان حقیقی این جمله سن تزو در کتاب هنر جنگ بود که: «فرمانده ما هر کسی است که اراده خود را بر دشمن تحمیل می‌کند.»

"> تحمیل اراده
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۴  ، 
کد خبر : ۴۴۳۷۱
دستاوردهای بازداشت ملوانان انگلیسی برای ایران

تحمیل اراده

زیر ذره‌بین

تجاوز تفنگداران و ملوانان انگلیسی به آبهای ساحلی ایران را باید اقدامی در جهت تحمیل اراده بر جمهوری اسلامی یا حذف اراده ملی ایران قلمداد کرد. اما واکنش ایران و سپاه پاسداران نسبت به این اقدام غیرقانونی نیروهای انگلیسی در واقع تحمیل اراده ملی ایران بر دشمن بود. در واقع ایران نه تنها توانست اهداف انگلیس را در تجاوز عمدی به خاک ایران خنثی کند، بلکه حتی توانایی خود را برای تغییر بازی به سود خود نشان داد. این اقدام در واقع ترجمان حقیقی این جمله سن تزو در کتاب هنر جنگ بود که: «فرمانده ما هر کسی است که اراده خود را بر دشمن تحمیل می‌کند.»


هادی محمدی پژوهشگر مرکز مطالعات ایران معاصر

دولت‌های ملی در چهارچوب قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل از حقوق روشنی در دفاع از منافع و امنیت ملی خود برخوردارند و تنش‌ها و بحران‌های دو یا چند جانبه زمانی شکل می‌گیرند که این حریم‌ها به نحوی مخدوش می‌شود. گاهی نقض مرزهای یک کشور و گاهی نیز بنا به تعریفی که کشور و دولت‌هایی از حوزه منافع ملی خود دارند، در تقابل و تقاطع با منافع ملی کشور دیگری قرار می‌گیرند و موجبات چالش و تنش را به وجود می‌آورند.

سن تزو در کتاب هنر جنگ می‌گوید: «فرمانده ما هر کسی است که اراده خود را بر دشمن تحمیل می‌کند و در مقابل به دشمن اجازه این کار را نمی‌دهد». این گفته اگرچه در عرصه نظامی بیان شده ولی امروز در دیگر سطوح سیاسی و بین‌المللی نیز مصداق روشنی دارد.

شاید بتوان حادثه سوم فروردین و تجاوز تفنگداران و ملوانان انگلیسی به آب‌های ساحلی ایران را مصداقی دقیق از مفاهیم فوق دانست که از یک منظر، نقض حریم و حقوق ملی یک کشور دیده می‌شود و از منظری دیگر این اقدام دولت انگلیس در چهارچوب مجموعه تلاش‌های آمریکایی ـ غربی برای تحمیل اراده بر جمهوری اسلامی ایران یا حذف اراده ملی ایران صورت گرفته است.

این رویداد و تحلیل محتوای آن، نکات ارزنده‌ای را به نمایش می‌گذارد، که در سیر بحث بدان می‌پردازیم ولی باید گفت که با وجود تاکیدی که در علم سیاست بر فقدان و بی‌اثر بودن اخلاق در سیاست می‌شود، نتایج اخلاقی رفتارهای سیاسی، چگونه جایگاه و کارکرد سیاسی دولت‌های ملی را تنزل داده یا ناکارآمد می‌کند. نکته دیگر اینکه با وجود تکبر و خودبینی غربی و به ویژه انگلیسی در تعاملات بین‌المللی چگونه پایبندی هوشمندانه بر اصول و حقوق ملی می‌تواند اراده زورمدارانه کاذب را پس زده و به کارکردهای همه جانبه منتهی شود. نکته سوم اینکه در تحلیل رویدادهای سیاسی ـ امنیتی، نگاه جناحی به جای دیدگاه و تحلیل ملی و فراجناحی موجب می‌شود تا حقایق ملموس از دستاوردهای ملی، به سادگی نادیده گرفته شود که حاصلی جز ورشکستگی در پی ندارد. بررسی دقیق مسئله دستگیری 15 نظامی انگلیسی کمک خواهد کرد تا ضمن ثبت یک تجربه ملی و عملکردهای سیستم‌های دخیل، دستاوردها و کارکردهای داخلی و خارجی آن را نیز احصاء کنیم.

سیر رویداد

بامداد جمعه سوم فروردین 86 مطابق با 23 مارس 2007 ناو جنگی انگلیس اچ‌ام‌اس کورنوال از نوع فریگیت 99 به آب‌های سرزمینی ایران نزدیک و 2 فروند قایق گشتی آن با 15 سرنشین در تعقیب یک شناور هندی وارد محدوده اروندرود شدند که بلافاصله به وسیله گشتی‌های نیروی دریایی سپاه محاصره و دستگیر شدند. این در حالی بود که هلی‌کوپتر جنگی انگلیسی از روی عرشه ناو پرواز کرده و قصد نجات دو قایق انگلیسی را داشت ولی با آرایش نظامی قایق‌های ایرانی مواجه شد و عقب‌نشینی کرد.

شاید دلایل زیر برای اثبات تجاوز نیروهای انگلیسی به آب‌های ساحلی ایران کفایت کند:

1- سخنگوی وزارت دفاع انگلیس در مورخه 2 آوریل اعلام کرد: «ناو فریگیت در فاصله 4 تا 8 مایلی دو قایق انگلیسی قرار داشته ولی به علت کمی عمق دریا قادر به حرکت به محل قایق‌ها نبوده است».

2- فرمانده گارد ساحلی عراق (سرلشکر حکیم جاسم) در مصاحبه با شبکه العالم اعلام کرد: «حضور کشتی نیروی دریایی انگلیس در مناطق هم‌مرز با سواحل ایران برای مقامات عراقی سؤال‌برانگیز است زیرا مسئولیت حفاظت از این مناطق به عهده نیروهای آمریکایی است و انگلیسی‌ها نمی‌توانند در این منطقه حضور یابند». وی هر گونه تجاوز نیروهای ایرانی به آب‌های ساحلی عراق را نفی کرد و محل دستگیری ملوانان انگلیسی را در آب‌های ساحلی عراق ندانست.

3- اطلاعات یکی از 2 دستگاه جی‌پی‌اس که در دو قایق انگلیسی بوده، بنا به دستور ناو کاورنوال، پاک شده و فرصت برای پاک کردن اطلاعات دستگاه دوم نبوده و لذا در دستگاه دوم جی‌پی‌اس مشخص شده که نیروهای انگلیسی در 6 نقطه وارد آب‌های سرزمینی ایران شده‌اند.

4- دوربین‌های مسافت‌یاب نیروی دریایی سپاه نیز که تحرکات این دو قایق را کنترل می‌کرده، ورود انگلیسی‌ها به آب‌های ساحلی ایران را ثبت کرده‌اند.

قابل ذکر اینکه مقامات انگلیسی اقدام به ارائه «نقشه‌های خودساخته‌ای» از منطقه کردند تا اثبات کنند، عملیات آنها در آب‌های ساحلی عراق بوده است. این اقدام غیرقانونی انگلیسی‌ها در ارائه نقشه غیرواقعی از مرزهای ایران و عراق بلافاصله توسط کرگ موری ـ از دپیلمات‌های سابق انگلیس ـ در پایگاه اینترنتی «باری لاند» در تحلیلی با عنوان «نقشه قلابی انگلیسی‌ها» برملا و افشا شد.

حال بجاست به این سؤال که چرا انگلیسی‌ها وارد آب‌های ایران شدند پاسخ دهیم ولی قبلاً باید به اطلاعات دیگری توجه کنیم:

الف ـ ناو جنگی فریگیت 10 روز قبل از تاریخ 23 مارس وارد منطقه شده بود و 3 ماموریت زیر را داشت:

1- شرکت در رزمایش دریایی آمریکا

2- جمع‌آوری اطلاعات و رهگیری کشتی‌های مشکوک در آب‌های خلیج‌فارس

3- انجام عملیات ایذایی به منظور شکستن اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی

مضافاً اینکه شبکه اسکای نیوز انگلیسی اعتراف کرد که طی مصاحبه‌ای که قبل از دستگیری نظامیان انگلیسی به عمل آورده، آنها به ماموریت جمع‌آوری اطلاعات درباره ایران اشاره کرده‌اند. کاپیتان کریس ایر گفته است که «ما همچنین اطلاعات جاسوسی را جمع‌آوری می‌کنیم و ایناطلاعات شامل تمام فعالیت‌های ایران در منطقه می‌شود زیرا ما به منطقه حائل با ایران بسیار نزدیک هستیم».

البته آقای دیس براون ـ وزیر دفاع انگلیس ـ نیز در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد: «جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی در عملیات نظامی امری عادی است و نیروهای انگلیسی به جمع‌آوری تمام اطلاعات لازم نیاز دارند تا محیطی که در آن فعالیت می‌کنند را به خوبی بشناسند.

ب ـ مسئله دیگر اینکه آمریکا و انگلیس در آستانه صدور مصوبه جدید شورای امنیت در مورد پرونده هسته‌ای ایران، در تدارک اجرای یک عملیات روانی گسترده برای ارعاب ایران بودند تا سطح اثرگذاری قطعنامه در محیط داخلی ایران یا افکار عمومی جهانی را ارتقاء دهند. آمریکا و انگلیس همزمان با قطعنامه 1737 با اجرای رزمایش دریایی «لبه حمله» و مشارکت گروه PSI در خلیج‌فارس بدنبال ارسال پیام تهدید و ارعاب به ایران بودند و با اقدام مشابه و همزمان با صدور قطعنامه 1747 نیز رزمایش بزرگی را با هدف یاد شده به اجرا گذاشتند.

ج: انگلیسی‌ها مانند آمریکا و حکومت بوش در بن‌بست فرسایش‌دهنده عراق گرفتار شده و هر روز بر مشکلات داخلی و منطقه‌ای آنان افزوده می‌شد، طی سال 86 با افزایش و تشدید لحن سیاسی آنها نسبت به ایران، از زبان بلر، ایران به عنوان یک تهدید استراتژیک مطرح شد که خواستار فشارهای بیشتر بر آن بودند. همزمان با 22 بهمن و سالگرد انقلاب اسلامی نیز او مردم ایران را غیرمتمدن نامید. براساس اطلاعات فوق می‌توان نتیجه گرفت که اقدام انگلیس در تجاوز به آب‌های ساحلی ایران با هدف ارزیابی میزان حساسیت و آمادگی ایران صورت گرفته است.

برخی تحلیل‌های خارجی تلاش کردند تا این رویداد را اقدامی پیش‌دستانه از سوی ایران برای مقابله با مصوبه 1747 یا فشار به غرب برای کسب امتیاز یا آزادی دیپلمات‌های خود در عراق معرفی کنند که اظهارات خانم بکت ـ وزیر خارجه انگلیس ـ در پارلمان آن کشور مبنی بر اینکه «مقامات ایرانی به ما اطمینان داده‌اند که بین این ماجرا و مسائل دیگر ـ چه منطقه‌ای و چه بین‌المللی ـ هیچ ارتباطی وجود ندارد» و همچنین نوع تعامل ایران در آزادی نظامیان انگلیسی برای رد این تحلیل کافی است.

برخی تحلیل‌گران داخلی که بیشتر از بنیان‌های جناحی برخوردار بودند، از این رویداد به «در دام افتادن ایران در سناریوی انگلیسی ـ آمریکایی» یاد کردند. اقدام شناورهای انگلیسی در این تحلیل به عنوان طعمه‌ای تعبیر شد که بدون مقاومت تسلیم شده تا شرایط بین‌المللی جدیدی علیه ایران ایجاد و مقدمه عملیات نظامی را فراهم کند. شاید ناکامی انگلیسی‌ها در سیر این رویداد و ارزیابی‌های غربی که ایران را پیروزمند معرفی کردند و تشدید فشارهای داخلی بر بلر جهت برکناری از پست نخست‌وزیری و اظهارنظرهای مقامات آمریکایی و به ویژه نظامیان آنان در خصوص اوضاع آنها در عراق یا رویکرد نسبت به ایران و تمایل فزاینده برای مذاکره با ایران یا گسترش اختلافات داخلی در کنگره و سنا و بین احزاب دموکرات و جمهوریخواه و اعلام آمادگی نمایندگان کنگره آمریکا برای سفر به تهران، برای بطلان این تحلیل کافی باشد.

اقدامات انگلیسی‌ها برای آزادی نظامیان خود

می‌توان مجموعه اقدامات انگلیسی‌ها را در دو دسته بیان کرد:

1- بهره‌گیری از اهرم تهدید و رسانه

در این بخش ضمن رایزنی‌های وسیع با هم‌پیمانان غربی در اتحادیه اروپا و آمریکا، تدارک فشارهای بین‌المللی و تهدید نظامی (علائم) و دیگر تهدیدات تلویحی مبنی بر بلوکه کردن پول‌های ایرانی در بانک‌های انگلیسی، اخارج دیپلمات‌ها، ضرب‌العجل ده روزه، اعزام یک واحد کماندویی به مناطق نزدیک مرزهای جنوبی، مواضع تند و گاهی خارج از ادب و عرف دیپلماتیک دیده شد. تلاش انگلیس در اتحادیه اروپا از حد محکومیت یا درخواست برای آزادی نظامیان انگلیسی فراتر نرفت و درخواست انگلیس برای تعلیق مناسبات تجاری یا فراخوان سفرای خود از تهران در بیانیه نشست بریمن آلمان مورد تایید قرار نگرفت. همین ناکامی برای بلر در شورای امنیت نیز ثبت شد و صرفاً در یک بیانیه غیرالزام‌آور از سوی رئیس شورای امنیت، از دستگیری نظامیان انگلیسی ابراز نگرانی شدید شده و از دولت ایران درخواست شد تا اجازه دسترسی کنسولی براساس قوانین بین‌المللی را فراهم کند.

رسانه‌های معروف انگلیسی مانند ایندیپندنت این ناکامی بلر را در فقدان اعتبار وی برای توسل جستن به قوانین بین‌المللی دانستند. این روزنامه نوشت: «چون آمریکا و انگلیس در عراق مخالف خواسته سازمان ملل عمل کردند، نمی‌توانند اقدام ایران را مخالف قوانین بین‌المللی بدانند و بلر اعتبار اخلاقی کافی برای استفاده از قوانین بین‌المللی ندارد و لذا بیانیه شورای امنیت، اقدام ایران را تقبیح نیز نکرد». این روزنامه در بخش دیگری با اشاره به فاجعه جنگ در عراق «آن را علت فقدان اهرم دیپلماتیک انگلیس و منطقه توصیف کرده و دلیل عدم پشتیبانی سازمان ملل از ادعای انگلیس می‌داند و تاکید می‌کند که در بیانیه غیرالزام‌آور شورای امنیت به مصوبه 1723 که اجازۀ حضور نیروهای انگلیسی در عراق را می‌دهد، اشاره‌ای نشده که قانونی بودن حضور نیروهای انگلیسی در خلیج‌فارس را مورد تردید قرار می‌دهد».

2- رویکرد مذاکره و حل دو جانبه

در این بخش دولت بلر با وجود تحریکات دولت بوش طی رایزنی‌ها در رسانه‌های نئومحافظه‌کاران و پس از بی‌نتیجه دیدن تلاش‌های دیپلماتیک با هم‌پیمانان غربی یا تهدیدات کلامی، رویکرد مذاکره را مورد تاکید قرار داد و طی پیام‌های کتبی دیپلماتیک (یادداشت رسمی) که به وزارت خارجه ایران ارسال کرد متعهد شد که تعرض به آب‌های ایران تکرار نشود.

بلر پس از ارسال یادداشت رسمی و تعهد به تکرار نشدن تجاوز به آب‌های ایران، در مصاحبه‌ای ضمن تاکید بر رویکرد دیپلماتیک ـ سیاسی در حل مشکل نظامیان خود، 48 ساعت بعد را تعیین‌کننده دانست که از سوی برخی محافل سیاسی به عنوان هشدار تلقی شد.

سیر رویدادهای صورت گرفته تا آن روز و تلاش‌های ناکام بلر برای تحریک فضای بین‌المللی علیه ایران و محدود بودن گزینه‌های او و مشکلات داخلی و بن‌بست‌های موجود در عراق و فضای موجود در تماس با مقامات ایرانی، دلایل کافی برای غلط بودن این ارزیابی بودند و اقدام ایران برای آزادی 15 نظامی و ملوان انگلیسی در میلاد پیامبر اکرم(ص) و عید پاک مسیحیان، نشان از ابتکار عمل و مدیریت هوشمند ایرانی در این مسئله داشت. حتی روزنامۀ ایندیپندنت در ارزیابی خود «اقدام ایران را تحقیر آمریکا و انگلیس دانست».

تجربه دیپلماسی ایرانی در جریان دستگیری 8 تفنگدار انگلیسی در تیر ماه 1383 و شناخت دقیق از محیط داخلی انگلیس و دولت بلر و اوضاع منطقه و به ویژه عراق، شاخص‌های مهمی در مدیریت ایرانی طی 13 روز بازداشت نظامیان انگلیسی بود و مبنای مناسبی برای دستاوردهای آن به حساب می‌آید. اقدامات منسجم و کنترل شدۀ رسانه‌ای ـ تبلیغاتی و مقابلۀ حساب شده با عملیات روانی غربی، منطق حقوقی و تاکید بر ثوابت ملی و پایمردی بر منافع ملی و انتخاب زمان مناسب برای آزادی نظامیان انگلیسی، پارامترهای اصلی تلاش‌های ایران بودند.

تدابیر تبلیغاتی و دیپلماتیک ایران بازتاب روشنی در محیط داخلی انگلیس و دسته‌بندی‌های سیاسی آن داشت و در سطوح بین‌المللی و به ویژه منطقه‌ای کارکردهای ویژه خود را نشان داد.

نظرسنجی‌های BBC و الجزیره و انعکاس آن تاکیدی بر پیروزی ایران در این ماجرا بود و نکته مهم در این نظرسنجی‌ها این بود که حتی جریان‌های اسلامی که با هدف تفرقه مذهبی در سطح منطقه هستند در شرایط فوق‌العاده و دشمنی غرب با یک کشور اسلامی در کنار جمهوری اسلامی خواهند بود. اظهارنظر یک شهروند مسلمان که احتمالاً دیدگاه افراطی نیز دارد و در سایت BBC در کنار گزارش‌های خبری منعکس شده چنین است: «اگر مسئله بین ما و ایران باشد ما ایران را ممکن است رافضی بدانیم ولی اگر مسئله بین ایران و غرب باشد ما در کنار ایران هستیم».

مسئله دستگیری نظامیان انگلیسی در مجموع یا جزئیات سیر آن تا پایان توانست تأثیر قابل توجهی در غرب داشته باشد و کارکردهای این موضوع را در عرصۀ دیگر موضوعات مرتبط با ایران نیز پررنگ کند. شاید مهم‌ترین بازتاب این رویداد که می‌تواند بخشی از دستاوردهای مستقیم و غیرمستقیم نیز محسوب شود، در نکات زیر قابل طرح است:

1- ایران بر اصول و حقوق خود استوار است و بر آن پای می‌فشرد.

2- رهبری ایرانی برخلاف تصویری که در غرب رواج می‌یابد، عاقل، حکیم و قابل تعامل است و در صورتی که حریم و منافع آن محترم شمرده شود، قواعد بازی را درک می‌کند.

3- رفتار انسانی ایران، حتی در قبال متجاوز جایگاهی برجسته دارد و برخلاف تصویر ناهنجار ارائه شده از سوی مقامات و رسانه‌های غربی در مورد ایران اسلامی است.

قابل ذکر اینکه بسیاری از نویسندگان و رسانه‌ها در مقایسه‌ای از رفتار ایران با نظامیان انگلیسی و آنچه توسط انگلیس و آمریکا و رژیم صهیونیستی در عراق، گوانتانامو یا زندان‌های صهیونیستی به اجرا درآمده و رسوایی‌های آن دامن مقامات یاد شده را رها نکرده است، مطالب ارزنده‌ای ارائه کردند تا جایی که بلر نخست‌وزیر انگلیس، پس از آزادی نظامیان خود، «ایران را به عنوان کشوری با تمدن و تاریخی پرافتخار و با شکوه و قابل احترام معرفی کرد».

4- بازتاب این رویداد و جزئیات آن در سطح نخبگان و سیاستمداران آمریکایی که برخی بر طبل جنگ زده و احتمال حمله نظامی را در رسانه‌های خود رواج می‌دهند نیز تاثیر کرده و فضای جدیدی را در نوع تعامل با ایران ایجاد کرد.قوت یافتن کفه رویکردهای گفتمانی با ایران در آمریکا و تماس سولانا با لاریجانی برای آغاز مذاکرات مربوط به پرونده هسته‌ای نشانه‌هایی است که گفته می‌شود از سوی غربی‌ها تمایل برای چاره‌جویی در سناریوهای ممکن در اجرای مصوبه 1747 و پرونده هسته‌ای ایران و خروج از بن‌بست و تعامل مثبت با ایران در آن هویداست.

دستاوردهای دستگیری نظامیان انگلیسی

1- تحت‌الشعاع قرار دادن مصوبه 1747 که در تلاش‌های رسانه‌ای و عملیات روانی به دنبال القای ضرورت تسلیم ایران و عقب‌نشینی از حقوق هسته‌ای بودند.

2- افزایش و اثبات اقتدار ایران، به طوری که بسیاری از صاحب نظران و شخصیت‌های سیاسی غرب اعتراف کردند که ایران دارای برگ برنده‌های بسیاری است که آن را به قدرت اول خاورمیانه تبدیل کرده و رسانه‌های رژیم صهیونیستی ایران را «سلطان آب‌های خلیج‌فارس» نامیدند و ایندیپندنت نیز در این‌باره نوشت: «اثبات مجدد نقش ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای که توانایی ضربه زدن به منافع آمریکا و انگلیس را دارد».

3- به چالش کشیدن غرب در حوزه‌های اخلاقی، انسانی و نوع برخورد با زندانیان که در این رابطه به جز انعکاس مناسبی که در رسانه‌های غربی و عربی وجود داشت، آزاد شدن جلال شرفی دیپلمات ایرانی در عراق که به وسیله نیروهای وابسته به آمریکا ربوده و شکنجه شده بود نیز نماد آشکار جدیدی بود.

4- کسب تحسین بین‌المللی و شکست انگلیس، به طوری که نوع تعامل ایران در نمایش اقتدار و تاکید و اصرار بر منافع ملی و امنیتی و برخورد انسانی با زندانیان و تقدیم هدیه آزادی آنان به مناسبت میلاد پیامبر اکرم(ص) و عید پاک مسیحیان، اساس آن بود و بوش و بلر در پایان از سوی رسانه‌ها به بازنده ماجرا، ناتوان، احمق و بزدل معرفی شدند. جان بوستون ـ سفیر سابق آمریکا در شورای امنیت ـ دستگیری و آزادی ملوانان انگلیسی را به «پیروزی مضاعف برای ایران» تعبیر کرد.

5- کرامت‌زایی برای ایران در جهان و معرفی ایران به عنوان کشوری متمدن و انسان‌دوست به طوری که در خصوص برخورد با زندانیان انگلیسی و هدیه آزادی آنان به مردم انگلیس از سوی دکتر احمدی‌نژاد، روزنامه گاردین نوشت: «ایرانی‌ها که نه سربازان انگلیسی را کتک زدند، نه کیسه پلاستیکی بر سر آنها کشیدند و نه آنان را با شوک الکتریکی شکنجه کردند، آیا بی‌تمدن هستند؟ آنها حتی در مقابل هدیه خود از انگلیس چیزی نمی‌خواهند».

6- آشکار کردن رفتار کینه‌توزانه و غیرمنطقی و غیرحقوقی غرب با ایران که سیر این رویداد و عقب‌نشینی رسمی و رسانه‌ای غرب و اعتراف به امتیاز و حقوق ایران، می‌تواند الگویی برای اثبات حقانیت ایران در پرونده هسته‌ای نیز قرار گیرد.

7- تقویت رویکردهای گفتمانی: روزنامه کریستین ساینس مانیتور در این رابطه نوشت «آزادی زندانیان انگلیسی نشان داد که رویکرد نرم ـ نرم می‌تواند در تعامل با ایران مؤثر باشد» و اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای تعامل مسالمت‌آمیز و مذاکره را در مسئله هسته‌ای مورد تاکید قرار داد.

8- تغییر فتار انگلیسی‌ها و تحمیل اراده ایرانی: بجز آنچه قبلاً به آن اشاره شد، مقامات و شخصیت‌های سیاسی انگلیسی از نگاهی جدید در مناسبات با ایران سخن می‌گویند.

9- شکست هیمنه انگلیسی که با وجود ناو جنگی، هلی‌کوپتر توپ‌دار و تجهیزات پیشرفته، به سادگی در مقابل اراده ملی در دفاع از حریم قانونی و منافع ملی ایران، آسیب‌پذیر هستند. معاون وزیر خارجه انگلیس اعلام کرد که بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون، این چنین با انگلیسی‌ها برخورد نشده است.

10- ایجاد چالش جدید در دولت بلر و تقویت واگرایی در جامعه انگلیس نسبت به حزب حاکم.

11- امکان سمت‌دهی به قدرت رسانه‌ای غرب که نوع هدایت تبلیغاتی و رفتار دیپلماتیک ایران موجب شد تا رسانه‌های غربی به انفعال کشیده شده و انتقاد و تهاجم رسانه‌ای علیه انگلیس و آمریکا شکل گیرد.

12- خنثی‌سازی سناریوی ایجاد گسل در منطقه: تلاش‌های آمریکا و انگلیس برای ایجاد تفرقه و فتنه مذهبی و زمینه‌سازی اقدامات خطرناک بعدی در جریان 13 روز بازداشت نظامیان انگلیسی با ناکامی مواجه شد و در نظرسنجی‌های صورت گرفته 80 درصد مردم منطقه از ایران دفاع کرده و اقدام ایران را شجاعانه و مقتدرانه دانستند.

13- شکاف در رفتار سیاست خارجی انگلیس و آمریکا: بسیاری از تحلیل‌های رفتاری در غرب بر ضرورت فاصله گرفتن رویکردهای سیاست خارجی انگلیس از سیاست خارجی تنش‌ساز آمریکا و بوش تاکید داشت. این تحلیل‌ها حاکی است به میزانی که بلر در رایزنی‌های خود از سیاست‌های جنجالی و سخت‌افزاری و تند بوش فاصله گرفت و به راه‌حل گفتمانی پرداخت، موفق‌تر بود.

14- مسأله‌سازی در بین نظامیان انگلیسی: فرماندهان انگلیسی می‌گویند چگونه با این نیروهای کماندویی و آموزش دیده که به سادگی تسلیم حریف می‌شوند می‌توان از منافع انگلیس دفاع کرد؟

15- افزایش اقتدار دفاعی سپاه: واکنش جدی، سریع و قاطع نیروی دریایی سپاه به تعرض دشمن به حریم آب‌های ساحلی و عملیات روانی غرب و آمریکا برای آزمون میزان حساسیت و واکنش ایران، تصویر مقتدرانه‌ای ارائه کرد.

16- چالش‌سازی در قبال رویکرد افراطی دولت بوش با افزایش 10 دلاری قیمت نفت: واکنش‌های بین‌المللی در انتقاد از سیاست‌های بوش و بلر در عراق و منطقه، نمایش اقتدار و آمادگی در ایران و ابتکار عمل در آزادی زندانیان و کسب امتیازات سیاسی دیگر، رویکردهای نئومحافظه‌کاران برای تبلیغ جنگ و حمله احتمالی را با بن‌بست مواجه کرده است.

17- تحول در نگاه بین‌المللی نسبت به ایران: رفتار انسانی، دفاع از حقوق و تکیه بر منطق و رفتار ایجابی در قبال پذیرش اشتباه و تعهد به عدم تکرار از سوی انگلیس و نمایش تعامل گفتمانی، موجب اثرگذاری در تصویر ساخته شده غربی نسبت به ایران شد.

18- وادار کردن انگلیس به اعتراف و تعهد به عدم تکرار

19- تحمیل اراده ملی بر دشمن که بنا به گفته سن‌تزو، هنر یک فرمانده ماهر است.

آنچه در مجموع پارامترهای فوق بدان اشاره شد، عرصه‌های مختلفی از مسائل مرتبط با موضوع بازداشت 15 انگلیسی و مسائل دیگر است که بنا به کارکردهای فراموضوعی، امکان تحمیل اراده در دیگر عرصه‌ها بر دشمن را نیز فراهم می‌کند. گام‌های بعدی نیز به مدیریت هوشمند، وحدت و انسجام، آرامش و تعقل و تلاش هدفمند نیاز دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات