تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۵:۳۵  ، 
کد خبر : ۴۴۳۸۱
عطوان با اشاره به جنایت اخیر صهیونیست‌ها در غزه:

اعراب به خاطر این ننگ چادر سر کنند


قدسنا: نوار غزه در پی محاصره ظالمانه رژیم صهیونیستی با فاجعه‌ای هولناک روبروست و تمامی زوایای زندگی تحت تاثیر قطع برق و سوخت و دارو و غذا قرار گرفته است و حتی قطره آبی باقی نمانده که با آن خون را از روی پیشانی شهدای هر روز حملات وحشیانه صهیونیست‌ها بشویند.

محاصره، کشتار و فشار خفقان‌آور... جنگی است برای نابود کردن مردم غزه به دست دشمنان صلح که با حضور رئیس‌جمهور آمریکا آغاز شد و به محض خروج وی اوج گرفت و چراغ سبز وی به بربریت اشغالگران، خون ساکنان غزه را مباح کرد.

این فاجعه هولناک در نوار غزه، شکنجه‌ای عمومی در برابر دیدگان جهانیان است... و اما اعراب در خواب بی‌غیرتی بسر می‌برند و نبضشان هم نمی‌زند و اگر هم بمنظور ساکت کردن مردمان خود و فریب آنان حرفی بزنند البته از ارباب خود اجازه می‌گیرند و هزار بار خود را نفرین می‌کنند.

یک موضع قوی و شجاعانه از سوی اعراب می‌تواند به راحتی محاصره غزه را در هم شکند اما متاسفانه سران عربی مشغول بازی دیگری هستند که آمریکا در لبنان براه انداخته است و اتحادیه عرب سرگرم آشتی دادن جعجع و جنبلاط و حریری، یعنی جای پاهای اسرائیل در بیروت است و با سر و صدایی که در آنجا به پا کرده‌اند فریاد و ناله کودکانی که در غزه خون از سر و رویشان می‌چکد را نمی‌شنوند و بیماران را توانی نمانده است تا ناله کنند، چه اینکه در تاریکی مریضخانه خود نه دارویی دارند که دردشان را بکاهد، نه وسیله درمانی که آنها را نجات دهد، نه حتی غذایی که بخورند و از رنج گرسنگی برهند و نه حتی گاز یا برق و یا قطره نفتی که بسوزانند و از سرمای جانکاه زمستان جان به در برند.

آری ناله‌های بی‌رمق غزه کجا و فریاد نی و تنبور و رقص با شمشیر طلا کجا و دعوای بر سر قدرت کجا! چه زمانی گوش این سرمستان قدرت‌طلب که همگی به بازیچه گرفته شده‌اند صدای ناله برادران و خواهران رنجور خود را خواهند شنید؟ آیا آنها خود را به خواب و کری نزده‌اند و به نابودی برادران خود رضایت نداده‌اند؟

کشتار در غزه به نفع "اسرائیل" نیست

سید عماد حسینی: همزمان با آغاز گفتگوهای حل و فصل نهایی "رژیم صهیونیستی جنگ گسترده و همه جانبه‌ای را علیه مردم غزه آغاز کرد. این مسئله اعتراض بسیاری از سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر و نیز صلح‌طلب را برانگیخته و این گروه‌ها اعلام کردند چرا در شرایطی که اوضاع به سوی صلح پیش می‌رود اسرائیل بر طبل جنگ می‌کوبد؟

سخنگویان و مسئولین رژیم صهیونیستی نیز همچنان ادعا می‌کنند آنچه را که اکنون در غزه شاهد آن هستید عملیاتی کاملا عادی است.

باید اذعان کرد که اینبار حق با طرف صهیونیستی است و برای این رژیم و حتی در چارچوب آنچه که به حل و فصل نهایی شهرت یافته هم کشتار فلسطینیان در غزه و سرکوب حماس و گروه‌های مبارز فلسطینی که اکنون در این منطقه از فلسطین رشد و نمو یافته‌اند یک قاعده غیر قابل اغماض است.

طرف سازشکار فلسطینی هم کاملا این مسئله را می‌داند و حتی خود در بخشی از آن عامل محسوب می‌شود. برخلاف تصور بسیاری از تحلیلگران، تنها ایستگاه مذاکرات حل و فصل نهایی رسیدن به دولت فلسطین نیست بلکه ابتدا طرفی که حاضر نیست بقایایی از چند تکه زمین بایر را بعنوان دولت فلسطین از بین برود.

به تعبیری واضح‌تر آنچه که اکنون گروه محمود عباس در مورد آن با طرف اسرائیلی در حال مذاکره است بازپس‌گیری غزه از طریق سرکوب کامل حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی است و حل و فصل نهایی برای تشکیلات رام‌الله یعنی حل و فصل کردن بزرگترین چالش داخلی یعنی مبارزان فلسطینی و در راس آن حماس است.

این مسئله را به راحتی از عدم پذیرش توقف مذاکرات از سوی طرف فلسطینی در مقابل این حجم وسیع از جنایات صهیونیستی می‌توان به عینه دید.

حمله جنگنده‌های صهیونیستی به ساختمان وزارت کشور در غزه نیز بیانگر آن است که صهیونیستها نیز بعنوان همپیمان محمود عباس عزم خود را برای سرکوب حماس آغاز کرده‌اند و بوش هم در سفر خود به بیت‌المقدس و رام‌الله این چراغ سبز را به این دو داد و در واقع استارت آغاز محو حماس و نه شکل‌گیری دولت فلسطین را در فلسطین اشغالی زد.

اما چرا باید در این شرایط خاص و برهه زمانی حماس و نوار غزه مورد حمله قرار گیرد؟

نحوه سرکوب حماس می‌تواند در سه بعد فلسطینی، اسرائیلی و بین‌المللی بازتاب داشته باشد.

بعد اول: فلسطینی با نگاهی به روند افزایش فشار بر نوار غزه مشاهده می‌شود که رسانه‌های گروهی سعی کرده‌اند مسئول اعمال فشارها بر مردم غزه را حماس معرفی کرده و بعد از آن محمود عباس و دار دسته‌اش بعنوان ناجی وارد صحنه شوند، این مسئله به وضوح از قطع حقوق کارمندان تا قطع سوخت و محاصره غذایی این منطقه مشهود است. اکنون هم اکثر رسانه‌ها سعی می‌کنند این ادعای صهیونیستها را تکرار کنند که حماس دارای زرادخانه بزرگی از تسلیحات است و با توجه به توانایی‌اش در شلیک روزانه 60 موشک، اسرائیل دست به چنین اقدام پیشگیرانه می‌زند.

تشکیلات رام‌الله هم همنوا با این ادعا بار دیگر بر بیهوده بودن این موشک‌ها تاکید و با اعلام عزای عمومی و محکومیت صوری این اقدام، تلاش کرد تا همچنان وجهه خود را در میان مردم ساده و عادی باقی نگه دارد. به هر ترتیب هر نوع شکستی برای حماس بعنوان بازگشت قدرت به محمود عباس است و جایگاهش را بار دیگر در صحنه سیاسی و قدرت فلسطین به او باز می‌گرداند.

بعد دوم: اسرائیلی گرچه گفته می‌شود گلعاد شالیط اسیر اسرائیلی در غزه مهمترین چالش در برابر ایهود باراک جهت یورش گسترده به نوار غزه است اما تحلیلگران اسرائیلی بر این باورند که حماس هر قدر هم که حملات بر غزه گسترده باشد باز هم تا زمانیکه وی در معرض آزادی توسط نظامیان صهیونیستی قرار نگیرد وی را نخواهند کشت از اینرو ارتش رژیم صهیونیستی برای التیام زخم‌هایش در لبنان و شکست خفت‌بارش در لبنان سعی دارد با شکستن مقاومت حماس از آن به عنوان یک پیروزی بزرگ برای خود و بازگرداندن آبروی از دست رفته‌اش سود برد.

در این چارچوب از چندی پیش رسانه‌های گروهی صهیونیستی سعی در بزرگ جلوه دادن قدرت حماس کرده و آنرا تا سطح حزب‌الله بالا برده‌اند و حتی موشک‌هایش را هم با موشک‌های کاتیوشای حزب‌الله علیه فلسطین اشغالی مقایسه می‌کنند در حالیکه چنین مقایسه‌ای با توجه به ابتدایی بودن موشک‌های فلسطینیان اصولا قابل انجام نیست.

کارشناسان نظامی صهیونیست هم که از چند روز پیش در شبکه‌های مختلف تلویزیونی این رژیم حضور پیدا می‌کنند در تفسیر خود از علل و اهداف صیهونیستها برای انجام این حمله ادعا می‌کنند تمامی این حملات برای پی بردن به میزان قدرت نظامی حماس است تا با آغاز حمله گسترده و فراگیر علیه غزه همانند جنگ لبنان غافلگیر نشوند.

سومین بعد آمریکایی ـ بین‌المللی است: جورج بوش طی سه سال و اندی از دومین دوره ریاست جمهوری‌اش هیچ دست‌آورد مثبتی را کسب نکرده است و این امر کار خلف جمهوریخواهش را به طور حتم در انتخاباتی که کمتر از یک سال دیگر انجام خواهد شد بسیار سخت و دشوار می‌کند.

سرکوب حماس و تشکیل یک دولت نیم‌بند فلسطینی به رهبری گروهی که حتی حضور فعلی خود را در صحنه سیاسی مدیون آمریکا می‌دانند می‌تواند دست‌آوردی بی‌بدیل برای بقایای محافظه‌کاران جدید محسوب شود. با توجه به آنچه گذشت باید گفت آغاز حمله علیه نوار غزه مسئله‌ای غیر قابل انکار است اما برخی از تحلیلگران زمان آنرا به بعد از آزادی گلعاد شالیط می‌دانند در حالیکه برخی دیگر معتقدند اسرائیل رویکرد جدیدی را در راستای تکریم جان یهودیان توسط این رژیم در پیش گرفته است و سعی دارد به جای استفاده تبلیغاتی از بازگشت آنها سوءاستفاده تبلیغاتی ـ سیاسی و نظامی از مرگ آنها بکند.

انجام عملیات ایذائی در جنوب لبنان و اسارت چند ساعته دو چوپان لبنانی هم نشان می‌دهد که ارتش اسرائیل به دنبال آن است که بداند آیا حزب‌الله بار دگیر در مناطق مرزی با فلسطین اشغالی پایگاه‌های جدیدی ایجاد کرده است یا خیر تا در زمان انجام حمله گسترده در غزه از سوی حزب‌الله لبنان در شمال غافلگیر نشود.

امروز فقط اسرائیلی‌ها نیستند که به دنبال غرق شدن غزه در دریا هستند بلکه فلسطینیان سازشکار هم بعد از شکست در انتخابات و بیرون رانده شدن از این منطقه مقاوم‌پرور کینه آنرا به دل دارند و به دنبال محو آن جهت تحقق خواسته‌های خویشند.

اما حماس که همانند حزب‌الله رهبرانش به همراه فرزندانشان در خط مقدم مبارزه قرار گرفته و پا به پای دیگر احاد ملت می‌جنگند و شهید می‌شوند، اجازه تحقق چنین رؤیایی را برای صهیونیستها نخواهند داد، جنگ طولانی در پیش است اما به طور حتم به نفع آنانی که فرزندانشان اکنون به میلیاردرهای فلسطینی تبدیل شده‌اند به پایان نخواهد رسید.

غزه؛ قربانی اولمرت در پیشگاه وینوگراد

گویا غزه به "قربانی" بی‌زبانی بدل شد که اولمرت نه تنها در برابر چالش و مبارزه‌طلبی حزب‌الله بلکه در برابر مخالفان کابینه خود از احزاب راستگرا که همزمان با انتشار گزارش نهایی وینوگراد منتظر استعفای وی یا انتخابات زودهنگام هستند، بکار گرفته است.

اولمرت پیش از بالا گرفتن تهدید گزارش نهایی وینوگراد به تشدید حملات ضد ‌غزه متوسل شد و بمنظور مقابله با استفاده احزاب راستگرا از نتایج این گزارش، به برافروختن آتش حمله به غزه پناه برد تا خود را نخست‌وزیری قوی‌پنجه معرفی کند که با یک اقدام قادر است غزه را ویران نماید. روزنامه صهیونیستی "هاآرتض" به نقل از یکی از اعضای کمیته وینوگراد نوشته است که گزارش نهایی انتقادهای شدیدی را متوجه اولمرت خواهد کرد و ارتش نیز به دلیل حمله زمینی بی‌نتیجه و شکست‌خورده پیش از پایان جنگ از این سرزنش‌ها و محکومیت‌ها بی‌بهره نخواهد ماند.

این عضو کمیته وینوگراد گفته است که اولمرت به دلیل مشورت نکردن پیش از صدور فرمان حمله زمینی مورد انتقاد شدید است و این امر تا حد سرنگونی کابینه او پیش خواهد رفت و نتایجی قاطع و تعیین‌کننده خواهد داشت. این عضو در توضیح بیشتر می‌افزاید که گزارش مخالفت ارتش با انجام حمله زمینی در تاریخ بین 18 جولای تا 12 آگوست و نیز تایید نظر "دان حالوتس" رئیس وقت ستاد مشترک ارتش مبنی بر امکان شکست دادن حزب‌الله و متوقف کردن شلیک موشک به مناطق شمالی اسرائیل تنها با استفاده از حملات هوایی، از سوی دیگر مقاومهای نظامی را محکوم خواهد کرد.

همچنین "جرزالیم پست" نیز نوشت که پروفسور "یحرقئیل درور" عضو کمیته وینوگراد از دیگر اعضای این کمیته خواسته است که تفنگ سرپر خود را بسوی اولمرت بگیرند و او را به استعفا وادارند و گرچه که اولمرات بارها تکرار کرده است کناره‌گیری نخواهد کرد ولی احتمال دارد بر اثر فشار و فروپاشی کابینه مجبور به این امر شود که البته مقدمات این امر با کناره‌گیری حزب اسرائیل بیتنا از اتئلاف حکومت و نیز تهدید حزب شاس به خروج فراهم شده است.

به همین جهت اولمرت که خود را مواجه با استعفا و مواجهه با نتانیاهو می‌بیند با اصرار "ایهود باراک" وزیر جنگ حمله نظامی بی‌ملاحظه و بی‌باکانه‌ای را به غزه شروع کرد تا حزب شاس که از مخالفان از سرگیری مذاکرات است، در کابینه باقی ماند و نیز کوتاهی‌هایی را که از سوی اولمرت و کابینه او در زمان رویارویی با حزب‌الله رخ داد پوشش دهد تا کمیته وینوگراد هم نتواند بیش از پیش فشار وارد آورد و نتانیاهو به جایگاه مناسبی برسد. به نظر می‌رسد با توجه به آنچه گذشت، اکنون زمان قربانی کردن غزه است، چرا که جرج‌ بوش چراغ سبز برای ادامه جنایات را نشان داد و کشورهای عربی نیز که در برابر وعده‌های پوچ بوش به وی وعده‌هایی داده‌اند، تنها در حد یکی دو جمله بار مسئولیت را از دوش خود برداشته و به محکوم کردن زبانی و درخواست و دعا اکتفا می‌کنند که البته با این امور سران اسرائیل ککشان هم نمی‌گزد.

عطوان: اعراب به خاطر این ننگ چادر سر کنند

"عبدالباری عطوان" سردبیر روزنامه "القدس العربی" چاپ لندن با اشاره به جنایات ارتش رژیم صهیونیستی در غزه این جنایات را هولوکاستی علیه ملت فلسطین دانست و گفت: سکوت اعراب در برابر این جنایات مایه ننگ است و آنها به خاطر سکوت در برابر جنایت صهیونیست‌ها باید چادر سر کنند.

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) وی در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی الجزیره، گفت: اسرائیل در روز روشن دست به هولوکاست تازه‌ای ضد فلسطینی‌ها در غزه زد که این مساله به معنای مرگ تدریجی بیش از 5/1 میلیون فلسطینی در غزه است. وی همچنین ادامه حملات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی به غزه در این شهر را مایه ننگی برای ملت‌ها و رهبران عرب دانست.

عطوان با اشاره به تحریم و محاصره ساکنان غزه و با قدردانی از شهروندان این منطقه گفت: مردم غزه دست‌کم نام اسلام و اعراب را سربلند کردند و به نیابت از این امت خاموش و مرده عرب به جنگ ادامه می‌دهند و در این راه شهید می‌شوند. وی ادامه داد: آیا در رگ اعراب خونی هست؟ چرا آنها در برابر این همه جنایات از خود واکنشی نشان نمی‌دهند. چرا دبیر کل اتحادیه عرب با برپایی تظاهراتی به سوی گذرگاه رفح حرکت نمی‌کند. چرا حسنی مبارک این گذرگاه را دست‌کم برای انتقال زخمی‌ها و ارسال مواد غذائی و داورئی بازگشایی نمی‌کند؟

عطوان گفت: گویا اینکه در جهان عرب نه از امت و نه از رهبران آنها خبری نیست؟

وی با انتقاد شدید از رهبران عرب به خاطر استقبال از بوش و سارکوزی گفت: این رهبران که برترین مدال‌ها و نشان‌ها را به بوش و سارکوزی هدیه کردند چرا از بوش نخواستند در هولوکاست ضد 5/1 میلیون فلسطینی دخالت کند؟ وی گفت: حسنی مبارک هم‌اکنون به نگهبانی برای اسرائیل تبدیل شده است و به همین خاطر ما از مبارک انتظار نداریم که برای فلسطینی‌ها غذا و دارو ارسال کند بلکه از او می‌خواهیم گذرگاه رفح را برای انتقال زخمی‌ها بازگشائی کند.

عبدالباری عطوان در ادامه با تاکید مجدد بر اینکه امت عرب در برابر حوادث جاری در غزه باید احساس ننگ و شرمساری کنند گفت که اعراب بایستی در برابر این ننگ چادر بر سر کنند. وی با اشاره به مشغولیت عمرو موسی و رهبران عرب به مساله لبنان گفت: مردم غزه هم‌اکنون با گرسنگی دست و پنجه نرم می‌کنند اگر اینها حیوان بودند بی‌شک مورد توجه جهانیان قرار می‌گرفتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات