مقدمه:

اشغال عراق توسط آمریکا (2003) یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اخیر را در منطقه بحران‌خیز خاورمیانه ایجاد کرده است. خاورمیانه به مثابه یکی از مهمترین مناطق جهان، در 60 سال اخیر، حداقل شاهد 9 جنگ تمام‌عیار بوده است. اشغال عراق (2003) و حمله اسرائیل به لبنان (2006) به عنوان آخرین این جنگ‌ها، تاثیرات گسترده‌ای بر خاورمیانه بر جای گذاشته است. اشغال عراق، سقوط صدام و بحران گسترده این کشور، ویژگی‌های منحصر به فرد و گیج‌کننده‌ای به بحران‌های مزمن خاورمیانه بخشیده است. این نوشتار سعی دارد مسئله عراق، علل وقوع آن و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را بررسی کند.

"> ماهیت بحران عراق؛
تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۴۴۴۰۱

ماهیت بحران عراق؛

مقدمه:

اشغال عراق توسط آمریکا (2003) یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اخیر را در منطقه بحران‌خیز خاورمیانه ایجاد کرده است. خاورمیانه به مثابه یکی از مهمترین مناطق جهان، در 60 سال اخیر، حداقل شاهد 9 جنگ تمام‌عیار بوده است. اشغال عراق (2003) و حمله اسرائیل به لبنان (2006) به عنوان آخرین این جنگ‌ها، تاثیرات گسترده‌ای بر خاورمیانه بر جای گذاشته است. اشغال عراق، سقوط صدام و بحران گسترده این کشور، ویژگی‌های منحصر به فرد و گیج‌کننده‌ای به بحران‌های مزمن خاورمیانه بخشیده است. این نوشتار سعی دارد مسئله عراق، علل وقوع آن و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را بررسی کند.


مشکل عراق چیست؟

بحران عراق ناشی از اشغالگری است. در واقع اگر اشغالگر به عنوان نیروی غالب کشور تحت اشغال نتواند پس از پیروزی در جنبه سلبی (ساقط نمودن رژیم مستقر)، در جنبه‌های ایجابی (ایجاد ترتیبات و سازوکارهای جایگزین برای اعاده نظم) به موفقیت برسد، زمینه‌های قطعی ناامنی و بحران را فراهم کرده است.

با اشغال عراق، ترتیبات اداری، سیاسی و نظامی این کشور که توسط رژیم سابق اداره می‌شد از دست رفت. این ترتیبات با وجود ظالمانه بودن باعث نظم بود. با انهدام نظم ناعادلانه و تنفرانگیز رژیم بعث، نظم جدیدی به صورت موفق، تعریف و اجرا نشد. این خلاء زمینه مناسبی را برای توسعه مداخلات غیرقانونی اشغالگران و برخی کشورهای هم‌پیمان منطقه‌ای آنان فراهم کرد و این امر موجب بحران امنیتی عمیقی شد.

علل اشغال عراق

روشن شد که بحران عراق ناشی از اشغالگری است. حال باید روشن شود هدف آمریکا از اشغال عراق و برکناری رژیم بعث چه بوده است. رژیم بعث به عنوان رژیمی دیکتاتور با محوریت جنایتکار بزرگ قرن «صدام حسین» خدمات بسیاری به سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا نموده است. سؤال اینجاست که آمریکا در پی چه منافعی بود که تلاش‌های صدام برای برقراری دوستی دوباره با خود را بی‌پاسخ گذاشت و با اشغال عراق به عمر این رژیم پایان داد.

در این زمینه کتاب‌ها و مقالات بسیاری نوشته شده است. در میان تمام این مباحث می‌توان به پنج محور اساسی اشاره کرد.

1ـ ایجاد بسترها و زمینه‌های لازم برای تسلط آمریکا بر جهان

پس از فروپاشی شوروی آمریکا تصور می‌کرد به عنوان تک ابرقدرت جهان، در صحنه روابط بین‌الملل بی‌رقیب مانده است. بر این اساس جرج بوش پدر، قرن 21 را قرن آمریکا نامید. اما آمریکا بهتر از همه می‌داند که برای حفظ، بسط و تداوم این تسلط به بسترهای لازم نیاز داشته و دارد. قدرت‌های نوظهور مانند چین، اتحادیه اروپا و حتی روسیه می‌توانند در چند دهه آینده برتری آمریکا را به چالش بکشانند. آمریکا تصور می‌کند با ایجاد بسترها و سازوکارهای تسلط بر مناطق ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک جهان می‌تواند سد محکمی در قبال این روند رو به تزاید ایجاد نماید.

نئومحافظه‌کاران آمریکایی بر این باورند آمریکا تنها یک یا دو دهه فرصت دارد که با استفاده از قدرت فائقه نظامی خود، روندهای پایداری را برای حفظ و تداوم قدرت هژمونیک خود در قرن 21 ایجاد کند. در این پازل عراق برای آمریکا، حکم فیلیپین را پس از جنک جهانی دوم دارد. آمریکا با تسلط بر فیلیپین پس از جنگ جهانی دوم توانست بر جنوب شرقی آسیا مسلط شود و اینک تصور می‌کند با تسلط بر عراق، بر قلب و مرکز جهان مسلط شده است.

2ـ نفت

در تبیین علل هجوم آمریکا به عراق، متغیر نفت همواره ایده جذابی برای پژوهشگران عرصه سیاست و اقتصاد بوده است. براساس آمار گروه تدوین سیاست ملی انرژی ایالات متحده، سال 2020، آخرین سالی خواهد بود که تولید جهانی نفت کفاف مصرف آن را خواهد داد. از آن پس به علت کاهش ذخایر زیرزمینی نفت، کمبود نفت خام را نمی‌توان با افزایش تولید جبران نمود. آمریکا بر این اساس سعی دارد مسیر جریان نفت را برای 50 سال آینده خود تضمین کند.

3ـ گسترش ارزش‌های آمریکایی

رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی پس از اشغال عراق، سعی بلیغی برای تبلیغ این ایده داشته‌اند که اشغال عراق، به گسترش دموکراسی و حقوق بشر خواهد انجامید!! جرج بوش پسر بر همین مبنا عراق را نمونه‌ای برای الگوگیری دیگر کشورهای منطقه در حفظ حقوق بشر و حرکت به سمت دموکراسی می‌دانست! و برای اینکه داستان کامل شود مؤسسه دیده‌بان دموکراسی و حقوق بشر در خاورمیانه در ارزیابی آینده وضعیت عراق، به این کشور در مورد حفظ حقوق و کرامت انسانی و احترام به آزادی‌های سیاسی انسان نمرده 8 از 10 و به ایران نمره 5 از 10 می‌دهد!!

به هر روی فاش شدن جنایات آمریکا در ابوغریب و زندان‌های مخفی سیا، کمک‌های غیرمستقیم به تروریست‌ها و... نشان داد او حتی در گسترش ارزش‌های منتسب به خود نیز اهل ریاکاری و تزویری است.

4ـ مبارزه با تروریسم و مقابله با محور شرارت

دکترین جدید امنیت ملی آمریکا که در سال 2003 عرضه شد بر حمله پیشگیرانه به عنوان یکی از اصول سیاست خارجی آمریکا تاکید دارد. این حمله هم شامل گروه‌های تروریستی می‌شود و هم شامل گشورهای حمایت‌کننده از آن، براساس منطق دلخواه آمریکا، تروریست‌ها و حامیان آنها یک تهدید جدی برای امنیت بین‌الملل محسوب می‌شوند. حملات مشکوک 11 سپتامبر و انتساب آن به القاعده، زمینه‌های ذهنی لازم را برای القاء رسانه‌ای این منطق فراهم کرد. هر چند اشغال عراق و بحران‌های ناشی از آن، جهان را با واقعیت‌های جدیدی روبه‌رو ساخت و ناامنی‌های گسترده جهان امروز منطق آمریکا را منزوی کرده است.

5ـ کمک به اسرائیل

عنصر ثابت سیاست خارجی خاورمیانه‌ای آمریکا، حمایت، حفظ و تضمین امنیت اسرائیل بوده و هست. در زمینه بحران عراق هم، یکی از دلایل اشغال این کشور ایجاد عمق استراتژیک برای حمایت از اسرائیل بوده است.

جنبه‌های مختلف بحران عراق

آمریکا در عراق با بحرانی جدی و واقعی روبه‌رو است. آمریکایی‌ها خود اذعان دارند که در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت نمی‌توانند راه‌حلی برای بحران عراق بیابند. همان‌طور که در ابتدای گزارش بیکر همیلتون به صراحت قید شده است راه‌حل معجزه‌آسایی برای بحران فعلی عراق وجود ندارد. برای بررسی ابعاد و جنبه‌های مختلف مسئله ابتدا باید بازیگران تاثیرگذار در بحران و نقش و منافع مورد نظر آنان را بررسی کرد. رد یک نگاه کلی می‌توان چند سطح مختلف را برای بازیگران شناخت: سطح داخلی (عراق)، سطح منطقه‌ای (خاورمیانه) و سطح فرامنطقه‌ای (جهان).

1ـ بازیگران داخلی (شامل کردها، شیعیان و اهل سنت)

2ـ بازیگران شبکه‌ای (گروه‌های تروریستی القاعده و بعثی‌ها)

3ـ بازیگران منطقه‌ای (شامل همسایگان عراق به اضافه مصر)

4ـ بازیگران فرامنطقه‌ای (نقش آمریکا و سپس انگلیس بیش از بقیه واضح است.)

1ـ بازیگران داخلی

حکومت بعثی صدام، نوعی ثبات مصنوعی را با سرکوب اقوام مختلف و گروه‌های ناراضی به وجود آورده بود. اینک این نیروها، امکان بازی و تحرک یافته‌اند. در توضیح بازیگران داخلی باید علاوه بر نقش سه عنصر قومی ـ مذهبی کردها، شیعیان و اهل سنت، به نقش تفرقه‌انگیز آمریکا و اسرائیل برای ایجاد جو بدبینی و سوءتفاهم بین این اقوام و طوایف اشاره کرد.

اهل سنت: اقلیت سنی مذهب در تاریخ 80 سالۀ اخیر عراق، همواره قدرت را در دست داشته‌اند و ترتیبات سیاسی و قواعد بازی براساس خواست‌ها و تمایلات آنها شکل گرفته است.

پس از سقوط صدام در سال 2003 این نقش از بین رفت. گروه‌های سنی با آنکه خود نیز از ظلم‌ها و جنایات صدام بی‌نصیب نمانده بودند متاسفانه در اوایل اشغال دچار سوءمحاسبه شدند. آنها تصور می‌کردند با رویگردانی از تن دادن به رویه‌های دموکراتیک و با تکیه بر کشورهای عرب سنی و حتی بعدها با استقبال از حضور القاعده، می‌توانند نقش بیشتری در آینده عراق بیابند. اما عملکرد غیرانسانی و غیراسلامی القاعده و حضور سوء کشورهای عربی، اهل سنت را به تدریج به این نتیجه رساند که بدنبال راه‌حل داخلی و در چارچوب توافق با برادران عراقی خود باشند و نگاه به خارج را فراموش کنند.

گروه‌های اهل سنت در مورد لزوم حفظ وحدت ملی عراق و جلوگیری از نفوذ اسرائیل در این کشور عقیده مشترکی با شیعیان دارند.

کردها: با اختیار فرافدرالی که توسط قانون اساسی به کردها تفویض شده است کردها از خودمختاری بالا و نسبت به مناطق شیعه‌نشین از امنیت نسبتاً بهتری برخودار هستند. کردها با وجود تمایل آمریکا، نقش چندانی را در ارتش جدید آمریکا نپذیرفتند و در عوض، ارتش مخصوص خود را به وجود آوردند.

برخی تمایلات تجزیه‌طلبانه در میان کردها، بزرگترین مشکل منطقه‌ای برای سوریه، ترکیه و ایران محسوب می‌شود.

شیعیان: شیعیان 60 درصد جمعیت عراق را شامل می‌شوند. با این وجود از ابتدای استقلال عراق تا 2003، هیچ‌گاه در دولت نقش مهم و برجسته‌ای نداشته‌اند. در شرایط فعلی، هر نظام حکومتی اگر مبتنی بر خواست و اراده مردم باشد، شیعیان را به قدرت خواهد رساند. این اصل به آمریکا فهمانده که برای انتخاب شریک استراتژیک، باید روی اتحاد با شیعیان حساب کند. گزینه مطلوب آمریکا شیعیان سکولار و لائیک بود اما انتخاب عناصر مذهبی شیعه در انتخابات، ضربه سختی به این آرزوی آمریکا زد.

هم‌اکنون پلیس و ارتش عراق، شاکله‌ای شیعی دارد. و در کابینه و مجلس، اکثریت با شیعه است. حرکت‌های اخیر آمریکا برای تضعیف جبهه شیعی را باید یک امر مهم و قابل بررسی ارزیابی کرد. این حرکات نشان می‌دهد آمریکا به اعاده سازوکارهای رژیم بعث با کمک برخی سران عربی دل‌خوش دارد.

در بررسی گروه‌های داخلی و در ارتباط با بحران عراق می‌توان گفت مهمترین مسئله عراق امروز، نبود رهبر جامع‌الاطراف و فراطایفه‌ای است. نقشی همانند نقش امام خمینی(ره) در انقلاب ایران می‌تواند عراق را از فتنه قومی و دخالت‌های خارجی نجات دهد. اما متاسفانه هیچ فردی نتوانسته این قابلیت‌ها را بروز دهد.

2ـ بازیگران شبکه‌ای (تروریست‌های القاعده)

با اشغال عراق و عدم موفقیت اشغالگران در از بین بردن خلاء قدرت، گروه‌های تروریستی سلفی القاعده که پس از اشغال افغانستان در جهان سردرگم شده بودند مکان مناسبی را برای ایجاد پایگاه پیدا نمودند. در ابتدای امر، این گروه تروریستی با سوءاستفاده از نارضایتی اهل سنت از وضع موجود، سعی کرد خود را نماینده اهل سنت معرفی کند. اما با آشکار شدن چهره حقیقی این گروه، احزاب و عشایر سنی از این گروه اعلام تبری نمودند.

در بررسی بازیگران شبکه‌ای می‌توان ذکر کرد که اگر مبنای تحلیل بازده زمانی میان ‌مدت انتخاب شود، القاعده را نمی‌توان بازیگری در حد بقیه بازیگران دانست. اگر آمریکا در برخورد با القاعده، صداقت نشان دهد حتی دولت فعلی عراق با امکانات محدود خود می‌تواند مانع فعالیت‌های این گروه شود و آن را از انجام عملیات‌های تروریستی باز دارد. متاسفانه مشاهده می‌شود آمریکا و حتی عربستان و اردن سعی می‌کنند از برگ تروریست‌ها برای برنده شدن خود استفاده کنند!

در واقع القاعده به یک کلیشه قدیمی تبدیل شده است که آمریکایی‌ها در مواقع لزوم می‌توانند در یک بازی متناقض‌نما (پارادوکسیکال) در ظاهر از فعالیت‌های آنان ابراز انزجار نمایند اما در خفا و به صورت غیرمستقیم در جهت اهداف خود از آنها استفاده کنند.

3ـ بازیگران منطقه‌ای:

تمام همسایگان عراق به اضافه مصر را می‌توان بازیگران منطقه‌ای در بحران دانست. هر کدام از بازیگران منطقه‌ای منافع و حساسیت‌های ویژهای دارند. ترکیه نسبت به کردستان حساسیت ویژه‌ای دارد، ایران نسبت به حضور اشغالگران در عراق حساسیت دارد و خواستار تفویض کامل امور عراق به نمایندگان واقعی ملت عراق است. عربستان، اردن و حتی مصر قدرت گرفتن شیعیان را ضربه‌ای به منافع ژئوپلتیک خود در منطقه می‌دانند و به هیچ‌وجه زیر بار آن نمی‌روند. به گونه‌ای که رهبران عربستان حتی حاضر به مذاکره مستقیم با رهبران شعیه فعلی عراق، نخست‌وزیر (جعفری و مالکی) نبوده‌اند.

در بررسی بازیگران منطقه‌ای مشاهده می‌شود که بحران عراق، محل تلاقی و تعارض ایده‌ها را در سطح منطقه‌ای فراهم آورده است. عدم مسئولیت‌پذیری و واقع‌بینی برخی کشورها نیز به گسترش بحران کمک می‌کند.

4ـ بازیگران فرامنطقه‌ای (جهانی):

از میان قدرت‌های جهانی، آمریکا و انگلیس نقش قابل توجهی در بحران عراق دارند اما نمی‌توان نقش اتحادیه اروپا، روسیه و حتی چین را نادیده گرفت.

آمریکا با حضور بیش از 150 هزار نفری، موقعیت منحصر به فردی در این بحران دارد. موقعیت مسلط آمریکا، بیشتر از بقیه بازیگران آسیب‌پذیر نموده است. آمریکایی‌ها فهمیده‌اند در این کشور بازی تمام نشده است، بلکه بازی بزرگ تازه شروع شده است.

هم‌اکنون بازیگران هر سه سطح به دنبال منافع و علایق خود هستند و ظاهراً از آن کوتاه هم نخواهند آمد. بنابراین ایالات متحده حتی برای حفظ وضعیت نامطلوب موجود باید هزینه‌های بسیاری را تقبل نماید. برخی عقلای آمریکایی فهمیده‌اند برای کاهش هزینه‌ها، نیاز به کمک بازیگر مهم منطقه خاورمیانه یعنی ایران دارند.

ایران و بحران عراق

بحران عراق و صدمات انسانی گسترده به عراق، تاسفات شدیدی را در ایران موجب شده است. نقاط اشتراک تاریخی مردم عراق و ایران باعث شده است دولت و مردم ایران بیشترین حساسیت را نسبت به مردم و دولت عراق داشته‌اند. با این وجود، در یک تحلیل کلی می‌توان مدعی شد ایران با مجموعه‌ای از تهدیدها و فرصت‌ها در بحران عراق رو‌به‌رو است.

فرصت‌های پیش‌‌رو

الف: بحران عراق، باعث شده است همه بازیگران و طرف‌های درگیر، به وزن بالای تاثیرگذاری ایران اذعان نمایند. همین امر باعث شده آمریکا لحن مغرورانه خود را در برخورد با ایران تعدیل نماید. اتحادیه اروپا خواهان ایفای نقش ایران برای خاتمه بحران عراق است. این امر نشان از وزن بالای ایران در منطقه خاورمیانه دارد.

2ـ مشکلات آمریکا، هویدا شدن محدودیت‌ها و ناتوانی‌های آن، اعتماد به نفس و قدرت چانه‌زنی و ابتکارعمل به ایران بخشیده است. برخلاف ماه‌های اولیه پس از پایان جنگ 2003، که آمریکا و انگلیس متکبرانه «هل من مبارز» می‌طلبیدند و مسئولین سیاست خارجی دولت آقای خاتمی هم به انفعال کشیده شده بودند، هم‌اکنون ایران بازیگری با اعتماد به نفس و دارای ابتکار عمل در سطح منطقه و جهان است. ایران به طور قطع قسمت مهمی از هر راه‌حلی خواهد بود.

3ـ بحران عراق و عدم اطمینان بازیگران داخلی و منطقه‌ای به نقش آمریکا، به ایران کمک خواهد کرد که با جلب اعتماد طرف‌های درگیر به مهره‌چینی بپردازد. هم‌اکنون رهبران طوایف و گروه‌های عراقی می‌دانند که حمایت ایران در آینده سیاسی آنها بسیار حیاتی و تاثیرگذار خواهد بود.

4ـ بحران عراق به آمریکا فهماند که باید در مورد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، دست از لفاظی بردارد و به جای تهدید به حمله نظامی، به مذاکره و راه‌حل دیپلماتیک بیاندیشد. این منطق از آنجا ناشی می‌شود که آموزش نیروی انسانی و انگیزه‌های فردی آنان، تجهیزات، جغرافیا و قاطعیت رهبران ایران چیزی نیست که آمریکا بتواند با حمله نظامی آنها را نابود کند.

تهدیدات پیش‌رو

1ـ درگیری بین شیعه و سنی و قدرت گرفتن کردها خواست آمریکا برای ایجاد زمینه لازم برای گسترش تفرقه‌های قومی و حتی تجزیه عراق است. تمایل کردها برای تجزیه عراق تهدید همزمان را به همراه خواهد داشت.

اول؛ اکراد عراق مشکل چندانی با اسرائیل ندارد. برخلاف اجماع شیعه و سنی بر مخالفت با حضور اسرائیل، کردها، مشکل فلسطین را مسئله عربی می‌دانند. تقویت موقعیت اسرائیل در کردستان عراق، تهدیدهای زیادی علیه امنیت ملی ایران ایجاد خواهد کرد.

دوم؛ تشدید جریانات تفرقه‌انگیز قومی در کردستان، مشکلات زیادی را برای سوریه، ترکیه و ایران فراهم خواهد کرد. البته ایران به دلیل روابط حسنه و تاریخی با رهبران کرد، کمتر از ترکیه آسیب خواهد دید.

2ـ تضعیف موقعیت شیعیان میانه‌رو مذهبی مانند مجلس اعلی و حزب الدعوه، و حتی تضعیف موقعیت ممتاز مرجعیت شیعه، خواست اصلی آمریکا در عراق است. این امر می‌تواند فقط دلخواه کشورهای عربستان، اردن و مصر باشد.

خلاء قدرت در عراق، می‌تواند این کشور را به مرکز تجمع باندهای مافیایی بین‌المللی و گروه‌های تروریستی تبدیل نماید. امنیت ایران با ورود سلاح غیرمجاز تروریست‌ها از عراق تهدید خواهد شد.

راه‌حل‌ها و چشم‌اندازهای پیش‌رو

در موضوع عراق، هر بازیگری راه‌حل مطلوب خاص خود را دارد. عمده مشکل عراق، همین تعارضات راه‌حل‌های مختلف داخلی و بین‌المللی است که ریشه در منافع طرف‌های درگیر در بحران دارد. راه‌حل مطلوب برای عراق باید دارای ویژگی‌های زیر باشد:

1ـ شیعیان، هسته اصلی قدرت با ثبات را از اجماع تمام گروه‌های عراقی تشکیل دهند. این ایده که حکومت شیعی قدرتمند در عراق، جریانی معارض با ایران را تشکیل خواهد داد مغلطه‌ای بیش نیست. جریان‌های شیعی به اختلافات به عنوان منبع پویایی نگاه می‌کنند و این موضوع هم از این قاعده کلی مستثنی نیست.

2ـ دوستی دیرینه با کردها نکته مثبتی برای ایران محسوب می‌شود، اما باید حساسیت‌های به حق همسایگان شمالی و غربی عراق در مورد نفوذ اسرائیل مورد ملاحظه قرار بگیرد.

3ـ حکومت مرکزی عراق باید قدرتمند و دارای ویژگی‌های یک دولت کامل باشد. حفظ امنیت عراق بدون در اختیار داشتن سازوکارهای لازم غیرممکن است. بنابراین اشغالگران باید مسائل نظامی و امنیتی را به عراقی‌ها واگذار کنند.

4ـ احیای حوزه علمیه نجف به عنوان یک نهاد قدیمی، قدرتمند و پایدار برای ارتقای موقعیت تشیع و تثبیت آن در جهان اسلام لازم و ضروری است. فعالیت‌های فرهنگی اندیشه اسلامی ایران در زمینه نشر کتب شیعی معتبر، استفاده از رسانه‌های دیداری و شنیداری برای بسط اندیشه اسلامی باعث جلب توجه گروه‌ها و طوایف شیعی و حتی سنی خواهد شد.

در بررسی نهایی باید عنوان کرد، ایران باید کمک‌های فرهنگی و آموزشی لازم را برای ایجاد هماهنگی میان گروه‌های مختلف شیعه و ارتقای جایگاه آنان فراهم کند. گروه‌های کُرد به دلیل دوستی دیرینه و اهل سنت به دلیل صداقت ایران در برخود با مسائل عراق و مخالفت با حضور آمریکا، نگاه نسبتاً مثبتی به ایران دارند. البته رسانه‌های عربی مانند الجزیره، العربیه، تلاش وافری برای تخریب وجهه ایران دارند. با این حال اصولگرایی خاص ایران در طولانی‌مدت تلاش‌های مذبوحانه را خنثی خواهد کرد.

درس‌های تاریخ به ما می‌آموزد گروه‌هایی که در یک مقطع زمانی محبوبیت دارند لزوماً در سیر زمان، موفق به کسب اهداف خود نخواهند بود. تکیه بر اصول مقبول و دستیابی به نهادهای قدرت دو عامل تداوم جایگاه احزاب و گروه‌ها در هرم قدرت خواهند بود. بنابراین ایران تاکنون این درس را به یقین آموخته است که تداوم قدرت در تداوم نهادهای قدرت است. نهادهای قدرت در عراق هم‌اکنون عمدتاً در دست دوستان ایران است. این امر جایگاه منحصر به فردی به ایران در عراق بخشیده است و باید تبلیغات سوء رسانه‌های آمریکا و عربی را در مورد نقش سوء ایران در عراق در این نکته دید که آنان این نقش برجسته را برنمی‌تابند و به آن حسادت می‌ورزند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات