نسرین وزیری
شکلگیری ائتلافها و انشعابها میان گروههای مختلف در فضای سیاسی کشور، ناقوس به صدا در آمده آغاز فصل انتخابات در هر کشوری از جمله ایران است. اگر چه هنوز حدود 10 ماه تا انتخابات مجلس هشتم فاصله داریم، اما انتشار اخباری که گویای این اتفاقات هستند نشانگر گرم شدن فضای انتخابات در محافل سیاسی از هماکنون است. البته همچون گذشته، در این میان پرخبرترین مباحث و پرحاشیهترین اخبار، مربوط به وضعیت جناح حاکم بر کشور است. کما اینکه این روزها هیچ رسانهای فارغ از انشعابهای جدید در طیف اصولگرا و یا اخباری مبنی بر تلاش آنان برای حفظ انسجامشان نیست. شکلگیری فراکسیون اصولگرایان مستقل در مجلس از یکسو، ناکامی اصولگرایان در تدوین منشور اصولگرایی از سویی و همچنین نفی شکلگیری شورای همگرایی اصولگرایان از سوی دیگر از جمله صدر اخبار طیف اصولگرا در یک هفته اخیر بوده است.
حقیقت آن است که نفس اختلافنظر در میان هر طیف و گروهی به دلیل تعدد آرا و عقاید، امری طبیعی و عادی است. همچنین کنار نهادن این اختلافات بعضاً جزیی و قابل گذشت به منظور دستیابی به هدفی عالی و مشترک در راستای کسب منافع طرفین، نیز امری طبیعی و مرسوم است. اتفاقاً شکست این ائتلافها نیز امر طبیعی دیگری است. چرا که اغلب پس از کسب منافع مشترک یاد شده، که در سیاست چیزی جز کسب قدرت بیشتر نمی تواند باشد؛ بار دیگر اختلاف آرا میان موتلفان بالا گرفته و منجر به گسست، شکاف و انشعاب در ائتلاف شکل گرفته میشود. این همان چیزی است که به آن نفس اختلافبرانگیز قدرت میگویند. اگر چه طرفین یک ائتلاف برای دستیابی به هدفی مشترک، اختلافات خود را به شکل مقطعی کنار گذاشته و چشم بر آن میبندند اما پس از کسب آن و تکیه بر مناصب قدرت، بر سر تقسیم آن بار دیگر دچار تشتت آرا شده و هر یک در فرآیند سهمخواهی، سهم بیشتری را برای خود طلب میکنند. همچنین از آنجا که هریک از طرفین نقش خود را در پیروزی به دست آمده بیش از دیگران میداند، خود را محقترین برای بقا در قدرت دانسته و کمتر از گذشته مایل به ائتلاف است.
این حقیقت همچنان که در زمانی برای اصلاحطلبان با گذشت قریب به 7 سال از دوم خرداد 86 رخ داد، در مورد اصولگرایان پیروز در سوم تیر 84 نیز به وقوع پیوست. چرا که اگرچه محمود احمدینژاد کاندیدای طیف اصولگرا در آن انتخابات بود و توانست بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند اما طیف قلیلی از اصولگرایان از کاندیداتوری وی در دور اول انتخابات حمایت میکردند که گویای پایگاه نه چندان محکم وی در این طیف بود. از همین رو بود که از همان ابتدا منتخبین او برای حضور در کابینه اختلافنظرهای درونی این طیف را نمایانتر از قبل کرد و منجر به عدم رای اعتماد به 4 تن از وزرای پیشنهادی او شد. در آن زمان بسیاری از ناظران امور معتقد بودند که از آن پس باید منتظر گستردهتر شدن شکاف بین اصولگرایان بود، چرا که هر کدام از گروههای اصولگرا قصد سهمخواهی دارند. آنان هشدار داده بودند که چنانچه این شکاف ترمیم نشود، اصولگرایان در آینده مشکلاتی بیش از پیش خواهند داشت. این پیشبینیها به حقیقت پیوست و با شکلگیری انتقاداتی به عملکرد دولت به ویژه در بعد اقتصادی و سیاستخارجی این شکاف از یکسو میان دولت و مجلس شکل گرفت، از سویی باعث جدایی میان حامیان و منتقدان اصولگرای دولت در مجلس شد و حتی در ادامه این روند اختلافنظرهایی هم میان اصولگرایان بیرون از مجلس در حمایت یا رد فعالیتهای دولت شکل گرفت.
از جمله اختلافات بیرون از مجلس اصولگرایان میتوان به تدوین دوباره منشور اصولگرایی اشاره کرد. نخستینبار چنین منشوری در تابستان سال گذشته پیش از انتخابات شوراهای شهر و روستا نوشته شد که با نادیده انگاشتن مفاد آن ـ از جمله حفظ وحدت اصولگرایان در انتخابات گذشته ـ عملاً با شکست مواجه شد. منشور دوم نیز که باهنر خبر تدوین آن را داده بود با ابراز بیاطلاعی از سوی دیگر گروههای اصولگرا اعم از جمعیت ایثارگران و جبهه پیروان مواجه شد. این در حالی بود که چند صباحی پیشتر خبر تشکیل «شورای همگرایی اصولگرایان» مرکب از «مهدی چمران، حبیبالله عسگراولادی، حسین فدایی، محمدرضا باهنر، علیرضا زاکانی، صادق محصولی، حجتالاسلام مصلحی و محسن کوهکن» که قرار بود، راهکارهای ائتلاف و همگرایی در حوزههای پیشرو را بررسی کند؛ تکذیب شد. پیش از آن نیز تجربه وسیعتری نظیر شورای هماهنگی نیروهای انقلاباسلامی پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم رو به تعطیلی گرایید. همچنین پیش از انتخابات شوراها نیز شورایی به نام شورای معتمدین اصولگرا تشکیل شد که با استقبال اغلب اصولگرایان مواجه نشد.
شکاف اصولگرایان درون مجلس
اگرچه نمایندگانی چون عماد افروغ، محمد خوشچهره، سعید ابوطالب و... در واپسین ساعات روز سوم تیر ماه 84 به وزارت کشور رفته و از مسئولان وقت این وزارتخانه خواستند تا در اعلام نام پیروز انتخابات ریاست جمهوری نهم تعلل نکند، اما حضور شبانه آنان در ستاد انتخابات سبب نشد که آنها به جمع حامیان بیچون و چرای احمدینژاد بپیوندند و همچنان که یک بار خوشچهره اعلام کرد آنها از منتقدین تمامی دولتها فارغ از گرایش آنها بوده و هستند، نطق قراء افروغ در مخالفت با حسین صفارهرندی وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی و دعوت خوشچهره از رئیسجمهور برای مناظره در مورد عملکرد اقتصادی دولت و انتقاد شدیداللحن ابوطالب به استقبال رئیسجمهور از حضور زنان در ورزشگاهها، نمونههایی از انتقادات فردی این نمایندگان به دولت اصولگرا بود. اما این انتقادات فردی با گذشت کمتر از دو سال از عمر دولت در قالبی جمعی درآمد.
گفتنی است یکی از قویترین گمانهها پیرامون شکلگیری فراکسیون جدید اصولگرایان مستقل آن است که اعضای این فراکسیون بر آن شدهاند که تا پیش از پایان عمر مجلس هفتم به اصطلاح آب خود را از جوی طیف اکثریت این مجلس جدا کنند تا بیش از این انتقادات وارده به عملکرد این طیف به پای آنان نوشته نشود. البته عامل محرک آنان در ایجاد انشعابی از فراکسیون اصولگرایان که خود از اعضای برجسته آن به شمار میروند؛ چیزی نبود جز حمایتهای بیدریغ و جانبدارانه برخی نمایندگان اصولگرای مجلس به ویژه شخص باهنر که از سوی برخی نمایندگان وکیلالدوله خوانده میشود. چرا که تا پیش از آن، این نمایندگان معترض به عملکرد دولت با تکیه بر آنچه که «نقد درونگفتمانی» میخواندند، منعی برای حضور خود در فراکسیون اکثریت نمیدیدند. کما اینکه افروغ با اعتقاد بر اینکه لازم است این نگاه را که منتقد مخرب است، به فراموشی بسپاریم و نباید نقد را با تخریب و تخطئه یکی دانست، تاکید داشت؛ «نقد خوب را ولو از رقیب باید شنید نه اینکه متاسفانه فضایی ایجاد شده است که تا کوچکترین انتقادی از دولت میکنیم، میگویند چون سهم نگرفتهایم، انتقاد میکنیم.»
اما با تنگ شدن فضا برای نقد آنان به واسطه گلایههایی که از سوی برخی اعضای هم طیفشان صورت میگرفت و حتی گاهی اصولگرانما خوانده میشدند، ترجیح دادند که از این طیف منشعب شوند. در بهمن ماه سال گذشته بود که سعید ابوطالب بیمقدمه از شکلگیری فراکسیونی با نام «فراکسیون اصولگرایان خلاق و منتقد» در اعتراض به عملکرد باهنر خبر داد. او از ضرورت بازتعریف فراکسیون اصولگرایان و جدایی اصولگرایی ناب از جریان محافظهکار راست سنتی سخن گفت و باهنر را فردی خواند که تاب تکثر آرا را ندارد، مدعی اصولگرایی است و از طرف همه جریان اصولگرا سخن می گوید. وی همچنین از عدم انطباق عدهای از اعضای فراکسیون اکثریت با ملاک و معیار اصولگرایی بر اساس تعریف رهبری انتقاد کرده و گفت باهنر به دولت آدرس غلط میدهد و در بسیاری از موارد از طرف مجلس به دولت قول میدهد که فلان طرح یا لایحه تصویب یا رد شود اما این اتفاق نمیافتد. افروغ نیز با اعتقاد بر اینکه نوع تعامل برخی از اعضای فراکسیون اصولگرا با دولت گویای آن است که استقلال لازم و جایگاه تقنینی و نظارتی نمایندگی آنچنان که باید و شاید پاس داشته نمیشود تاکید کرد: هیچ مصلحتی فراتر از وظیفه نمایندگی و حقیقت گرایی نیست و باید در تعامل با دولت اصولگرا هم حقیقتگرایانه عمل کنیم و به یکدیگر رحم در نقد و نظارت خودمان نداشته باشیم.
اگر چه با رایزنیهای سرکردگان اصولگرا در مجلس و تبیین مصلحتهایی به این نمایندگان اصولگرای خواهان انشعاب، از اعلام موجودیت رسمی آنان در سال گذشته ممانعت شد؛ اما آنان همچنان بر خواست خود مصر بوده و با اظهارات جداییطلبانه دوباره باهنر در زمینه عدم حمایت فراکسیون اکثریت از کاندیداتوری برخی از اعضای این فراکسیون بر آن شدند که هرچه سریعتر اعلام موجودیت کنند. اگرچه اغلب آنان این مساله را دلیلی برای تعجیل در معرفی رسمی فراکسیون اصولگرایان مستقل نمیدانند ولی هیچ یک از آنها توضیح مشخصی از اینکه بر حسب چه ضرورتی اعلام موجودیت کردهاند ارائه نداده است.
بر اساس آنچه که حسن سبحانی، عماد افروغ، محمود مدنیبجستانی، محمود محمدی، ربانی، محمدصادق نیرومند و غلامرضا میرزایی به عنوان هیات موسس این جریان ـ در غیاب محمد خوشچهره به عنوان یکی دیگر از موسسین ـ در جلسه اعلام موجودیت فراکسیون اصولگرایان مستقل گفتند، میتوان اهداف این فراکسیون تازه تاسیس را چنین برشمرد: 1ـ تجدیدنظر در برخی روشهای اجرایی با حفظ سیاستها و اصول کلی به منظور افزایش کارآمدی
2ـ احیای آرمانها و ارزشهای انقلاب
3ـ نگاه جامع و کلی به حقوق شهروندی
4- نقد درون گفتمانی و آسیبشناسی از درون
5- جلوگیری از تعامل یک سویه با دولت و حفظ استقلال فکری و سیاسی
6- ایجاد شفافیت و پرهیز از خودسانسوری در طیف همسو
7ـ ایجاد وحدت در اصولگرایان در اصولشان
8ـ اعلام عدم رضایت از وضع موجود و ... این فراکسیون در پایان نشست خود اعلام کرد که حدود 31 عضو دارد و به زودی سخنگو، مانیفست و اعضای شورای مرکزی خود را معرفی خواهد کرد. تا تعداد اعضای فراکسیون اصولگرایان مستقل و نقاد را کم شمار جلوه داده و همچنان بر موضع اکثریت بودن خود اصرار بورزند.
واکنش فراکسیون اکثریت به انشعاب منتقدین
عماد افروغ به عنوان یکی از منادیان این فراکسیون جدید اعلام کرد که: «برای ما عدد و رقم و علم و کتل مهم نیست، بلکه کیفیت مهمتر از کمیت است.»
اما محمدرضا باهنر رئیس فراکسیون اصولگرایان که انشعاب صورت گرفته در نتیجه رفتار تحکمآمیز وی در فراکسیون متبوعش بوده است در نخستین واکنش به شکلگیری این فراکسیون گفت: «برخی آقایان که از تشکیل فراکسیون جدید صحبت میکنند، از قبل نیز دلشان با فراکسیون اصولگرایان نبود.» او با بیان اینکه «باید دید آنها چند نفر را میتوانند جمع کنند و چه فعالیتهایی میتوانند داشتهباشند» تلویحاً از کم شمار بودن اعضای این فراکسیون سخن گفت و آنها را چندان منشاء اثر ندانست. البته وی در عین حال اظهار داشت: استقبال میکنیم که برخی آقایان بتوانند فراکسیونی تشکیل دهند، فعال باشند و از باقیمانده عمر مجلس برای خدمت به مردم استفاده بهتری کنند. حسین فدایی نیز با بیان اینکه اصولگرایان به لحاظ سیاسی فقط یک فراکسیون دارند که فراگیر است، گفت که در عین حال ایجاد فراکسیونهای جدید توسط اصولگرایان به موازات فراکسیون اکثریت را امری منفی و نامطلوب نمی داند.
الیاس نادران نیز گفت: اگر قرار است کسی بیرون رود و بخواهد جبهه سیاسی و خیمهای خارج از خیمه اصولگرایان بزند، اختیار دارد، اما آنهایی که در داخل فراکسیون اصولگرایان کار میکنند نمیتوانند کلیت جبهه اصولگرایان را نفی کنند. وی در واکنش به اینکه برخی از اعضای این فراکسیون خواهان استیضاح وزیر آموزش و پرورش هستند در یادداشتی در سایت الف خواستار آن شده است که هیأت رئیسه فراکسیون اصولگرایان مجلس تکلیف امضا کنندگان استیضاح فرشیدی که در فراکسیون اصولگرا هستند را روشن کنند و اگر در عدهای تعلق سیاسی به جریان اصولگرا وجود ندارد، تکلیفشان یکسره شود! به اعتقاد او این افراد به دنبال موجسواری و سیاسی کاری و بهرهبرداری از استیضاح فرشیدی هستند.