تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۲  ، 
کد خبر : ۴۴۴۱۳

جمعیت 46 ساله


مرتضی کاظمیان

46 سال از تاسیس جمعیت نهضت آزادی ایران گذشت، 46 سال پیش در چنین روزهایی، دکتر محمد مصدق، پیشوای نهضت ملی ایران، در پاسخ به نامه هیات موسس نهضت آزادی، خطاب به مهندس مهدی بازرگان نوشت: «تردید ندارم که این جمعیت، تحت رهبری شخص شخیص جنابعالی، موفق به خدمات بزرگی نسبت به مملکت خواهد شد...»

مهندس بازرگان و همفکران و همراهانش با وقوف بر موانع کار گروهی در ایران و در بطن اختناق رژیم شاهنشاهی، تشکیل نهضت آزادی و فعالیت سیاسی ذیل آن را در دستور کار خود قرار دادند؛ بازرگان، خود در جلسه‌ای که به مناسبت اعلام تولد جمعیت سیاسی یادشده برگزار شد، تصریح کرد: «احزاب و دسته‌ها و اجتماعات در ایران، غالباً و مخصوصاً در گذشته، امتحان بد داده‌اند؛ مردم [از احزاب و تشکل‌ها] سرخورده‌اند؛ چه بسا احزاب و انجمن‌ها که برای اغراض شخصی زودگذر، مانند وکیل و مدیر شدن، تشکیل و تعطیل شده ‌است. در جمعیت‌ها، غرض‌های خصوصی، جاه‌طلبی‌ها، جار‌و‌جنجال‌ها و دسته‌بندی‌ها پیش‌آمده... دلیل اساسی و مهمتر، خاصیت انفرادی بودن ایرانی و فقدان یا ضعف روحیه اجتماعی [و کار گروهی] است.»

او و همگامانش، با چنین تحلیل جامعه‌شناختی و با وجود وضع سیاسی حاکم پس از کودتا، به تاسیس یک جمعیت فکری ـ سیاسی همت گماردند. قابل تامل است که الگویی که بازرگان و یارانش از کار سیاسی تشکیلاتی ارائه دادند و پی‌گرفتند، به یک مورد تقریباً منحصر به فرد و قابل تامل تبدیل شد. نهضت آزادی ایران، آهسته و پیوسته، خط‌مشی و اندیشه سیاسی خود را در طول دهه‌ها پی گرفت؛ خصومت‌ها، رقابت‌ها، اختلاف‌نظرها و خودخواهی‌ها که بسیاری از تشکل‌ها و جمعیت‌های سیاسی را از درون متلاشی یا ضعیف و نحیف ساخته ‌است، در این جمعیت تا حد قابل توجهی کنترل شد و به حداقل رسید؛ فعالیت‌های اجتماعی ـ سیاسی با وجود همه فشارها و محدودیت‌ها و موانع، به گونه‌ای راهبردی، پی گرفته شد و به یک دوره زمانی محدود، یا به مقطعی خاص، متوقف نماند؛ الگویی از کار جمعی و گروهی، مبتنی بر گفت‌وگو و بحث و مشورت، با خروجی دموکراتیک، تمرین و به تدریج تثبیت شد و سرانجام نمونه قابل توجهی از فعالیت سیاسی ارائه شد که به تعامل انتقادی با ساخت قدرت می‌پردازد و همزمان، در عرصه عمومی، برخی از مفاهیم اساسی و استراتژیک (همچون دموکراسی، آزادی، ملی‌گرایی، توسعه، مدارا، حقوق شهروندی و...) را تبیین و تبلیغ می‌کند.

«تلاش برای احیای حقوق اساسی ملت ایران با استقرار حکومت قانون، تعیین حدود اختیارات و مسئولیت‌های قوای مختلف و تامین واقعی حکومت مردم بر مردم» از جمله اهداف اصلی نهضت آزادی اعلام شده ‌بود؛ این جمعیت خود را «تابع قانون اساسی» معرفی و حرکت سیاسی خود را در چارچوب آن تنظیم کرد.

آنچنان که نهضت آزادی در بیانیه‌ای در تیر 1340 تصریح کرده ‌است از طریق «انتقاد سالم، دقیق، افشاگرانه و عامه‌فهم توام با ارائه طریق روشن به منظور اجرای خواسته‌های اساسی ملی»، همراه با «یک سیاست تبلیغاتی و فعالیت تشکیلاتی سالم» اهداف خود را پیگیری کرده ‌است؛ روشی که نهضت آن را با ادبیات دینی خود، پیوسته ذیل «امر به معروف و نهی از منکر» تعقیب کرده ‌است. افزون بر این، باور به لزوم تغییرات بنیادین فکری ـ فرهنگی در جامعه، با استناد پیوسته به آیه «ان‌الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» و از منظر روشنفکری دینی پی گرفته شده ‌است. ضمن اینکه ورود به سیاست را وظیفه‌ای ملی و فریضه‌ای دینی دانسته، خدمت به خلق و اداره امور ملت را بزرگترین عبادت ارزیابی کرده‌اند.

متکی بر همین اصول و اندیشه‌ها است که نهضت آزادی، اهداف سیاسی خود را بی‌اعتنا به مخاطرات و محدودیت‌ها، در طول دهه‌ها، پیگیری کرده ‌است؛ آنچنان که در نامه‌ای سرگشاده به «محمدرضا شاه پهلوی» در مرداد 1341 می‌نویسد؛ «رکن اساسی قدرت‌های مادی و معنوی مملکت را منحصراً رضایت عمومی از زمامداران تشکیل می‌دهد نه قدرت مطلقه یک فرد یا دولت. حکومت باید اصیل و متکی بر میل و خواسته‌ها و آرزوهای افراد مملکت باشد... به عقیده ما، اولین و مهمترین قدم تعیین کاملاً مشخص حدود اختیارات و مسئولیت‌های هیات حاکمه است.»

بنیانگذاران نهضت آزادی که خود را «مصدقی» معرفی کرده‌ بودند، می‌کوشیدند با ارائه تفسیری از دین که با عقلانیت و علم روز سازگار باشد و نیز با تبیین قرائت دموکراتیک و آزادی‌خواهانه از اسلام و در نهایت تاکید بر همخوانی این همه با وطن دوستی و ناسیونالیسم، اصلاحات سیاسی ـ اجتماعی خویش را پی گیرند. پروژه آنان با اقبال جوانان و دانشجویان همراه شد؛ و همزمان با مواجهه تند و سرکوب رژیم سلطنتی مواجه شد. پس از یک برخورد در تیر 1340 و بازداشت گروهی از آنان، در بهمن 1341 نیز بعد از انتشار اعلامیه‌ای علیه انقلاب سفید شاه، جمعی از رهبران و اعضای اصلی این جمعیت بازداشت شدند. آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان، دکتر سحابی، احمد علی‌بابایی، مهندس سحابی، عباس شیبانی و محمدمهدی جعفری از جمله فعالانی بودند که به اتهام «اقدام بر ضد امنیت کشور و ضدیت با سلطنت مشروطه و اهانت‌های گستاخانه به مقام شامخ سلطنت» به زندان (از 4 تا10 سال) محکوم شدند. برخورد امنیتی ـ قضایی با نهضت آزادی ایران، در تمام این 46 سال، پیوسته ـ و با فراز و فرود ـ ادامه داشته و محدودیت‌ها و موانع برای فعالیت این جمعیت، کم نبوده ‌است. اما با وجود این، نهضت آزادی فعالیت خود را در راستای همان اهداف اعلام شده در هنگام تاسیس، پی گرفته ‌است. در جامعه‌ای که عمر شراکت‌ها و شرکت‌ها، رفاقت‌ها و دوستی‌ها و حتی همکاری‌های فرهنگی - اجتماعی به ندرت از یک یا دو دهه تجاوز می‌کند، سخت‌جانی و ادامه بقای نهضت آزادی ـ آن هم با وجود فشارها و آسیب‌ها و موانع و تهدیدهای دائمی ـ عجیب و قابل تامل و تحلیل می‌نماید.

علل ماندگاری

به نظر می‌رسد در بررسی علل توفیق بنیانگذاران و رهبران و اعضای نهضت آزادی برای ادامه بقا و تداوم و پیگیری پروژه فعالیت حزبی، بتوان بر موارد زیر انگشت نهاد:

1- سامان دموکراتیک؛ نهضت آزادی از معدود جمعیت‌های سیاسی قدیمی - و همچنان فعال ـ در کشور محسوب می‌شود که از سامانی دموکراتیک برخوردار بوده ‌است. تصمیم‌ها و روند تصمیم‌سازی، در روند دموکراتیک، از دل مشورت و گفت‌وگو و خرد جمعی و در پایان، براساس یک توافق جمعی، یا تمکین به نظر اکثریت، محقق و متبلور شده ‌است. هیچ چهره‌ای و شخصیتی حرف آخر را نزده ‌است، آن هم در شرایطی که از بدو تاسیس تاکنون، «چهره»ها و شخصیت‌های کاریزماتیک در آن، کم نبوده‌اند؛ مهندس مهدی بازرگان و بعدتر دکتر یدالله سحابی و حتی آیت‌الله طالقانی یا دکتر احمد صدر حاج‌سیدجوادی و جدیدتر، دکتر ابراهیم یزدی یا مهندس‌ هاشم صباغیان، با وجود جذابیت‌ها و برتری‌های نسبی و کسوت و سابقه، جملگی در روندی دموکراتیک و در چارچوب یک پروسه مشخص تصمیم‌گیری، تعریف شده و عمل کرده‌اند. نیم‌نگاهی به مدل غالب در سازمان‌ها و جمعیت‌های سیاسی در ایران - به ویژه پیش از انقلاب اسلامی ـ که نوعی از سانترالیسم در آنها حاکم بوده‌ است، ماندگاری نهضت آزادی را معنی‌دار و عریان می‌سازد. این چارچوب مشخص و روش کار روشن و شیوه دموکراتیک، موجب شده‌ است که به رغم آسیب‌ها و مشکلات تحمیلی و خارج از تمایل و اراده نهضت آزادی، جمعیت مزبور حرکت آهسته و روند رو به رشد خود را به گونه‌ای بطئی و تدریجی پی‌گیرد.

2- شخصیت‌های دموکرات؛ به نظر می‌رسد که در راستا و ادامه تاثیر «سامان دموکراتیک» نهضت آزادی، «شخصیت‌های دموکرات» به شکلی غیر قابل‌انکار در ماندگاری این جمعیت موثر بوده‌اند. به بیان دیگر، رفتار و منش دموکراتیک شخصیت‌های برجسته و موسسان و پیشگامان نهضت آزادی، خود به خود و در گذر زمان، نوعی آموزش عملی کار جمعی محسوب می‌شود. بازرگان، طالقانی و سحابی متخلق به اخلاقی بودند که از آن سخن می‌گفتند و عامل به ارزش‌هایی بودند که ادعای آن را داشتند: تمکین به نظر اکثریت، تصمیم پس از مشورت و گفت‌وگو، اعتقاد به برابری افراد، پرهیز از خودمداری و خودبرتربینی و کیش شخصیت و باور به آزادی، از جمله مهمترین منش‌هایی بودند که از بینش و ارزش‌های بنیانگذاران نهضت آزادی برمی‌خاست و آنان به نحوی قابل ستایش، در عمل، آنها را متبلور می‌کردند. می‌توان ادعا کرد که بازرگان، دبیرکل نهضت آزادی ـ به ویژه ـ و طالقانی و سحابی، شانس‌های تاریخی این جمعیت بودند. روش و منش فعالیت سیاسی و کار جمعی آنان ـ و به ویژه بازرگان ـ در طول سال‌های متمادی، بهترین الگو برای جوان‌ترها و همرزمان بود؛ اینچنین و در ساخت تشکیلاتی نهضت آزادی، ترجیح اهداف و ارزش‌های جمعیت بر پروژه‌ها و نیات فردی و پذیرش نظر جمعی، به نوعی نهادینه شده‌ است. این واقعیت، یکی از عوامل ادامه حیات نهضت آزادی برای 46 سال بوده ‌است.

3- بنیان‌های فکری و ارزش‌های دینی؛ موسسان و اعضای اولیه نهضت آزادی جملگی با نقطه عزیمت دینی و بر مبنای علایق و دغدغه‌های ارزشی و باورهای اسلامی‌شان پا به عرصه مبارزات سیاسی ـ اجتماعی نهادند: «ورود به سیاست و فعالیت من باب وظیفه ملی و فریضه دینی بوده، آن را از دیانت جدا نمی‌دانیم»؛ به تصریح اعلامیه نهضت آزادی: «فلسفه سیاسی و ایدئولوژی اجتماعی و حکومتی ما باید .. دنبال یکتاپرستی و به سوی خدا سیر کند و همراه آن، اصول آزادی، آبادی و پیشرفت را بیان کرده و نشان دهد.»

نفی حکومت مطلقه و ناسازگاری استبداد با جوهر دینی از مبانی اندیشه‌های سیاسی نهضت آزادی محسوب می‌شود؛ بازرگان تصریح می‌کند: «دین و استبداد هرگز سر سازگاری با هم ندارند... اسلام با حکومت فردی و انحصار و استبداد، سازگاری ندارد.» چنین باورها و نقطه عزیمت‌های ایدئولوژیک که از نگاه بازرگان و یارانش به دین برمی‌خیزد، موجب شده ‌است که آنان با وجود مشکلات و محدودیت‌ها و فشارهای گوناگون، به حیات سیاسی خود ادامه دهند. اعتقاد آنان به آزادی، مشورت، شورا، حق انتخاب و اختیار انسان، برابری و حتی علاقه به میهن، ریشه‌ها و توجیه‌ها و مبانی دینی داشته و دارد، اینچنین هم به کار جمعی و تشکیلاتی روی آورده، آن را پی گرفته‌اند و هم اهداف سیاسی و اصلاحات اجتماعی مدنظر جمعیت را با وجود همه دشواری‌های واقعی در جامعه و نیز اعمال شده از سوی ساخت قدرت تعقیب کرده‌اند.

جامعه مدنی و ساخت قدرت

نهضت آزادی از معدود جمعیت‌های سیاسی در ایران بوده ‌است که فعالیت‌هایش به تعامل با ساخت قدرت محدود نبوده و تنها در پی اصلاح حکومت‌ها نرفته‌است؛ جمعیت مزبور به شکل قابل توجهی تغییرات فرهنگی و اصلاح باورهای مذهبی و اندیشه‌های جامعه را نیز تعقیب کرده ‌است. به عنوان نمونه در یکی از بیانیه‌های این جمعیت سیاسی تصریح می‌شود: «استبداد نه فقط در محمدرضا شاه که در ذات و ضمیر ما و در فرهنگ و روحیه استبدادی ماست؛ دیوی که استبداد و طاغوت است باید از درون نفوس طبقات ملت بیرون انداخته شود، تا هیچ‌گاه استبداد نتواند دوباره به سرزمین ما رجعت کند.»

نهضت آزادی اگرچه به ریشه‌های تاریخی و فرهنگی استبداد نظر دارد و تغییر باورها و اصلاح وضع فرهنگی جامعه را پی می‌گیرد و تاکید می‌کند که «ما باید با فرهنگ آزادی ستیز و استبدادزا و غیردموکراتیک و درونی خود مبارزه کنیم تا نجات یابیم»، اما نقد حکومت‌ها را هم وانمی‌گذارد. به عبارت دیگر، همزمان با کوشش‌های فرهنگی و روشنگرانه در جامعه و آگاهی بخشی‌هایی که از زاویه روشنفکری دینی انجام می‌گیرد، اصلاحات در ساخت قدرت، مورد‌نظر است.

اینچنین است که به عقیده نهضت آزادی: «اعمال حاکمیت از طریق تمرکز و دیکتاتوری یا قیمومیت... و سلب اختیار و آزادی از صاحبان مملکت (مردم).... گرهی از مشکلات کشور نخواهد گشود»؛ یا تاکید می‌شود که «در نظام‌های دیکتاتوری ضمن آنکه قانون بر اساس اراده حکمرانان شکل می‌گیرد، در عین حال به جای حضور مردم در صحنه سیاست، گروه اقلیت حاکم، استانداردها و معیارهای حق و باطل را معین می‌کند.»

مهندس مهدی بازرگان در چهارمین کنگره نهضت آزادی ایران

تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد و تحقق یک نظام سیاسی دموکراتیک از جمله پروژه‌های ثابت نهضت آزادی بوده ‌است. از این منظر این جمعیت، در عین اصلاح اندیشه‌ها و فرهنگ جامعه، به اصلاح قدرت‌های حاکم هم نظر داشته ‌است. به عنوان یک نمونه دیگر، نهضت آزادی پس از قیام 15 خرداد 1342 در اطلاعیه‌ای به انتقاد شدید از ساخت قدرت پرداخته و از جمله نوشته‌ است: «باید اذعان کرد که شخص اول مملکت، خود عامل و مقصر اصلی این عملیات به شمار می‌رود که پا را جلوتر و فراتر از هر کس دیگر گذاشته و از حقوق قانونی خویش خارج شده و به حقوق مردم و قوای مقننه و قضائیه و مجریه تجاوز علنی کرده ‌است.» یا در خرداد 1357 و در اطلاعیه‌ای، کارگران و کارمندان را به اعتصاب تشویق می‌کند: «کار به دست شماست، قدرت به دست شماست، مسئولیت هم با شماست، اگر بجنبید، دولت ظلم و استبداد را مستاصل خواهید کرد... اعتصاب کنید... اعتصاب اخطاری موقت یا اعتصاب نامحدود تا پیروزی.»

جالب آنجاست که توجه دقیق نهضت آزادی به تحولات فرهنگی و اجتماعی همزمان با تحولات در ساخت قدرت، باعث می‌شود که در اوج مبارزات انقلابی (در آذر 1357) در بیانیه‌ای تاکید کند: «خود را برای یک مبارزه طولانی آماده کنیم و بدانیم که با از بین رفتن یک شخص و حتی رژیم، مبارزه ما پایان نمی‌پذیرد.»

کوشش‌های فکری ـ فرهنگی و نشریات و کتاب‌های منتشر شده از سوی نهضت آزادی و صاحب نظران آن (از جمله مهندس بازرگان، دکتر سحابی، آیت‌الله طالقانی، دکتر یزدی و مهندس عبدالعلی بازرگان) در همین راستا قابل‌تامل است.

اعتدال، صلح‌طلبی، قانون‌گرایی

در مشی سیاسی نهضت آزادی، میانه‌روی و اعتدال و التزام به قانون اساسی، به شکلی برجسته قابل ردیابی و تحلیل است؛ جمعیت مزبور از همان ابتدای تشکیل که خود را «مسلمان، ایرانی و مصدقی» توصیف و تبلیغ کرد، تصریح کرد که «تابع قانون اساسی» است؛ تاکید شده‌بود که «تابع قانون اساسی هستیم و این منافی «نومن ببعض و تکفر ببعض» نبوده، از قانون اساسی به صورت واحد و جامع طرفداری می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم اصول و اساس آن که آزادی عقاید و آزادی مطبوعات و اجتماعات، استقلال قضات، تفکیک قوا و بالاخره انتخابات صحیح است، فراموش و فدا شود و حکومت ملی و حاکمیت قانون پایمال گردد.» جالب توجه است که این تصریح قید شده در مرامنامه نهضت آزادی در هنگام تاسیس پیوسته تعقیب شده‌ است. آنچنان که این جمعیت سیاسی همچنان با حفظ مرزبندی و نگاه انتقادی خود به برخی اصول قانون اساسی، خود را «ملتزم» به آن معرفی می‌کند و با چنین نقطه عزیمتی، حتی در رقابت‌های انتخاباتی حاضر و فعال می‌شود. مشی اصلاح‌طلبانه و قانون‌گرایی نهضت آزادی در تمام این سال‌ها، بارز و به نوعی موجب متمایز شدن این جمعیت سیاسی از بسیاری از دیگر از تشکل‌ها و جمعیت‌های سیاسی اپوزیسیون ـ پیش و پس از انقلاب ـ شده ‌است. این روش، حتی در مقاطعی، به عنوان مشی غالب، مورد اقبال و توافق غیررسمی بسیاری از جمعیت‌های سیاسی واقع شده ‌است. افزون بر این، باید از «صلح‌طلبی» و جنگ‌گریزی و پرهیز نهضت آزادی از خشونت یاد کرد. در بیانیه‌های متعدد ـ و در برش‌های زمانی گوناگون ـ نهضت آزادی منادی و متقاضی «صلح» و هشداردهنده و منذر عوارض و پیامدهای ناگوار جنگ بوده است. این جمعیت معتقد است که «ما، چه براساس تعالیم اسلامی و چه براساس مصالح ملی خود، خواهان صلح هستیم، ما صلح را دوست داریم و طلب می‌کنیم، صلح را زیبا و دوست‌داشتنی و جنگ را نفرت‌انگیز، مخرب و شیطانی می‌دانیم.» بازرگان، خود در «بازیابی ارزش‌ها» در دفاع از مذاکره و گفت‌وگو و صلح با دشمن می‌نویسد: «پیغمبر بزرگوار ما به رغم نق‌نق‌زدن‌ها و غرغرهای کاسه‌های داغ‌تر از آش اصحاب، با یهودیان باغدار مدینه توافق روی محصول خرما می‌کند و با مشرکان در حال جنگ و نبرد، صلح حدیبیه را برقرار می‌سازد ... رسول خدا و امامان از مجالست با غیرمسلمان‌ها و مذاکره حتی با لشکریان و سران دشمن استقبال می‌کردند؛ از راه مراوده و مذاکره و معامله و تالیف قلوب بود که اسلام را صادر و پیام خدا را وارد دل‌ها می‌کرد.»

این ملاحظات و تاملات، همچنان در بیانیه‌ها و مواضع نهضت آزادی و سران آن قابل مشاهده‌است. اعتدال و میانه‌روی و مدارای جمعیت سیاسی مزبور، اگرچه در مقاطعی از سوی جریان‌های سیاسی رقیب یا رادیکال یا چپ، به «راست‌روی» یا «محافظه‌کاری» تعبیر و تفسیر شده ‌است، اما طی زمان، به مثابه یک مشی سیاسی که صادقانه و با سماجت و تعهد پی گرفته ‌شده، خود را تثبیت کرده است. به دیگر سخن، سران نهضت آزادی ـ و مواضع این جمعیت ـ هیچ‌گاه در مقام تغییرات بنیادین، مدعی نشده و ادعای رفتارها و کنش‌های رادیکال و همه جانبه را نداشته‌اند. مشی «سنگر به سنگر» (گام به گام) نهضت آزادی، در چارچوب قانون اساسی، با مدارا و اعتدال تعقیب شده ‌است. هرچند که همین حد و شکل از رفتار منتقدانه سیاسی نیز از سوی بلوک قدرت ـ چه پیش از انقلاب و چه پس از آن ـ تحمل نشده، و در برخی اوقات به شدیدترین نحو، مورد سرکوب و تهدید قرار گرفته ‌است.

46 سال از تاسیس نهضت آزادی سپری می‌شود؛ از بنیانگذاران و اعضای نخستین این جمعیت سیاسی، بسیاری (همچون مهندس بازرگان، آیت‌الله طالقانی، دکتر سحابی، عطایی و رادنیا) درگذشته‌اند؛ اینک نسل دوم نهضت آزادی و میانسالان دیروز (افرادی چون دکتر یزدی، دکتر توسلی، مهندس صباغیان، مهندس توسلی، دکتر بنی‌اسدی، مهندس عبدالعلی بازرگان) چهره‌های شاخص و پا به سن گذاشته آن را تشکیل می‌دهند. امیدها برای تداوم حیات فکری ـ سیاسی نهضت آزادی کم نیست؛ هرچند مهمترین مساله در بعد تشکیلاتی برای چنین جمعیت پرسابقه‌ای تلاش برای پیوند خوردن با نسل جوان و نیاز به خون تازه در رگ‌های اندیشه‌ای و تشکیلاتی آن به نظر می‌رسد.

تداوم جمعیتی پرسابقه و اصیل همچون نهضت آزادی ایران نه تنها برای جامعه‌مدنی ایران به مثابه یک الگو و مدل امیدبخش از امکان کار جمعی و همکاری جدی اجتماعی، قابل ستایش و تقدیر است؛ بلکه برای ساخت قدرت هم به عنوان یک موهبت، قابل ارزیابی به نظر می‌رسد؛ موهبت تداوم حضور منتقدان و مخالفانی که دلسوز، منصف، اخلاقی، ملی، آگاه و قانونمندند.

منابع در آرشیو روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات