مهندس حسین کبریاییزاده
در حالی انتخابات 6 اکتبر در پاکستان برگزار شد که موجی از ناآرامیها و اعتراضات حزبی خیابانهای اسلامآباد را در نوردید ولی در نهایت پرونده برگزاری انتخابات با تایید ناظران آمریکایی و اروپایی در حال بسته شدن است این در حالی است که سریال بیثباتی این نقطه از شبهقاره همچنان ادامه دارد و احزاب مخالف دولت با برگزاری راهپیمایی سعی در تحت فشار قرار دادن کمیسیون انتخابات پاکستان برای رد صلاحیت ژنرال دارد که در انتخابات ریاست جمهوری طبق اظهارات غیررسمی محمد فاروق با اخذ 252 رای از 257 رای مجالس سهگانهء ملی، سنا و. ایالتی پیروز انتخابات 2007 لقب میگیرد با وجود اینکه زمان اعلام رسمی نتایج انتخابات به یازده روز دیگر موکول شده به نظر نمیرسد که اعتراضات خیابانی طیف مخالف دولت راه پرویز مشرف را در رسیدن به کاخ ریاست جمهوری سد کند.
اینکه علیرغم کشوقوسهای سیاسی فراوان از حوادث مسجد لال و حفصه گرفته تا جبههگیری و آرایش جدید احزاب در پاکستان علیه ژنرال، و تحرکات بینظیر بوتو و نوازشریف، چه دلایلی باعث شد این بار نیز مشرف با اقتدار راه کاخ ریاست جمهوری را در پیش گیرد محتوای نوشتاری است که از نظر خواهد گذشت.
مشرف که از 1999با یک کودتای نظامی آرام و بدون خونریزی قدرت را از دستان نوازشریف بیرون کشید متولد دهلی هند است (11 آگوست 1943) وی همه مراتب و مدارج قدرت را در اسلامآباد طی کرده است. مشرف به لحاظ رسته نظامی کماندو سابق ارتش پاکستان است. او در عین حال در خانوادهای سیاستپیشه اصول بازی قدرت را فرا گرفت. پدر مشرف سفیر پاکستان در ترکیه بود. و از این نظر نیز پسر راه پدر را از کانالی دیگر (نظامیگری) پیمود طوری که رهبری پاکستان را از 12 اکتبر 1999 به دست گرفت. این رئیسجمهور 64 ساله بدلیل حضور فعال در جنگ هند و پاکستان همواره مورد احترام قشر نظامی این کشور قرار داشته و البته این عامل برگ برنده او حداقل در جلب نظر غرب بوده بنحوی که علیرغم اذعان مشاوران و مقامات ارشد آمریکایی به نقش مشرف در تروریسمپروری (برغم سیاست اعلامی مبارزه با تروریسم) از حمایت این نظامی کهنهکار رویگردان نشدند.
در آوریل سال، 2002 ژنرال مشرف با برگزاری یک همهپرسی درصدد کسب مشروعیت برای تصدی سمت ریاست جمهوری و کسب اختیارات فوقالعاده برآمد، اما این همهپرسی با انتقادهای گسترده نسبت به بروز تخلفات گسترده در رایگیری مواجه شد.
در اکتبر سال، 2002 انتخابات مجمع ملی و مجالس ایالتی برگزار شد و حزب مسلم لیگ پاکستان (شاخه قاعداعظم) که در سال 2001 برای حمایت از پیروزی مشرف تاسیس شده بود، بیشترین تعداد کرسیها را در مجمع ملی به دست آورد تا همواره کننده راه ژنرال در سالهای اخیر در عرصه سیاسی این کشور فقیر ولی مهم بلحاظ روابط قدرت در دنیای معاصر باشد.
مشرف قواعد بازی قدرت را میشناسد. این مهم را از بکارگیری تاکتیکهای وی برای پیروزی بر رقبا در یک جامعه بسیار بیثبات و بشدت متفرق و غیر یکدست میتوان دریافت.
مشرف در یک اقدام غیرمنتظره در آستانه انتخابات از کنارهگیری از سمت نظامی خود سخن به میان آورد این اقدام حساب شده وی در رفع تردید حزب ائتلافی عمل که بیشترین نماینده را در پارلمان دارد نقش مهمی را بر عهده داشت. حزب ائتلافی مذکور از دور نخست ریاست جمهوری مشرف متحد وی بود حتی نقش قابل توجهی را در تثبیت قدرت مشرف و انزوای مخالفانش ایفا کرد. اما از آن روز تاکنون این طیف یک شرط را پیش روی مشرف قرار دادهاند و آن این بوده که مشرف سال 2004 ریاست ارتش را ترک کند. کنار گذاشتن یونیفرم نظامی توسط مشرف در شرایطی صورت گرفت که وی ژنرال کیانی، رئیس سرویس اطلاعاتی پاکستان که از نزدیکان وی به شمار میرود به ریاست ارتش برگزید و به عبارتی با اقدامی زیرکانه سکان ارتش را همچنان در دستان توانای خود حفظ کرد.
از جمله اقدامات دیگر که مشرف که نقش مهمی در پیروزی وی بر عهده داشت مذاکره با بینظیر بوتو از یک طرف و طرد نوازشریف از سوی دیگر است. این ترفند از دو بعد قابل توجه و تامل است اول آنکه حزب بوتو وزن سیاسی بیشتری را در پاکستان دارا میباشد حال آنکه حزب نوازشریف فاقد چنین وجههای میباشد و مشخصا اثرگذاری کمتری در انتخابات دارد. دوم اینکه این عمل مشرف که یکی را نوازش کند و دیگری را از خود براند حال آنکه هر دو متهم به فساد مالی میباشند سبب شکاف و انشقاق بین لیدرهای اصلی حزب مردم و مسلم لیگ گردید.
تمامی نکاتی که عنوان شد ما را نباید از مشکلات پیشروی رییسجمهور آینده این کشور دور کند مشرف در این دور از ریاست جمهوری خود با چالشهایی از جمله توزیع قدرت با بینظیر بوتو (توافقی که طی مصالحه ملی چند روز قبل از انتخابات به دست آمده)، برخورد با طالبانیزم و افراطیگری در پاکستان (تعهدی که غرب از مشرف در ازای حمایت از وی انتظار دارد) و فقر اقتصادی و عدم اعتماد به وعدههای غرب در حل مسایل اقتصادی این کشور، دست به گریبان خواهد بود که هر کدام از آنها میتواند در سرنگونی حکومت و پیش کشیدن خطر کودتای نظامی علیرغم نقشآفرینی جدید دوستان مشرف در ارتش قابل تامل باشد آلترناتیوی که سابقه چندین باره در جامعه سیاستزده پاکستان دارد.