سید ابراهیمی امینی
در دوم فروردینماه 1338 هدیه سال نوی خداوند به خانوادهام بودم. در روستای هرایرز از توابع شهرستان ممسنی در استان فارس متولد شدم. روستایی بود سرسبز و خرم که به خصوص در ایام عید مردم برای تفریح به آنجا میآمدند، اگرچه در اثر زلزله در سال 1364 تخریب شد ولی هنوز یکی از مراکز تفریحی در ایام عید میباشد. فرزند چهارم خانواده بودم که در قید حیات بودند. دوران ابتدایی را در همان روستا گذراندم.
برای تحصیل در دوره راهنمایی به شهر نورآباد مرکز شهرستان ممسنی آمدم، تعطیلات آخر هفته را به روستا برمیگشتم. پس از اتمام دوران راهنمایی، در هنرستان فنی نورآباد، در رشته اتومکانیک تحصیلم را ادامه دادم و در سال 1357 دیپلم خود را گرفتم. اگرچه در اوایل خیلی درس را جدی نمیگرفتم ولی در سالهای آخر رتبه اول بودم. پس از اخذ دیپلم برای گذراندن دوران سربازی به تهران آمدم، پادگان خرمآباد سابق که ما را تقسیم کردند و قرار شد در پادگان لشکرک دوره آموزشی را شروع کنیم.
آغاز خدمت سربازی مصادف بود با اوجگیری انقلاب و فرمان امام برای فرار از خدمت سربازی. من هم لبیک گفتم و به بهانه تهیه لباس سربازی به شهرستان مراجعت و دیگر برنگشتم. یکی از دوستان میگفت بیوگرافیات را در اینترنت نیمههای شب خواندم و به اینجا که رسیدم بیاراده زدم زیر خنده! خانمم بیدار شد گفت چرا میخندی؟ گفتم آقای امینی مبارزهاش هم بوی عافیتطلبی میدهد!!
خلاصه پس از پیروزی انقلاب به خدمت برگشتیم و دوران تخصصی زرهی را در شیراز و بقیه خدمت را در دشت آزادگان خوزستان به اتمام رساندیم.
مدتی سرپرست جمعیت هلال احمر شهرستان شدم و بالاخره در سال 1363 در کنکور گروه علوم انسانی شرکت کردم، بهرغم اینکه دیپلم اتومکانیک بودم، با رتبه 40 در رشته حقوق دانشگاه تهران (مجتمع آموزش عالی قم) قبول شدم، قبل از آن در سال 1360 در سن 22 سالگی ازدواج کردم و موقعی که دانشگاه قبول شدم. دو تا بچه یکی دختر و دیگری پسر را هم داشتم ـ اگر نگویید چرا با این عجله؟!! ـ خلاصه لیسانس حقوق را با معدل 34/18 و به عنوان رتبه اول تمام کردم. در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی در رشته حقوق خصوصی قبول شدم، بعد از اتمام در کنکور دکتری اعزام به خارج قبول شدم، ولی مشکلات اجازه نداد برای تحصیل به خارج از کشور بروم؛ همین جا ماندم.
به عنوان عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه شیراز در سال 1370 شروع به کار کردم. بعدش هم دکتری حقوق خصوصی را از همین دانشگاه تربیت مدرس خودمان گرفتم، پروانه وکالت پایه یک دادگستری را هم گرفتم. در سال 1374 ماهنامه آوای نور را منتشر کردم که تا دو، سه سال قبل منتشر میشد.
در دوره ششم مجلس هم به نمایندگی همشهریهایم انتخاب شدم. در مجلس نایبرئیس کمیسیون قضایی و حقوقی شدم. بعد هم نمایندگان من را به عنوان عضو هیات رئیسه مجلس انتخاب کردند.
بعد از نمایندگی هم با حکم آقای خاتمی به عنوان عضو هیات پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی انتخاب شدم. در خانه احزاب هم عضو شورای مرکزی و رئیس کمیته حقوقی، قضایی و داوری خانه احزاب ایران هستم.