تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۴۴۴۵۰
هاله افشار عضو ایرانی مجلس اعیان بریتانیا و استاد دانشگاه یورک در گفت‌وگو با اعتماد مطرح کرد

تلاش برای احیای همدلی بین ایران و انگلیس


کیوان مهرگان

* از زمانی که شما به عضویت مجلس اعیان انگلیس انتخاب شده‌اید، پرسش‌ها درباره فرآیندی که به انتخاب شما منجر شد، فراوان است. به عنوان نخستین پرسش می‌خواهم در این باره توضیح دهید که شما چگونه به عضویت مجلس اعیان انتخاب شدید؟

** در انگلستان سیستم انتخاب نماینده‌های مجلس اعیان به صورت نامریی عمل می‌کند اما به طور کلی می‌توانم بگویم در تمام عمر و به خصوص در سال‌های اخیر با شدت بیشتری در مورد حق زنان به طور کلی و به خصوص حقوق زنان مسلمان فعالیت داشته‌ام و با وزرای مختلف در کابینه‌های متعدد که در کشور انگلستان بر سر کار آمده‌اند همکاری می‌کردم. البته همکاری من شکل انتقادی داشت به کارهایی که انجام نمی‌شد ولی خوشبختانه این انتقادات به نظر آنان قابل قبول آمد و از طرف دیگر فعالیت‌هایی صورت گرفت که مورد توجه قرار گرفت و من انتخاب شدم. ما یک گروه زنان مسلمان هستیم که فعالیت بسیار گسترده‌یی داریم. همان‌طور که گفتم برای تامین حقوق زنان مسلمان تلاش می‌کنیم چون اداره این جلسات به عهده من بود، به همین دلیل فعالیت‌های ما مورد توجه قرار گرفت و به من این محبت شد.

* یعنی شما به نمایندگی از یک گروه زنان مسلمان انتخاب شدید؟

** خیر! من نماینده هیچ حزب و گروهی نیستم. کاری که من در مجلس اعیان ارائه می‌دهم ارائه اطلاعاتی است که پیش از این وجود نداشت. آنها تشویق کردند که من به مجلس بروم همان‌طور که می‌دانید نمایندگان یا نمایندگان مستقل عضو هیچ حزب و گروهی نیستند. بنابراین علت اصلی دعوت از من برای عضویت در مجلس ارائه اطلاعاتی بود که تا آن موقع ارائه می‌کردم و کماکان به این کار ادامه می‌دهم.

* بنابراین کار شما در مجلس اعیان ادامه همان فعالیت‌های تحقیقاتی شما در دانشگاه یورک است یا مانند نمایندگان احزاب اصلی در تصمیم‌گیری‌های مجلس اعیان حضور می‌یابید؟

** من در تمام تصمیم‌گیری‌ها دخالت نمی‌کنم برای اینکه کار تمام وقت من در دانشگاه یورک است و چون نمایندگی هیچ حزب و گروهی را ندارم فقط زمانی در جلسات مجلس اعیان شرکت می‌کنم که بتوانم نظری ارائه کنم که نیاز است و وارد باشد، بنابراین من در جلسات مجلس اعیان در برخی موارد حضور پیدا می‌کنم.

* می‌توانید مثال هم بزنید؟

** تمام مطالبی که درباره حقوق زنان، جلساتی که درباره حقوق اقلیت‌هاست، مطالبی که درباره برابری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان و اقلیت‌هاست. بنابراین فقط در مواردی که جلسات اعیان به حوزه فعالیت‌های من اختصاص داشته باشد، حضور پیدا می‌کنم.

* در ایران هر از چند گاهی اخباری درباره ارتباط مجالس اروپایی با برخی گروه‌های اپوزیسیون خارج از ایران منتشر می‌شود. این موضوع درباره مجلس اعیان هم مصداق دارد، واقعاً نگاه مجالس اروپایی از جمله مجلس اعیان به ایران چگونه است که این افراد می‌توانند به راحتی با نهادهای تصمیم‌گیر کشورهای اروپایی ارتباط بگیرند؟

** اولاً من با هیچ‌یک از نیروهای اپوزیسیون ایران رابطه‌یی ندارم. هیچ کدام از آنها هم با من ارتباطی نگرفته‌اند. ثانیاً من تازه‌کارم و واقعاً از درون مجلس اطلاع چندانی ندارم و نمی‌دانم در آنجا چه نظریاتی هست، چگونه به ایران نگاه می‌کنند و چگونه فعالیت می‌کنند. علتش هم مشخص است، همان‌طور که پیش از این هم گفتم من تمام وقت در دانشگاه یورک هستم.

* یعنی واقعاً اطلاع ندارید که در آنجا چگونه عمل می‌شود؟

** ببینید مجلس اعیان به گونه‌یی است که کسی عیان به شما نمی‌گوید باید چه کار کنید. خود فرد باید راه و چاه را پیدا کند و در واقع من هنوز دارم راهم را در مجلس پیدا می‌کنم بنابراین پاسخ روشنی برای پرسش شما ندارم.

* بین دولت‌های بریتانیا و جمهوری اسلامی ایران سال‌هاست چالش‌های زیادی وجود دارد، با توجه به آشنایی شما به فرهنگ ایرانیان و نیز نفوذی که در جامعه انگلیس دارید آیا اراده‌یی برای نزدیک کردن ملت‌ها و به تبع آن دولت‌ها دارید؟

** البته، من همیشه نظرم این بوده که بهترین راه همگامی است و بر این نظرم همچنان پابرجا هستم.

* چه برنامه مشخصی برای ایجاد این همگامی دارید؟

** من امیدوارم این همگامی از دو طرف باشد. ببینید، واقعیت این است که در ایران مسائل و نگرانی‌هایی وجود دارد. با این حال ما کماکان چاره‌یی نداریم جز اینکه دولت ایران «لطف» کند و امکان برخی فعالیت‌ها را فراهم کند. از طرف دیگر در اینجا و در انگلستان من بارها مخالفت خودم را با هرگونه اقدام شدید از طرف دولت انگلستان با ایران اعلام کرده‌ام و تا آنجا که من اطلاع دارم دولت انگلستان فعلاً خیال عکس‌العمل شدید علیه جمهوری اسلامی ایران ندارد. به رغم اینکه خیلی تازه‌کارم و از پیچیدگی‌های سیستم اطلاع ندارم اما شخصاً با هرگونه و هر نوع عکس العمل شدید مخالف هستم. از نظر من هر نوع سوء‌تفاهم و حتی تضاد با گفت‌وگو و رایزنی از سوی هر دو طرف قابل حل است. از دل گفت‌وگوها و رایزنی‌ها است که راه‌حلی برای مشکلات بیرون می آید، اما از دل هیچ خشونتی راه‌حلی برای مشکلات بیرون نیامده است.

* آیا شما چالش‌های دو طرف ایران و انگلیس را دنبال می‌کنید؟

** بله، مسائل را کم و بیش دنبال می‌کنم اما در آن حدی نیستم که به عنوان یک کارشناس اظهارنظر کنم. البته ایران وطن من است و اخبار ایران را با دقت بیشتری دنبال می‌کنم.

* تصوری که از دولت بریتانیا وجود دارد، یک دولت دنباله‌رو ایالات متحده است. شما با وزرای مختلف در کابینه‌های متعدد همکاری کردید و طبیعی است با آن دولت‌ها از نزدیک آشنا هستید آیا واقعاً دولت بریتانیا یک دولت دنباله‌رو آمریکا است؟

** من با دولت‌ها همکاری داشته‌ام، اما مشاوره من در این موضوعات نبوده است و این از سوالات بغرنجی است که همه چه در محیط دانشگاه و چه در سایر محافل به دنبال پاسخ آن هستند که چرا؟! البته من از رفتار بریتانیا متعجبم چون زمانی که آقای جک استراو وزیر امورخارجه بریتانیا بود روابط به سمت پیشرفت، حرکت می‌کرد. آقای استراو از مدافعان ایران بود. من یکی، دو بار که با ایشان صحبت کردم ایشان را فردی روشنفکر درباره ایران دیدم. بنابراین پاسخ به پرسش، پاسخی نیست که بتوان در چند دقیقه و حتی چند ساعت به آن پاسخ گفت.

* شما کتاب‌های متعددی درباره زنان مسلمان نوشته‌اید و تحقیقات گسترده‌یی هم در این حوزه داشته‌اید. از نظر شما فعالیت‌های اجتماعی زنان ایران در چه سطحی است؟

** به نظر من زنان ایرانی مسلمان، فعالیت‌های بی‌نظیری دارند و از نظر من جزء فعال‌ترین زنان در سطح دنیا هستند و سطح موفقیت و کامیابی‌شان هم خیلی بالا است. از نظر من آنچه در این فعالیت‌ها قابل تحسین است، این است که همه روی حقوق انسانی و اسلامی خود تکیه و تاکید می‌کنند. فعالیت زنان ایرانی تحسین‌برانگیز است.

* از نظر شما فعالیت زنان ایران مثمرثمر هم بوده است؟

** البته که مثمرثمر بوده است. شما به موقعیت زنان ایران در دانشگاه نگاه کنید، اوایل که انقلاب اسلامی تازه پیروز شده بود زنان نمی‌توانستند در خیلی از رشته‌ها شرکت کنند اما در حال حاضر در همه رشته‌ها جز یک رشته همه زنان می‌توانند حضور پیدا کنند و حضور پیدا کرده‌اند و این یک نقطه درخشان برای فعالیت زنان در حوزه علم و دانشگاه است.

* برخی این تغییر ترکیب جنسیتی دانشگاه‌ها را یک تهدید قلمداد می‌کنند. این گروه معتقدند تغییر ترکیب جنسیتی دانشگاه‌ها، جامعه را در آینده‌یی نه چندان دور با بحران‌هایی نظیر بحران نیروی کار، بحران ازدواج و غیره روبه‌رو می‌کند آیا دغدغه این گروه، دغدغه بجایی است؟

** این تغییر ترکیب جنسیتی دانشگاه‌ها یک تهدید نیست و نمی‌تواند تهدید هم باشد. به خاطر اینکه در همه جای دنیا این یک اصل پذیرفته شده است که اگر کسانی قادر باشند بدون رفتن به دانشگاه فعالیت اقتصادی درآمدزا داشته باشند، به هیچ وجه دانشگاه نمی‌روند و در تمام دنیا باز این یک اصل است که وقتی همه راه‌ها برای تامین امکانات به روی زنان بسته شود، چاره‌یی ندارند جز اینکه وارد دانشگاه بشوند بنابراین این یک روش کلی است. بنابراین این اتفاق (ورود زنان به دانشگاه) مختص ایران نیست و در همه جای دنیا در حال رخ دادن است. دوم اینکه این مساله تهدید نیست.

* این بحران نیروی کاری که برخی درباره آن اظهار نگرانی می‌کنند را چگونه تحلیل می‌کنید؟

** چه بحرانی، در ثانی همان بهتر که زنان وارد بازار شوند، ثالثاً زنان هنگامی به دانشگاه می‌روند که نتوانند در بازار کار به طور برابر امکان موفقیت داشته باشند. در ضمن تا آنجا ما دیده‌ایم و می‌بینیم در هیچ کجای جهان زنان نتوانسته‌اند بازار کار را به انحصار خود در بیاورند، به تعبیر دیگر تغییر ترکیب جنسیتی دانشگاه الزاماً به معنای تغییر ترکیب نیروی کار نیست. مردان ایرانی هم خیالشان راحت باشد این اتفاق به زودی رخ نخواهد داد.

* همین تغییر ترکیب جنسیتی دانشگاه‌ها چه تاثیری بر دموکراتیک شدن جامعه ایرانی داشته است؟

** هر جامعه‌یی که آگاه‌تر، فهمیده‌تر و درس خوانده‌تر باشد طبیعی است که می‌تواند سمت و سویی برای حرکت داشته باشد. بنابراین تحصیل زنان ایرانی در سطوح عالی را اگر از این زاویه نگاه کنیم، تاثیر مستقیمی روی پروسه دموکراسی در ایران خواهد داشت. آگاهی و دانایی در سطح دانشگاهی سنگ‌بنای اول پیشرفت برای هر جامعه‌یی است. فرقی هم ندارد چه مردان و چه زنان هر چه آگاه‌تر باشند حرکت آنها منطقی‌تر، باانصاف‌تر و با داوری بهتری خواهد بود.

* در حال حاضر آنچه فعالیت‌های زنان ایرانی را تهدید می‌کند، چیست؟

** راز پیشرفت هر جامعه‌یی در طرح مسائل، بحث و بررسی آنها و سپس تصمیم‌گیری است. من موفقیت کنونی‌ام را مرهون همین نگاه انتقادی‌ام می‌دانم. من هر بار که طرح مساله کرده‌ام انعکاس نظرات اقلیت‌ها بوده است که اساساً نظراتی انتقادی بوده است. من مساله را از زاویه دیگری نگاه می‌کنم. ما شیعیان معتقدیم که عقل ملاک همه عمل ماست و اگر عقل را ملاک اعمال و رفتار خود قرار بدهیم می‌توانیم فضای باز و آزادی برای طرح نظرات گوناگون داشته باشیم.

* تحقیقات شما در حوزه زنان مسلمان و انطباق آموزه‌های اسلام با حقوق برابر زنان بوده است. براساس آنچه شما تحقیق کرده‌اید آیا حقوق زنان در تضاد با آموزه‌های اسلامی است. آیا آموزه‌های مذهبی بخشی از حقوق زنان را در برابر مردان نادیده گرفته است؟

** به هیچ‌وجه آموزه‌های اسلامی خصوصاً آموزه‌های شیعه با آنچه زنان به عنوان حقوق برابر خود‌طلب می‌کنند، در تضاد نیست. من هم‌اکنون در دانشگاه یورک تدریس می‌کنم به دولتمردان و دانشجویان انگلیسی می‌گویم شما به حقوقی که اسلام به زنان داده نگاه کنید و یاد بگیرید. من معتقدم برخی حقوقی که زن مسلمان از 14 قرن پیش به دست آورده، هنوز یک زن انگلیسی از آن برخوردار نیست. من احتیاجی نمی‌بینم که بگویم حقوقی که زنان ایرانی طلب می‌کنند یک حقوق مدرن است. توصیه می‌کنم از آموزه‌های اسلامی یاد بگیرند که زنان چه حقوقی دارند. براساس تحقیقاتی که کرده‌ام، نمی‌توانم تضادی بین آنچه اسلام بیان می‌کند و آنچه زنان طلب می‌کنند، پیدا کنم. مشکل اینجا است که ما نتوانسته‌ایم این حقوق را از منابع اسلامی اخذ بکنیم، با آنچه رایج جامعه است تطبیق بدهیم و آن را به درستی اجرا کنیم. بنابراین تضادی بین حقوق زنان و آنچه اسلام بیان می‌کند، وجود ندارد.

* در میان کشورهای خاورمیانه فعالیت زنان سه کشور ترکیه، ایران و پاکستان بیش از همه مورد توجه است. در ترکیه زنان مسلمان یک سیما از فعالیت‌های خود را نشان داده‌اند. در ایران یک چهره و در پاکستان روی دیگری به نمایش گذاشته شده است. فعالیت زنان مسلمان در این سه کشور تفاوت‌ها و تشابهاتی دارد. ایران میان دو کشور ترکیه و پاکستان ایستاده است. شما که در حوزه تمدنی خاورمیانه فعالیت علمی داشته‌اید در مقایسه فعالیت زنان این سه کشور چه تفاوت‌ها و تشابهاتی بین فعالیت زنان ایران با ترکیه از یک طرف و ایران و پاکستان از طرف دیگر وجود دارد؟

** باز هم تاکید می‌کنم و تردیدی در آن نمی‌بینم که فعالیت زنان ایرانی فعالیتی تحسین‌برانگیز است.

* فعالیت‌های زنان ایرانی چه مزیتی دارد که شما این‌گونه آنها را ستایش می‌کنید؟

** این درست است که زنان ترکیه‌یی از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن و حقوق برابر قابل توجهی برخوردار بوده‌اند تفاوت مساله اینجا است که به دست آوردن این امتیازات محصول و دسترنج فعالیت زنان ترکیه نبوده است. زنان ایرانی مزیتی که دارند این است که خودشان آستین را بالا زده‌اند و برای استیفای حقوق‌شان وارد فعالیت‌های مدنی و مسالمت‌آمیز شده‌اند. اگر یک زن ترکیه‌یی به مقام نخست‌وزیری هم می‌رسد به خاطر این است که 80 سال پیش به این امتیازها دست یافته است. در پاکستان گرفتاری‌های زنان بسیار زیاد است چون دولتی که در پاکستان بر سر کار است دولتی دموکراتیک نیست و زنان پاکستانی هم نمی‌توانند به راحتی برای استیفای حقوق خودشان تلاش کنند. دولت پاکستان چون دولتی دموکراتیک نیست نه تنها حقوق زنان را با مخاطره مواجه می‌کند بلکه نسبت به حقوق اقلیت‌ها هم به بدترین شکل ممکن عمل می‌کند.

* البته نباید توقع داشت کشوری که چند سال است زنان را از مطبخ به عرصه‌های اجتماعی کشانده با کشوری که 80 سال است حقوق زنان در آن رعایت می‌شود برابر بگیریم. چون باورها بر این امر استوار است که این انقلاب 57 بود که توانست زنان را به صحنه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی بیاورد؟

** اگر بخواهیم این گونه نگاه کنیم من معتقدم فعالیت زنان ایرانی به قرن نوزدهم میلادی برمی‌گردد. این زنان ایرانی بودند که برای استیفای حقوق‌شان کالسکه شاه را گرفتند و نسبت به تضعییع حقوق‌شان اعتراض کردند و این زنان ایرانی بودند که دوشادوش مردان در انقلاب مشروطیت مبارزه کردند. بنابراین فعالیت زنان ایرانی تازه نیست مادربزرگ من به تضییع حقوق زنان اعتراض می‌کرد تا حالا که خود من یک مادربزرگم. اگر شما می‌بینید زنان ایرانی به موفقیت‌های بی‌نظیری دست پیدا کرده‌اند به خاطر ریشه‌دار بودن فعالیت‌های آنان است؛ فعالیت‌هایی که فراتر از ده سال، بیست سال و سی سال است. این آزادیخواهی و برابری‌طلبی قدمت طولانی دارد بنابراین اگر ما بخواهیم تلاش‌های زنان به ثمر بنشیند فعالیت‌های آنان باید دو ویژگی و دو مشخصه بارز را داشته باشد؛ نخست ریشه‌دار بودن است که در ایران وجود دارد دوم فضا و امکانات برای فعالیت است که امکانات دیر به زنان ایرانی رسید بنابراین در اینکه زنان ایرانی به موفقیت می‌رسند، تردید ندارم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات