نویسنده: سالی مکنامارا
مترجم: حبیبالله فاضلی
مدیر بخش تحلیلهای سیاسی بنیاد تاچر
زیرذرهبین:
با انتخاب سارکوزی به عنوان رئیسجمهور فرانسه، دستور کارهای این کشور در رابطه با آمریکا دچار تحول خواهد شد. چرا که سارکوزی را باید یک اصلاحطلب آمریکاگرا خواند. او احتمالاً از مواضع ضدآمریکایی جناح سنتی گلیست فاصله خواهد گرفت و جسارت بیشتری در جهت احیای روابط حسنه با واشنگتن از خود نشان خواهد داد. با این وجود دولت ایالات متحده آمریکا نباید انتظار تغییر سریع سیاست خارجی فرانسه را داشته باشد. چرا که سارکوزی در داخل با نهادها و گروههایی مواجه است که خواهان تجدیدنظر اساسی در روابط با واشنگتن هستند.
">نویسنده: سالی مکنامارا
مترجم: حبیبالله فاضلی
مدیر بخش تحلیلهای سیاسی بنیاد تاچر
زیرذرهبین:
با انتخاب سارکوزی به عنوان رئیسجمهور فرانسه، دستور کارهای این کشور در رابطه با آمریکا دچار تحول خواهد شد. چرا که سارکوزی را باید یک اصلاحطلب آمریکاگرا خواند. او احتمالاً از مواضع ضدآمریکایی جناح سنتی گلیست فاصله خواهد گرفت و جسارت بیشتری در جهت احیای روابط حسنه با واشنگتن از خود نشان خواهد داد. با این وجود دولت ایالات متحده آمریکا نباید انتظار تغییر سریع سیاست خارجی فرانسه را داشته باشد. چرا که سارکوزی در داخل با نهادها و گروههایی مواجه است که خواهان تجدیدنظر اساسی در روابط با واشنگتن هستند.
نیکلای سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری 16 می، با کسب 53 درصد آراء برنده شد و اینک قدرت فائقه فرانسه را در دست دارد. وعدههای او به اصلاحات اقتصادی در اقتصاد بیمار فرانسه و تلاش برای احیای وجهه بینالمللی این کشور، شرکتکنندگان را مجاب ساخت تا او را بر رقیبش ترجیح دهند. به نظر میرسد که مردم فرانسه به اهمیت انتخابشان نسبت به آینده کشورشان واقفند و به همین دلیل یک اصلاحطلب آمریکاگرا را انتخاب کردند. واشنگتن بلافاصله از پیروزی سارکوزی اظهار رضایت کرد و بوش شخصا پیروزی او را تبریک گفت، در مقابل، او نیز نسبت به گسترش روابط بین 2 کشور اظهار امیداوری کرد.
در ابتدا باید گفت که فهم همزمان 2 هدف سارکوزی یعنی احیای جایگاه فرانسه در قلب اروپا و دیگری برقراری روابط سیاسی گسترده با آمریکا برای سیاستمداران آمریکایی دشوار و مبهم مینماید.
سارکوزی و سیاست خارجی آمریکا
عصر ژاک شیراک به پایان رسید و رؤیای همیشگی سارکوزی جوان و مردمگرا برای ورود به کاخ الیزه تعبیر شد. سارکوزی پستهای انتخابی و انتصابی سیاسی زیادی را تجربه کرد و همین موقعیعتها بودند که او را به سوی ریاست جمهوری سوق دادند و میتوان گفت که انتخاب او در راستای منافع راهبری آمریکا قرار دارد.
در یک سال گذشته سارکوزی شخصا سیاست خارجی ویژهای را مستقل از جناح سنتی گلیست فرانسه اتخاذ کرد. اعتراض خشمگینانه ژاک شیراک نسبت به سخنان سارکوزی در هنگام دیدار از واشنگتن ـ که در سپتامبر 2006 انجام شد ـ این امر را آشکار ساخت که سارکوزی تا اندازه زیادی از مواضع سنتی فرانسه نسبت به آمریکا فاصله گرفته است.
دیدار موفقیتآمیز سارکوزی در سال 2006 از آمریکا که به مناسبت پنجمین سالگرد حملات 15 سپتامبر انجام شد قصد او را برای بهبود روابط دوجانبه نشان داد. دیدار سارکوزی با بوش رئیسجمهور آمریکا در حالی که او عرفاً در مقام یک رئیس دولت نبود اندکی غیرمعمولی به نظر میرسید، اما اینک و با نگاه به گذشته به آیندهنگری واشنگتن پیمیبریم.
سخنان و شیوه رفتار سارکوزی در طول سفرش به آمریکا، نقطه عطفی در روابط به شدت آسیبدیده آمریکا و فرانسه به شمار میآید. سخنرانی او در سفارت در آمریکا در طول سفرش، مطابق با معیارهای حاکم بر سیاست خارجی فرانسه نبود.
«بحران سال 2006 که بین 2 کشور فرانسه و آمریکا رخ داد بزرگتر از بحران 1966 بود؛ یعنی هنگامی که آمریکا نیروهای خود را از پایگاههای ناتو در فرانسه بیرون کشید... شما آمریکاییها از حملات 11 سپتامبر 2001 شدیدا آزرده خاطر شدید و به همین خاطر علت اصلی موضعگیری فرانسه در مخالفت با حمله به عراق در نیافتید و حتی بعضی از شما با سردادن شعار آن را نوعی خیانت قلمداد کردید.»
آشکار است که سارکوزی در این سخنان مواضع اعلامی شیراک در 2003 نسبت به حمله به عراق را مورد انتقاد قرار داد؛ موضوعی که منجر به سردی روابط 2 کشور شده بود. او در سپتامبر 2006 در مصاحبه با لوموند گفته بود، در این دوران بحرانهای زیادی در روابط فرانسه و آمریکا وجود دارد و آمریکاییها از کشوری که احساس نزدیکی تاریخی بدان میکنند و ارزشهای مشترکی با آن دارند ناامید شدهاند. با این وجود نیروهای ائتلاف در عراق به رهبری آمریکا نباید انتظار داشته باشند که فرانسه سریعا به آنها بپیوندد اما میتوانند منتظر باشند که لفاظیهای اعتراض فرانسه پایان یابد.
موضع سارکوزی در رابطه با جنگ اسرائیل و لبنان نیز از جمله اظهارات متمایز او از خط اصلی سیاست خارجی فرانسه است. سارکوزی از اینکه حزبالله را نیرویی مهاجم معرفی کند ابائی ندارد و آشکارا از حق اسرائیل در دفاع از خود سخن گفته است؛ اگرچه که او بیان داشته اسرائیل بایستی خویشتنداری بیشتری از خود نشان دهد. در واقع میتوان گفت که سیاستهای سارکوزی به طور قابل توجهی شبیه سیاستهای ایالات متحده بوده و رویکرد او نسبت به خاورمیانه رویکردی منطقی و معقول نسبت به این منطقه در اتحادیه اروپا است. تلاش سارکوزی برای کاهش حجم اظهارات ضدآمریکایی در فرانسه، نشانه مهمی از عزم او برای مبارزه با تروریسم است. یک سال بعد از شروع آزادسازی عراق (جنگ عراق) نصف بیشتر مردم فرانسه معتقد بودند که انگیزه اصلی آمریکا از جنگ با تروریسم تسلط بر جهان است. طبق نظرسنجیهای سال 2006، 76 درصد مردم فرانسه معتقد بودند که جنگ در عراق و برداشتن صدام حسین جهان را ناامنتر ساخته است. سارکوزی تأیید میکند که پاریس هم میتوانست هدف حملات 11 سپتامبر قرار گیرد و اتخاذ موضع ضدآمریکایی موضع اصیل مردم فرانسه نیست بلکه ارتباط مستقیمی با عقاید شیراک دارد.
سیاست خارجی جدید سارکوزی پیامی مهم به اتحادیه اروپا نیز هست، چرا که او به همراه آلمان به نخستوزیری آنگلا مرکل و گلدن براون ـ نخستوزیر انگلیس ـ هیأت 3 نفرهای از رهبران اروپایی هستند که سیاستهای آمریکاگرایانه را تعقیب میکنند.
پیروزی انتخاباتی سارکوزی تغییر مطلوبی در رهبران اروپایی برای آمریکا محسوب میشود؛ چرا که آنها از این پس در باب مسائل مهمی چون قضیه ایران و دارفور به حمایت و پشتیبانی الیزه امیدوارتر خواهند بود، هرچند ایفای اینگونه مسئولیتهای خارجی توسط او بستگی به توان و امکانات او در داخل نیز دارد. کاخ سفید از اینکه متحد بالقوهای را در اروپا به قدرت رسانده خوشحال است اما این یک واقعیت است که مسئولیتهای حاکم بر مناصب انتخابی همیشه با نیت رهبران یا انتخابشوندگان هماهنگ نیست. سارکوزی از طرفی باید به ارتقای جایگاه فرانسه بیندیشد که از وعدههای او بوده و هم شهروندانی که از اصلاحات افراطی او در گذشته در مقام وزارت کشور عصبانیاند را راضی نگه دارد.
سارکوزی و اتحادیه اروپا
به رغم گرایش شدید سارکوزی به واشنگتن، در نطق پیروزی انتخاباتیاش بیان داشت که حمایت همهجانبه فرانسه از همگرایی اروپا را ادامه خواهد داد و این در حالی است که رأیدهندگان فرانسوی در سال 2005 به قانون اساسی اروپایی رأی منفی دادند.
در حمایت از قانون اساسی اروپایی، سارکوزی در طول برگزاری همهپرسی گفته بود که من در طول 50 سال اول زندگیام نیازی نبوده که برای کشورم به جنگ بروم و این فقط یک دلیل داشته و آن وجود اروپای متحد بوده است.
بدین ترتیب سارکوزی با حمایت از قانون اساسی اروپایی و آرمانهای آن، یعنی اتخاذ یک سیاست واحد اروپایی و کمک به شکلگیری یک فراناسیونالیسم قدرتمند درصدد است تا خود را به یک بازیگر مهم اروپایی تبدیل کند.
یک نکته قابل توجه اینکه قانون اساسی اروپای واحد پیوستگی و همگرایی فراآتلانتیکی بین اروپا و آمریکا که از 1992 برقرار بوده تهدید میکند. این قانون اساسی، اتحادیه اروپا را به مثابه یک کلیت حقوقی، روابط خارجی مستقل و واحد، استقلال مالی و مالیاتی به عنوان یک رقیب در مقابل آمریکا قرار میدهد.
نظر موافق مرکل و سارکوزی برای گسترش روابط میتواند به احیای ائتلاف آلمان ـ فرانسه بینجامد که این عمل نه به نفع اتحادیه اروپاست و نه به نفع ایالات متحده.
نتیجهگیری
در نهایت اینکه اگرچه سارکوزی با دستور کار جدیدی در رأس کشور فرانسه قرار گرفته اما او برای رسیدن به برنامههایش موانع زیادی پیش روی دارد، جایگاه فرانسه در جهان به عنوان یک رهبر جهانی نه تنها به خاطر سالها مسامحه و غفلت بلکه به خاطر روابط تیره با آمریکا رضایتبخش نیست. سارکوزی مواضع خام ضدآمریکایی را که از زمان حمله به عراق تاکنون حاکم بر روابط کشور بوده نمیپذیرد و شجاعانه درصدد احیای روابط حسنه است؛ به گونهای که او اینک در شمار دوستان واشنگتن است. واشنگتن هم نباید انتظار تغییر سریع سیاست خارجی فرانسه را داشته باشد؛ چرا که سارکوزی در داخل با مخالفت نهادها و گروههایی که خواهان تجدیدنظر اساسی در روابط با واشنگتن هستند و از طرفی خواهان یک سری اصلاحات داخلی افراطیاند روبهرو است.
همچنین سارکوزی معتقد به اتحاد آلمان و فرانسه نه تنها در روابط سیاسی و در چهارچوب اتحادیه اروپا بلکه در اکثر زمینههاست.
در پایان آنچه که باقیمانده این است که باید منتظر ماند تا ببینیم که آیا سارکوزی انگیزه و توان لازم برای رهبری و ایجاد یک روابط مطلوب با آمریکا در قالب منافع 2 کشور را داراست یا نه.