جورج بوش، رئیسجمهور ایالات متحده روز جمعه وارد کویت شد تا دومین فاز سفر خاورمیانهای خود که متضمن تلاش برای همراه ساختن رهبران کشورهای عرب منطقه با تلاشهای آمریکا با هدف مقابله با ایران و تسریع روند پروسه صلح خاورمیانه است را آغاز کند در حالی که تردیدهای بسیاری پیرامون جهتگیری سیاست خارجی واشنگتن در منطقه وجود دارد.
اگرچه بوش توانسته با موفقیت نسبی طرح افزایش نیروهای آمریکایی در عراق و احیای تلاشهای خود برای احیای پروسه صلح خاورمیانه تا حدودی اعتبار از دست رفته خود را نزد اعراب باز یابد لیکن انتظار نمیرود او در بخشی از دنیا که سیاستهای آمریکا همیشه نتایجی فاجعهآمیز پربار آورده با استقبالی گرم مواجه شود.
از نگاه اعراب کوچه و خیابان، بوش کسی است که نامش با خشونتهایی که در نتیجه اشغال عراق سر برآورد، گره خورده است. او مسئول سوءاستفاده از زندانیان ابوغریب و قصههای متناقضی است که در مورد گوانتانامو نقل میشود. او را کسی میبینند که پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال گذشته سرزمینهای فلسطین پافشاری خود بر دموکراتیزه کردن منطقه را به ناگاه فراموش کرد.
هنوز رئیسجمهور آمریکا به خاورمیانه نیامده بود که رسانههای عرب از او به عنوان جنایتکاری یاد میکردند که در کشورهای عربی با استقبال گرمی مواجه نمیشود. مطالبی که در روزنامههای عرب منتشر میشد از شدت خصومت با بوش و آمریکا حکایت داشت. القدس عربی که روزنامهای عرب زبان است که در لندن منتشر میشود در یادداشتی از پا گذاشتن بوش به روی فرش قرمزی در خاورمیانه سخن به میان آورد که از خون قربانیان سیاستهای آمریکا در منطقه رنگین شده است.
هیچ کس در این که بوش در سفر به کشورهای عربی با اعتراضات خیابانی گسترده روبهرو خواهد شد، تردید نداشت. او در سفر خاورمیانهای خود به کشورهایی سفر کرد که اگرچه حاکماناش ایالات متحده را متحد کلیدی خود میپندارند اما مردم سرکوب شده این کشورها که از ابتداییترین حقوق دموکراتیک محروم هستند، مخالفان سرسخت آمریکا هستند.
اگرچه حاکمان کویت برای بوش فرش قرمز پهن کردند اما استقبال آنها به مراتب سردتر از استقبالی بود که در سال 1992 میلادی از پدر او به عمل آوردند. بوش پدر از نگاه اعراب به رغم همه اشتباهاتی که آمریکا در سطح منطقه مرتکب شده بود از سوی اعراب آزاد کننده کویت پس از اشغال این کشور توسط ارتش صدام در سال 1991 تلقی میشد.
اما نگاهی که نسبت به پسر او وجود دارد، کاملا متفاوت است. بوش پسر رئیسجمهوری است که فرمان اشغال یک کشور عرب را صادر کرد. اقدامی که تبعات زیادی برای کل منطقه به همراه داشت. او کسی است که تا همین اواخر با حمایت بیشائبه خود پروسه صلح خاورمیانه را به فراموشی سپرده بود و با پافشاری خود بر طرح دموکراتیزه کردن منطقه که معادل تغییر رژیمهای عرب بود حتی نزد رهبران اعراب هم به چهرهای منفور تبدیل شد.
شاید به همین دلیل بود که اگرچه از او به عنوان رهبر تنها ابرقدرت معاصر در پایتختهای عربی به گرمی استقبال شد اما اثری از حمایتهای پوپولیستی از او در سطح منطقه نبود.
رئیسجمهور آمریکا در این سفر اهدافی دوگانه را دنبال میکرد. او از یکسو به دنبال ترغیب کشورهای عربی به حمایت از تلاشهای واشنگتن برای اعمال فشار به تهران است و از دیگر سو همه رهبران عرب را به حمایت از طرح نوظهور خود برای فیصله دادن به مناقشه دیرینه اسرائیل و فلسطینیان در کمتر از یک سال فراخوانده است.
کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا در مسیر عزیمت از تلآویو به کویت در هواپیما به خبرنگاران گفت: واشنگتن انتظار ندارد اعراب در چشم به هم زدنی از تلاشهای نوظهور بوش حمایت کنند اما تاکید کرد بوش امیدوار است بتواند رهبران کشورهای عرب منطقه را به ایفای نقش در این تلاشها وادارد.
آنچه شاید بوش بدان توجه نکرده این که در پایتختهای عربی که از آنها دیدار به عمل میآورد با گلایههایی متحدان عرب آمریکا پیرامون چگونگی برخورد آمریکا با ایران، نحوه عملکرد ارتش آمریکا در عراق و حمایتهای همیشگی و یکجانبه واشنگتن از تل آویو مواجه خواهد شد.
تردیدی وجود ندارد که بوش در بین رهبران عرب کسی که حامی رویارویی نظامی ایالات متحده و ایران باشد، نخواهد یافت. اعراب که نسبت به نیات آمریکا در قبال آمریکا تردیدهای عمیق دارند طی ماههای اخیر سعی کردند روابط خود را با تهران بهبود بخشیده و سیاست مستقلی را در قبال تهران در پیش گیرند.
تا آنجا که به برنامه تازه بوش برای اعاده صلح به خاورمیانه مربوط میشود هم بعید است کشورهای عربی روی خوشی به طرح تازه بوش نشان دهند چرا که به اعتقاد آنها به رغم رنگ و روی صلحآمیز این طرح از آنجا که منافع فلسطینیان در آن لحاظ نشده حمایت از چنین طرحی تنها موجبات تشدید نارضایتی عربها را به همراه خواهد داشت.
به اعتقاد رهبران عرب اوضاع به هم ریخته امروز خاورمیانه نتیجه سیاستگذاریهای غلط واشنگتن است. مصر با گسترش اعتراضهای ضددولتی مواجه است، لبنان به دلیل حمایت آمریکا از یک گروه خاص در آستانه ورود به بحران جدیدی قرار گرفته و عراق کماکان دستخوش ناآرامی است.
دقیقا به همین دلیل است که انتظار نمیرود بوش در خاورمیانه برای طرحهای خود گوش شنوایی پیدا کند. به اعتقاد بسیاری بوش بارها نشان داده پیش از آنکه به دنبال دموکراسی باشد در پی تامین امنیت و منافع ایالات متحده است.