*به عنوان رئیس مجلس هفتم، مهمترین نقاط ضعف و قوت مجلس هفتم را در چه میدانید؟
**از نظر بنده مهمترین نقطه قوت این مجلس دفاع از مبانی انقلاب اسلامی، اندیشههای امام راحل، التزام و اعتقاد حقیقی به قانوناساسی، دفاع از استقلال کشور، حمایت از منافع و مصالح ملی و تاکید بر حفظ عزت جمهوری اسلامی است.
یک نقطه قوت دیگر مجلس هفتم کارهای کارشناسی و پژوهشی است که در کمیسیونها و خصوصاً در مرکز پژوهشهای مجلس انجام میشود. مرکز پژوهشهای مجلس در این دوره بسیار فعالتر از دورههای قبل بوده و نمایندگان معمولاً برای طرحها و لوایح به بررسیهای مرکز پژوهشها دسترسی دارند و این کار فرصتی ایجاد میکند تا نمایندگان با دید کارشناسیتری تصمیم بگیرند.
در مورد نقاط ضعف مجلس هم باید بگویم یکی از ضعفهای مجلس معایب و مشکلات و ضعفهایی است که در آییننامه داخلی مجلس وجود دارد که باعث شده در اداره مجلس ابهام و مشکل ایجاد شود و کارآمدی مجلس کاهش یابد. آییننامه داخلی مجلس متضمن حقوق نمایندگان و جهاتی است که باید استقلال نمایندگان حفظ شود، ولی به نظر میرسد مجلس برای افزایش کارآمدی احتیاج به یک اصلاحاتی دارد. به عنوان نمونه به یک مشکل که به جنبه نظارتی مجلس مربوط میشود اشاره میکنم، با توجه به این که قانونگذاری بدون نظارت معنی ندارد احساس من این است که برای وظیفه نظارتی مجلس به اندازه قانونگذاری فکر نشده و لوازم نظارت در مجلس آماده نیست. مثل این است که شما نوزادی را به دنیا بیاورید و به جای پرستاری و مراقبت از آن نوزاد او را سر راه و کنار کوچه بگذارید و کاری به کارش نداشته باشید، قانون هم مثل نوزاد است که این نوزاد را باید پرستاری و نظارت کرد که آیا به آن عمل میشود یا نه؟ تجربه 8 ساله بنده در مجلس این است که ما باید یک تحولات ساختاری و تشکیلاتی گسترده و عمیقی در مجلس ایجاد کنیم که کفه نظارتی را همسنگ کفه قانونگذاری کند.
*شما در بیان نقاط قوت مجلس به فعال شدن مرکز پژوهشها در دوره مجلس هفتم اشاره کردید اگر مایل هستید بفرمایید آیا این مرکز توانسته است به عنوان اتاق فکری برای نمایندگان باشد؟
**مرکز پژوهشها تعداد زیادی بررسی کارشناسانه مختصر و مفصل در این دوران منتشر کرده است که این سرمایه خوبی برای قوه قانونگذاری و کل کشور است شما میتوانید به مرکز مراجعه کنید و آمار این پروژهها و عناوین آنها را به دست آورید.
به عنوان نمونه یکی از کارهای خوب مرکز، کار روی تبصره 13 قانون بودجه سال 85 در مورد مصرف انرژی و سوخت بود که مجلس در این زمینه همکاری خوبی با دولت داشت و توانست یک بسته کارشناسی شدهای را در قالب تبصره 13 در قانون بودجه بگنجاند، نمونه دیگر فعالیت این مرکز در اصل 44 قانون اساسی بود به طوری که در بررسی اصل 44 قانون اساسی مرکز یک پای ثابت کار بود.
مرکز پژوهشهای مجلس در بسیاری از موارد که نمایندگان به مرکز سفارش میدهند، سفارش آنها را بررسی میکند خود من مکرر موضوعاتی را به مرکز ارجاع دادم و آنها کار کارشناسی انجام داده و در اختیارم گذاشتند حال من و یا نمایندگان دیگر ممکن است در بعضی جاها یک نظر دیگری هم داشته باشیم، اما مهم این است که این ابزار کارشناسی در اختیار نمایندگان بوده و هست.
*به نظر شما آیا مجلس هفتم توانست به عنوان یک مشاور امین و اتاق فکری کارآمد برای دولت نهم عمل کند؟ با توجه به جهتگیریهای مشترک دولت و مجلس برخی این همسویی را تخطئه میکنند، به نظر شما مجلس تا چه اندازه توانسته است استقلال خود را حفظ کند؟
**این روزها با نزدیک شدن به انتخابات مجلس هشتم در بعضی از مطبوعات اظهارنظرهای فراوانی را مشاهده میکنیم که همه مدعی هستند مجلس هفتم در برابر دولت استقلال خود را حفظ نکرده و ضعیف بوده و از این رو جایگاه و شان مجلس حفظ نشده است، بعضی وقتها هم کلمات توهینآمیز و تحقیرآمیز بکار میبرند ولی بنده مطلقا به چنین چیزی اعتقاد ندارم و معتقدم مجلس در عین همراهی، همکاری و پشتیبانی از دولت، استقلال خودش را هم حفظ کرده است، این صرفا یک ادعا نیست.
ما معتقدیم باید با دولت همکاری کنیم، اما همکاری را در این نمیدانیم که هر چه دولت انجام داد بر آن صحه بگذاریم و این یک قاعده عقلانی است. به عنوان مثال دو برادر را در نظر بگیرید که خیلی همدیگر را دوست دارند، اما اگر برادری مطلبی بگوید و برادر دیگری احساس کند این حرف درست نیست حتما باید نظر مخالف خودش را بیان کند و اگر بتواند باید جلوی کار نادرست برادرش را بگیرد، ما هم با دولت همین رفتار را داشتیم و زمانی که دولت کابینه خود را به مجلس معرفی کرد، مجلس به 4 وزیر دولت رای نداد، این به معنای نصیحت یک ناصح مشفق به یک برادر بود.
هیچوقت در آن مجالسی که الان بعضی از این فعالان سیاسی مخالف اصولگرایان ادعا میکنند که خیلی مهم و عزیز و پر قدرت بودند یک چنین اتفاقی نیفتاده که مجلس با دولت همسوی خودش چنین رفتاری را کند. روزهای اولی که دولت آقای احمدینژاد بر سر کار آمده بود چه شور و حالی بر مجلس حاکم بود و مجلس چقدر خوشحال بود و اتحاد داشت ولی درست در همان روزها برای پشتیبانی از این دولت به چهار وزیر کابینه دولت نهم رای نداد، این حکایت از استقلال مجلس دارد.
در طول دو سال عمر دولت نهم در بسیاری موارد و در آنچه که تشخیص دادیم درست بوده بر سر آن موضوع اصرار کردیم و خیلی وقتها هم نظر دولت را پسندیدیم و با دولت همراهی کردیم و آنچه را که دولت درخواست داشت به تصویب رساندیم، این نشان میدهد روش مجلس هفتم روش منطقی بوده است بعنوان مثال در بررسی قانون بودجه و بعضی از لوایح دیگر حرفهای جدی مهمی با دولت داشتیم به طوری که در بودجه 85 در شیوه بودجهبندی و افزایش ناگهانی اعتبارات عمرانی که باعث تورم میشد، با دولت چالش جدی داشتیم زیرا دولت خواستار افزایش بودجه عمرانی بود و سراسر فضای مباحثات بودجه 85 عمدتا به همین موضوع اختصاص داشت، این در حالی است که دولت، بعدها به این نتیجه رسید که افزایش نقدینگی باعث تورم میشود این عین همکاری مجلس با دولت است و لو این که دولت ابتدا آن را تصدیق نکند یا مثلا بعضیها فکر میکردند اگر دولت یک کابینه به مجلس معرفی کرد همسویی مجلس با دولت اقتضاء میکند که مجلس در بست به این کابینه رای بدهد ولی مجلس غیر از این فکر میکرد. یکسال نگذشت که خود رئیس جمهور هم به این نتیجه رسید که این تغییرات پی در پی که ایشان در کابینه میدهد از جنس همان تغییراتی است که مجلس داشت و چیز عجیبی نیست.
بنده در یکی از جلسات مشترک مجلس و دولت صریحا بیان کردم مجلس هفتم پشت دولت است نه در مشت دولت، منتهی کسانی که این روزها این مطالب را منتشر میکنند قصد بهرهبرداری سیاسی دارند و غرضشان تضعیف مجلس هفتم در انتخابات آینده و بدبین کردن مردم به این مجلس است. آنها دوست دارند فضای میان مجلس و دولت را به فضایی متشنج مبدل کنند؛ درست هم فکر میکنند، چون تجربه کردند.
یک ضربالمثل میگوید «طبیب آن است که به سرش آمده باشد» اینها به سرشان آمده، چون این تجربه را دارند که وقتی یک مجلس پرتشنج جنجالی درست کردند چطور ملت از آن مجلس منزجر شدند، حالا میخواهند شبیه این وضعیت را در مجلس هفتم و در ستیزهجویی مجلس و دولت ایجاد کنند اسمش را هم گذاشتند استقلال مجلس، در واقع استقلال یک ترجمه دروغین از ستیزهجویی مجلس و دولت است. مجلس هفتم در جایی که حرف حق باشد آن را بیان میکند و لو این که این حرف حق به نفع دولت یا به ضرر دولت باشد، و لو این که دولت آنرا نپسندد مجلس حرف خودش را میزند، اما زنهار که ما بخواهیم به نام استقلال به صورت دولت چنگ زنیم و کشور را بیثبات نشان دهیم و دل مردم را خالی کنیم و خارجیها را به هرج و مرج در کشور امیدواریم کنیم؛ این همان اتفاقاتی بود که افتاد و مردم منزجر شدند.
*در آغاز به کار مجلس هفتم؛ تصمیم بر این بود کمیسیونهای مجلس فعالتر عمل کنند و صحن علنی کمتر درگیر طرحها و لوایح بشود. آیا به نظر شما این اتفاق افتاد؟ آیا کمیسیونهای مجلس عملکرد موفقی داشتند؟ و چرا حضور برخی از نمایندگان در جلسات کمیسیونها کمرنگ است؟
**این اخبار در دست من هم هست که گاهی غیبتها در کمیسیونها زیاد میشود و به کاهش کارایی کمیسونها منجر میشود، ولی متاسفانه در سازوکارهایی که در مجلس پیشبینی شده، اهرم خاصی برای برخورد با این نوع امور وجود ندارد.
ریشه این مطالب در قانون اساسی ما و در قوانین بعدی که به تبع قانون اساسی تصویب شده است و بر این اساس نظر بر این بوده که دست مجلس هر چه میتواند بازتر شود و مجلس محدود نشود، لذا هیچ قدرتی در قانون اساسی به صراحت حاکم بر مجلس نیست.
در دوران قبل از انقلاب، حق حاکمیت ملی آنقدر نادیده گرفته شده بود که از همین رو مجلس خبرگان تمام تلاش خود را برای جلوگیری از تکرار استبداد در مجلس که مظهر اراده ملت میباشد، به کار بست تا دست مجلس را به تمام معنا باز کند، منتهی به تدریج احساس میشود خوب است در کنار این میزان عمل وسیع، آزادی و اختیارات فوقالعادهای که به مجلس داده شده است یک سازوکارهای کنترلی هم برای بهبود کار این مجلس و نظم و انضباط بهتر به مجلس پیشبینی شود و این سازوکارها باید از خود مجلس پیشبینی شود نه از بیرون.
به اعتقاد من برای این که قدرتی که به مجلس داده شده در عمل بهتر بتواند خودش را نشان دهد. لازم است سازوکارهای انضباطی بهتری تدبیر شود و شاید در آینده با تغییراتی در آییننامه مجلس و یا بعضی قوانین بتوان نظم و انضباط بیشتری به مجلس داد تا آن نیت نمایندگان خبرگان اول قانون اساسی نیز بهتر محقق شود.
*چرا مجلس در طول 4 سال فعالیت خود برای جلوگیری از استمرار بینظمیها و ضعف نظارتی اقدام به اصلاح آییننامه داخلی مجلس نکرد؟
**از همان هفتههای اول مجلس هفتم و با احساس ضرورت بازنگری در آییننامه داخلی مجلس، کار را شروع کردیم و در این راستا کمیسیون آییننامه فعال شد و نظر نمایندگان را گرفتیم و اقدامات لازم را انجام دادیم. خود من هم به حکم مسئولیت اداره مجلس، به خوبی متوجه مسائل آییننامهای هستم و به همین دلیل وقت زیادی را برای این کار صرف کردم. شاید باورتان نشود خود من دهها ساعت برای اصلاح آییننامه همراه نمایندگان مجلس کار کردم، ولی علت این که این موضوع در دستور کار مجلس قرار نگرفت این است که چون آییننامه مجموعهای مفصل و دارای جزئیات زیادی است و تصویباش محتاج رای دوم و سوم نمایندگان است و اگر یک بخشی از آن تصویب شود و بخش دیگری تصویب نشود انسجامش از بین میرود و چهبسا که مشکلات بیشتری را ایجاد کند.
ما معتقدیم اگر آییننامه به صحن علنی مجلس بیاید حداقل سه ماه وقت مجلس را میگیرد و با توجه به حال و هوایی که معمولا بر صحن حاکم است، ممکن است یک جاهایی بعضی مواد مهم رای نیاورد و شیرازه این مجموعه که بصورت یک سامانه است از هم گسیخته شود. این نظر شخصی من نیست و مورد تصدیق خیلی از نمایندگان دیگر هم است به همین جهت ترجیح دادیم این موضوع از طریق اصل 85 یکباره به رای گذاشته شود.
در آغاز بررسی این موضوع بعضی از فراکسیونها فکر میکردند در اصلاح آییننامه اکثریت قصد دارند نظر سیاسی خودشان را اعمال کنند که البته اینطور هم نبود و به همین جهت به اصلاح آن رای ندادند. بنده تلاش زیادی کردم که این شبهه بر طرف شود و به همین منظور کاری طولانی صورت گرفت. در حال حاضر احتمالا بتوانیم مجددا این موضوع را به رای بگذاریم که امیدوارم با رای دو سوم نمایندگان بتوانیم از طریق اصل 85 اصلاحات آییننامه را لااقل برای یک دوره چهار ساله به تصویب برسانیم و اگر این تجربه 4 ساله ما برای مجلس هفتم استفاده نشود، برای مجلس هشتم مفید واقع شود.
*غیبت 30 درصدی نمایندگان استخوان لای زخمی برای مجلس شده است، علت این غیبتها چیست؟
**همواره تعدادی از نمایندگان در مجلس غیبت دارند که عذر خیلی از آنها موجه است. تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس مسن هستند و همیشه یک چند درصدی از نمایندگان هم به دلیل بیماری، جراحی، بیمارستان و یا بیمار داری از حضور در صحن علنی معذور هستند که من میتوانم برای شما یک فهرست بلندبالایی از نمایندگان ارائه دهم که عمل جراحی قلب داشتند. همین طور سایر مشکلات نمایندگان، یک نمونه خود من که به علت یک جراحی مختصری که خارج از اراده ام بود 10 روز بالاجبار بستری بودم.
علت دیگر عدم حضور نمایندگان، همراهی آنها با دولت در سفرهای استانی است. در دوران دولت نهم که هر دو هفته یکبار دولت به استانها سفر میکند، نمایندگان دولت را همراهی میکنند و این همراهی خاص این مجلس نیست در مجالس گذشته هم اینگونه بوده است ولی تفاوتش در این است که آن موقع دولتها کمتر به استانها سفر میکردند و در این دولت سفرها بیشتر شده است و نمایندگان هم برای احترام به رئیس دولت و هم به خاطر ضرورت اینکار، دولت را در سفرها همراهی میکنند بعنوان مثال استانهایی که 30 نماینده در مجلس دارند در چند روزی که دولت در آن استان است با دولت همراه میشوند و این کار باعث افت نمایندگان در مجلس میشود حتی زمانی که یک وزیری برای افتتاح تعدادی طرح عمرانی در چند شهرستان به یک استانی سفر میکند، نمایندگان آن شهرستانها وظیفه خود میدانند در کنار وزیر مربوط حضور داشته باشد تا هم مشکلات حوزه انتخابیه خود را بیان کنند و هم نتیجه پیگیریهای خودشان را به اطلاع مردم برسانند.
علاوه بر آن تعدادی از نمایندگان کارهای مربوط به حوزه انتخابیه خود را در تهران دنبال میکنند و ناچارند برای پیگیری موضوعی در یک جلسهای که همزمان با جلسه علنی مجلس است، شرکت کنند و به همین دلیل تقاضای مرخصی میکنند یا برخی نمایندگان برای حضور در گردهماییها و هماندیشیها دعوت میشوند این موارد همواره از اشتغالات نمایندگان است و ما هم این واقعیات را درک میکنیم و یک ضابطهای داریم که تا حدی با مرخصی موافقت میکنیم. در این میان ممکن است 15 یا 20 نفر باشند که ضابطه ما را رعایت نکنند و درست همین 10 ـ 15 نفر هستند که گاهی سبب میشوند مجلس دچار مشکل شود، ولی اگر ما در ترازوی انصاف بسنجیم همه کسانی که در صحن حضور ندارند در نرسیدن مجلس به حد نصاب مقصر و موثر نیستند، بلکه این مشکل را تعداد کمی ایجاد میکنند.
مثلا مجلس با 194 نفر میتواند کار خود را شروع کند، ولی ما در بعضی مواقع 185 نماینده داریم که اگر 15 نفر دیگر هم بودند وضع عادی بود ولی وقتی 15 - 20 نفر بدون مرخصی سراغ کارهایی که به نظر خودشان ضروری بوده میروند، این اتفاق میافتد که خوب، هر چند تلخ است، ولی خوشبختانه نادر بوده است.
*پیشبینی شما از ترکیب آینده مجلس هشتم چیست و آیا برای مجلس آینده کاندیدا خواهید شد؟
**این که گفتید مجلس هشتم چگونه مجلسی خواهد بود، بارها گفتهام که نمیشود پیشبینی قطعی در این باره کرد. علتاش هم این است که خود مردم باید تصمیم بگیرند، گاهی وقتها که با میهمانان خارجی ملاقات دارم وقتی آنها خیلی دم از دموکراسی میزنند به آنها میگویم یک فرق ایران با خیلی کشورهای دیگر در همین نقطه است که در آن کشورها نتایج بسیاری از انتخابات از قبل قابل پیشبینی است اما در ایران چنین نیست دلیل آن هم این است که مردم بر سرنوشت خود حاکم هستند و خود آنها تصمیم می گیرند و این قوت و افتخار نظام ما و دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی است که مردم باور دارند آزادی وجود دارد و خودشان میتوانند تصمیم بگیرند.
سرنوشت مجلس هشتم را هم مردم تعیین میکنند، منتهی من یک تجربهای دارم و آن این که از سال 81 اکثریت مردم یک گرایشی را در انواع انتخابات نشان دادند و تمایلی به جانب اصولگرایان نشان دادند به طوری که این رای مردم در انتخابات شورای شهر دوم در کل کشور محسوس بود و این از اموری است که رقبای سیاسی ما هیچ وقت دوست ندارند. راجع به آن صحبت کنند و اگر دقت کنید در مباحث سیاسیشان کمتر اتفاق میافتد که راجع به انتخابات شورای شهر دوم صحبت کنند و علتاش هم روشن است که چرا مایل نیستند.
در انتخابات مجلس هفتم هم مردم همان انتخاب قبلی را تائید کردند، در انتخابات رئیسجمهور هم مردم همان گرایش را نشان دادند، در انتخابات شورای سوم و خبرگان باز هم مردم همان معیارها را نشان دادند لذا بنده دلیلی نمیبینم که این روش ادامه پیدا نکند، امیدواریم که اصولگرایان بتوانند باز هم فرصت برای خدمت داشته باشند و به کشور خدمت کنند.
*یکی از انتظارات بحق مردم مهار تورم و گرانی است. مجلس هفتم چه تلاشی در این باره اندیشید و چه اقداماتی انجام داد که اگر صورت نمیپذیرفت وضع بدتر از وضعیت فعلی بود؟
**باید قبول بکنیم که تورم و گرانی در جامعه وجود دارد و فشار زیادی بر دوش مردم کمدرآمد وارد میشود. ما هم در مجلس نگران هستیم و تلاش میکنیم که به عنوان نمایندگان مردم از فشار گرانی بر دوش مردم کم کنیم و در این خصوص با دولت مذاکره میکنیم. در خیلی از موارد وزرا را به کمیسیونها دعوت میکنیم و نظر آنها را میپرسیم، اصولا باید توجه داشت جایگاه مجلس، وضع قوانین کلی و اصول و مبانی در اقتصاد کشور است و خیلی از گرانیها ناشی از اتفاقات موردی و موضعی در جامعه است که بیشتر در حیطه تصمیمگیری دولت و وزرا است نه در حیطه تصمیمگیری مجلس.
عرض من این نیست که بخواهم توپ را در زمین دولت بیندازم و دولت را متهم کنم، بلکه اصولا بسیاری از تغییر قیمتها ناشی از اموری است که نیازی به وضع قانون در مجلس ندارد. فرض کنید مثلا کمبود یا فراوانی مرغ و تخممرغ ناشی از تنظیم بازار است حالا در عرصه مرغ یا گوشت یا میوه و یا مثلا اجازه واردات در کشور، تنظیم تعرفه و شیوه توزیع، همه اموری است که روی قیمت و گرانی و ارزانی تاثیر می گذارد و همه اینها شان دولت است نه شان مجلس و نیازمند کارهای کارشناسی بوده و از وظایف قوه مجریه است. در واقع مجلس بیشتر زیرساختهای اقتصادی را باید تثبیت کند که تاثیر دراز مدت داشته باشد. از کارهایی که مجلس برای جلوگیری از تورم به این اعتبار انجام داده است اصرار بر سر مهار نقدینگی خصوصا در قانون بودجه بود و این مطالبی است که در آغاز کار دولت نهم، محل اختلاف دولت و مجلس بوده است.
دولت در آغاز کار خود با یک عطش و اشتهای قابل تحسینی میخواست به سرعت کارهای عمرانی را شروع کند، مجلس نیز ضمن احترام به نیت دولت معتقد بود اگر امکان جذب این بودجه وجود نداشته باشد منجر به افزایش نقدینگی شده و تورم ایجاد میکند، دولت در بودجه 85 خیلی با نظر مجلس همراه نبود ولی در بودجه 86 تاکید داشت که ما بودجه را انقباضی بستیم این روزها هم رئیس کل بانکمرکزی و رئیسجمهور محترم همان حرفی را میزنند که مجلس آن موقع بر آن اصرار داشت. اینها جهتگیریهای اصولی مجلس برای جلوگیری از تورم بصورت مبنایی بود.
اما در عین حال مجلس برای کاهش فشار گرانی و تنگی معیشت روی دوش مردم، بیکار ننشسته بود و برای کمک به قشرهای کمدرآمد اقدامات خوبی انجام داده است که یکی از آنها افزایش حداقل حقوق بازنشستگان در قانون بودجه 85 از 118 هزار تومان به 200 هزار تومان بود که اقدام خیلی موثر و وسیعی بود و مجلس شاید حدود 800 میلیارد تومان برای این تصمیم خود از دولت بودجه گرفت.
بسیاری از بازنشستگان سالخورده، عیالوار، آبرو دار، مریض احوال و از یاد رفته بودند که وقتی فیش حقوقی خود را نشان میدادند بعد از 30 سال خدمت یا بیشتر، حداکثر 120 هزار تومان حقوق دریافت میکردند که مجلس در یک اقدام شجاعانه حداقل حقوق بازنشستگان را به 200 هزار تومان افزایش داد و الان نیز در بودجه 86 این رقم باز هم اضافه شده است یا مثلا در ابتدای مجلس هفتم مستمری خانوادههای تحت پوشش کمیتهها 18 هزار تومان بود که مجلس در بودجه 84 آنرا دو برابر کرد و به 36 هزار تومان افزایش داد یا افزایش حقوق کارمندان که امسال تحت تاثیر لایحه مدیریت خدمات کشوری و یا نظام هماهنگ پرداخت بصورت پلکانی معکوس عمل شد و باعث شد حقوق بالاتر از یک میلیون تومان یا 600 - 700 هزار تومان 5 درصد افزایش پیدا کند و حقوقهای حدود 200 هزار تومان 70 یا 80 درصد اضافه شود، اینها جهت گیریهای مجلس بوده است.
علاوه بر این مجلس در سال اول خصوصا با تصویب یک طرحی، قیمتها را تثبیت کرد و با این کار واقعا جلوی تورم را گرفت، زیرا اگر مجلس میخواست به قانون برنامه چهارم عمل کند باید قیمت بنزین در سال 84 را به قیمت بینالمللی خلیج فارس به مردم عرضه کند. تصور کنید اگر بنزین از لیتری 85 تومان در سال 84 به لیتری 250 تومان میرسید چه اتفاقی میافتاد به همین نسبت هزینه آب، برق، گاز و مخابرات بالا میرفت، ولی مجلس با این کار لااقل برای مدت کوتاهی افزایش قیمتها را متوقف کرد و مردم هم نتیجه اش را دیدند.
البته همان موقع که صحبت از تثبیت قیمتها بود اعلام کردیم که این طرح ابدی نیست، ولی بعداً ـ عدهای هیاهو راه انداختند. کسانی که امروز خیلی بر سر تورم اظهارنظر میکنند موقعی که مجلس هفتم با طرح تثبیت قیمتها از تورم جلوگیری میکرد مخالفت شدید داشتند و اعلام میکردند که این یک شگرد انتخاباتی برای پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری است.
من در حال حاضر هم تورم را انکار نمیکنم و معتقدم مقابله با گرانی و کاهش مشکلات معیشتی مردم وظیفه دولت و مجلس است؛ چه کسانی به این موضوع انتقاد کنند یا نکنند، اما در عین حال نمیتوانم این نکته را ناگفته بگذارم که خیلی از این سر و صداها واقعا به نیت خدمت به مردم نیست علتاش هم این است که همین حالا نیز حرفهایی زده میشود که با این ادعاها مغایرت دارد برای بنده به عنوان یک نماینده مسلم است اگر بنزین از طرف دولت به صورت رسمی با لیتری 400 تومان عرضه شود تورمزاست اگر شما روزنامهها را ورق بزنید میبینید آن جریاناتی که تمام فضای سیاسی کشور را فقط و فقط از تورم پر کردهاند همانها اصرار دارند که بنزین آزاد عرضه شود، میتوان احتمال داد چون آنها اثر تورمی این کار را می دانند میخواهند این هزینه و جریمه به پای این مجلس و دولت نوشته شود والا اگر صداقت دارند در این که تورم نباید افزایش پیدا کند چرا روی این موضوع اصرار دارند، البته ممکن است برخی از نمایندگان هم به دلایل دیگری نظرشان این باشد.
مساله تورم در عین حال که یک واقعیت است یک بحث سیاسی و انتخاباتی هم است، زیرا مساله تورم مربوط به سالهای دوران اصولگرایان نیست زیرا در سالهایی بیش از 40 درصد تورم در جامعه بوده است بعضی از اشخاص که امروز برای تورم 19 درصدی گریبان چاک میکنند، آن سالهایی که تورم 40 درصد بوده چکار کردند.
*اصولگرایان برای انتخابات مجلس هشتم جبهه متحد اصولگرایی را شکل دادهاند، نظر شما در مورد این جریان چیست؟ و آیا سازوکاری که گروههای اصولگرا در انتخابات مجلس هشتم در نظر گرفتند جوابگو هست؟
**تدبیری که برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان در قالب جبهه متحد اصولگرایان تبلور یافته است تدبیر عاقلانهای بوده است گرچه ممکن است نقصهایی هم داشته باشد، اما درحال حاضر همه اصولگرایان وظیفه دارند از این جبهه متحد اصولگرایان و تصمیمات آن پشتیبانی کنند.
خوشبختانه تا حالا هم جلوه خوبی از وحدت به نمایش گذاشته شده است و بعضی انتقادات و اظهارنظرهایی که نسبت به این جبهه صورت میگیرد در آن حدی نیست که به اصل این کار صدمهای برساند. دوستانی هم که در این جبهه تصمیمگیر هستند باید ملاک را بر صلاحیت افراد بگذارند و اینطور نباشد که تصور کنند مجلس هشتم یک غنیمتی است که باید بین خودشان تقسیم کنند؛ البته من یقین دارم که این گونه فکر نمیکنند زیرا اشخاصی که جزو این 11 نفر هستند این دید ملی را دارند و توصیه بنده هم به دوستان این است که ضابطهگرا و صلاحیتگرا باشید و از این طریق چتر اصولگرایی را باز کنید.
به نظر من باز کردن چتر اصولگرایان به این معنا نیست که جریانات متعددی که به اصولگرایان تعلق دارند همه در تصمیمگیری حضور داشته باشند بلکه تصمیمگیریها باید طوری باشد تا هر فرد صلاحیتداری در آن جا بررسی و قابل انتخاب شدن باشد اینطوری چتر باز میشود.
به اعتقاد من وحدت شرط پیروزی اصولگرایان است و اگر خدای نکرده فردی یا تشکیلات و جریاناتی کاری بکنند که این وحدت مخدوش شود و اصولگرایان صدمه ببینند طبعا مقصر خواهند بود و مردم هم آنها را نخواهند بخشید.
اگر ما وحدت داشته باشیم امید هست که مردم باز هم به اصولگرایان رای بدهند؛ البته رای دادن به اصولگرایان رای دادن به اصولگرایی است ممکن است مردم شخص حدادعادل را نپسندند و به کسی رای بدهند که در اصولگرایی میتواند موفقتر باشد از این جهت نباید نگران بود زیرا در انتخابات فرد مطرح نیست بلکه یک نگاه و بینش مطرح است همانطوری که رهبری شاخصههای اصولگرایی را بر شمردند سخن ایشان سخن دل ملت است هر جریاناتی که بر آن شاخصهها منطبق باشد میتواند خدمت بکند.
به عنوان سخن پایانی باید بگویم انتخابات یک گذرگاه بسیار خطیر و حساس در کشور ما است و ما باید همه تلاش خود را بکار ببندیم که انتخابات آزادانه برگزار شود مردم نیز مطمئن باشند که رای آنها موثر است و حضور پرشور و باشکوه داشته باشند و به عزت کشورشان در انظار مردم جهان بیفزایند و پایههای مردم سالاری دینی را در کشور تقویت کنند انشاءالله که بزودی شاهد چنین انتخابات پر شور و باشکوهی باشیم.