حسین امیر عبداللهیان

عضو هیات ایرانی مذاکره‌کننده در بغداد

اشاره:

طی یکصد سال گذشته کشور عراق فراز و نشیب‌های سیاسی ـ اجتماعی فراوانی را پشت‌سر گذاشته است. این کشور از زمان جدایی از امپراتوری عثمانی و تاسیس در سال 1920 تاکنون 2 مرحله اشغال سرزمینی را پشت‌سر نهاده است. در این نوشتار ابتدا وقایع و اقدامات مهم اشغالگران در 2 مقطع تاریخی اشغال عراق (یکی از سال 1920 توسط بریتانیا و دیگری از سال 2003 توسط ایالات متحده آمریکا و انگلیس) تبیین و سپس چرایی و درخواست دولتمردان و رهبران عراقی برای مذاکره مستقیم تهران ـ واشنگتن در بغداد و در موضوع عراق بیان شده است.

"> وظایف اشغالگر
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۲  ، 
کد خبر : ۴۴۵۴۵
درخواست عراق و گفت‌وگوی ایران و آمریکا

وظایف اشغالگر

حسین امیر عبداللهیان

عضو هیات ایرانی مذاکره‌کننده در بغداد

اشاره:

طی یکصد سال گذشته کشور عراق فراز و نشیب‌های سیاسی ـ اجتماعی فراوانی را پشت‌سر گذاشته است. این کشور از زمان جدایی از امپراتوری عثمانی و تاسیس در سال 1920 تاکنون 2 مرحله اشغال سرزمینی را پشت‌سر نهاده است. در این نوشتار ابتدا وقایع و اقدامات مهم اشغالگران در 2 مقطع تاریخی اشغال عراق (یکی از سال 1920 توسط بریتانیا و دیگری از سال 2003 توسط ایالات متحده آمریکا و انگلیس) تبیین و سپس چرایی و درخواست دولتمردان و رهبران عراقی برای مذاکره مستقیم تهران ـ واشنگتن در بغداد و در موضوع عراق بیان شده است.


بریتانیا از سال 1920 در عراق چه کرد؟

1ـ رخنه سیاسی بریتانیای کبیر در عراق، با فروپاشی امپراتوری عثمانی و پایان جنگ جهانی اول، از سپتامبر سال 1914 آغاز شد. سرزمین عراق در سال 1920 از عثمانی جدا و کشوری با نام «عراق» تاسیس گردید. در این دوره اداره عراق نخست به دست «بریتانیا» و سپس «بریتانیا و عراق» انجام شد. تا اکتبر 1920 اداره عراق اشغالی در حیطه مسئولیت رئیس ستاد کل نیروهای بریتانیایی و توسط مامور عالی‌رتبه بریتانیا «سرپرسی کاکس» انجام می‌شد.

2ـ در این مرحله ادارات ثبت زمین، اوقاف، نقشه‌برداری، نشریات دولتی، پست و تلگراف و... تحت نظر مستشاران بریتانیا آغاز به کار کردند.

3ـ به دلیل اعمال روش‌های استعماری و ناصحیح بریتانیای کبیر، نشانه‌هایی از مخالفت مردم با «اداره بریتانیایی عراق» پدیدار شد، و به مرور رو به افزایش نهاد و جنبش‌های سیاسی عراق توسعه یافت.

4ـ مقامات انگلیسی علاقه‌مند بودند که رأسا همه امور حکومتی را در دست داشته باشند اما عدم شناخت آنان از شرایط اجتماعی، سیاسی و مذهبی عراق و نارضایتی گسترده جنبش‌های سیاسی، آنان را وادار به تشکیل حکومت ملی اولیه کرد. کارشناسان، فرماندهان و افسران نظامی بریتانیا این مهم را به مقامات بریتانیا پیشنهاد دادند.

5ـ نخبگان سیاسی اهل سنت به دنبال «ناسیونالیسم عربی» و شیعیان در جست‌وجوی «ناسیونالیسم عراقی» بودند. اما هر دو، اسلام را محور اصلی امور خود قرار داده و در حفظ تمامیت ارضی عراق اشتراک نظر داشتند؛ در نتیجه تماس‌های جدید و مهم بین جوامع سنی و شیعه افزایش یافت و با مناظرات سازنده و احترام متقابل بی‌سابقه‌ای همراه شد.

6ـ به دلیل نگرانی «مستعمره‌ای» بریتانیا نسبت به عراق و نادیده گرفتن توانایی‌های عراقیان، اوضاع در بغداد و عراق مرکزی روز به روز بدتر می‌شد. نشست‌های مهم شیعه و سنی ادامه داشت. رهبران شیعی و سنی عراق که مخالف ادامه اشغال بودند، از سوی اداره بریتانیایی حاکم بر عراق تهدید می‌شدند.

7ـ با تلاش‌های سیاسی بریتانیا، در 28 آوریل 1920 قیمومیت عراق به بریتانیا اعطا شد؛ در نتیجه، شورش‌ها به سایر نقاط عراق گسترش یافت و روز به روز بر شمار کارگزاران نظامی کشته شده بریتانیا افزوده شد. طی سال‌های شورش، رهبران شیعه با «شریف»‌های اهل سنت (به رهبری ملک فیصل که در سوریه اقامت داشت) متحد شدند. دو طرف بر سر طرحی برای حاکمیت یک دولت عربی ـ اسلامی، تحت حاکمیت یک امیر عراقی که در برابر یک مجلس قانونگذاری عراقی پاسخگو باشد توافق کردند.

8ـ بریتانیا سیاست «تفرقه‌بینداز و حکومت‌کن» خود را به صورت فزاینده‌ای به کار بست. «اختلاف شیعه و سنی»، «اختلاف دیدگاه کرد، ترک، ترکمن و عرب»، «ایجاد شکاف میان ناسیونالیست‌های عراقی» و «جلوگیری از حمایت سران قبایل، عشایر و منتقدین عراقی از جنبش موجود»، از عوامل ناکامی این شورش بود.

در نهایت در اکتبر 1920 این قیام مردمی با سرکوبی شیعیان به وسیله ارتش بریتانیا و روی کار آوردن جناح اقلیت، به ظاهر پایان یافت. پس از شکست قیام که با هدف کسب استقلال عراق سازماندهی شده بود، کاکس وارد بغداد شد و در رایزنی با مشاور ارتش، طرح «حکومت موقت عراق» را ارائه داد. براساس این طرح:

الف) شورای وزیران تشکیل و از کمک مستشاران بریتانیایی برخوردار می‌‌شد (همه وزرا سنی و فقط وزیر آموزش شیعه بود.)

ب) مجموعه‌ای از کارمندان عراقی بودند (شریف‌های اهل سنت و ماموران رژیم سابق عثمانی) زمام حکومت را در استان‌ها را برعهده می‌گرفتند.

ج) نقش محوری و اساسی در اختیار مستشاران بریتانیایی باقی می‌ماند.

د) افسران عراقی فیصل در سوریه (ناسیونالیست‌های افراطی) سازمان‌یافته و وارد کشور می‌شدند. بریتانیا آنان را عناصر مهم سیاسی آینده عراق می‌دانست.

9ـ با حمایت و طراحی بریتانیا، امیر فیصل وارد بغداد شد و در 23 آگوست 1921 رهبری رسمی عراق را از نماینده انگلیس (کاکس) تحویل گرفت. در پی سرکوب خشن شیعیان، ورود فیصل با استقبال خوب در بغداد اما با سردی در کربلا و نجف و سایر مناطق شیعه‌نشین صورت پذیرفت.

10ـ مجموعه شرایط سیاسی و اجتماعی عراق، مبارزات جنبش‌های شیعی و نقش رهبران سیاسی و دینی، بریتانیا را در سال 1932 وادار به خروج از عراق کرد، به نحوی که در این سال ابتدا مرز عراق و کویت به وسیله بریتانیا تعیین و 2 ماه پس از آن، عراق از قیومیت بریتانیا خارج شد و به عضویت جامعه ملل درآمد. حضور آشکار نظامی و امنیتی بریتانیا در عراق خاتمه یافت و بریتانیا خود را از فرو رفتن در باتلاق عراق نجات داد.

 آمریکا در عراق جدید چه کرد؟

 ایالات متحده آمریکا با همراهی انگلیس در تاریخ 29/12/1381 بدون موافقت شورای امنیت سازمان ملل متحد و به صورت یکجانبه به عراق حمله نمود و در تاریخ 19/1/1382 بغداد سقوط کرد.

رفتار آمریکا در عراق جدید را در 3 مرحله مشخص مورد بررسی قرار می‌دهیم:

الف) شاخص‌های رفتار آمریکا در مرحله اول (قبل و همزمان با حمله نظامی به عراق)

شش ماه قبل از شروع عملیات نظامی، معاون وقت وزیر دفاع آمریکا که به منظور متقاعد کردن دولت ترکیه و مشارکت آنکارا در حمله به عراق در این کشور به سر می‌برد، اظهار داشت: «دموکراسی در کشورهای منطقه از عراق آغاز خواهد شد.»

ـ متعاقب آن، دکترین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا مطرح شد. مشخصه اصلی این دکترین، ملت‌سازی، دولت‌سازی، نخبه‌سازی و فرهنگ‌سازی در خاورمیانه جدید بود.

ـ اعمال زور از سوی آمریکا در عراق حکایت از آن داشت که گفتمان اشاعه آزادی و دموکراسی در منطقه خاورمیانه عاری از بعد فرهنگی ـ اجتماعی است و با رفتاری سخت‌افزاری بر راهبرد امنیت، اطلاعات و اقتصاد تکیه دارد که بعدها طرح خاورمیانه بزرگ‌تر (Greater Middle East) و یا «خاورمیانه بزرگ» نام گرفت و ابعاد آن روشن‌تر شد.

ـ حمله نظامی یکجانبه آمریکا (با همکاری انگلیس) به عراق با بهره‌گیری از تکنولوژی برتر و الگوی عملیاتی موسوم به «4C» صورت پذیرفت که مشتمل بر به کارگیری هماهنگ و همزمان 4 مولفه فرماندهی (Command)، رایانه ((Computer، کنترل (Control) و ارتباطات (Communication) است.

ـ ایالات متحده آمریکا مصمم بود با ایجاد طرحی نوین و به کارگیری همزمان قدرت نرم (Soft Power) و قدرت سخت (Hard Power) ساختار حکومت‌های سنتی حاکم بر منطقه را متحول کند اما این بار نه از طریق فرایند رفرمیسم و بازسازندگی (Reformation-Reconstruction) بلکه از طریق فرایند تخریب سازنده (Constructive Destruction) وارد شد.

ـ حمله آمریکا و انگلیس از دو جبهه جنوب و شمال در تاریخ 29/12/1381 آغاز شد و به دلیل حاکمیت ساختار سیستم توتالیتر و بعثی در عراق، تحریم‌های 12 ساله بین‌المللی بین این کشور، جنایات صدام علیه مردم خود (علاوه بر تحمیل 2 جنگ به منطقه) و... با وجود تصور اولیه مقام‌های نظامی آمریکا، در کمتر از 20 روز بغداد سقوط کرد و صدام و هیات حاکم عراق مخفی و یا تسلیم شدند.

ـ در حالی که هفته‌ها قبل از شروع حمله نظامی آمریکا، مقامات این کشور مدعی بودند که با برنامه‌ریزی دقیقی وارد عراق شده‌اند و برای فلان فرایند دولت‌سازی تا جمع‌آوری زباله‌های شهر بغداد برنامه‌ریزی کرده و از آمادگی کامل برخوردارند، عملا نظامیان آمریکا با سردرگمی و بی‌برنامگی عجیبی مواجه شدند که برخی از فرماندهان نظامی، پیروزی زودهنگام در عراق را عامل آن اعلام کردند.

ـ در فضای میلیاریستی جدید حاکم بر عراق و اشغال نظامی این کشور توسط آمریکا و انگلیس چند رفتار بارز مشهود بود:

1ـ مردم عراق خرسند از سقوط رژیم جنایتکار صدام به شادمانی می‌پرداختند.

2ـ در حالی که تصور آمریکا این بود که عراق از آنان استقبال خواهد کرد اما عراقی‌ها با وجود خرسندی از سقوط صدام و حزب بعث، برخورد سردی با آمریکایی‌ها داشتند.

3ـ مقام‌های ایالات متحده مانع ورود آیت‌الله سیدمحمد‌باقر حکیم به عراق جدید بودند، در حالی که مهره‌های منسوب به خود را همزمان با حمله نظامی به عراق وارد این کشور کرده بودند. البته شهید حکیم بی‌اعتنا به رفتار غیردموکراتیک آمریکا از مسیر جنوب به عراق رفت و با استقبال پر شور مردم مواجه شد.

4ـ عناصر فرصت‌طلب در قبال دیدگان سربازان آمریکایی که به عنوان اشغالگر، مسئولیت برقراری نظم را برعهده داشتند، به غارت وزارتخانه‌ها، موزه‌ها و تاسیسات نیروگاهی پرداختند. برخی از نیروهای خارجی، خود در این روند سهیم بودند.

5ـ ژنرال گارنر آمریکایی به عنوان «راه‌حل» وارد عراق شد اما فشار افکار عمومی، مواضع روشنگرانه مراجع دینی (به ویژه حضرت آیت‌الله سیستانی) و تلاش رهبران ملی عراق، کاخ سفید را وادار به تغییر رویکرد نظامی محض در عراق کرد.

ب) شاخص‌های رفتار ایالات متحده در مرحله دوم (دولت‌سازی):

1ـ پل برمر حاکم غیرنظامی آمریکا، در شرایطی زمام امور را در دست گرفت که رهبران عراق همزمان اقدام‌های مهمی را انجام می‌دادند:

ـ شورای حکومتی (Authority Conucil) با حضور 25 تن از رهبران عمده سیاسی، مذهبی و ملی عراق با هدف اداره امور کشور تشکیل شد.

ـ در حالی که آمریکا صرفا درصدد تثبیت موقعیت خود در عراق و تحکیم خود در منطقه و پرداختن به طرح خاورمیانه بزرگ‌تر و اهداف کلان استعماری بود، آیت‌الله سیستانی خواهان ورود سازمان ملل به عراق و برگزاری انتخابات مجلس ملی و تشکیل دولت ملی شد. متعاقب آن همکام با تلاش رهبران عراق و به دلیل بروز ناکامی‌ها جدی آمریکا در عراق، در حالی که برای خروج از باتلاقی که هر روز بین 3 تا 15 نظامی آمریکا را به کام مرگ می‌کشاند، دست و پا می‌زد و همچنین وضع مشابه انگلیس در جنوب، آمریکا رویکرد بازگشت به UN را اتخاذ کرد و قطعنامه 1546 شورای امنیت سازمان ملل متحد با هدف برگزاری انتخابات در عراق و تشکیل دولت ملی برگزار شد.

ـ نتیجه 2 انتخابات مجلس ملی اثبات کرد که مردم عراق خواهان اسلام و اجرای قوانین آن بوده و در مقابل ارزش‌های تحمیلی دموکراسی غربی از خود مقاومت نشان می‌دهند.

ـ گروه‌های تروریستی، القاعده و بقایای رژیم بعث نیز (در کنار برخی جریان‌های مقاومت مردمی) علاوه بر نیروهای اشغالگر، مردم بی‌گناه، غیرنظامیان، مدارس، بیمارستان‌ها، مساجد و اماکن مقدس را مورد حمله قرار می‌دادند.

ج) رفتار آمریکا در مرحله سوم (پایان فرایند سیاسی و تشکیل نخستین دولت ملی)

با برگزاری انتخابات مجلس ملی عراق در بهمن‌ماه 1384 و متعاقب آن تشکیل اولین دولت ملی منتخب این کشور، عملا فرایند انتقال سیاسی در عراق مراحل پایانی خود را طی کرد و به طور طبیعی همگام با تقویت پلیس و ارتش و انتقال رسمی حاکمیت به دولت ملی و منتخب این کشور، روز به روز زمینه تداوم حضور نیروهای خارجی کاهش می‌یافت.

در این مقطع 3 جریان ناراضی از نتایج انتخابات با هدفی مشترک برای عدم تحقق تشکیل دولت و بازگشت آرامش به عراق اقداماتی را به انجام رساندند. این 3 جریان عبارتند از: نیروهای خارجی، بقایای رژیم و گروه‌های افراطی و تروریست‌ها که با هدایت حساب‌شده نیروهای بیگانه عمل می‌کردند از جمله:

* در سامرا حرم مطهر امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) در یک اقدام تروریستی مورد تعرض قرار گرفت و به عنوان سمبل عناد جریان اهل سنت در مقابل جریان شیعی قد علم کرد. این حرکت مبدا ایجاد تفرقه و جنگ داخلی در عراق بود که با روشنگری مراجع عظام تلاش شد به جنگ فی‌مابین شیعه و سنی مبدل نشود. ترویج خشونت و مدیریت بر تداوم این ناامنی‌ها، در دستور کار آمریکا در عراق قرار گرفت.

* سرویس‌های امنیتی آمریکا و انگلیس که خود را در این حرکت ناکام یافتند با مدیریت بر ناامنی‌ها در عراق، سناریوی کشتار شیعیان و اهل سنت به وسیله گروه‌های افراطی و تروریستی را عملیاتی کردند به نحوی که به طور متوسط روزانه بالغ بر 100 جسد در حاشیه شهرها و به ویژه پایتخت یافت می‌شد.

در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران در تداوم رویکرد سازنده:

اول- پدیده شوم اشغال عراق را محکوم و فی‌مابین «مقاومت صحیح سیاسی در مقابل اشغالگری» و «عملیات تروریستی» تمییز قائل شد.

دوم- اولین کشور منطقه بود که با اعزام نماینده‌ای ویژه، شورای حکومتی عراق (متشکل از رهبران احزاب سیاسی، ملی و مذهبی) را به عنوان نهاد مدریتی عراقی به رسمیت شناخت.

سوم ـ ضمن کمک به رهبران عراقی برای برقراری امنیت، از روند سیاسی و فعال شدن سازمان ملل متحد در عراق حمایت کرد و همواره یکجانبه‌گرایی کاخ سفید در عراق را مطرود دانست.

چهارم- با هدف اتخاذ مواضع مشترک منطقه‌ای و کمک به امنیت عراق و منطقه پایه‌گذار اجلاس‌های منطقه‌ای وزرای خارجه همسایه عراق شد.

پنجم- در حالی که کمتر کشوری به فکر مردم عراق بود، در عرصه‌های مختلف بازسازی عراق، ارسال سوخت (نفت و...) و برق مورد نیاز مردم در مناطق شمالی، میانی و جنوبی را به سرعت عملیاتی ساخت.

ششم- روابط دیرینه مردمی دو کشور را سامان داد.

این موارد در شرایطی انجام گرفت که آمریکا با برخورداری از حدود 140 هزار نیروی نظامی چندملیتی و بزرگ‌ترین سفارتخانه خارجی در بغداد، موفق به برقراری امنیت و کمک به بازسازی این کشور نشده و بیش از آنکه نگاهش معطوف به مردم و رهبران عراقی باشد، درصدد حل مشکل رژیم صهیونیستی، اعمال رفتار هژمونیک و کنترل بر هارتلند جهان معاصر (خلیج ‌فارس و خاورمیانه) است.

چرایی مذاکره

در خصوص رفتارشناسی آمریکا در عراق و ارزیابی عملکرد این کشور، گزارش اخیر بیکر ـ همیلتون بهترین گواه است؛ این گزارش 79 راهکار را برای برون‌رفت از مشکلات آمریکا در عراق ارائه می‌دهد و تاکید می‌کند: اوضاع در عراق رو به وخامت است و این وضع سبب شده که برای آمریکا گزینه‌های کمتری باقی بماند. سیاست باقی‌ماندن سربازن آمریکایی در عراق کارایی ندارد و در نهایت باید سیاست جدیدی جایگزین راهبر کنونی شود.

در نتیجه گزارش بیکر ـ همیلتون و اعتراف به شکست سیاست‌های نومحافظه‌کاران آمریکایی در عراق و شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات پارلمانی این کشور از یک سوی و تایید رفتار منطقی و سازنده جمهوری اسلامی ایران در تحولات عراق از سوی رهبران عراقی، پیوندهای دیرین مبارزین دیروز «عراق» و رهبران سیاسی «امروز» این کشور با جمهوری اسلامی ایران، میهمان‌نوازی 2 میلیون عراقی در دوران حکومت صدام (در سالیانی که این حکومت مورد حمایت آمریکا و غرب بود و به موضوع حمایت از معارضه توجهی نمی‌کردند)، عملکرد مثبت جمهوری اسلامی ایران در مخالفت با پدیده اشغالگری و حمایت از شأن و منزلت ملی و مذهبی رهبران و عزت مردم عراق در تمامی عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و... از سوی دیگر، منجر به این شد که رهبران عراقی از جمهوری اسلامی ایران درخواست کنند تا دو کشور جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در موضوع عراق و با حضور مقام‌های عالی دو کشور گفت‌گو کنند. مذاکره‌ای که هدف اصلی آن کمک به دولت و مردم عراق در برقراری امنیت و ثبات در این کشور است.

علاوه بر موارد فوق، برخی از دلایل چرایی مذاکرات سه‌جانبه جمهوری اسلامی ایران، جمهوری عراق و ایالات متحده آمریکا در بغداد عبارتند از:

الف) تغییر اولویت سیاسی خارجی آمریکا

نیکلاس برنز معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا در آستانه مذاکرات مذکور طی مقاله‌ای می‌نویسد: «اولویت سیاست‌های خارجی آمریکا تغییر کرده است. سال‌ها پیش اولویت سیاست خارجی آمریکا، اروپا بود. توجه آمریکا به اروپا از سال 1917 میلادی آغاز شد و اوج این توجهات در زمان ریاست جمهوری کندی و کلینتون مشهود بود. از آن گذشته، آمریکا در جنگ جهانی اول و دوم نیز نقش مهمی را ایفا نموده و به کمک شورهای اروپایی شتافت. در آن زمان ما نیاز به برقراری ثبات در اروپا داشتیم که پس از سال‌ها تلاش به این مهم دست یافتیم. پس از آن اولویت سیاست خارجی آمریکا متوجه بحران موشکی کوبا بود. اما اکنون دیگر اروپا یا آمریکای لاتین اولویت سیاست خارجی آمریکا نیست بلکه مهمترین اولویت در حال حاضر خاورمیانه است. اکنون خاورمیانه با چهار بحران جنگ عراق، لبنان، اسرائیل و ایران مواجه است که هر چهار مورد برای منافع ملی آمریکا اهمیت زیادی دارد و ادامه بحران در این منطقه به هیچ‌وجه به نفع آمریکا نیست. ایران بزرگترین کشور خاورمیانه است و هدف آن این است که قدرتمند‌ترین کشور خاورمیانه باشد. من مطمئن هستم که می‌توانیم از درگیری با ایران خودداری کنیم و ناظر موفقیت‌آمیز بودن راهبرد خود باشیم و تمام سناتورهای آمریکا نیز از آنچه ما در مورد ایران انجام می‌دهیم حمایت می‌کنند.»

ب) رویکرد چندجانبه‌گرایانه آمریکا

سیاست انعطاف‌پذیری آمریکا در دوران جنگ سرد در مواردی گره‌گشای مشکلات بود به نحوی که ژاپن و اروپای غربی علیرغم اینکه تحت سلطه کامل آمریکا نبودند ولی در تحولات بین‌المللی سیاست واحدی را با آمریکا به نمایش گذاشتند. ایالات متحده آمریکا یک سال پس از حضور نظامی خود در عراق به دلیل واقعیت‌های صحنه سیاسی و عملیاتی این کشور مجبور به قبول رویکرد چندجانبه‌گرایانه و در این راستا پذیرش قطعنامه 1546 شورای امنیت سازمان ملل متحد و مشارکت دیگر کشورها در روند تحولات این کشور گردید و اکنون نیز در مواجهه و ناکارآمدی طرح‌های سیاسی و امنیتی خود در عراق، واقعیت نفوذ قدرت منطقه‌ای و تاثیر مهم جمهوری اسلامی ایران بر تحولات منطقه‌ای را پذیرا گردیده است.

ج) نقش دموکرات‌ها در سیاست خارجی آمریکا

انتخابات مجلسین سنا و کنگره آمریکا در صحنه سیاسی و امنیتی عراق با تغییر چهره‌های اصلی نومحافظه‌کاران همانند زلمای خلیل‌زاد و ابی‌زید، و در داخل آمریکا با قربانیانی همچون رامسفلد و بولتون همراه بود و همچنین در نحوه تخصیص بودجه سالانه به عراق و اعزام نیروی نظامی بیشتر چالش‌های اساسی را ایجاد کرد تا جایی که باعث چرخش امور مربوط به ایران به سمت سیاست دموکرات‌ها که خواهان بکارگیری مذاکرات و جلوگیری از اقدامات نظامی در حل بحران‌های خاورمیانه بودند گردید. در حالیکه تا قبل از این آمریکا متاثر از تحریک رژیم صهیونیستی و برخی طرف‌های ذیربط خارجی از پذیرش جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی اجتناب می‌کرد و با سیاست‌های تهاجمی سعی در انزوا و حتی حذف ایران را داشت. می‌توان گفت که پذیرش گفتگو خط بطلانی بر کنار گذاشتن جمهوری اسلامی ایران در معادلات و اعتراف به پذیرش ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمند‌ترین کشور خاورمیانه ارزیابی می‌گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات