تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۵  ، 
کد خبر : ۴۴۵۵۶
ثبات‌سازی به فهرست ماموریت‌های ارتش آمریکا افزوده شد

دکترین نظامی جدید آمریکا


ارتش ایالات متحده با تدوین دکترین جدیدی که تبیین‌کننده خط‌مشی نظامی آینده آمریکاست با گسترش دامنه ماموریت‌های نظامی، اعاده ثبت به مناطق درگیر جنگ را به فهرست اهداف ماموریت‌های ارتش افزوده و آن را به لحاظ امنیتی معادل غلبه‌بر نیروهای متخاصم در کارزار جنگ قرار داده است.

به گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) با انتشار دکترین نظامی جدید این کشور، تدوین آن را ثمره تجربیات کسب شده در عراق و افغانستان ـ جاهایی که به‌رغم پیروزی‌های نظامی بدوی اعاده ثبات به روندی طولانی و دشوار تبدیل شد ـ دانسته است.

اگرچه این دکترین متضمن فاصله گرفتن پنتاگون از سیاستگذاری دولت بوش در زمینه ملت‌سازی است اما منتقدان این دکترین تاکید دارند که ارتش ایالات متحده فاقد توانمندی‌های لازم برای اجرایی کردن چارچوبی است که در دکترین جدید ترسیم شده است. این نوشتار فضا را به‌گونه‌ای ترسیم می‌کند که ارتش آمریکا در دوره مناقشات مزمن بیشتر ناچار به اقدام در کشورهایی با نهادهای ناکارآمد خواهد بود.

سرتیپ دوم ویلیام کالدویل، رئیس اداره عملیات ارتش آمریکا که پنجشنبه گذشته برای ادای توضیحاتی پیرامون این دکترین به کنگره رفته بود از آن به‌عنوان چارچوب عملیاتی ارتش طی 10 تا 15 سال آینده یاد کرد. به اعتقاد استراتژیت‌های ارتش آمریکا کسب موفقیت‌های نظامی در میدان جنگ برای تحقق اهداف آمریکا در جاهایی چون عراق و افغانستان کفایت نمی‌کند و سامان دادن شرایط اجتماعی در راستای اهدافی که آمریکا دنبال می‌کند به همان اندازه پیروزی در میدان جنگ اهمیت دارد.

در واقع دکترین جدید ارتش آمریکا تعریفی تازه از استعمارگری است چرا که براساس این دکترین ارتش آمریکا در کنار تلاش برای پایان دادن به فعالیت گروه‌های شبه‌نظامی مخالف اشغالگری با تمرکز بر تلاش برای به جریان انداختن روال عادی زندگی در کشورهای اشغال شده همگان با اقدامات فرهنگی درصدد شکل دادن فضای سیاسی و اجتماعی این کشورها برخواهند آمد.

هر چند گروهی از استراتژیت‌های ارتش ایالات متحده از این دکترین استقبال کرده‌اند لیکن تعدادی نیز آن را مغایر با تلاش‌های جاری برای تحول ماشین جنگی پنتاگون می‌دانند. براساس طرح اصلاح شیوه‌های جنگی، برنامه‌ای چند 10 میلیارد دلاری که قرار است ربات‌های جنگی را جایگزین نیروی انسانی کرده و مخاطراتی که متوجه نظامیان است را به حداقل برساند نقش عوامل انسانی در جنگ‌ها به حداقل کاهش پیدا می‌کند.

وقتی ایالات متحده در ابتدای سال 2003 میلادی به عراق حمله کرد دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت ایالات متحده و بسیاری دیگر از افسران ارتش از اهمیت سرعت دادن به برنامه به‌کارگیری سیستم‌های نظامی پیشرفته به‌جای روش‌های سنتی جنگ می‌گفتند. به اعتقاد آنها با توسعه این سیستم‌ها، حجم کوچکی از سربازان با همراهی ربات‌های هوشمند قادر به غلبه بر دشمنان ایالات متحده در کوتاه‌ترین زمان ممکن بودند. این عده اعاده ثابت به عراق پس از سقوط صدام حسین را دغدغه دومی می‌دانستند که نیروهای امنیتی عراق باید به آن بپردازند.

مشکلات ارتش آمریکا در تامین امنیت عراق موجب شد تا دیدگاه‌ها پیرامون چگونگی تدوین برنامه‌های نظامی برای رویارویی با چالش‌های آینده تا حدود زیادی متحول شود. سرهنگ مک‌مستر، فرمانده عملیات سرکوب گرو‌ه‌ها و تروریستی در شهرک تل‌افار در شمال عراق تاکید دارد اغراق در اهمیت فناوری‌های نظامی نوین و بی‌توجهی به تمهیدات نظامی و سیاسی برای تامین امنیت عراق و اعاده صلح بر این کشور پاشنه آشیل اقدامات آمریکایی‌ها در عراق بوده است.

او طی یادداشتی در نشریه بقا که توسط مرکز بین‌المللی مطالعات استراتژیک منتشر می‌شود تاثیر منفی تمرکز ارتش آمریکا بر فناوری‌های نوین جنگی به‌جای ایجاد تعادل بین مولفه‌های مختلفی که در کسب پیروزی دخیل هستند را مورد بررسی قرار داده بود. به اعتقاد او اشاعه این دیدگاه که فناوری‌های نوین جنگی چنان قدرتی به ارتش آمریکا می‌دهد که در سایه آن نیازی به تمرکز بر راهکارهای سیاسی برای کنترل شرایط جنگی در منازعات آتی نخواهد بود به عامل انحراف استراتژیست‌های ارشد آمریکایی تبدیل شده است.

رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در سایه تجربیات به دست آمده در عراق به افسران ارشد ارتش هشدار داده نباید شورش‌های عراق و افغانستان را غیر عادی و موارد خارج از القاعده تلقی کنند. او تاکید دارد جنگ‌های نامتقارن جدی‌ترین چالش فراروی ارتش آمریکا در سال‌های آتی خواهند بود و با استناد به یکی از گزارش‌های داخلی ارتش در سال 2005 به فرماندهان نظامی توصیه کرده بود ماموریت‌های اعاده ثبات را به همان اندازه منازعات نظامی جدی تلقی کنند.

دکترین نظامی جدید آمریکا برای پاسخگویی به این دغدغه تدوین شده است. این دکترین تصویری را ترسیم می‌کند که در آن ارتش باید برای مواجهه با شرایطی که ائتلاف‌ها تغییر یافته و عوامل پیچیده فرهنگی مدنظر قرار می‌گیرند آمادگی‌های لازم را کسب کند.

سایر اقدامات برای بهبود توانمندی‌های ارتش در این حیطه‌ها پیش از این انجام شده است. به‌عنوان مثال نحوه به خدمت گرفتن طراحان نظامی در حال تغییر است و تلاش می‌شود فرماندهان نظامی انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات