مقدمه:

آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی در پی ردصلاحیت گسترده و سلیقه‌ای نامزدهای اصلاح‌طلب و مستقل انتخابات مجلس هشتم با صدور نامه‌ای شدیداللحن و کم‌سابقه به وضع پیش آمده اعتراض کرد. در این نامه که خطاب به شیوخ اصلاحات به نگارش درآمده به خاتمی، هاشمی و کروبی هشدار داده شده است که در صورت مقاومت نکردن در برابر موج ردصلاحیت‌ها، آینده انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در معرض خطر قرار می‌گیرد.

متن این نامه بدین شرح است:

"> نامه آیت‌الله بیات به هاشمی، خاتمی و کروبی
تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰  ، 
کد خبر : ۴۴۵۷۷

نامه آیت‌الله بیات به هاشمی، خاتمی و کروبی

مقدمه:

آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی در پی ردصلاحیت گسترده و سلیقه‌ای نامزدهای اصلاح‌طلب و مستقل انتخابات مجلس هشتم با صدور نامه‌ای شدیداللحن و کم‌سابقه به وضع پیش آمده اعتراض کرد. در این نامه که خطاب به شیوخ اصلاحات به نگارش درآمده به خاتمی، هاشمی و کروبی هشدار داده شده است که در صورت مقاومت نکردن در برابر موج ردصلاحیت‌ها، آینده انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در معرض خطر قرار می‌گیرد.

متن این نامه بدین شرح است:


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

برادران ارجمند حضرات آقایان علمای اعلام و حجج‌السلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، کروبی و خاتمی ـ دامت‌ برکاتهم

السلام‌علیکم ـ در سال‌های پس از ارتحال امام امت ـ رحمت‌الله علیه ـ مدت‌ زمان زیادی است که اینجانب دیگر درگیری مستقیمی با کار سیاسی و دیوانی به‌ویژه در اشکال معهود و شناخته شده آن ندارم، اما به‌عنوان کسی که سال‌ها از نزدیک و در بخش‌های گوناگون با فعالیت سیاسی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم کرده و تا حدی مصالح و مضار آن و جهت‌گیری وقایع و حوادث درون آن را دیده است، همواره کوشیده‌ام تا هیچ‌گاه مصلحت مردم و انقلاب اسلامی را فرونگذارم و از در میان گذاشتن آنچه در این باب هم به ذهنم می‌رسد، دریغ نورزم. اکنون هم با توجه به همین دغدغه و از باب «‌«النصیحهلائمه‌الامور»‌» لازم دانستم تا چند موضوع را در باب انتخابات مجلس آتی و مسایل پیرامون آن با شما برادران در میان بگذارم. انقلاب اسلامی ما که اکنون در ایام سالگرد پیروزی آن هستیم، برآمده از دل وحدت مردم است و حفظ و حراست از آن هم جز به مدد لطف‌الهی و هوشیاری همین مردم میسر نبود. قصد ندارم که نقش رهبران، نخبگان و مدیران سیاسی و اجتماعی سی سال اخیر را در حفظ و حراست آن دست‌کم بگیرم، بلکه معتقدم شرط لازم پایداری انقلاب، حضور و آگاهی مردم است و واضح است که هر چیز منتفی به انتفای شرط لازم خویش است.

شما عزیزان بهتر از هر کسی واقفید که اگر بنا بود تصفیه‌حساب‌های گروهی و جناحی پس از امام ـ رحمت‌الله‌علیه ـ که در مقاطع مختلف و به‌نام‌هایی چون احراز صلاحیت، نظارت و امثالهم صورت گرفت، عامل بقای انقلاب و حفاظت نظام در برابر نااهلان باشد، که سال‌ها پیش انقلاب و نظام اسلامی مدفون شده بود و دیگر سراغ آن را می‌بایست در کتاب‌های تاریخ گرفت. چرا که چنین تنگ‌نظری‌هایی نتوانسته هیچ نظام و حکومتی را نجات دهد و وجود آن را تضمین کند. بالنتیجه، راز استمرار انقلاب و این نظام را باید در اراده مردم و خواست آنان جست. بنده به‌عنوان طلبه‌ای که در این ایام بیش از شما عزیزان با مردم و بدنه حوزویان و دانشگاهیان سروکار دارم، متذکر می‌شوم که به شدت این نگرانی هست که مردم به‌عنوان شرط حقیقی استمرار نظام اسلامی، به واسطه محدودیت و عدم تنوع سلایق و گرایشات نامزدهای انتخابات، عرصه را تنگ ببینند و نهایتاً از مشارکتشان در انتخابات کاسته شود؛ مسلماً همچنین چیزی فقط به‌نفع دشمنان انقلاب و مطابق خواست آنان است. در رای‌گیری‌های اخیر هم این موضوع ثابت شده که میزان مشارکت مردم نسبت مستقیمی با تنوع سلایق و تعداد کاندیداها دارد. به این‌ترتیب و بدون آنکه مقدمه‌ام از ذی‌المقدمه فربه‌تر شود، یادآوری مختصر چند مطلب را به حضور شما بزرگواران ضروری می‌دانم: روند تائیدصلاحیت‌ها و به اصطلاح مجعول و غیرفقهی «‌«احراز صلاحیت»‌» نیروهای مومن، متدین و علاقه‌مند به اسلام و نظام که متاسفانه هربار به حذف و کنار گذاشتن بی‌دلیل تعدادی از آنها منجر می‌شود، همچون دمل چرکین و به ظاهر کوچکی است که هر از گاهی سرباز می‌کند و یقین بدانید اگر جراحی اساسی نشود، عفونتش به سراسر پیکره انقلاب تسری خواهد یافت و شادابی‌اش را به خزانی بی‌مانند تبدیل خواهد کرد، به‌گونه‌ای که همگان حتی از بخاطر آوردن یاد آن هم گریزان خواهند بود.

کسانی هم که روزگاری می‌توانستند آن را درمان کنند، شرمسار اوقات و فرصت‌های از دست‌رفته خواهند بود. اکنون عرض بنده آن است که همگرایی و رایزنی اخیر شما سه بزرگوار در باب مسایل انتخابات، نقطه‌عطفی است که می‌تواند بسیاری از حقوق از دست‌رفته نامزدها را بازگرداند و مانع از آن شود تا نیروهای اساسی و اصیل انقلاب و نظام به بهانه‌های واهی ردصلاحیت شده و از صحنه کنار برود. کاش بتوان تصور کرد که در صورت آسیب‌ دیدن انقلاب به‌واسطه عدم‌اهتمام جدی و زیربنایی شخصیت‌های تاثیرگذار، تاریخ و نسل‌های بعدی چه قضاوتی درباره آنها خواهند کرد؟ شما سه بزرگوار از فقهای درس خوانده همین حوزه‌های دینی هستید که برخی به خود جرأت می‌دهند با استناد به شریعتش آبروی مومنی را بریزند و بی‌هیچ پشتوانه‌ای از عدم‌صلاحیت او سخن بگویند. آیا تعالیم رایج در حوزه‌های دینی ما چنین چیزی را برمی‌تابد؟ خدا می‌داند چقدر تلخ است که بگویم و تذکر دهم که اگر روند حذف نیروهای آبدیده و صلاحیت‌دار و سپردن امور به افراد کم‌تجربه و گاه نااهل به همین منوال ادامه پیدا کند و بخش‌هایی گسترده از جامعه نتوانند، به سهم خود، کرسی امور را تصاحب کنند. اگر چهره‌های تاثیرگذار انقلاب و نظام، پیشتاز مراقبت و صیانت از ثقلین نظام سیاسی یعنی جمهوریت و اسلامیت نباشند به زودی خواهند دید که روند حذفی در پیش گرفته شده دامان خودشان را هم خواهد گرفت، همانطور که نشانه‌هایی از آن را هم دیده‌ایم و دیده‌اید. آنهایی که در روندی از پیش حساب شده و با برداشت‌هایی من‌عندانفسهم، تلاش دارند تا جمهوریت و اسلامیت نظام را در تقابل با یکدیگر نشان دهند، همانها هستند که درپی حذف مدافعان توأمان جمهوریت و اسلامیت هستند؛ هر روز به رنگی و بهانه‌ای از گوشه‌ای ندای خلع‌لباس خاتمی بلند می‌شود تا در عرصه اجتماعی و سیاسی او را بر چرخ بنشانند؛ یکی سلسله جنبان حرکتی می‌شود که به نام مصالح نظام، نهایتاً پیری را از کنج مدرسه فقاهت و دیرمناعت، راهی خبرگان کنند که فقط و فقط با هاشمی بستیزند؛ این چنین است در مورد حق تضییع شده کروبی و هکذا در مورد نیروی‌های مومن و متدین کشور. بدون آنکه درپی ترویج و توصیه فرقه‌گرایی باشم، ضمن اعلام حمایت از رایزنی و همفکری شما سه بزرگوار، حاصل سخن بنده این است که امروز و در آستانه انتخابات مجلس و تائید صلاحیت‌ها، روز مباهله دو جانبه عقیدتی و سیاسی با کسانی است که درون‌مایه انقلاب‌اسلامی مردم ایران و اندیشه امام خمینی را درنیافته‌اند و اگر همین‌طور به پیش بروند، اندیشه قیم‌مآبانه و منحرف «‌«خلافت اسلامی»‌» را به ‌جای «‌«جمهوری ‌اسلامی»‌» خواهند نشاند. تجلی این مواجهه و مباهله شما در مقاطع حساس کنونی هم تلاش برای در صدر نشاندن حاکمیت مردم و نمایندگان طیف‌ها و سلایق گوناگون آنهاست، حتی اگر به مذاق عده‌ای خوش نیاید. قطعاً هم مستحضرید که ممکن است کسانی از همگرایی هاشمی، خاتمی و کروبی ناخرسند باشند و تلاش کنند تا به انحای مختلف آن را متوقف ساخته یا تحت‌الشعاع قرار دهند.

برخی انعکاس‌های خبری جهت‌دار از رایزنی‌های شما حاکی از چنین عصبانیتی است. اما تلاش‌ کنید تا به دوستداران انقلاب و امام و مجموعه‌های فکری و سیاسی اطراف خود تفهیم کنید که همفکری افرادی چون هاشمی، کروبی و خاتمی، همفکری برای تشکیل و ایجاد یک حزب، فرقه یا ائتلاف حزبی و جناحی نیست، بلکه حمایت از اندیشه اساسی «‌«جمهوری اسلامی»‌» در برابر اندیشه انحرافی «‌«خلافت اسلامی»‌» و صیانت از رای مردم در برابر خلافت مسلکان است؛ همگرایی برای احیای فقره‌های نادیده گرفته شده و صریح اندیشه امام راحل است که بارها و بارها با دخالت نظامیان در انتخابات مخالفت کرد، مجلس را به معنای تام آن در راس امور می‌دانست و از همان ابتدا تاکید کرد که «‌«جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.»‌» بر حجم این تلاش‌ها، رایزنی‌ها و تبادل‌نظرها بیافزایید تا خدای ناکرده شرایطی پیش نیاید که نیروهای توانمند و متعهد ناچار به کناره‌گیری جبری از فعالیت‌های انتخاباتی شوند که در آن صورت نتیجه آن به سود هیچ‌کس نخواهد بود.  

والسلام علی عبادالله الصالحین

قم، 12 بهمن 1386، 23 محرم‌الحرام 1429

اسدالله بیات زنجانی

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات