مازیار آقازاده
کسانیکه با روحیات سیاستمداران و دولتمردان آشنا هستند میتوانند به چند اصل و فصل مشترک در اکثر سیاستمداران و دولتمردان پی ببرند. یکم آنکه عموماً دولتمردان کلی سخن میگویند دوم آنکه غیرشفاف سخن میگویند و سوم آنکه بسیار زیاد فرافکنی میکنند و چهارم آنکه منویات و خواستههای خود را از زبان مردم با عباراتی کلی بیان میکنند. به واقع یکی از آفات جامعه سیاسی ایران در این امر نهفته است که سیاستمداران و دولتمردان آن و جسارت روبرو شدن با واقعیت را کمتر دارند و بیشتر سعی میکنند در فضای غیرشفاف و دوداندود سیر کنند. بسیار اتفاق میافتد که منویات یا خواستههای شخصی باندی یا گروهی تحت القاب و عناوین کلی و دهن پرکنی چون مردم، عدالت، دشمن و... پنهان میشوند تا به ظاهر موجهتر جلوه کنند. برای نمونه مصاحبه روز چهارشنبه محمود احمدینژاد با خبرنگاران را میتوان مصداق بارز این کلیگوییها، پنهان نمودن منویات با کلمات به ظاهر موجه و البته کلی در ظاهر دانست. یکی از تکنیکهای مصاحبه خبری یا سخنرانیهای آقای احمدینژاد این است که در مواجهه با سوالی که باب طبعش نیست ابتدا به انکار اصل قضیه میپردازد و سعی میکند به نوعی پرسشگر را از فلسفه اصلی پرسش دور کند به نحوی که اساساً پرسش فاقد وجاهت منطقی یا سیاسی جلوه کند این امر به ویژه در مصاحبه اختصاصی یا عمومی با رسانهها یا خبرنگاران خارجی نمود بیشتری مییابد. پس از این مرحله سعی میکند برای پاسخ دادن, خود از ابتدا سوال را به آن گونهای که میخواهد طرح کند و سپس پاسخ دلخواه خود را به آن سوال بدهد. در واقع اگر کسی در سی ماه گذشته مصاحبهها را مرور کرده باشد تقریبا میتواند شیوه پاسخگویی وی را به سؤالهای احتمالی حدس بزند: 1- انکار اصل سوال 2- طرح سوال دلخواه 3- پاسخ دادن به سوال در مسیر دلخواه. مصاحبه احمدینژاد نیز از این خصیصه تهی نبود. فرازهایی از پاسخهای وی به سوالات عینا چنین بود:
1- "اکثریت قاطع هیاتهای اجرایی مردم هستند و انتخابات ما مردمی است ناظرین بر انتخابات نیز از بین مردم انتخاب میشوند پس به واقع میتوان گفت انتخابات ما یک انتخابات کاملاً مردمی بوده. هست و همیشه خواهد بود".
این پاسخ احمدینژاد هم کلی است و هم در عینحال اشتباه هم نیست ولی با سایر مواضع و شعارهای وی منتاقض است از جمله:
اینکه احمدینژاد میگوید هیاتهای اجرایی و نظارت "از میان مردم انتخاب میشوند پس کاملاً مردمی هستند" از یک جنبه کاملاً صحیح است مثلاً کسی ادعا نکرده که این هیاتهای محترم (با عرض پوزش از عزیزان هیاتهای اجرایی و نظارت) از میان اتباع خارجی یا انسانهای فضایی یا مریخی و قس علی هذا هستند. لیکن بحث بر سر این است که این مردم ادعایی دارای چه گرایش فکری، چه پستهای سازمانی فعلی و سابق و مواردی از این قبیل هستند. با مطالعه احتمالی لیستهای هیاتهای اجرایی و نظارت مشخص میشود که تقریبا اکثریت قریب به اتفاق گرایش به جریان حاکم دارند و تنها تفاوت آنها در میزان غلظت گرایش آنان است. که عده زیادی گرایش شدید و افراطی دارند و عده قلیلی گرایش میانه یا معتدل. آیا افراد محترم هیاتهای اجرایی و نظارت آیینه تمامنمای ملت ایران هستند؟ آیا بیش از نود درصد مردم ایران گرایش محافظهکارانه دارند؟ اگر دارند چرا رییسجمهور در تیر ماه 84 با کشیده شدن انتخابات به دو دوم رای 73 از واجدان شرایط را بدست آورد؟ حال اگر انتخابات مرحله اول را محاسبه کنیم وضع به مراتب بدتر است و حدود 10 درصدی آرای واجدان شرایط رای به سبد احمدینژاد ریخته شد.
ـ آقای احمدینژاد مرتبا در صحبتها و سخنرانیهای خود از عدالت سخن میگوید و اساس حکومت خود را بر مبنای عدالت معرفی میکند. در اینباره دو پرسش اساسی قابل طرح است:
1. آیا مراد ایشان از عدالت شامل همه جنبههای آن از جمله عدالت سیاسی نیز میشود یا این که ایشان به عدالت هنگامی که در حوزه سیاسی مطرح میشود اعتقاد ندارد؟
آیا ایشان انتخاب بیش از 90 درصد بدنه هیاتهای اجرایی و نظارت را از یک گرایش فکری که در نهایت سخاوت 15 الی 20 درصد پایگاه اجتماعی دارند و دخیل ندانستن بیش از 80 درصد مردم در بدنه هیاتهای اجرایی و نظارت را با معیار عدالت سازگار میداند؟ مشاهده میفرمایید که در این یک فراز از سخنان وی چه میزان تناقض با مواضع قبلی، فعلی یا شعاری وی از سویی و کلیگویی از سوی دیگر میتوان یافت.
2. وی در فرازی دیگر از سخنانش چنین گفت: "کسی حق ندارد از قانون تجاوز یا عدول کند و همه باید مرز قانون را رعایت کنند" در این رابطه باید چند سوال از ایشان پرسید: آیا قانون برنامه چهارم توسعه جزء قوانین کشور نیست؟ اگر نیست که بحثی نیست و اگر هست چرا در بسیاری از موارد و به طرز وحشتناکی بودجههای سنواتی ردیفها و سیاستهایی مغایر و متضاد با این قانون دارد؟ از سوی دیگر رئیسجمهور پاسخ دهد که اقدام اخیر ایشان در رد صریح و آشکار قانون موضوعه مجلس شورای اسلامی و تأیید شده توسط شورای نگهبان و اعلام صریح آن طی یک نامه رسمی به رئیس مجلس با کدام یک از اصول قانون اساسی یا مواد قوانین عادی کشور مطابقت دارد؟ 3ـ احمدینژاد در فراز دیگری از اظهارت خود چنین گفت: "چه اصراری دارید افرادی که واجد شرایط نیستند را جلو بیاندازید و به قانون تحمیل کنید؟ چرا بعضیها میروند افراد فاقد شرایط را جلو میاندازند؟ کسی که شرایط قانونی ذکرشده را ندارد؟ و بعد از آن مطالبی مطرح میکنند و هزینه روی دست مردم میگذارند." در اینجا باز احمدینژاد منویات و نظرات خود را از زبان مردم بیان میکند و هزینه تحمیلی رد صلاحیتها را که به دوش جریان حاکم است به دوش مردم منتقل میکند. از سوی دیگر احمدینژاد به افراد فاقد شرایط اشاره میکند در اینجا هم مراد و منظور اصلی وی صرفا افراد فاقد شرایط از منظر مردم یا قانون نیست بلکه افراد فاقد شرایط از دیدگاه احمدینژاد و جناح اقتدارگراست که با عباراتی کلی و بدین شکل بیان میشود. در واقع اگر این چند جمله رییسجمهور را با مراد و منظور اصلی وی نوشته شود چنین میشود: "ای اصلاحطلبان! چه اصراری دارید افرادی را که ما دوست نداریم و از منظر ما واجد شرایط حضور در انتخابات مجلس نیستند را جلو بیاندازید و سعی کنید به حاکمیت تحمیل کنید؟ چرا اصلاحطلبان میروند افراد فاقد شرایط از نظر ما را جلو میاندازند؟ کسانی که باب طبع ما نیستند و شرایط مورد نظر ما را ندارند؟ و بعد از آن هم با مطالب و سخنرانیها و مصاحبههایی که میکنند کلی هزینه به دولت من تحمیل میکنند؟" به واقع اگر جملات فوق را با مراد و منظور اصلی گوینده بخواهیم بیان کنیم چیزی بهتر از جملات فوق نمیشود. در پایان با توجه به سخنان احمدینژاد پیشنهاد حقیر به اصلاحطلبان این است که در انتخابات بعدی حتما قبل از ثبتنام داوطلبان با احمدینژاد مشورت کنند!