سیدمحمدسعید حسینی
قرآن کریم درباره فرعون میفرماید او کسی بود که برای اعمال قدرت تداوم حاکمیت، قوم خود را تحقیر میکرد (و استخف قومه) و همچنین میان آنان اختلاف و درگیری ایجاد میکرد تا در سایه تفرقه میان مردم، به اهداف خود برسد. این روش البته مختص فرعون و محدود به یک دوره تاریخی خاص نیست، خوارکردن و تحقیرنمودن و ایجاد اختلاف داخلی میان مردم، یکی از شناختهشدهترین روشهایی است که قدرتهای ستمگر و مستکبر برای اعمال سلطه خود و تاراج سرمایههای مادی و انسانی، علیه ملتها در طول تاریخ به کار بسته و امروز نیز میبندد. قدرتهای شیطانی و ضدبشری ابتدا با شیوههای مستقیم و تهاجمات نظامی، آنان را از لحاظ فیزیکی «تسلیم» میکنند و آنگاه با رسوخ و نفوذ در هویت ملی و ویژگیهای فرهنگی، و استفاده از پیشرفتهترین روشها و به کارگیری دانشمندان و عالمان علوم مختلف به ویژه علوم انسانی، برای تهیکردن مردم تحت سلطه از هر چه نشانه هویت مستقل فرهنگی و شخصیت معنوی آنها است، تلاش میکنند. حربه تحقیر و تخفیف اینجا به میان میآید. آنان میدانند برای این که ملتی را مطیع و رام دست خود نمایند، باید بیش از هر چیز، هویت و تاریخ و فرهنگش را از او بگیرند، لذا ابتدا برتری خود (و امروز «برتری انسان غربی») را در قالب نظریههای علمی، تئوریزه و آنگاه با به کار گرفتن روشهای مختلف، به طور مستقیم و غیرمستقیم به ملتهای تحت سلطه تلقین میکنند که چیزی نیستند، گذشته تاریک و شرمآوری دارند که قابل اتکا و الگوبرداری نیست و اگر میخواهند از این پس در مسیر آدمشدن و متمدنشدن و سری در میان سرها درآوردن حرکت کنند چارهای ندارند جز اینکه واقعگرا! باشند و الگوها و استانداردهای سلطهگران را در همه ابعاد به عنوان الگوهای خود بپذیرند و خلاصه از «خود» و هر آنچه بوی «خودی» میدهد متنفر شوند و بگریزند و برای «مثل دیگری شدن»، گوی سبقت را از یکدیگر بربایند!
این بلایی بود که تقریبا از اوایل دوره قاجار بر سر کشور و مردم ما نیز نازل شد و در دوران رژیم پهلوی به اوج خود رسید. ایران طی این دوران به صورت جولانگاه سلطهگران زمانه و قدرتهای استعمارگر روس، انگلیس و بالاخره آمریکا درآمد و استکبار خارجی با همدستی مستبدان داخلی و دستپروردگان خود، ایران را به کشوری کاملا وابسته و اعتماد به نفس از دست داده مبدل کردند.
سرزمینی برخوردار از آن سابقه مدنیت و پیشینه تاریخی و آن همه مفاخر علمی و فرهنگی که در طول تاریخ به ویژه دوران پس از اسلام به جهان عرضه داشته بود، و ملتی با استعداد، باهوش و صاحب ذوق و برخوردار از قوه ابتکار در این دوران سخت تحقیر میشدند استکبار خارجی با همدستی استبداد و تحتتاثیر قراردادن عناصر روشنفکرمآب و اجرای برنامههای وسیع فرهنگی و فکری طی این دوران سیاه و طولانی، تلاش میکرد، روح نتوانستن و استیصال و ضعف را در همه عرصهها به جسم و جان این ملت تزریق نماید آنها میدانستند که «هویت ملی با فرهنگ شکل میگیرد» و برای سلب این هویت، حمله بیمحابا را بیش از هر جا به استقلال فرهنگی این ملک و ملت آغاز کرده بودند چرا که وقتی ملتی بیهویت شد و از نظر فرهنگی خود را وابسته به اجانب دید آن وقت راه برای سلطه تمامعیار آنها هموار میشود. آنان چنان وانمود میکردند و دنبالههای داخلی آنان چه کسانی که در راس حکومت بودند و چه عناصری که از نظر فکری مجذوب و مقلد بیچون و چرای غرب شده بودند، چنان القاء میکردند که: «علم تمدن و پیشرفت مختص به [ابرقدرتهاست] و آنان خصوصا غربیها و اخیرا آمریکاییها نژاد برتر هستند و دیگران نژاد پست و ناقص و ترقی آنان در اثر والانژادی آنان است و... به تعبیر دیگران آنان انسانهای تکاملیافته هستند و اینان در حال تکامل که پس از میلیونها سال به تکامل نسبی میرسند. پس کوشش برای پیشرفت بیفایده است و [ملتها] یا باید وابسته به سرمایهداری غرب باشند و یا کمونیسم شرق، به بیان دیگر ما از خود هیچ نداریم و باید همه چیز را از ابرقدرتها بگیریم، علم را، تمدن را، قانون را و پیشرفت را.» (امام خمینی(ره)، 12/6/62) و این چنین بود که یکی از روشنفکران و تئوریسینهای استبداد قاجار و پهلوی علنا و صریحا اعلام کرد که: «برای پیشرفت راهی نداریم جز آنکه از فرق سر تا ناخن پا غربی شویم» و یکی از فرماندهان نظامی و نخستوزیران دوره پهلوی، در اوج نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران، به عوض اینکه با توجه به جایگاه مهم و حساسی که داشت به دفاع از منافع ملی برخیزد و حرکت غیرتمندانه ملت و بعضی رهبران دینی و سیاسی را حمایت کند و آنان را دلگرمی و اعتماد بهنفس بخشد، وقیحانه و صریح از پشت تریبون مجلس اعلام کرد که: «ملتی که از ساختن لولهنگ (آفتابه) عاجز است، چگونه میتواند صنعت عظیم نفت را اداره کند؟!» و قیام مردم و توان متخصصان و مهندسان ایرانی را به باد استهزاء گرفت.
انقلاب اسلامی در واکنش به چنین اوضاع و احوالی و برای خط ابطالکشیدن به آن نظریات باطل و روحیه سلطهپذیری و کتمان خویشتن و پایاندادن به حاکمیت چنان حکومت و حاکمانی برپا شده و بدون تردید مهمترین دستاورد این انقلاب را ـ آن چنان که رهبر فرزانه انقلاب هم بر آن تاکید دارند ـ «رهایی کشور از بیماری سنگین و تاریخی استبدادپذیری» باید دانست.
معمار بزرگ انقلاب اسلامی با دمیدن روح آگاهی و اعتماد به نفس در کالبد ملت، نهضت عظیمی را برای احیاء هویت دینی و زندهکردن شخصیت ملی و معنوی مردم این سرزمین پایهگذاری و رهبری کرد. او که مردی از تبار پیامبر ختمی مرتبت بود با الهام از سیره آن رسول مرسل و تکیه بر مکتب اسلام، این چنین مردم مظلوم و تحت ستم ایران را خطاب قرار داد که: «اول باید باورتان بیاید که ما هم انسانیم، ما هم قدرت تفکر داریم... این قدرت در همه افراد بشر بهقوه هست... مهم این است که افکار شما آزاد شود، اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما میتوانیم مستقل باشیم، وابسته به غیر نباشیم خواهید توانست... مجتمع شوید و دست خیانت ابرقدرتان را از [مملکت] خود و خزائن سرشار آن کوتاه کنید و... به فرهنگ اسلام تکیه زنید، با غرب و غربزدگی مبارزه نمائید و روی پای خودتان بایستید و بر روشنفکران غربزده و شرقزده بتازید و هویت خویش را دریابید... بدانید که قدرت معنوی شما بر همه قدرتها چیره و... تمام قدرتها را درهم میشکند... نصرت کنید خدا را تا نصرت کند شما را...»
و به برکت این رهبری بود که ملت ایران خود را باور کرد، و هویت و فرهنگ خویش را احیاء کرد و صاحب رای و صاحب اراده شد، با وجود همه موانع و سنگاندازیهای دشمن، مسیر استقلال و آزادی را در پیش گرفت و در همه عرصهها با موفقیت به پیش رفت. در عرصه نظامی با دستهای خالی و تنها، هشت سال در برابر تهاجم وحشیانه و همهجانبه متجاوزان اجیرشده و حامیان ابرقدرت آنها ایستادگی کرد و بدون آنکه وجبی از خاک خود را از دست بدهد، دشمن را خوار و رسوای عالم کرد. در عرصه سیاسی، کشوری که روزگاری بازیچه بازیگران قدرتمند بود و با یک اولتیماتوم شفاهی از طریق سفیر یا کاردار خارجی، دست و پایش را گم میکرد و از صدر تا ذیلش از ترس به لرزه در میآمد امروز به قدرتی غیرقابل انکار تبدیل شده که نه تنها در منطقه نفوذ بیدلیل و تأثیری تعیینکننده دارد، بلکه در عرصههای جهانی و بینالمللی درحالی که دشمنان علیه او متحد میشوند و گروههای 1+5 و... تشکیل میدهند و شورای امنیت را علیه ایران بسیج میکنند، بدون ذرهای عقبنشینی از اصول و آرمانهایش، حرف خود را به کرسی مینشانند و شجاعانه از حقوق مسلم خود دفاع میکنند و... اما مهمتر از همه کشوری که روزگاری مسخره میشد که نمیتواند حتی «آفتابه» بسازد، امروز باز برخلاف خواسته دشمنان در عرصههای مختلف علمی و صنعتی به طور شتابنده در مسیر نوآوری و خودکفایی حرکت میکند و مسئولان و ملت ایران خوب میدانند که امروز «حرکت علمی برای کشور ما یک ضرورت مضاعف است» و به قول مولای متقیان(ع): «العلم سلطان، من وجده صال و من لم یجده یصال» «علم اقتدار است، هر کس آن را به دست آورد، میتواند غلبه کند و هر کس از آن بیبهره باشد، بر او غلبه میکنند» به همین دلیل با تکیه بر روحیه خودباوری، هر روز در این عرصه دست به کشف و اختراعی تازه میزنند و دل دوستان را شاد و خاطر دشمنان را نگران و هراسناک میسازند... اما از دشمن دیگر کاری ساخته نیست. کار از کار گذشته و ایران انقلابی از بسیاری از خط قرمزها گذشته و حریمهای ممنوعه را شکسته، و ایران با پیشرفتهای خود اینک جزء «باشگاه اتمی»، «باشگاه فضایی» و... درآمده است و دشمن مثل آقای مک کورمک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به پیروزیها و احداث مرکز جدید فضایی از سوی ایران که حداکثر میتواند آن را «در مدار اقدام آزاردهنده»! تلقی کند.
ملت ایران راه خود را پیدا کرده و به پیش میرود... هر چند که از آغاز پیروزی انقلاب کسانی بوده و هستند که به قول دکتر شریعتی عوضبگیر هستند، از درک حقایق عاجزند و آنچه را هست نمیبینند و آنچه را نیست میبینند و هنوز رسوبهای گذشته از ذهنشان پاک نشده و روحیه مقهور خارجیبودن دست از سر آنها برنداشته است و جالب اینجاست که دشمنانی که از پیشرفتها و اقدامات انقلابی و موفقیتآمیز ایران ناراحت و عصبانی میشوند، از این جماعت حمایت میکنند و سعی دارد به لطائفالحیل آنان را به عنوان الگوهای فکری و سیاسی و نمادهای فرهیختگی و روشنفکری در اذهان جا بیاندازند عناصری که جانمایه و ترجیعبند همه نظرات و نق و نوقهایشان القای نتوانستن است تا آنجا که همین اواخر طی بیانیهای از آمریکا خواستار تعلیق از فعالیتهای هستهای ایران شدند! کسانی که اگر قرار بود به منطق آنها توجه شود، مثلاً در جنگ میخواستیم ایدههای آنان را عملی کنیم، اینک بدون اغراق نه از تاک نشانی بود و نه از تاک نشان و حتی خاک کشورمان را هم تقدیم متجاوزان میکردیم... برای این جماعت که یا از نظر قلبی بیمار هستند و یا از نظر فکری منحرف، کاری از دست کسی ساخته نیست، جز اینکه برای شفا بیماردلان دعا برای اصلاح منحرفان... شاید هنوز دیر نشده باشد و با بازگشت به آغوش ملت و همراهی و همگامی با انقلاب همچنان در خروش آنان، روسیاهی را در تاریخ به نام خود ثبت نکنند!